به نقل از رکنا، در حالی به پایان اولین ماه پاییز نزدیک میشویم که هنوز خبری از واریز معوقات حقوق اردیبهشتماه بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تأمین اجتماعی نیست. پروندهای که قرار بود با آغاز پاییز بسته شود، همچنان در راهروهای کمبود نقدینگی و ناهماهنگیهای اداری خاک میخورد و بیش از ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار مستمریبگیر را چشمانتظار گذاشته است.
قولی که در روزهای پایانی مهر جا ماند
این بلاتکلیفی در شرایطی است که غلامحسین محمدی، سرپرست سازمان تأمین اجتماعی، پیشتر درباره زمان دقیق واریز معوقات اردیبهشتماه عنوان کرده بود:ما بهدنبال این هستیم که پرداخت معوقات اردیبهشتماه را در همین هفتههای آتی مهرماه انجام دهیم؛ سازمان برای تسویه آمادگی دارد اما نهایی شدن پرداخت به تصمیمات شبکه بانکی متصل است.
اما تقویم ورق خورد، ماه هفتم سال به روزهای پایانی رسید و از موعد وعدهدادهشده عبور کردیم، بیآنکه ریالی بابت مابهالتفاوت دومین ماه سال به حساب بازنشستگان بنشیند.
تیر خلاص اطلاعیه رسمی: «منتظر نمانید!»
ابهام زمانی به اوج رسید که روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی با صدور اطلاعیه رسمی پیرامون جدول پرداخت حقوق مهرماه اعلام کرد که پرداخت مستمریها از ظهر سهشنبه ۲۸ مهرماه آغاز میشود، اما در بند مربوط به مابهالتفاوتها نوشت:«در خصوص زمان پرداخت معوقات مابهالتفاوت مربوط به اردیبهشتماه نیز پس از تأمین منابع مالی مورد نیاز، متعاقباً اطلاعرسانی رسمی از طریق روابط عمومی سازمان انجام خواهد شد.»

این عبارت اداری و سرد، در ادبیات بازنشستگان تنها یک معنا دارد: تأمین اجتماعی هنوز منابع لازم را در اختیار ندارد و پرونده معوقه اردیبهشت حداقل در حقوق مهرماه بسته نخواهد شد. سازمان با این اطلاعیه عملاً مهر تأییدی زد بر اینکه واریزی فروردین در شهریورماه، تنها اقدام مقطعی بوده و تسویه ماه دوم همچنان در بنبست نقدینگی گرفتار است.
انتظار برای حقوقی که ۳۰ سال پیش پیشخرید شده است
بازنشستگان تأمین اجتماعی بارها تأکید کردهاند که آنچه مطالبه میکنند «کمکمعیشتی»، «پاداش» یا «یارانه دولتی» نیست؛ بلکه حاصل ۳۰ سال کسر ماهانه حق بیمه از دسترنج کارگری و کارمندی آنهاست. اینکه این قشر جامعه برای دریافت حق قانونی خود نه یک ماه و دو ماه، بلکه پنج تا شش ماه چشم به اخبار بدوزد، شأن و کرامت این جمعیت میلیونی را نشانه گرفته است.
در شرایطی که مبالغ مابهالتفاوت شاید برای محاسبات کلان دولتی ارقام خرد به شمار آید، اما برای خانوادهای با حداقل حقوق بازنشستگی، همین چند میلیون تومان هم میتوانست گوشهای از هزینههای سرسامآور دارو و درمان، اجارهبها یا شهریه و ثبتنام فرزندان در آغاز سال تحصیلی را جبران کند.
وقتی ارزش پول دود میشود، طلب بازنشسته چه سودی دارد؟
پرداخت معوقات برای بازنشسته، «مطالبه حق» است نه تقاضای مساعده؛ اما بزرگترین فاجعه در این تأخیر چندماهه، «سقوط ارزش ریالی» این معوقات در سایه تورم مداوم و جهش قیمت کالاهای اساسی است.
آب رفتن قدرت خرید در گذر زمان:
مبلغی که اردیبهشتماه میتوانست کفاف خرید بخشی از سبد پروتئینی، چند قوطی داروی ضروری، یا چند کیسه برنج را بدهد، حالا پس از گذشت پنج ماه و در آستانه آبانماه، حتی نیمی از همان کالاها را هم پوشش نمیدهد. در علم اقتصاد، دریافت پول دیرتر از موعد مقرر در یک اقتصاد تورمی، به معنای «جریمه شدن طلبکار و پاداش به بدهکار» است. سازمان تأمین اجتماعی با تأخیر در پرداخت، بدهی خود را به نرخ ریالی ثابت تسویه میکند، در حالی که بازنشسته کالای مصرفی روزمرهاش را با تورم پاییز میخرد.
آسیب این تأخیرها صرفاً مالی نیست؛ بازی با تاریخها (از «شهریور» به «هفتههای بعد»، از «مهر» به «آبان»، و سپس حواله به «پس از تأمین منابع») آرامش روانی این افراد را هدف گرفته است. بازنشستهای که تمام عمر را با تکیه بر نظم اداری گذرانده، امروز باید در پیچوخم اخبار ضدونقیض به دنبال زمان واریز رقمی باشد که ماهها پیش باید در حسابش مینشست.
گرچه بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی و بدهی انباشته دولت به تأمین اجتماعی واقعیتی انکارناپذیر است، اما قربانی کردن ضعیفترین حلقه زنجیره یعنی مستمریبگیر برای جبران کسری منابع، ناعادلانهترین مسیر ممکن است. اگر قرار است واریزی اردیبهشت با افت ارزش فاحش در اواخر پاییز یا زمستان پرداخت شود، عملاً خاصیت گرهگشایی خود را از دست داده و به عددی نمادین و بیاثر در سفره خالی بازنشستگان بدل خواهد شد.
درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر ۱۲۵۹۳۴۰
