به گزارش خبرکده محمد عطریانفر به روزنامه اعتماد گفت:
*در عرصه سیاست، برخی توافقها پایان یک بحران و برخی دیگر آغاز مسیری تازه برای مدیریت بحران به شمار میآیند. به نظر میرسد تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن به احتمال زیاد از نوع دوم است. چرا که نه ایران از اصول و راهبردهای جدی خود دست کشیده و نه امریکا از تمامی اهداف و نگرانیهای خود عبور کرده است. از این رو، آنچه شکل گرفته اگرچه یک مصالحه نهایی نیست، اما تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش و گشودن پنجرهای به سوی گفتوگوهای گستردهتر به حساب میآید.
*بیش از چهار دهه اختلاف، بیاعتمادی و رقابت، شکافی عمیق در روابط دو کشور ایجاد شده است. چنین گسستی با یک توافق آتشبس، به طور کامل ترمیم نخواهد شد. با این حال، اگر اراده سیاسی لازم در هر دو طرف وجود داشته باشد، میتوان انتظار داشت روابط از مرحله تقابل مستقیم به مرحله ترک تخاصم و آغاز رقابت مدیریت شده و تعامل محدود اما هدفمند بینجامد.
*وجود اختلاف گسترده در دیدگاه صاحبنظران درباره مذاکرات ایران و امریکا، بخش قابل توجهی از تحلیلگران و ناظران مستقل معتقدند ارزیابی هر تفاهم باید به دور از فضای تبلیغاتی و سیاسی و بر اساس دستاوردهای عینی و قابل اندازهگیری صورت بگیرد.
*نخستین دستاورد مهم ایران در میان این منازعه طولانی مدت، تثبیت جایگاه برنامه هستهای صلحآمیز کشور در معادلات بینالمللی است. در حالی که در گذشته اصل وجود این برنامه محل مناقشه بود، امروز مذاکرات عمدتا بر سر سطح فعالیتها، چارچوب نظارتها و نحوه مدیریت اختلافات متمرکز است. این تغییر نشان میدهد که ایران توانسته بخشی از اهداف راهبردی خود را به واقعیتی معتبر و پذیرفته شده در عرصه بینالمللی تبدیل کند.
*دومین دستاورد را باید در کاهش خطر رویارویی مستقیم و مدیریت تنشهای امنیتی جستوجو کرد. بدیهی است هر زمان کانالهای دیپلماتیک فعال باشند، احتمال بروز بحرانهای پرهزینه برای طرفین و منطقه کاهش مییابند. لذا به باور من و از این منظر، حفظ روند گفتوگوها خود یک موفقیت سیاسی و امنیتی محسوب میشود.
*در حوزه اقتصادی نیز به هر میزان فشارهای تحریمی کاهش یابد و دسترسی به منابع ارزی و گشایش در تجارت خارجی تسهیل شود، خواه ناخواه به عنوان دستاورد عملی قابل قبول ارزیابی میشود. ولو اینکه بسیاری از کارشناسان میگویند این دستاوردها هنوز با سطح انتظارات اقتصاد ایران فاصله دارد، اما نمیتوان تأثیر آنها را بر ثبات نسبی بازار و کاهش عدم اطمینان اقتصادی نادیده گرفت.
از سوی دیگر، تداوم گفتوگوها بیانگر این واقعیت است که ایران همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی است و قدرتهای جهانی ناگزیر از تعامل و مذاکره با تهران هستند. این مساله نیز به عنوان سرمایه سیاسی و دیپلماتیک ارزشمندی برای کشورمان باید حفظ شود. با این حال، منتقدان، مهمترین مطالبه ایران یعنی رفع موثر تحریمها و ایجاد امکان بهرهمندی بلندمدت از مزایای اقتصادی توافقها را در گروی مذاکراتی میدانند که ثمربخش باشد و به ترک مخاصمه پایدار و ورود به عرصه همزیستی سیاسی مسالمتآمیز منجر شود. از این رو، قضاوت نهایی درباره هر تفاهم به نتایج حاصل از مذاکرات بستگی دارد.
*شکلگیری اجماع داخلی و حمایت نهادهای موثر از روند مذاکرات، قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده را افزایش میدهد و در نهایت، برای دستیابی به توافق مورد انتظار هرچه دامنه اختلاف محدودتر باشد، نتیجه مطلوب در دسترستر خواهد بود. هرچه دامنه اختلافات در مذاکرات گستردهتر باشد، احتمال دستیابی به توافق کاهش مییابد. بر این اساس، دور جدید گفتوگوها را میتوان فرصتی مهم برای تبدیل دستاوردهای سیاسی به نتایج اقتصادی دانست.
۱۷۳۰۲
