به گزارش خبرگزاری خبرکده، اظهارات مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، درباره اصلاح روند تخصیص ارز، حذف رانتهای ناشی از ارز ترجیحی و جلوگیری از کمبود کالاهای اساسی در دوران جنگ، با واکنشهای متفاوتی از سوی مخاطبان خبرکده همراه شد. هرچند برخی کاربران از تلاش دولت برای مدیریت بازار و تأمین کالاهای ضروری قدردانی کردند، اما بخش عمده نظرات بر موضوعی دیگر متمرکز بود؛ اینکه «فراوانی کالا» زمانی معنا دارد که مردم توان خرید آن را نیز داشته باشند.
پزشکیان در سخنان خود تأکید کرده بود که ادامه روند گذشته در تخصیص ارز میتوانست کشور را در دوران جنگ با بحران تأمین کالاهای اساسی و حتی شرایطی شبیه قحطی مواجه کند. او همچنین از همکاری دستگاههای مختلف، بانک مرکزی و حمایتهای صورتگرفته برای جلوگیری از بروز کمبود کالا در بازار سخن گفت و تأکید کرد که مردم در این دوره با کمبود جدی کالاهای اساسی روبهرو نشدند.
در میان نظرات منتشرشده، تعداد محدودی از کاربران از عملکرد دولت دفاع کردهاند. یکی از مخاطبان با عبارت «خداقوت آقای رئیسجمهور محترم و صادق» از اقدامات دولت در مدیریت شرایط دشوار اقتصادی و جنگی تقدیر کرده است. این دسته از کاربران معتقدند حفظ جریان تأمین کالا در شرایط بحرانی، خود دستاورد مهمی محسوب میشود.
با این حال، بخش عمده واکنشها رنگ و بوی انتقادی داشت. بسیاری از کاربران معتقدند نبود کمبود کالا الزاماً به معنای موفقیت سیاستهای اقتصادی نیست، زیرا افزایش شدید قیمتها موجب شده بخش بزرگی از جامعه توان خرید کالاهای موجود را از دست بدهد. یکی از کاربران در واکنش به سخنان رئیسجمهور نوشته است: «دلیلش را میدانید؟ چون گرانی باعث شد مردم نتوانند بخرند، به همین سادگی.»
این نگاه در نظرات متعددی تکرار شده است. برخی مخاطبان بر این باورند که حذف ارز ترجیحی و تغییر سازوکار تأمین کالا، اگرچه ممکن است از بروز کمبود جلوگیری کرده باشد، اما در عمل به افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی منجر شده و فشار سنگینی بر خانوارها وارد کرده است. یکی از کاربران نوشته است: «ارز ترجیحی حذف شد و قیمت کالاهای اساسی چند برابر شد؛ بعد میگوییم خدا را شکر که قحطی نشد.»
محور اصلی انتقادها، کاهش قدرت خرید مردم است. بسیاری از کاربران تأکید کردهاند که در ارزیابی وضعیت بازار، صرف وجود کالا روی قفسهها کافی نیست و معیار اصلی باید توانایی مردم برای تهیه آن کالاها باشد. یکی از مخاطبان نوشته است: «کمبود حس نشد، اما نبود قدرت خرید کاملاً حس شد.» کاربر دیگری نیز با لحنی مشابه تأکید کرده است: «قدرت خرید را از بین بردید؛ حالا اینکه کالا در بازار فراوان باشد چه فایدهای دارد؟»
برخی کاربران نیز مستقیماً حذف ارز ترجیحی را عامل دشوارتر شدن شرایط زندگی اقشار ضعیف دانستهاند. از نگاه این گروه، سیاستهای اصلاحی دولت اگرچه ممکن است در سطح کلان اقتصادی توجیهپذیر باشد، اما در کوتاهمدت هزینههای سنگینی را به خانوارهای کمدرآمد تحمیل کرده است. یکی از کاربران خطاب به رئیسجمهور نوشته است: «حذف ارز ترجیحی باعث شده مردم حتی حداقلهای ضروری روزمره را هم نتوانند تهیه کنند.»
در کنار این انتقادها، تعدادی از مخاطبان نیز خواستار توجه بیشتر دولت به وضعیت اقشار آسیبپذیر شدهاند. آنها معتقدند مهار تورم و افزایش قدرت خرید باید در اولویت سیاستهای اقتصادی قرار گیرد. یکی از کاربران نوشته است: «فکری به حال قشر کمدرآمد کنید؛ گرانی و تورم کمر این اقشار را شکسته است.»
شاید تلخترین بخش نظرات، دیدگاه کاربرانی باشد که معتقدند خالی شدن سفره مردم، تفاوت چندانی با کمبود کالا ندارد. یکی از مخاطبان در واکنشی احساسی نوشته است: «وقتی کالا آنقدر گران است که مردم توان خریدش را ندارند، چه فرقی میکند که در بازار باشد یا نباشد؟ در هر دو حالت سفره مردم خالی است.»
در مجموع، فضای نظرات کاربران نشان میدهد که اگرچه بخشی از افکار عمومی از جلوگیری از کمبود کالا در شرایط جنگی استقبال میکند، اما دغدغه اصلی مردم همچنان معیشت و قدرت خرید است. بسیاری از مخاطبان معتقدند موفقیت سیاستهای اقتصادی زمانی قابل لمس خواهد بود که علاوه بر تأمین کالا، امکان خرید آن نیز برای اقشار مختلف جامعه فراهم شود؛ موضوعی که به نظر میرسد همچنان مهمترین مطالبه اقتصادی کاربران از دولت به شمار میرود.
۲۹۲۲۱
