سیاسی

رقابت پنهان چین و آمریکا؛ جنگ ایران چگونه معادلات ژئوپلتیک جهانی را تغییر می‌دهد؟

تاریخ انتشار: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ساعت ۱۱:۱۵ کد خبر: ۲۱۳۲۲
در میانه تبادل پیام‌ها و فضای مبهم و تنش‌آلود بین ایران و آمریکا، عباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی به چین سفر کرده است. کشوری که رقابتی پنهان با آمریکا در پشت جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دارد و تلاش می‌کند تا...

خبرکده، امیرمحمد حسینی: تلاش‌های دیپلماتیک وزارت خارجه برای همراه‌کردن کشورها با مواضع ایران در مقابل آمریکا ادامه دارد. عباس عراقچی به پکن سفر کرده و با همتای چینی خود دیدار کرده است. در حالی که به تازگی آمریکا پالایشگاه‌های چینی که خریدار نفت ایران بوده‌اند را تحریم کرده و چین نیز اعلام کرده که این تحریم‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد. اما این فقط نشانه‌ای از رقابت پنهانی است که واشنگتن و پکن در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دارند. رقابتی پیچیده میان دو قدرت جهان که در آینده جنگ نیز اثر به‌سزایی دارد.

بنابراین، اگرچه نگاه‌ها عمدتاً به پیامدهای مستقیم جنگ برای خاورمیانه دوخته شده، اما واقعیت این است که این درگیری می‌تواند به یکی از نقاط عطف رقابت ژئوپلتیک قرن بیست‌ویکم تبدیل شود. رقابتی که از آب‌های خلیج فارس تا شرق آسیا امتداد دارد.

فرسایش آرام و تنش محدود

هرچند چین تاکنون تلاش مستقیمی برای پایان‌دادن به جنگ نداشته اما گفته‌شده که پشت پرده از تلاش‌های پاکستان برای میانجی‌گری حمایت کرده است. این نقش‌آفرینی پشت‌پرده از چشم آمریکا هم پنهان نمانده است. رییس‌جمهور آمریکا مدعی شده که ارتش این کشور یک کشتی حامل «هدیه‌ای محرمانه» به ایران را توقیف کرده است. اما چین این اظهارات را تکذیب کرده است که حاکی از تداوم محافظه‌کاری این کشور در روابط بین‌الملل است.

اما پرسش اساسی اینجاست که عراقچی در چین به دنبال چیست و در سناریوهای مختلف، چین چه رفتاری از خود نشان خواهد داد؟

در محتمل‌ترین تصویر کوتاه‌مدت، نه جنگ به پایان واقعی می‌رسد و نه صلحی پایدار شکل می‌گیرد. آمریکا به حملات محدود خود ادامه می‌دهد و بخشی از توان نظامی ایران را تضعیف می‌کند، اما تغییری بنیادین در موازنه ایجاد نمی‌شود. ایران همچنان قدرت اثرگذاری منطقه‌ای خود را حفظ می‌کند و تنش در سطحی کنترل‌شده باقی می‌ماند.

در این میان، چین ترجیح می‌دهد نقش تماشاگر محتاط را ایفا کند. پکن از یک‌سو روابط اقتصادی خود با تهران را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، از ورود مستقیم به تقابل پرهیز دارد.

نتیجه این وضعیت، نوعی فرسایش تدریجی نفوذ آمریکا است. فرسایشی که نه به شکل ناگهانی بلکه در طول زمان خود را نشان می‌دهد.

با این حال، همه‌چیز به تنگه هرمز گره خورده است. اگر ایران بتواند کنترل خود را بر تنگه هرمز حفظ کند و عبور از این آبراه حیاتی انرژی محدود بماند، اقتصاد جهانی می‌تواند خود را تطبیق دهد. اما در صورت گسترش تنش‌ها و ایجاد محدودیت‌های پایدار در عبور و مرور نفتکش‌ها، فشار بر بازارهای انرژی و متحدان آمریکا افزایش می‌یابد و این همان نقطه‌ای است که چین می‌تواند بیشترین بهره را ببرد.

فرصت طلایی پکن؟

در سناریویی پیچیده‌تر، چین به این جمع‌بندی می‌رسد که رویکرد محدود آمریکا نشانه‌ای از ضعف یا تردید است. در چنین شرایطی، پکن از موضع منفعل فاصله گرفته و به بازیگری فعال تبدیل می‌شود.

حمایت چین از ایران می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد؛ از کمک‌های لجستیکی و اطلاعاتی گرفته تا پشتیبانی دیپلماتیک در نهادهای بین‌المللی. این تغییر، نه‌تنها به ایران امکان می‌دهد فشار بیشتری بر آمریکا وارد کند، بلکه به شکل‌گیری یک محور قدرتمندتر میان چین، روسیه و ایران منجر می‌شود.

پیامد این وضعیت فراتر از میدان جنگ خواهد بود. اگر ایران در مدیریت تنگه هرمز به‌گونه‌ای عمل کند که جریان انرژی برای چین تسهیل و برای دیگران محدود شود، نظم تحریم‌ها به‌تدریج فرو می‌ریزد. کشورهای اروپایی و آسیایی که به انرژی وابسته‌ هستند، ممکن است میان امنیت اقتصادی و هم‌پیمانی سیاسی، گزینه اول را انتخاب کنند. این همان شکافی است که می‌تواند اتحادهای غربی را تضعیف کند. اتحادهایی که البته همین امروز هم تا حدی تضعیف شده‌اند.

آمریکا قدرت‌نمایی می‌کند؟

در نقطه مقابل، سناریویی وجود دارد که در آن آمریکا تصمیم می‌گیرد از وضعیت نیمه‌کاره خارج شود و با قدرت بیشتری وارد میدان شود. شکست مذاکرات می‌تواند واشنگتن را به سمت یک عملیات گسترده‌تر سوق دهد. عملیاتی با هدف تضعیف کامل توان نظامی ایران و کنترل کامل تنگه هرمز.

اگر این راهبرد موفق باشد و چین همچنان از مداخله مستقیم خودداری کند، آمریکا می‌تواند برتری خود را بازسازی کند. در این حالت، متحدان منطقه‌ای واشنگتن تقویت می‌شوند و پیام روشنی از بازدارندگی به جهان مخابره می‌شود.

اما این مسیر بدون هزینه نیست. چنین عملیاتی به منابع گسترده نظامی نیاز دارد و می‌تواند توان آمریکا را در دیگر نقاط حساس جهان، به‌ویژه شرق آسیا، کاهش دهد. حتی در صورت پیروزی، واشنگتن با چالش بازسازی توان نظامی و مدیریت پیامدهای اقتصادی مواجه خواهد بود.

احتمال رقابت مستقیم آمریکا و چین

پیچیده‌ترین و پرریسک‌ترین سناریو زمانی شکل می‌گیرد که هم آمریکا رویکردی قاطع اتخاذ کند و هم چین تصمیم بگیرد به‌طور فعال وارد میدان شود. در این حالت، جنگ ایران دیگر یک بحران منطقه‌ای نخواهد بود، بلکه به صحنه‌ای از رقابت مستقیم قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود.

چین می‌تواند با ارائه حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی به ایران و هم‌زمان افزایش فشار در مناطق حساسی مانند تنگه تایوان، آمریکا را در موقعیت یک چالش چندجبهه‌ای قرار دهد. چنین وضعیتی یادآور پیچیدگی‌های دوران جنگ سرد است، اما با ابعادی گسترده‌تر و بازیگرانی بیشتر.

اگر اختلال در تنگه هرمز در این سناریو طولانی‌مدت شود، پیامدها به‌شدت طولانی و اثرگذار خواهد بود و می‌توانند طیفی از از رکود اقتصادی جهانی گرفته تا شکل‌گیری بلوک‌های جدید قدرت را شامل شود.

حتی پیروزی نظامی آمریکا در چنین شرایطی نیز می‌تواند به بهای تضعیف موقعیت جهانی آن تمام شود.

تنگه هرمز؛ عامل تعیین‌کننده جنگ

در میان همه این سناریوها، عامل تنگه هرمز بیش از هر چیز دیگری تعیین‌کننده است. این گذرگاه باریک، نه‌تنها شریان حیاتی انرژی جهان، بلکه نقطه تلاقی منافع قدرت‌های بزرگ است. رییس جمهور آمریکا دو روز پس از آغاز عملیات برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام کرده که به دلیل مذاکرات با ایران این عملیات را به تعویق می‌اندازد. در حالی که عملیات منجر منجر به افزایش سطح تنش و درگیری شده بود. 

هرچند اختلال کوتاه‌مدت در این مسیر قابل مدیریت است، اما تداوم آن می‌تواند بازارهای جهانی را دگرگون کند و حتی اتحادهای سیاسی را از نو تعریف کند. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی به ابزاری برای تغییر موازنه ژئوپلتیک تبدیل می‌شود.

تا اینجا، محتمل‌ترین مسیر ادامه وضعیتی مبهم است؛ نه جنگی تمام‌عیار و نه صلحی پایدار. آمریکا به اقدامات محدود ادامه می‌دهد، چین با احتیاط پیش می‌رود و ایران همچنان یکی از بازیگران کلیدی معادله باقی می‌ماند.

اما این وضعیت ناپایدار، خود می‌تواند زمینه‌ساز تحولات بزرگ‌تر باشد. تجربه نشان داده که پایان‌های نیمه‌کاره، اغلب مقدمه‌ای برای بحران‌های طولانی‌تر و پردامنه‌تری هستند.

آنچه امروز در خلیج فارس جریان دارد، فراتر از یک جنگ منطقه‌ای، بخشی از رقابتی بزرگ‌تر است که می‌تواند شکل نظم جهانی آینده را تعیین کند.

منبع: خبرکده