موزههای ملی اسکاتلند گروهی از متخصصان را گرد هم آوردند تا استخوانها، دیانای و ترکیب شیمیایی دندانهای این مرد را بررسی کنند. نتیجه این پژوهش در نمایشگاه «اسکاتلند رومی؛ زندگی در حاشیه امپراتوری» به نمایش گذاشته خواهد شد؛ نمایشگاهی که از ۱۴ نوامبر ۲۰۲۶ تا ۱۸ آوریل ۲۰۲۷ برپاست.
به گزارش خبرکده به نقل از فرادید؛؛ این مرد در جنوب بریتانیا به دنیا آمده بود و صدها کیلومتر به سمت شمال، تا سواحل خور فورث سفر کرده بود. او بین سالهای ۱۴۰ تا ۱۶۵ میلادی، احتمالاً در اوایل دهه پنجاه زندگی خود درگذشت. موهایش تیره بود و بهتدریج خاکستری میشد. چشمهای قهوهای و خطوط اطراف آنها نیز نشانههایی از سن او بودند.

استخوانهایش حکایت از زندگی دشواری دارند. بینی او در مقطعی شکسته بود، اما شکستگی بدون مداخله پزشکی جوش خورده بود. در اطراف آرنج راستش نیز رشد غیرطبیعی و ضخیم استخوان دیده میشد که احتمالاً در نتیجه آرتریت عفونی ایجاد شده بود. این عارضه حرکت دست او را بهشدت محدود کرده بود.
به همین دلیل، او هنگام مرگ نمیتوانست شمشیر به دست بگیرد و احتمالاً سرباز نبوده است. باستانشناسان نمیدانند شغلش چه بوده، اما آثار ساییدگی روی دندانهای جلویی او سرنخی در اختیارشان گذاشته است. به نظر میرسد برای جبران ضعف دست راست، برخی اشیا را با دندانهایش نگه میداشته است.
این مرد یکی از چند فردی بود که در گورهای غیرمعمول اطراف دژ رومی اینورسک دفن شده بودند. گورهای متعلق به اسکاتلند در دوره سلطه روم چندان رایج نیستند و این مجموعه به دلیل دیگری نیز اهمیت دارد: از میان شش مرد بزرگسال دفنشده در این محل، چهار نفر پس از مرگ سرشان را از دست داده بودند.
باستانشناسان نمونههای مشابهی از این رسم را در نقاط دیگر بریتانیا نیز یافتهاند، اما یافتههای اینورسک نخستین نمونههای شناختهشده در اسکاتلند و از قدیمیترین نمونهها در سراسر کشور به شمار میروند. علت این رفتار هنوز روشن نیست و احتمالاً در دورههای مختلف تغییر کرده است. مجازات، باورهای مربوط به چگونگی مرگ افراد و ترس از ارواح، از جمله توضیحات احتمالی مطرحشده هستند.
جس تامپسون، متصدی موزههای ملی اسکاتلند، میگوید بررسی همزمان استخوانها و شواهد مربوط به زندگی افراد به پژوهشگران کمک میکند دریابند این مردان چه کسانی بودهاند و از کجا آمدهاند.
فریزر هانتر، متصدی ارشد موزه که سالها یافتههای مربوط به اینورسک رومی را بررسی کرده است، میگوید بازسازی چهره سرانجام به او امکان داده است تصویری ملموستر از مردمی پیدا کند که در آن منطقه زندگی میکردند. هرچند نمیتوان از بازسازی، چهره دقیق فرد را با قطعیت به دست آورد، هانتر معتقد است خانواده و دوستان این مرد احتمالاً شباهت او را در این تصویر تشخیص میدادند.
برای بازسازی چهره، گروههای مختلفی در گردآوری شواهد مشارکت داشتند. کارکنان موزه اسکلت را بررسی کردند. پژوهشگران دانشگاه دورهام پیشتر مطالعات ایزوتوپی را انجام داده بودند که به شناسایی محل رشد و زندگی دوران کودکی افراد کمک میکند. گروهی از دانشگاه یورک و دانشکده پزشکی هاروارد نیز دیانای باستانی او را بررسی کردند. در نهایت، کریس رین با استفاده از مجموع این دادهها چهره مرد را بازسازی کرد.
