به گزارش خبرگزاری خبرکده، حجتالاسلام سیدهادی خامنهای برادر رهبر شهید در گفتوگویی درباره رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: برادر شهید ما، مرید امام بودند، زیرا امام جزو معدود اساتیدی بود که طلاب خود را به لحاظ اخلاقی نیز تربیت میکرد.
بنابر روایت جماران، درادامه گزیده سخنان برادر رهبر شهید را میخوانید:
* لااقل هفتهای یک بار با روشنفکران، دانشجویان و اساتید دانشگاه جلسه در منزل داشتند. برادر ما با مرحوم دکتر شریعتی رفیق بودند و ایشان در برخی از نوشتههای خود، از اخوی ما هم یاد کرده است. خانواده ما به استاد محمدتقی شریعتی به عنوان یک روحانی روشنفکر نیز علاقه زیادی داشت. اخوی شهید ما ضمن انجام مبارزات انقلابی، با طیفهای مختلف سیاسی مشهد اعم از جبهه ملی، نهضت آزادی و… و اعضای کانون نشر حقایق ارتباط داشتند و در جلسات شعر که با حضور افرادی از جمله دکتر شفیعی کدکنی و میرزازاده برگزار میشد نیز شرکت میکردند. حتی من یادم هست یکی از جوانان آن زمان، میگفت سیدعلی آقا بسیار تودلبرو است.
*اساسا تبلیغ دین و انقلاب، توسط دو دسته از افراد ممکن است؛ نخست کسانی که صرفا مباحث انقلاب را مطرح میکنند، بدون اینکه چیزی از خودشان داشته باشند. دوسته دوم اما کسانی اند که سرمایههای علمی خوبی دارند و میتوانند همان مباحث را به گونهای مطرح کنند که برای فضلا و دانشمندان نیز قابل قبول باشد. نوع عملکرد برادر شهید ما به عنوان یک حوزوی فاضل، از دسته دوم بود که باعث میشد مباحث انقلابی بهتر در اذهان جا بیفتد و مورد قبول دانشگاهیان قرار گیرد.
*در اوایل پیروزی انقلاب، برادر ما جزو معدود روحانیونی بودند که با روشنفکران تماس داشتند و ضمن انجام وظایف خود در دوران ملتهب ماههای نخست انقلاب، روابط خود با روشنفکران را حفظ کرده بودند و برای آزادی کسانی که به خاطر برخی سوءتفاهمات به زندان افتاده بودند، تلاش میکردند. خصوصا بعدها که دستگیریها افزایش یافت، شهید خامنهای در انتقاد به رفتار با روشنفکران، گزارشی را به امام نوشتند و امام به آقای فهیم کرمانی برای رسیدگی به این وضعیت دستور دادند و سپس در حضور مسئولانی از جمله سران سهقوه، گزارش حاصلشده را مطالعه کردند و بسیار ناراحت شدند و به بنده، دکتر هادی نجفآبادی و مرحوم دعایی که هر سه نماینده مجلس بودیم، ماموریت دادند که به مسئله زندانها رسیدگی کنیم. امام در دریافت گزارش از ما بسیار عجله داشتند و آیتالله خامنهای نیز در این مسیر با ما همراه بودند.
*قبل از انقلاب، اخوی شهیدمان و چند تن دیگر از اعضای خانواده ما، ممنوعالخروج بودیم و حتی امکان رفتن به کربلا را هم نداشتیم، چه برسد به روسیه! کسانی که این حرفها را میزنند، آنقدر احمق اند که حتی به چنین مواردی توجه نمیکنند.
*رهبر شهید بین ادامه تحصیل و خدمت به پدر، راه دوم را انتخاب کردند و خداوند هم جزای خیرش را به ایشان داد.
*ما هم مانند سایر مردم از خبر شهادت رهبری باخبر شدیم؛ در سحر ۱۰ اسفند در حال آمادهشدن برای خواندن نماز صبح بودیم که خبر شهادت ایشان را شنیدیم. این اتفاقی بسیار بیسابقه در جهان بود و هنوز معلوم نیست که ما چگونه باید با عاملین آن برخورد کنیم. این مسأله ارتباطی با مذاکرات ندارد و حتما باید برخورد لازم صورت گیرد؛ایشان عمدا خود را در معرض توطئه قرار نداده بودند، اما ابایی هم از این سرنوشت نداشتند. ضمن اینکه برای شخصیتی با چنان سابقه و پیشینهای، شهادت یک سرنوشت طبیعی بود.
*هنوز شرایط امنیتی اجازه دیدن خانواده برادرم را نداده است. خود من هم معتقدم نباید بیاحتیاطی کرد، زیرا نمیدانیم دشمن دقیقا چه تصمیماتی دارد. بنابراین، من هم اصراری برای ملاقات با اعضای درجه یک خانواده برادر شهیدم ندارم.
* آقا مجتبی تربیتشده پدرش است و تحصیلات قابل قبولی دارد. در طول مدت مسئولیت پدر، آقا مجتبی تمام مراحل را دیده و تجربه کرده و همین سرمایه بسیار خوبی است.
۲۹۲۲۱
