در حالی که فدرال رزرو و وزارت خزانهداری آمریکا برای مدیریت بدهی ملی تلاش میکنند، یک خریدار جدید و غیرمنتظره در صحنه ظاهر شده است: استیبلکوینها. این توکنهای دیجیتال که با دلار پشتیبانی میشوند، نه تنها در حال تغییر سیستمهای پرداخت هستند، بلکه به طور فزایندهای به عنوان خریداران اسناد خزانه کوتاهمدت عمل میکنند. به گزارش CryptoSlate، هیتر تاربرت، رئیس Circle، در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ به کنگره گفت که قرار دادن زیرساخت دلار دیجیتال تحت قوانین آمریکا میتواند اثرات شبکهای پشتیبان از نقش جهانی دلار را تقویت کند. این شهادت، قانونگذاری استیبلکوین را به عنوان ابزاری برای دیپلماسی ارزی معرفی کرد.
نقش استیبلکوینها در شبکه خصوصی دلار
تاربرت خط فاصلی را میان زیرساخت خصوصی و ذخایر رسمی ترسیم کرد. او تأکید داشت که فناوری پرداخت نمیتواند جایگزین سیاستهای اقتصادی سالم شود و زیرساخت دیجیتال به تنهایی نمیتواند برتری دلار را حفظ کند. با این حال، استیبلکوینهای تحت نظارت میتوانند استفاده خصوصی از توکنهای دلاری را گسترش دهند، نحوه نگهداری ذخایر توسط ناشران را تغییر دهند و تقاضا برای اسناد خزانه کوتاهمدت را افزایش دهند.
بر اساس دادههای صندوق بینالمللی پول (IMF)، سهم دلار از ذخایر ارزی جهانی در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۵۷٫۱۳٪ رسید که نسبت به ۵۶٫۴۲٪ در سهماهه آخر ۲۰۲۵ افزایش داشت. اما این افزایش عمدتاً ناشی از اثرات نرخ ارز بود، نه پذیرش استیبلکوین. بانک تسویههای بینالمللی (BIS) برآورد کرده است که حدود ۹۸٪ از ارزش استیبلکوینها به دلار است که نشاندهنده تسلط دلار در بازارهای توکن خصوصی است.
قوانین جدید: GENIUS Act و CLARITY Act
قانون GENIUS Act که در ژوئیه ۲۰۲۵ تصویب شد، چارچوبی برای ناشران استیبلکوین ایجاد میکند که شامل ذخایر یکبهیک، بازخرید به ارزش اسمی، افشای اطلاعات، نظارت و انطباق با قوانین مالی است. تاریخ اجرای کلی این قانون ۱۸ ژانویه ۲۰۲۷ پیشبینی میشود. همچنین ممنوعیت گسترده ارائه استیبلکوین توسط ناشران غیرمجاز از ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۸ آغاز میشود.
قانون CLARITY نیز که توسط مجلس تصویب شده، به تخصیص صلاحیت نظارتی میان SEC و CFTC میپردازد. این قوانین میتوانند بازار داراییهای دیجیتال آمریکا را برای فعالیت آسانتر کنند و دامنه توکنهای دلاری تحت نظارت را گسترش دهند.
تأثیر بر بازار اسناد خزانه
ناشران استیبلکوین برای پشتیبانی از بازخریدها به داراییهای نقد نیاز دارند و اسناد خزانه این نیاز را برآورده میکنند. تحلیل کمیته مشورتی استقراض خزانهداری با استفاده از دادههای ناشران بزرگ تا سپتامبر ۲۰۲۵ نشان داد که اسناد خزانه ۵۳٪ از داراییهای تتر و سیرکل را تشکیل میدهند. میزان این اسناد از سال ۲۰۲۲ به میزان ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته است.
با این حال، حتی پس از این رشد، ناشران استیبلکوین کمتر از ۱٪ از کل اسناد خزانه را در اختیار دارند. کارکنان فدرال رزرو در آوریل ۲۰۲۶ ارزش بازار استیبلکوین را ۳۱۷ میلیارد دلار برآورد کردند که بیش از ۵۰٪ بالاتر از سطح اوایل ۲۰۲۵ بود.
تحلیل و پیامدها
- تقویت زیرساخت خصوصی دلار: قوانین جدید میتوانند کیفیت ذخایر را بهبود بخشند و اعتبار بازخرید را افزایش دهند. فدرال رزرو تأکید کرده است که USDC ذخایر باکیفیت برابر با بدهیهای خود دارد، اما USDT ذخایر باکیفیت حدود ۰٫۷۴ برابر بدهیها را گزارش کرده است. مقررات میتوانند این تفاوتها را کاهش دهند.
- ریسکهای سیستمی: هشدارهای BIS و فدرال رزرو نشان میدهد که پذیرش گسترده استیبلکوینها میتواند جایگزینی ارز خصوصی را تسریع کند، اثربخشی سیاستهای پولی را کاهش دهد، و سرمایهگذاری بازارهای نوظهور را به سمت اسناد خزانه آمریکا سوق دهد. یک فرار بانکی از یک ناشر بزرگ میتواند تنشها را به سیستمهای مالی محلی و بازارهای دلار کوتاهمدت انتقال دهد.
- جدایی از ذخایر رسمی: سهم ۵۷٫۱۳٪ دلار در ذخایر رسمی تصمیمات مستقل مدیران ذخایر را نشان میدهد و به عوامل بنیادی مانند اعتماد مالی، عمق بازار و نهادها بستگی دارد. استیبلکوینها نمیتوانند جایگزین این عوامل شوند، بلکه فقط دامنه خصوصی دلار را گسترش میدهند.
آینده استیبلکوینها و بدهی دولت
قوانین آمریکا میتوانند تعیین کنند که آیا استیبلکوینهای دلاری در یک سیستم نظارتشده رشد میکنند، چه پشتوانهای دارند و به کدام بازارها متصل میشوند. اما گسترش دامنه، کانالهای فرار، شکست عملیاتی و جایگزینی ارز را نیز بزرگتر میکند. تاربرت استدلال کرد که زیرساخت دیجیتال نمیتواند برتری دلار را به تنهایی حفظ کند. در نهایت، استیبلکوینها میتوانند دامنه خصوصی دلار را گسترش دهند و تقاضا برای کوتاهترین بدهی دولت را ایجاد کنند، اما سهم ذخایر رسمی همچنان به سیاستهایی بستگی دارد که اعتماد به خود دلار را حفظ میکنند.
این روند نشان میدهد که استیبلکوینها به طور آرام در حال تبدیل شدن به خریدار بدهی فدرال رزرو هستند، اما نه به عنوان جایگزین بانکهای مرکزی، بلکه به عنوان یک کانال جدید برای تأمین مالی کوتاهمدت دولت. تأثیر آن در حاشیه بازار اسناد خزانه محسوس است و با اجرای کامل قوانین جدید، میتواند بیشتر شود.
