
گروه سیاسی: دوباره دو راهی جنگ و دیپلماسی در مسیر ایران و آمریکا قرار گرفته است. آمریکا با محاصره دریایی و اعلام جنگ اقتصادی، تلاش دارد تا به اهدافی که در جنگ ۴۰ روزه با ایران نرسید دست پیدا کند و در مقابل، احتمال حمله پیشدستانه ایران به دلیل افزایش فشارها محاصره دریایی بیشتر شده است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی تهدید حمله به اهداف اقتصادی مرتبط با آمریکا در منطقه را مطرح کرده است.
اما همزمان در این بحبوحه، عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان قرار است به تهران بیاید تا فرآیند میانجیگری را با شدت بیشتری دنبال کند.
بازگشت به نقطه صفر؟
مهلت ۶۰ روزهای که در چارچوب تفاهم میان ایران و آمریکا برای پیشبرد مسیر صلح و مذاکرات هستهای در نظر گرفته شده بود، در حالی به پایان رسید که نه اختلافات اصلی حل شده نه سازوکاری پایدار برای کاهش تنش شکل گرفت.
درگیری ۱۲ روزه و سپس استمرار تنشهای نظامی، عملاً فضای مذاکرات را از بین برد. حالا دیگر مسئله فقط اختلاف بر سر برنامه هستهای نیست بلکه کنترل و نحوه عبور کشتیها از هرمز، رفع محاصره دریایی، تحریمها، خسارتهای جنگ و آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه، به مجموعهای درهمتنیده از اختلافات تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، هر دو طرف روایت متفاوتی از وضعیت دارند. تهران بر مقاومت در برابر فشار تأکید میکند و واشنگتن مدعی است فشار نظامی و اقتصادی، ایران را به تغییر موضع وادار کرده است.
دونالد ترامپ مدعی شده که ایران خواستار مذاکره و توافق است، اما هنوز حاضر نیست توافقی که آمریکا مد نظر دارد را بپذیرد.
این در حالی است که ایران هرگونه مذاکره را رد کرده و این ادعاها را جنگ روانی و رسانهای میداند.
هرمز بسته است؟
تنگه هرمز اکنون به یکی از اصلیترین میدانهای رویارویی غیرمستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است. تفاهم اسلامآباد نیز به دلیل اختلاف و تأکید ایران بر مدیریت تنگه هرمز فروپاشید و درگیریها و محاصره دریایی دوباره آغاز شد.
حالا ایران میگوید عبور کشتیها باید با رعایت شرایط ایران انجام شود، در حالی که آمریکا از ایجاد مسیرهایی برای عبور نفتکشها با حمایت نیروی دریایی خود سخن میگوید.
اما در روزهای اخیر، گزارشهای متناقضی درباره حجم واقعی تردد منتشر شده است. آکسیوس به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داده که حدود ۴۰ نفتکش در یک شب از مسیر آبهای عمیق جنوبی هرمز عبور کردهاند و حدود ۱۶ میلیون بشکه نفت جابهجا شده است.
در مقابل، دادههای رهگیری آمار ارائه میکنند. رویترز بر اساس دادههای کپلر گزارش داده بود که در ۳۰ مرداد تنها هفت کشتی کالایی از هرمز عبور کردهاند. اما نکته اینجاست که این دادهها کشتیهایی را که فرستندههای خود را خاموش میکنند، ثبت نمیکنند؛ بنابراین هنوز روشن نیست چه میزان از ترددهای گزارششده با هماهنگی یا پذیرش ایران انجام شده و چه میزان از طریق مسیرهای مورد حمایت آمریکا و در خاموشی انجام شده است.
چراکه گزارشهای جدید از انتقال کشتیبهکشتی نفت در دریای عمان و استفاده از نفتکشهایی با فرستنده خاموش حکایت دارند. اگر این گزارشها صحت داشته باشد، به معنای کاهش اثرگذاری اهرم تنگه هرمز در آینده خواهد بود.
جنگ اقتصادی بر ایران اثر دارد؟
در همین زمان، واشنگتن در حال انتقال مرکز ثقل رویارویی از عملیات نظامی به فشار اقتصادی است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته است واشنگتن «سختترین تحریمهای تاریخ» را علیه ایران اعمال خواهد کرد و قرار است جزئیات آن اعلام شود. دولت ترامپ همچنین تهدید کرده است کشورهایی که به ایران در دسترسی به تجارت و شبکههای مالی کمک کنند، با پیامدهای اقتصادی روبهرو خواهند شد.
این رویکرد میتواند دامنه تحریمها را از نهادهای ایرانی به شرکتها، بانکها، واسطهها، خریداران نفت و حتی کشورهایی که به تجارت ایران کمک میکنند، گسترش دهد.
عباس عراقچی وزیر خارجه گفته که این صرفا طرحهای تکراری و شکستخورده آمریکا است.
اما اثر این فشارها در بازار ایران نیز قابل مشاهده است. نرخ دلار در بازار آزاد در روز یکشنبه به محدوده ۱۹۷ تا نزدیک ۲۰۰ هزار تومان رسید. تورم نیز همچنان رو به افزایش است و رییسجمهور بارها درباره مشکلات اقتصادی به دلیل ادامه شرایط جنگی هشدار داده است.
احتمال حمله پیشدستانه ایران
پاسخ ایران به این فشارها علامت سوال بزرگی را ایجاد کرده است. اینه ممکن است این بار ایران شروعکننده جنگ برای شکستن محاصره دریایی باشد یا نه.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار داده است اگر آمریکا اقدام تازهای علیه ایران انجام دهد، واکنش تهران «زلزلهوار» خواهد بود و کشورهای همسایهای که در جنگ اقتصادی علیه ایران مشارکت کنند، ممکن است هدف قرار گیرند.
او همچنین گفته است اگر فشار اقتصادی ادامه یابد، ایران میتواند اجازه خروج نفت از تنگه هرمز و حتی خلیج فارس را ندهد.
این مواضع نشان میدهد گزینه دیگری نیز روی میز قرار گرفته است و آن افزایش هزینه فشار برای آمریکا و متحدان منطقهای است.
در همین چارچوب، بحث هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکا در منطقه و زیرساختهای انرژی نیز بیش از گذشته در فضای سیاسی و رسانهای مطرح شده است. چنین اقدامی، اما، میتواند بحران را از جنگ اقتصادی به رویارویی مستقیم منطقهای تبدیل کند. خطری که احتمالاً یکی از دلایل تلاش همزمان واشنگتن برای حفظ جریان محدود نفت و جلوگیری از فروپاشی کامل مسیرهای انرژی است.
عاصم منیر آخرین کانال پیش از دور جدید تقابل؟
در چنین فضایی پاکستان نیز بار دیگر برای میانجیگری فعال شده است. سفر فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران نگاهها را به خود معطوف کرده است. چراکه او احتمالا حامل پیام رییسجمهور آمریکا خواهد بود.
این سفر همزمان با انتظار برای اعلام جزئیات بسته تحریمی جدید آمریکا انجام میشود. رویترز نیز هدف این سفر را ادامه رایزنیهای صلح و امنیت منطقهای و نقش پاکستان بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن توصیف کرده است.
اهمیت زمانبندی این سفر در همین نقطه است. اگر بسنت قرار است دوشنبه جزئیات تحریمهای جدید را اعلام کند، سفر منیر میتواند تلاشی برای فعال کردن دوباره مذاکرات پیش از ورود روابط ایران و آمریکا به مرحلهای جدید از تقابل و جنگ اقتصادی باشد. مرحلهای که ایران نیز نمیتواند در برابر منفعل و بیتفاوت باشد.
سه مسیر پیش روی تهران و واشنگتن
در کوتاهمدت، سه سناریو بیش از سایر گزینهها محتمل به نظر میرسد.
سناریوی نخست، بازگشت محدود به مذاکره است. یعنی پاکستان یا دیگر میانجیها بتوانند ابتدا بر سر موضوعات فوری مانند هرمز، محاصره دریایی و توقف اقدامات تحریکآمیز توافقی موقت ایجاد کنند و سپس پرونده هستهای و تحریمها را به میز مذاکره بازگردانند.
سناریوی دوم، تداوم جنگ اقتصادی بدون جنگ تمامعیار است. یعنی آمریکا تحریمها را تشدید کند و ایران نیز با فشار بر مسیرهای انرژی، عملیات منطقهای یا اقدامات بازدارنده پاسخ دهد. این سناریو میتواند وضعیت برزخگونه فعلی را طولانیتر کند.
سناریوی سوم، شکست کانالهای میانجیگری و تشدید نظامی است. یعنی اگر تحریمهای جدید با اقدام متقابل ایران در هرمز یا علیه منافع آمریکا و متحدانش همراه شود، یک چرخه جدید از حملات و پاسخ متقابل شکل گیرد.
فعلا هیچیک از دو طرف نشانهای از آمادگی برای پذیرش خواستههای اصلی طرف مقابل نشان نمیدهد. اما همزمان، هزینه ادامه این وضعیت نیز افزایش یافته است: برای ایران، فشار بر نفت، ارز و اقتصاد و برای آمریکا، هزینه حفظ محاصره و حضور نظامی و ریسک بیثباتی بازار انرژی.
از این منظر، سفر عاصم منیر بیش از آنکه صرفاً یک سفر دیپلماتیک باشد، میتواند آخرین راه برای تبدیل استراتژی جنگ اقتصادی به مذاکره وجود دارد یا تهران و واشنگتن وارد دور جدیدی از تقابل و رویارویی خواهند شد.
