به گزارش خبرکده، همزمان با تلاش پیگیرانه جمهوری اسلامی ایران برای تحقق آتشبس کامل در لبنان و مشروط کردن هر توافقی با آمریکا برای پایان جنگ به مشمول شدن آتشبس در لبنان، برخی مقامهای لبنانی زبان به انتقاد از تهران گشودهاند.
جوزف عون، رئیس جمهور لبنان در اظهارنظری مدعی شد: «ایران از لبنان به عنوان اهرم فشار در مذاکرات خود با آمریکا استفاده میکند.» نواف سلام، نخستوزیر لبنان هم در اظهاراتی خطاب به مسئولان ایران گفت: «به مناطق جنوبی ما رحم کنید و دیگر با این مناطق و مردمش به عنوان مهره چانهزنی صرف برای بهبود موقعیت مذاکره خود رفتار نکنید.»
این اظهار نظر مقامهای لبنانی پس از آن صورت گرفت که حزبالله لبنان اعلام کرد آتشبس با اسرائیل را به شکل اعلام شده، یعنی بدون در نظر گرفتن خروج کامل نظامیان اسرائیلی از مناطق اشغالی، توقف کامل حملات در سراسر لبنان، بازگشت آوارگان و آزادی اسیران، نخواهد پذیرفت.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به اظهارات رئیس جمهور لبنان نوشت: «بر اساس اظهارات آقای عون، ظاهرا این ایران است که یک پنجم خاک لبنان را اشغال کرده، یک چهارم لبنانی ها را آواره کرده و کشور او را روزانه بمباران می کند. اگر لبنان برای ایران ابزار چانه زنی بود، ما مدت ها پیش به توافق رسیده بودیم. لبنان را از دست دشمن واقعی خود نجات دهید، آقای رئیس جمهور!»
مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در لبنان در گفتگو با خبرگزاری ایرنا؛ معتقد است که اظهارنظرهای مقامهای ارشد لبنانی همزمان با مذاکرات مستقیم با اسرائیل در واشنگتن، با هدف رساندن این پیام بیان شدهاست که با نمایش استقلال و مخالفت با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در لبنان، بتوانند امتیازهای بیشتری از اسرائیل بگیرند.
به اعتقاد امانی مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل به نتیجهای نمیرسد و صرفا به آینه عبرتی برای آیندگان تبدیل خواهد شد. سفیر پیشین ایران در لبنان معتقد است که مشروط کردن توافق ایران و آمریکا به آتشبس لبنان نشاندهنده فداکاری و جوانمردی ایران برای لبنان و همه مردم آن از همه طوایف است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرگزاری ایرنا را با مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در لبنان مطالعه میکنید.

سخنان مقامهای لبنانی علیه ایران سیگنال دیپلماتیک برای نمایش استقلال است
همزمان با تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای برقراری آتشبس در لبنان و مشروط کردن هرگونه توافق با آمریکا به توقف حملات اسرائیل در لبنان، مقامهای دولت لبنان اتهامزنیها را علیه تهران افزایش دادهاند؛ تا جایی که جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، مدعی شده است که ایران از لبنان به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف خود در مذاکرات استفاده میکند. میخواستم بدانم دلیل دقیق این اتهامزنیها به تهران چیست؟
لبنان همواره میدان روابط و منافع پیچیدهای بوده و اکنون این پیچیدگیها افزایش یافتهاست. طبق سهم و خاستگاهی که رئیسجمهور و نخستوزیر لبنان بر اساس تقسیم طایفهای قدرت در این کشور دارند، آنها در واقع به نوعی صرفا منافع بخشی از جامعه طایفهای لبنان را نمایندگی میکنند.
در شرایط فعلی، این دولت چنین تشخیص دادهاست که از طریق مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی میتواند از حملات این رژیم به لبنان جلوگیری کنند. در همین راستا، چند دور مذاکره انجام شدهاست. اظهارات آقای جوزف عون، رئیس جمهور و نواف سلام، نخستوزیر لبنان هم دقیقا همزمان با دورهای مذاکراتی که در واشنگتن برگزار شد، ایراد گردید. در واقع میتوان به طور قطع نتیجه گرفت که این اظهارنظرها، صرفا سیگنالدهیهای سیاسی برای اثرگذاری بر مذاکرات بود.
به نوعی این دو مقام مسئول لبنانی تلاش دارند به طرفهای خارجی این پیام را منتقل کنند که میخواهند مستقلانه و خارج از آنچه فشار ایران مینامند، تصمیمگیری کنند. این اظهارات بر اساس چنین باوری بیان شده است تا شاید بتواند تاثیرگذاری داشته باشد. یعنی اینکه دولت لبنان خوشبینانه امیدوار است با بیان اظهارات علیه ایران، طرف مقابل را قانع کند که در مذاکرات امتیاز بیشتر بدهد.
اما اتفاقاً رژیم صهیونیستی نگذاشت زمان زیادی از این اظهارنظرها بگذرد و روز شنبه به نیروهای ارتش لبنان حمله کرد و نشان داد که در تجاوزهای خود تبعیضی قائل نیست و همه لبنان فارغ از طوایف و گرایشها هدف هستند؛ به نظر میرسد که چنین هدفگیری کاملا عامدانه و با هدف رساندن پیام سیاسی انجام شدهاست چرا که این رژیم معمولاً در اهداف خود تلاش میکند ارتش لبنان را مورد هدف قرار ندهد تا اینگونه وانمود کند که صرفاً با حزبالله لبنان در حال جنگ است.
اعتقاد من این است که نباید خیلی روی این اظهارات مکث و تامل داشت؛ این حرفها صرفا تاکتیکی و با هدف جلب نظر قدرتهای خارجی است. به هر حال، با توجه به توازن قوایی که به نظر برخی از مسئولان لبنانی در کشور جریان دارد، آنها تشخیص دادهاند که شاید این اظهارات به برقراری آتشبس کمک کند؛ هرچند که ابطال این رویکردها همیشه خیلی سریع اثبات میشود.
تجربه مذاکرات مستقیم با اسرائیل به آینه عبرت برای آیندگان تبدل خواهد شد
واکنش افکار عمومی لبنان به این سخنان چیست؟ در حالی که اسرائیل به صورت مستمر در حال نابودسازی روستاها، آوارهسازی و کشتار مردم لبنان است مقامات رسمی این کشور به جای مقصر دانستن اسرائیل، حزبالله یا جمهوری اسلامی ایران را مانع آتشبس اعلام میکنند.
افکار عمومی لبنان نیز تابعی از تقسیمبندیهای طایفهای این کشور است، اما با نهایت اطمینان میتوان گفت که تمامی مردم لبنان ضد رژیم صهیونیستی هستند. سالها تبلیغ شده بود که ایران، لبنان را اشغال کرده، از نفوذ خود سوءاستفاده میکند، لبنان را پله و مستمسکی قرار داده یا آن را وجهالمصالحه خود کرده است؛ از این دست تبلیغات سالهاست که در لبنان علیه ایران صورت میگیرد.
اما افکار عمومی به علت نگرشی که نسبت به صهیونیستها دارند و آنها را دشمن میدانند، غالباً شاهد این بودهاند که ایران همواره تلاش کرده است رابطهای متوازن با همه طرفها و رابطه خوبی با دولت لبنان داشته باشد. با این حال، فشارها و ابزارهایی که دشمن صهیونیستی و آمریکایی علیه لبنان به کار میگیرند، گاه باعث میشود ملت لبنان نیز مانند سایر ملتها تجربههای مختلفی را از سر بگذراند.
به نظر من، این دوره و تجربه گفتگوی مستقیم لبنان با رژیم صهیونیستی، تجربهای است که باعث عبرت آیندگان خواهد شد؛ چرا که هماکنون نیز رژیم صهیونیستی هیچ توجهی به این موضوعات ندارد و صرفاً به دنبال دستآورد و تحقق اهداف خود در لبنان است.
آسیبهای اصلی جنگ متوجه شیعیان لبنان است
آیا فکر میکنید این مذاکرات اصلاً دورنمایی برای موفقیت داشته باشد؟
مفهوم آتشبس در لبنان با آنچه که ما در جنگ آمریکایی-صهیونیستی با ایران دیدهایم، متفاوت است. در لبنان، مفهوم آتشبس صرفاً به معنای توقف آتش نظامی تلقی نمیشود. مسافت در پرتاب آتش (عمق حملات متقابل) یکی از مقولههای مهمی بوده که اتفاقاً دو طرف همواره به آن پایبند بودهاند؛ یعنی حتی زمانی که رژیم صهیونیستی حملات خود را محدود به جنوب لبنان کرده بود، حزبالله نیز حملات خود را در شمال فلسطین اشغالی، دقیقاً متناسب با فاصله حملات رژیم صهیونیستی ادامه داد.
علاوه بر این، در لبنان ما موضوعی به نام اسرا را داریم که جزء مسائل مربوط به آتشبس است. همچنین موضوع اشغالگری در لبنان مطرح است؛ اتفاقاً در توافقی که به ظاهر در حال انجام بود یا موافقتی که در حال پردازش آن هستند، رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی خارج نمیشود و این یکی از نکات بسیار مهمی است که مخالفت بخش زیادی از جامعه لبنان را به همراه دارد. گرچه اکثر مناطق اشغالی شیعهنشین است و به طور طبیعی جامعه شیعه متضرر میشود.
با نگاهی به ترکیب طایفهای لبنان و تقسیمات جغرافیایی که به هر حال در هر کشوری وجود دارد، جنوب لبنان را اکثراً ساکنان شیعه تشکیل میدهند؛ بنابراین آنها متضرر اصلی این اشغالگری، موضوع اسرا، تخریب خانهها، آوارگی و شهادت و مجروحیت افرادشان هستند. بخش شیعه اکثریت و بیشترین خسارت را در این باره میبیند و به طور طبیعی اکنون در حال دفاع است و هزینه این دفاع را پرداخت میکند. دیگران نیز مشارکتهای جسته و گریختهای دارند، اما بار اصلی بر دوش شیعیان و دو حزب مهم آنها، یعنی حزبالله و جنبش امل است.
در هر صورت، موضوع آتشبس در لبنان و ایران تفاوت دارد. اما آنچه ایران بر آن اصرار ورزید، برخلاف معادلهای بود که نتانیاهو دنبال میکرد. معادله نتانیاهو این بود که مدعی میشد: «من در قبال توقف کامل عملیات حزبالله، بیروت را مورد هدف قرار نمیدهم». در این چارچوب، اسرائیل به خود حق میداد که حملاتش را در انواع و اقسام مختلف در مناطق دیگر لبنان، به ویژه جنوب این کشور ادامه دهد و ادعا کند که اینها عملیات امنیتی است و عملیات نظامی تلقی نمیشود.
بنیامین نتانیاهو قصد داشت این معادله را اعمال کند، اما با شرطگذاری ایران این امر محقق نشد؛ شرطی که یک کمک بسیار واضح، فداکارانه و از سر اخلاص نسبت به کل کشور لبنان و همه طوایف آن است. با این شرطگذاری ایران، معادلهای که نتانیاهو میخواست تحمیل کند، ناکام ماند. قطعاً کل مردم لبنان از این تجاوزهای رژیم صهیونیستی آسیب میبینند، اما آنچه در مرحله اول دیده میشود، جمعیت شیعه است که یکسوم جمعیت لبنان را تشکیل میدهد و بیشترین آسیب را تا به حال متحمل شده است.
مشروط کردن تفاهم با آمریکا به آتشبس لبنان فداکاری و جوانمردی ایران است
فکر میکنید واکنش افکار عمومی لبنان به این اقدام ایران چه باشد؟ به هر حال ایران، موضوع آتشبس، توقف حملات و عقبنشینی در لبنان را به عنوان بخشی از شروط خود برای پایان جنگ قرار داده است.
قطعاً مردم لبنان نسبت به این موضوع احساس همبستگی دارند، حمایت ایران را ارج مینهند، محترم میشمارند و آن را درک میکنند. ایران با این شرطگذاری در واقع توانسته است از قدرت نظامی و ظرفیت مذاکراتی خود به نفع لبنان استفاده کند، بدون اینکه وجهی یا مابازائی از لبنان مطالبه کند. اینکه ما این شرط را اضافه میکنیم، یک خدمت بدون چشمداشت است که جمهوری اسلامی بر اساس اهداف عالیه متبلور در قانون اساسی و اندیشههای بنیانگذار و رهبر معظم انقلاب اسلامی انجام میدهد. این اقدام به طور طبیعی انجام شده و مطمئن هستم که این جوانمردی مردم ایران، در آینده و در تاریخ لبنان قطعاً ماندگار و ثبت خواهد شد.
شما خودتان در دوره خدمتتان در بیروت با دولت فعلی همکاری و ارتباط داشتهاید. به هر حال ما شاهد هستیم که نوعی دیدگاه ضدایرانی در میان برخی از رهبران فعلی لبنان وجود دارد. فکر میکنید دلیل این امر چیست؟ آیا صرفاً به مسائل طایفهای محدود میشود یا اهداف دیگری نیز در میان است؟
من فکر میکنم فشارهای خارجی و وعدههای بیرونی باعث شده است که تحرکاتی اینچنینی علیه ایران در لبنان شکل بگیرد. قطعاً این رویکردها ماندگار نخواهد بود. به نظر من با کمی صبر، تحمل، آگاهسازی و حفظ ارتباطات میتوانیم بر این افکار (که به علت فشارها به عنوان راه حل در ذهن برخی مسئولان لبنانی شکل گرفته و به آن دل بستهاند) فائق آییم. قطعاً آینده نزدیک باعث خواهد شد که آنها در این نوع رفتارها تجدیدنظر کنند.
۳۱۵
به گزارش خبرکده، همزمان با تلاش پیگیرانه جمهوری اسلامی ایران برای تحقق آتشبس کامل در لبنان و مشروط کردن هر توافقی با آمریکا برای پایان جنگ به مشمول شدن آتشبس در لبنان، برخی مقامهای لبنانی زبان به انتقاد از تهران گشودهاند.
جوزف عون، رئیس جمهور لبنان در اظهارنظری مدعی شد: «ایران از لبنان به عنوان اهرم فشار در مذاکرات خود با آمریکا استفاده میکند.» نواف سلام، نخستوزیر لبنان هم در اظهاراتی خطاب به مسئولان ایران گفت: «به مناطق جنوبی ما رحم کنید و دیگر با این مناطق و مردمش به عنوان مهره چانهزنی صرف برای بهبود موقعیت مذاکره خود رفتار نکنید.»
این اظهار نظر مقامهای لبنانی پس از آن صورت گرفت که حزبالله لبنان اعلام کرد آتشبس با اسرائیل را به شکل اعلام شده، یعنی بدون در نظر گرفتن خروج کامل نظامیان اسرائیلی از مناطق اشغالی، توقف کامل حملات در سراسر لبنان، بازگشت آوارگان و آزادی اسیران، نخواهد پذیرفت.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در واکنش به اظهارات رئیس جمهور لبنان نوشت: «بر اساس اظهارات آقای عون، ظاهرا این ایران است که یک پنجم خاک لبنان را اشغال کرده، یک چهارم لبنانی ها را آواره کرده و کشور او را روزانه بمباران می کند. اگر لبنان برای ایران ابزار چانه زنی بود، ما مدت ها پیش به توافق رسیده بودیم. لبنان را از دست دشمن واقعی خود نجات دهید، آقای رئیس جمهور!»
مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در لبنان در گفتگو با خبرگزاری ایرنا؛ معتقد است که اظهارنظرهای مقامهای ارشد لبنانی همزمان با مذاکرات مستقیم با اسرائیل در واشنگتن، با هدف رساندن این پیام بیان شدهاست که با نمایش استقلال و مخالفت با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در لبنان، بتوانند امتیازهای بیشتری از اسرائیل بگیرند.
به اعتقاد امانی مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل به نتیجهای نمیرسد و صرفا به آینه عبرتی برای آیندگان تبدیل خواهد شد. سفیر پیشین ایران در لبنان معتقد است که مشروط کردن توافق ایران و آمریکا به آتشبس لبنان نشاندهنده فداکاری و جوانمردی ایران برای لبنان و همه مردم آن از همه طوایف است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرگزاری ایرنا را با مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در لبنان مطالعه میکنید.

سخنان مقامهای لبنانی علیه ایران سیگنال دیپلماتیک برای نمایش استقلال است
همزمان با تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای برقراری آتشبس در لبنان و مشروط کردن هرگونه توافق با آمریکا به توقف حملات اسرائیل در لبنان، مقامهای دولت لبنان اتهامزنیها را علیه تهران افزایش دادهاند؛ تا جایی که جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، مدعی شده است که ایران از لبنان به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف خود در مذاکرات استفاده میکند. میخواستم بدانم دلیل دقیق این اتهامزنیها به تهران چیست؟
لبنان همواره میدان روابط و منافع پیچیدهای بوده و اکنون این پیچیدگیها افزایش یافتهاست. طبق سهم و خاستگاهی که رئیسجمهور و نخستوزیر لبنان بر اساس تقسیم طایفهای قدرت در این کشور دارند، آنها در واقع به نوعی صرفا منافع بخشی از جامعه طایفهای لبنان را نمایندگی میکنند.
در شرایط فعلی، این دولت چنین تشخیص دادهاست که از طریق مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی میتواند از حملات این رژیم به لبنان جلوگیری کنند. در همین راستا، چند دور مذاکره انجام شدهاست. اظهارات آقای جوزف عون، رئیس جمهور و نواف سلام، نخستوزیر لبنان هم دقیقا همزمان با دورهای مذاکراتی که در واشنگتن برگزار شد، ایراد گردید. در واقع میتوان به طور قطع نتیجه گرفت که این اظهارنظرها، صرفا سیگنالدهیهای سیاسی برای اثرگذاری بر مذاکرات بود.
به نوعی این دو مقام مسئول لبنانی تلاش دارند به طرفهای خارجی این پیام را منتقل کنند که میخواهند مستقلانه و خارج از آنچه فشار ایران مینامند، تصمیمگیری کنند. این اظهارات بر اساس چنین باوری بیان شده است تا شاید بتواند تاثیرگذاری داشته باشد. یعنی اینکه دولت لبنان خوشبینانه امیدوار است با بیان اظهارات علیه ایران، طرف مقابل را قانع کند که در مذاکرات امتیاز بیشتر بدهد.
اما اتفاقاً رژیم صهیونیستی نگذاشت زمان زیادی از این اظهارنظرها بگذرد و روز شنبه به نیروهای ارتش لبنان حمله کرد و نشان داد که در تجاوزهای خود تبعیضی قائل نیست و همه لبنان فارغ از طوایف و گرایشها هدف هستند؛ به نظر میرسد که چنین هدفگیری کاملا عامدانه و با هدف رساندن پیام سیاسی انجام شدهاست چرا که این رژیم معمولاً در اهداف خود تلاش میکند ارتش لبنان را مورد هدف قرار ندهد تا اینگونه وانمود کند که صرفاً با حزبالله لبنان در حال جنگ است.
اعتقاد من این است که نباید خیلی روی این اظهارات مکث و تامل داشت؛ این حرفها صرفا تاکتیکی و با هدف جلب نظر قدرتهای خارجی است. به هر حال، با توجه به توازن قوایی که به نظر برخی از مسئولان لبنانی در کشور جریان دارد، آنها تشخیص دادهاند که شاید این اظهارات به برقراری آتشبس کمک کند؛ هرچند که ابطال این رویکردها همیشه خیلی سریع اثبات میشود.
تجربه مذاکرات مستقیم با اسرائیل به آینه عبرت برای آیندگان تبدل خواهد شد
واکنش افکار عمومی لبنان به این سخنان چیست؟ در حالی که اسرائیل به صورت مستمر در حال نابودسازی روستاها، آوارهسازی و کشتار مردم لبنان است مقامات رسمی این کشور به جای مقصر دانستن اسرائیل، حزبالله یا جمهوری اسلامی ایران را مانع آتشبس اعلام میکنند.
افکار عمومی لبنان نیز تابعی از تقسیمبندیهای طایفهای این کشور است، اما با نهایت اطمینان میتوان گفت که تمامی مردم لبنان ضد رژیم صهیونیستی هستند. سالها تبلیغ شده بود که ایران، لبنان را اشغال کرده، از نفوذ خود سوءاستفاده میکند، لبنان را پله و مستمسکی قرار داده یا آن را وجهالمصالحه خود کرده است؛ از این دست تبلیغات سالهاست که در لبنان علیه ایران صورت میگیرد.
اما افکار عمومی به علت نگرشی که نسبت به صهیونیستها دارند و آنها را دشمن میدانند، غالباً شاهد این بودهاند که ایران همواره تلاش کرده است رابطهای متوازن با همه طرفها و رابطه خوبی با دولت لبنان داشته باشد. با این حال، فشارها و ابزارهایی که دشمن صهیونیستی و آمریکایی علیه لبنان به کار میگیرند، گاه باعث میشود ملت لبنان نیز مانند سایر ملتها تجربههای مختلفی را از سر بگذراند.
به نظر من، این دوره و تجربه گفتگوی مستقیم لبنان با رژیم صهیونیستی، تجربهای است که باعث عبرت آیندگان خواهد شد؛ چرا که هماکنون نیز رژیم صهیونیستی هیچ توجهی به این موضوعات ندارد و صرفاً به دنبال دستآورد و تحقق اهداف خود در لبنان است.
آسیبهای اصلی جنگ متوجه شیعیان لبنان است
آیا فکر میکنید این مذاکرات اصلاً دورنمایی برای موفقیت داشته باشد؟
مفهوم آتشبس در لبنان با آنچه که ما در جنگ آمریکایی-صهیونیستی با ایران دیدهایم، متفاوت است. در لبنان، مفهوم آتشبس صرفاً به معنای توقف آتش نظامی تلقی نمیشود. مسافت در پرتاب آتش (عمق حملات متقابل) یکی از مقولههای مهمی بوده که اتفاقاً دو طرف همواره به آن پایبند بودهاند؛ یعنی حتی زمانی که رژیم صهیونیستی حملات خود را محدود به جنوب لبنان کرده بود، حزبالله نیز حملات خود را در شمال فلسطین اشغالی، دقیقاً متناسب با فاصله حملات رژیم صهیونیستی ادامه داد.
علاوه بر این، در لبنان ما موضوعی به نام اسرا را داریم که جزء مسائل مربوط به آتشبس است. همچنین موضوع اشغالگری در لبنان مطرح است؛ اتفاقاً در توافقی که به ظاهر در حال انجام بود یا موافقتی که در حال پردازش آن هستند، رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی خارج نمیشود و این یکی از نکات بسیار مهمی است که مخالفت بخش زیادی از جامعه لبنان را به همراه دارد. گرچه اکثر مناطق اشغالی شیعهنشین است و به طور طبیعی جامعه شیعه متضرر میشود.
با نگاهی به ترکیب طایفهای لبنان و تقسیمات جغرافیایی که به هر حال در هر کشوری وجود دارد، جنوب لبنان را اکثراً ساکنان شیعه تشکیل میدهند؛ بنابراین آنها متضرر اصلی این اشغالگری، موضوع اسرا، تخریب خانهها، آوارگی و شهادت و مجروحیت افرادشان هستند. بخش شیعه اکثریت و بیشترین خسارت را در این باره میبیند و به طور طبیعی اکنون در حال دفاع است و هزینه این دفاع را پرداخت میکند. دیگران نیز مشارکتهای جسته و گریختهای دارند، اما بار اصلی بر دوش شیعیان و دو حزب مهم آنها، یعنی حزبالله و جنبش امل است.
در هر صورت، موضوع آتشبس در لبنان و ایران تفاوت دارد. اما آنچه ایران بر آن اصرار ورزید، برخلاف معادلهای بود که نتانیاهو دنبال میکرد. معادله نتانیاهو این بود که مدعی میشد: «من در قبال توقف کامل عملیات حزبالله، بیروت را مورد هدف قرار نمیدهم». در این چارچوب، اسرائیل به خود حق میداد که حملاتش را در انواع و اقسام مختلف در مناطق دیگر لبنان، به ویژه جنوب این کشور ادامه دهد و ادعا کند که اینها عملیات امنیتی است و عملیات نظامی تلقی نمیشود.
بنیامین نتانیاهو قصد داشت این معادله را اعمال کند، اما با شرطگذاری ایران این امر محقق نشد؛ شرطی که یک کمک بسیار واضح، فداکارانه و از سر اخلاص نسبت به کل کشور لبنان و همه طوایف آن است. با این شرطگذاری ایران، معادلهای که نتانیاهو میخواست تحمیل کند، ناکام ماند. قطعاً کل مردم لبنان از این تجاوزهای رژیم صهیونیستی آسیب میبینند، اما آنچه در مرحله اول دیده میشود، جمعیت شیعه است که یکسوم جمعیت لبنان را تشکیل میدهد و بیشترین آسیب را تا به حال متحمل شده است.
مشروط کردن تفاهم با آمریکا به آتشبس لبنان فداکاری و جوانمردی ایران است
فکر میکنید واکنش افکار عمومی لبنان به این اقدام ایران چه باشد؟ به هر حال ایران، موضوع آتشبس، توقف حملات و عقبنشینی در لبنان را به عنوان بخشی از شروط خود برای پایان جنگ قرار داده است.
قطعاً مردم لبنان نسبت به این موضوع احساس همبستگی دارند، حمایت ایران را ارج مینهند، محترم میشمارند و آن را درک میکنند. ایران با این شرطگذاری در واقع توانسته است از قدرت نظامی و ظرفیت مذاکراتی خود به نفع لبنان استفاده کند، بدون اینکه وجهی یا مابازائی از لبنان مطالبه کند. اینکه ما این شرط را اضافه میکنیم، یک خدمت بدون چشمداشت است که جمهوری اسلامی بر اساس اهداف عالیه متبلور در قانون اساسی و اندیشههای بنیانگذار و رهبر معظم انقلاب اسلامی انجام میدهد. این اقدام به طور طبیعی انجام شده و مطمئن هستم که این جوانمردی مردم ایران، در آینده و در تاریخ لبنان قطعاً ماندگار و ثبت خواهد شد.
شما خودتان در دوره خدمتتان در بیروت با دولت فعلی همکاری و ارتباط داشتهاید. به هر حال ما شاهد هستیم که نوعی دیدگاه ضدایرانی در میان برخی از رهبران فعلی لبنان وجود دارد. فکر میکنید دلیل این امر چیست؟ آیا صرفاً به مسائل طایفهای محدود میشود یا اهداف دیگری نیز در میان است؟
من فکر میکنم فشارهای خارجی و وعدههای بیرونی باعث شده است که تحرکاتی اینچنینی علیه ایران در لبنان شکل بگیرد. قطعاً این رویکردها ماندگار نخواهد بود. به نظر من با کمی صبر، تحمل، آگاهسازی و حفظ ارتباطات میتوانیم بر این افکار (که به علت فشارها به عنوان راه حل در ذهن برخی مسئولان لبنانی شکل گرفته و به آن دل بستهاند) فائق آییم. قطعاً آینده نزدیک باعث خواهد شد که آنها در این نوع رفتارها تجدیدنظر کنند.
۳۱۵
