علی نیکویی، دکتری پژوهشهنر و کارشناسارشد تاریخ ایران باستان: پاییز در گاهشماری ایرانی تنها با دگرگونی رنگ برگها آغاز نمیشود، نامی نیز در میانه این فصل ایستاده است که قرنهاست با یکی از کهنترین لایههای فرهنگ ایرانی پیوند دارد؛ مهر.
شانزدهمین روز از ماه مهر، در گاهشماری سنتی زرتشتی، روزی است که نام روز و نام ماه یکی میشود و «مهرگان» را پدید میآورد، جشنی که در شمار مهمترین جشنهای سال ایرانی قرار داشته است.[i] مهرگان برخلاف آنچه ممکن است از نامش در نگاه نخست به ذهن برسد صرفاً جشن پاییز یا جشنی برای بزرگداشت مهر به معنای امروزیِ محبت نیست، پشت این نام «مهر» یکی از ایزدان مهم جهان ایرانی ایستاده است؛ ایزدی که با پیمان، راستی، داوری و پاسداری از نظم پیوند دارد و جایگاهی مهم در سنتهای دینی ایران باستان یافته است.[ii]
بااینهمه یک پرسش اساسی همچنان باقی است : «آیا مهرگان از آغاز بیتردید و به طور مستقیم جشنی در بزرگداشت مهر بوده است؟» پاسخ قطعی به این پرسش آسان نیست، نام مهرگان از «مهر» و پسوندی که در نام برخی جشنهای مزدیسنایی نیز دیده میشود ساخته شده است و همزمانی آن با روز مهر از ماه مهر پیوند آن با این ایزد را بسیار پررنگ میکند؛ اما شواهد تاریخی اجازه نمیدهند با اطمینان بگوییم که این جشن از نخستین روز پیدایش خود چنین ماهیتی داشته است.
حتی این احتمال مطرح شده که پیوند مهرگان با مهر در جریان تحول گاهشماری و جذب برخی سنتهای دینی کهن در ساختار آیینی زرتشتی شکلگرفته باشد.[iii] از همینجا داستان مهرگان آغاز میشود، جشنی که در مرز میان آیین، گاهشماری، فصل و ایزد ایستاده است و برای شناخت آن باید پیش از هر چیز خودِ مهر را شناخت.
پیش از آنکه به جشن مهرگان برسیم باید نامی را بشناسیم که این جشن از آن گرفته است؛ نامی که در تاریخ زبان و دین ایرانی معنایی بسیار گستردهتر از آن دارد که امروز از واژه «مهر» در ذهن ما شکل میگیرد. نام مهر به واژهای هندوایرانی بازمیگردد که در صورتهای کهن خود با مفاهیمی چون قرارداد، پیمان، عهد، اتحاد و وعده پیوند داشته است، درباره معنای دقیق این واژه میان پژوهشگران بحثهایی وجود دارد، اما مفهوم پیمان و پیوند در شناخت شخصیت مهر جایگاهی اساسی دارد.[iv]
از همین رو مهر را نمیتوان تنها با معنای امروزی «محبت» توضیح داد؛ واژهای که در فارسی نو دامنه معنایی گستردهای یافته حامل خاطرهای بسیار کهنتر از روابط انسانی و اخلاق اجتماعی است. همین نکته ما را به یکی از رایجترین برداشتها درباره مهر میرساند «اینکه او را از آغاز و به طور ساده خدای خورشید بدانیم» بیتردید میان مهر و خورشید در سنتهای ایرانی پیوندی نیرومند وجود دارد و این ارتباط در دورههای مختلف تاریخی گسترشیافته است، اما فروکاستن شخصیت مهر به خورشید نمیتواند همه ویژگیهای او را توضیح دهد. تاریخ پژوهش درباره مهر نیز نشان میدهد که تعریف او صرفاً به عنوان ایزد خورشید برای تبیین جایگاه و کارکردهای این ایزد کافی نیست.[v]
برای شناخت دقیقتر مهر باید به یکی از مهمترین متون مربوط به او یعنی یشت دهم اوستا بازگردیم؛ در این سرود مهر ایزدی بیدار و نیرومند است که بر کردار آدمیان نظارت دارد و پیمانها را پاس میدارد، پیمانشکنان از خشم او در امان نیستند و کسانی که عهد خود را نگاه میدارند از حمایت او برخوردار میشوند[vi] اما قلمروی مهر به روابط فردی محدود نمیشود. در یشت دهم او با سرزمینها، سپاه، نبرد و پیروزی نیز ارتباط دارد.
مهر بر فراز جهان مینگرد از جایگاه خود بر رفتار مردمان آگاه است و در هنگامه جنگ نیز میتواند نیرویی یاریرسان برای کسانی باشد که پیمان را پاس داشتهاند.[vii] از همین رو مهر شخصیتی چندلایه دارد؛ ایزدی که هم با عهد و اخلاق پیوند دارد و هم باقدرت، داوری و نظم اجتماعی. در این تصویر پیمان صرفاً توافقی میان دو انسان نیست، شکستن عهد میتواند نظمی بزرگتر را مختل کند؛ نظمی که روابط انسانها، جامعه و حتی مناسبات میان نیروهای مینوی و جهان مادی را در برمیگیرد.
مهر در چنین ساختاری نگهبان پیوندهایی است که اگر گسسته شوند اعتماد و نظم نیز آسیب میبینند؛ پس اگر بخواهیم جایگاه مهر را در یک جمله خلاصه کنیم شاید دقیقتر باشد بگوییم «مهر در جهان ایرانی تنها با روشنایی و خورشید شناخته نمیشد، او پاسدار پیمان و یکی از نگهبانان نظمی بود که وفاداری، راستی و رعایت عهد در آن اهمیت بنیادی داشت.» شناخت چنین ایزدی معنای مهرگان را نیز دگرگون میکند. اکنون دیگر با نامی روبهرو نیستیم که صرفاً بر یکی از جشنهای پاییزی گذاشته شده باشد؛ پشت این نام سنتی دینی و اخلاقی قرار دارد که ریشههای آن به روزگار بسیار کهن بازمیگردد.
مهر را نمیتوان تنها در محدوده سنت ایرانی فهمید، نام و تصور این ایزد به دورهای بسیار کهنتر بازمیگردد؛ زمانی که هنوز شاخههای ایرانی و هندی از یکدیگر جدا نشده بودند. در سنت ودایی هند، میترا و در سنت ایرانی، میثره صورتهای همریشه یک میراث دینی مشترکاند.
هر دو با مفهومی بنیادین پیوند دارند که در جامعه هند و ایرانی اهمیت بسیار داشته است؛ «پیمان و نظمی که بر وفاداری به آن استوار میشود.»[viii] در ایران مهمترین تصویر از مهر را باید در اوستا جستوجو کرد بهویژه در یشت دهم که به مهر اختصاص دارد و از مفصلترین سرودهای اوستایی درباره یک ایزد است؛ مهر در این سرود موجودی نیرومند، بیدار و همهجا حاضر تصویر میشود؛ ایزدی که بر جهان و کردار مردمان نظارت دارد و پیمانشکنی را بیپاسخ نمیگذارد[ix] اما اهمیت او به رابطه میان افراد محدود نیست؛ مهر با سرزمین، سپاه، نبرد و پیروزی نیز ارتباط دارد و از این راه در حوزهای گستردهتر از زندگی دینی فرد حضور مییابد.
این ویژگیها نشان میدهد که مهر را باید در پیوند با نظم اجتماعی و اخلاقی فهمید؛ پیمان در جامعهای که روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تا اندازه زیادی بر عهد و وفاداری استوار بود مسئلهای صرفاً شخصی نبود. شکستن پیمان میتوانست اعتماد میان افراد و گروهها را از میان ببرد و به بینظمی بینجامد، از همین رو مهر در مقام نگهبان عهد، در نقطهای قرار میگیرد که دین و زندگی اجتماعی به یکدیگر میرسند.[x] چنین جایگاهی سبب میشود که تعریف مهر به عنوان «ایزد خورشید» تصویر کاملی از او به دست ندهد، خورشید و روشنایی در تحول تاریخی تصور مهر جایگاه مهمی یافتهاند، اما شخصیت او از همان ابتدا در شبکهای از مفاهیم دینی، اخلاقی و اجتماعی شکل گرفته است.[xi]
مهر نه فقط پدیدهای طبیعی را نمایندگی میکند و نه تنها در قلمروی آسمان حضور دارد؛ او با رفتار انسانها، عهدهای آنان، داوری درباره پیمانشکنی و حفظ نظمی که جامعه بر آن استوار است نیز سروکار دارد. از همینجا میتوان فهمید که چرا نام چنین ایزدی توانست بر یکی از مهمترین جشنهای تقویم ایرانی بنشیند، مهرگان تنها نام یک روز از سال نیست؛ نام آن ما را به جهانی بازمیگرداند که در آن پیمان، راستی و نظم اجتماعی، بخشی از ساختار دینی جهان به شمار میآمدند.
برای یافتن نخستین ردپای تاریخی مهرگان باید ابتدا جایگاه آن را در ساختار گاهشماری ایرانی شناخت، در نظام سالانه جشنهای مزداپرستان مهرگان در روز مهر از ماه مهر برگزار میشد؛ یعنی شانزدهمین روز از هفتمین ماه سال. همین همنامی میان روز و ماه مانند برخی جشنهای دیگر گاهشماری ایرانی مبنای نامگذاری جشن قرار گرفته است[xii] اما تاریخ مهرگان به همین تقویم محدود نمیشود. شواهد موجود نشان میدهد که برگزاری این جشن دستکم در دوره هخامنشی شناخته شده بوده است[xiii]
این نکته اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا نشان میدهد مهرگان را نمیتوان صرفاً محصول دورههای متأخر، روایتهای ادبی یا سنتهای ایران پس از اسلام دانست؛ ریشههای آن را باید در لایههای کهنتر فرهنگ دینی و تقویمی ایران جستوجو کرد. در همین نقطه نام جشن دیگری از تقویم هخامنشی وارد بحث میشود؛ «بَغَیادی» در تقویم هخامنشی ماه هفتم سال با نامی شناخته میشد که در برخی پژوهشها با پرستش «بَغ» یا ایزد مرتبط دانسته شده است، یکی از فرضیههای مطرح آن است که در این ماه جشنی برای مهر با عنوان «بَغَ میثره» برگزار میشده و بعدها در روند تحول تقویم و آیینهای زرتشتی این جشن با مهرگان پیوندیافته است.[xiv]
این دیدگاه بهویژه ازآنجهت جذاب است که در نیمه دوم سده پنجم پیش از میلاد زمان جشنهای فصلی پاییز با شانزدهم مهر همزمان شده بود و ازاینرو امکان پیوند یافتن یک جشن کهن هخامنشی با صورت متأخر مهرگان مطرح شده است؛ بااینحال اینجا باید در برابر وسوسه ساختن یک روایت قطعی مقاومت کرد! این دیدگاه فرضیهای پژوهشی است نه واقعیتی که بتوان آن را با اطمینان مسلم دانست. حتی تفسیر نام بَغَیادی و ارتباط مستقیم آن با پرستش مهر با نقدهای زبانشناختی روبهرو شده است[xv]
بنابراین آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که مهرگان جشنی کهن است که برگزاری آن در دوره هخامنشی شناخته شده بود، اما اینکه جشن هخامنشی بَغَیادی دقیقاً همان نیای مستقیم مهرگان بوده باشد همچنان در قلمروی فرضیه قرار دارد؛ همین احتیاط تصویر تاریخی مهرگان را جذابتر میکند. این جشن شاید حاصل یک سنت واحد و یکباره نبوده باشد، بلکه در مسیر تحول گاهشماری و آیینهای ایرانی لایههای گوناگونی بر آن نشسته و نام مهر سرانجام بر جشنی قرار گرفته که پاییز ایرانی را با یکی از کهنترین ایزدان این سرزمین پیوند میدهد.
مهرگان در آغاز جشنی یکروزه بود؛ دستکم شواهد موجود نشان میدهد که به این صورت احتمالاً تا اوایل دوره ساسانی نیز حفظ شده بود؛ اما دگرگونیهای پیاپی در گاهشماری ایرانی سرنوشت جشن را نیز تغییر داد. درنتیجه این تحولات، مهرگان به دو مناسبت جداگانه تقسیم شد که بعدها از آنها با عنوان مهرگان کوچک و مهرگان بزرگ یاد کردند، دو روزی که میانشان پنج روز فاصله بود[xvi] این دوگانگی را نباید صرفاً به معنای پیدایش دو جشن مستقل دانست، مسئله بیش از هر چیز به تغییرات پیچیدهای بازمیگشت که در طول زمان در ساختار گاهشماری ایرانی رخ داد، جشنهایی که در تقویمهای قدیم جایگاه مشخصی داشتند با جابهجایی نسبت تقویم با سال خورشیدی صورتهای تازهای پیدا کردند و گاه روز اصلی و روز افزودهشده در کنار یکدیگر قرار گرفتند[xvii]
در همین زمینه بیرونی گزارشی مهم درباره هرمزد یکم، شاه ساسانی نقل میکند. به روایت او هرمزد یکم مهرگان کوچک و مهرگان بزرگ را به یکدیگر پیوست و بدین ترتیب مهرگان به جشنی ششروزه تبدیل شد. این گزارش را باید در چارچوب روایت تاریخی بیرونی از سنتهای تقویمی ایران خواند، بااینحال با شواهدی که از گسترش جشنهای چندروزه در دوره ساسانی و پس از آن داریم همخوان است[xviii]
مهرگان در این مرحله دیگر تنها مناسکی دینی در میان پیروان آیین زرتشتی نبود، بهتدریج به مناسبتی تبدیل شد که میتوانست در فضای اجتماعی و درباری نیز حضور پررنگی داشته باشد. منابع تاریخی از پیوند مهرگان با دربار، ضیافت، هدیه دادن و حتی تقسیم پوشاک سخن گفتهاند، بیرونی گزارش میکند که فرمانروایان خراسان در این مناسبت برای سپاهیان خود پوشاک پاییزی و زمستانی فراهم میکردند؛ روایتی که نشان میدهد جشن در کنار وجه دینی با روابط اجتماعی و تشریفات حکومتی نیز پیوند خورده بود[xix]
درنتیجه مهرگان در گذر زمان از یک روز مشخص در تقویم به دورهای گستردهتر از جشن و آیین بدل شد؛ تحولی که تنها به افزایش شمار روزهای جشن محدود نماند، بلکه دامنه اجتماعی آن را نیز وسیعتر کرد. مهرگان اکنون میتوانست هم در فضای آیینی و دینی معنا داشته باشد و هم در دربار میان سپاهیان و در روابط اجتماعی. این تحول مهرگان را به یکی از نمونههای جالب ماندگاری یک جشن ایرانی در میان دگرگونیهای سیاسی و تقویمی تبدیل کرد، جشنی که شکل برگزاریاش تغییر یافت اما نام و جایگاهش در حافظه فرهنگی ایران باقی ماند.
اگر از منابع گوناگون درباره تاریخ مهرگان جستوجو کنیم ممکن است با تاریخهایی متفاوت روبهرو شویم، این تفاوت در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد، اما بخشی از پاسخ را باید در خودِ تاریخ گاهشماری ایرانی جستوجو کرد؛ تقویم ایرانی در طول دورههای مختلف ساختاری ثابت و یکسان نداشته و تغییرات آن نسبت ماهها و روزهای سال را با چرخه واقعی خورشید دگرگون کرده است[xx] در یکی از مهمترین تقویمهای ایران پیش از اسلام یعنی گاهشماری هخامنشی نام ماهها و ترتیب آنها با آنچه در دورههای بعدی میشناسیم یکسان نبود، بعدها با اصلاحات تقویمی بهویژه تغییرات مربوط به سال خورشیدی و جایگاه ماهها جشنهای کهن نیز نسبت تازهای با فصلها پیدا کردند؛ به همین دلیل نمیتوان تاریخ کنونی یک جشن را بدون توجه به صورتهای قدیمی تقویم بیواسطه به همه دورههای تاریخی تعمیم داد.[xxi]
مهرگان نمونه روشنی از این مسئله است، این جشن در تقویم سنتی زرتشتی در روز مهر از ماه مهر قرار داشت، اما جایگاه آن در چرخه فصلها در دورههای مختلف یکسان نماند. منابع مربوط به مهرگان از ارتباط آن با اعتدال پاییزی نیز سخن گفتهاند؛ زمانی از سال که طول روز و شب به یکدیگر نزدیک میشود. همین پیوند برای برخی پژوهشگران ازآنجهت اهمیت داشته که با مفاهیمی چون تعادل و برابری نیز قابل مقایسه دانسته شده است[xxii]
بااینحال نباید از این ارتباط تاریخی نتیجه گرفت که مهرگان از ابتدا و به طور دقیق «جشن اعتدال پاییزی» بوده است؛ چنین تعبیری تحولات چندصدساله تقویم ایرانی را نادیده میگیرد. دقیقتر آن است که بگوییم مهرگان در سنتهای تاریخی ایران با چرخه پاییزی و اعتدال پاییزی ارتباط یافته است، اما تاریخ دقیق آن در دورههای مختلف تحتتأثیر تحولات تقویمی تغییر کرده است.[xxiii] این نکته همچنین توضیح میدهد که چرا در بررسی مهرگان باید میان روز تقویمی جشن و جایگاه فصلی آن تفاوت گذاشت، ممکن است نام و جایگاه آیینی جشن حفظ شده باشد؛ اما در اثر جابهجایی تدریجی تقویم نسبت آن با فصل و نقطه اعتدال تغییر کرده باشد؛ بنابراین پاییزی بودن مهرگان را نباید تنها از روی نام ماه مهر یا تاریخ امروزی آن فهمید، پشت این جشن تاریخ پیچیدهای از تقویمهای ایرانی قرار دارد؛ تاریخی که نشان میدهد حتی یک جشن کهن نیز در گذر زمان همراه با حرکت تقویم جای خود را در سال دوباره تعریف کرده است.
با ورود ایران به دوره اسلامی بسیاری از آیینها و جشنهای کهن ایرانی در شرایطی تازه به زندگی خود ادامه دادند، مهرگان نیز از میان نرفت؛ بلکه نام و آیین آن در آثار نویسندگان سدههای نخستین اسلامی ثبت شد و بهاینترتیب بخشی از حافظه تاریخی جشن برای دورههای بعد باقی ماند. در میان این منابع «آثارالباقیه عن القرون الخالیه» ابوریحان بیرونی جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که اطلاعات ارزشمندی درباره تقویمها، جشنها و آیینهای ایرانی در اختیار ما میگذارد.[xxiv] بیرونی درباره مهرگان از دو صورت «مهرگان کوچک» و «مهرگان بزرگ» سخن میگوید و اطلاعاتی درباره جایگاه آنها در نظام تقویمی ایرانی و شیوه برگزاری جشن ارائه میکند.
گزارش او همچنین نشان میدهد که مهرگان در زمانه او هنوز تنها نامی در کتابهای کهن نبود بلکه در سنت فرهنگی ایرانی حضور داشت و درباره آیینها و مناسبات آن اطلاعاتی در دسترس بود[xxv] در همین منابع روایتهایی نیز درباره منشأ مهرگان شکلگرفته است که جشن را به فریدون و پیروزی او بر ضحاک و در برخی روایتها به کاوه آهنگر پیوند میدهند. این داستانها بعدها در توضیح چرایی برگزاری جشن و جایگاه آن در فرهنگ ایرانی اهمیت پیدا کردند[xxvi] بااینحال میان یک روایت اسطورهای یا تاریخیِ متأخر درباره منشأ جشن و شواهد مربوط به پیدایش واقعی آن باید تفاوت گذاشت؛ اینکه یک جشن در دوره اسلامی با روایتی درباره فریدون یا کاوه توضیح داده شده بهخودیخود ثابت نمیکند که این روایت منشأ تاریخی جشن در دوره باستان بوده است.
این تمایز اهمیت زیادی دارد زیرا منابع دوره اسلامی گاه برای توضیح جشنهای بسیار کهن آنها را در چارچوب روایتهای شناختهشدهتر زمان خود بازخوانی کردهاند؛ بنابراین روایت فریدون و کاوه را باید بخشی از تاریخ روایت مهرگان دانست نه لزوماً سندی قطعی درباره تاریخ پیدایش مهرگان. مهرگان از این راه وارد جهانی تازه شد «جشنی با ریشههای کهن که در کنار دگرگونیهای سیاسی و دینی در نوشتههای فارسی و عربی حفظ شد و روایتهای تازهای نیز پیرامون آن شکل گرفت.»[xxvii]
مهرگان را نمیتوان تنها با قدمت آن توضیح داد، بسیاری از آیینهای کهن در گذر زمان از میان رفتهاند اما مهرگان توانست از دل دگرگونیهای دینی، سیاسی و تقویمی عبور کند و نام خود را در حافظه فرهنگی ایران نگه دارد. راز این ماندگاری را شاید بتوان در پیوند چندلایه جستوجو کرد؛ مهر، مهرگان و حافظه.
در لایه نخست مهر ایزدی است که نامش با پیمان، وفاداری و نظمی اخلاقی و اجتماعی گرهخورده است؛ مفاهیمی که تنها به یک دوره تاریخی تعلق ندارند. در لایه دوم مهرگان جشنی است که با پاییز و ساختار گاهشماری ایرانی پیوند خورده و در طول زمان باوجود دگرگونیهای تقویمی صورتهای گوناگون خود را حفظ کرده است و در لایه سوم حافظه فرهنگی قرار دارد؛ حافظهای که یک جشن کهن را از جهان باستان به دورههای بعد منتقل کرد و حتی برای آن روایتهای تازهای ساخت.
از همین رو ماندگاری مهرگان را نباید صرفاً بقای یک آیین دانست. آنچه باقیمانده نام و مجموعهای از معناهاست؛ نام ایزدی کهن، جشنی در آستانه پاییز، خاطره آیینها و روایتهایی که نسلهای بعد درباره آن ساختهاند. مهرگان در طول تاریخ یکسان نمانده است؛ شکل برگزاری، جایگاه تقویمی و حتی روایتهای مربوط به منشأ آن تغییر کردهاند، اما همین توانایی برای تغییر و درعینحال حفظ هستهای از معنای خود شاید مهمترین راز ماندگاری آن باشد؛ مهرگان ماند زیرا تنها یک روز در تقویم نبود؛ بخشی از حافظهای بود که ایرانیان هر پاییز با نام مهر آن را دوباره به یاد میآوردند.
منابع:
بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد. الآثار الباقیة عن القرون الخالیة. تصحیح ادوارد زاخائو. لایپزیگ: F. A. Brockhaus، ۱۹۲۳.
Boyce, Mary. “Festivals i. Zoroastrian.” Encyclopaedia Iranica, Vol. IX, Fasc. ۵, ۱۹۹۹, pp. ۵۳۴–۵۴۳.
Cristoforetti, Simone. “Mehragān.” Encyclopaedia Iranica, Vol. IX, Fasc. ۵, ۱۹۹۹, pp. ۵۵۱–۵۵۴.
Schmidt, Hanns-Peter. “Mithra i. Mitra in Old Indian and Mithra in Old Iranian.” Encyclopaedia Iranica, Vol. IX, Fasc. ۲, ۱۹۹۹, pp. ۲۰۰–۲۰۴.
Taqizadeh, Sayyed Hasan. “Calendars i. Pre-Islamic Calendars.” Encyclopaedia Iranica, Vol. IV, Fasc. ۶, ۱۹۹۰, pp. ۶۵۸–۶۶۸.
Avesta. “Mihr Yašt (Yasht ۱۰).” در: Avesta, ترجمه و تصحیحهای گوناگون، بخش یشتها، یشت ۱۰
[i] Simone Cristoforetti, “Mehragān,” Encyclopaedia Iranica, ۲۰۰۰, updated ۲۰۱۶.
[ii] درباره جایگاه مهر و کارکرد او به عنوان داور و پاسدار پیمان، همانجا؛ نیز Walter Belardi، پژوهش درباره جایگاه مهر در گاهشماری ایرانی.
[iii] Cristoforetti، Mehragān؛ در آنجا دیدگاه حسن تقیزاده درباره احتمال شکلگیری این پیوند در جریان تحول تقویم و جذب برخی باورهای کهن در سنت زرتشتی گزارش شده است.
[iv] برای ریشهشناسی نام مهر و ارتباط آن با واژه هند و ایرانیِ مربوط به قرارداد، پیمان، اتحاد و وعده: Hanns-Peter Schmidt, “Mithra i. Mitra in Old Indian and Mithra in Old Iranian,” Encyclopaedia Iranica.
[v] برای تاریخچه دیدگاههایی که مهر را ایزد خورشید دانستهاند و نقد این تفسیر بهعنوان تعریفی جامع از شخصیت مهر: همان منبع.
[vi] برای نقش مهر به عنوان ناظر پیمانها و مجازات پیمانشکنان: “Mihr Yašt,” یشت دهم اوستا؛ نیز: “Mihr Yašt,” Encyclopaedia Iranica.
[vii] برای ارتباط مهر با سرزمینها، سپاه، نبرد و پیروزی و تصویر او به عنوان ایزدی بیدار و ناظر: همان منبع، بهویژه بخشهای مربوط به ساختار و محتوای یشت دهم.
[viii] برای همریشگی میترا در سنت ودایی و میثره در سنت ایرانی و ارتباط آن با میراث مشترک هند و ایرانی: Hanns-Peter Schmidt, “Mithra i. Mitra in Old Indian and Mithra in Old Iranian,” Encyclopaedia Iranica.
[ix] برای جایگاه یشت دهم، تصویر مهر بهعنوان ایزدی بیدار و ناظر و کارکردهای او در ارتباط با پیمان، سرزمین و جنگ: “Mihr Yašt,” Encyclopaedia Iranica؛ نیز یشت دهم اوستا.
[x] برای نقش مهر در پاسداری از پیمان و مجازات پیمانشکنان و ارتباط این کارکرد با نظم اجتماعی: همان منابع.
[xi] برای بحث درباره پیوند مهر با خورشید و اینکه این ویژگی بهتنهایی برای توضیح شخصیت دینی او کافی نیست: Schmidt، «Mithra i»، Encyclopaedia Iranica.
[xii] Simone Cristoforetti, “Mehragān,” Encyclopaedia Iranica: مهرگان در نظام سالانه جشنهای مزداپرستان در «روز مهر از ماه مهر»، یعنی روز شانزدهم از ماه هفتم، قرار داشته است.
[xiii] Mary Boyce, “Festivals i. Zoroastrian,” Encyclopaedia Iranica: «برگزاری مهرگان از دوره هخامنشی شناخته شده است.»
[xiv] Cristoforetti ،Mehragān: گزارش فرضیه حسن تقیزاده درباره ارتباط جشن مهرگان با جشن بَغَ میثره در ماه هفتم تقویم هخامنشی، بَغَیادی و احتمال پیوند یافتن آن با تقویم «اوستایی جدید» در نیمه دوم سده پنجم پیش از میلاد
[xv] همانجا؛ این دیدگاه بهصراحت به عنوان یک احتمال مطرح شده و تفسیر بَغَیادی به عنوان «ماه پرستش بَغ» و ارتباط آن با مهر از سوی مری بویس به دلایل زبانشناختی رد شده است.
[xvi] Simone Cristoforetti, “Mehragān,” Encyclopaedia Iranica: مهرگان در اصل، و احتمالاً تا اوایل دوره ساسانی، جشنی یکروزه بوده و سپس در پی تحولات تقویمی به مهرگان کوچک و بزرگ تقسیم شده است
[xvii] درباره دگرگونیهای تقویم ایرانی، دوگانگی جشنها و فاصله پنجروزه میان صورت کوچک و بزرگ جشنها: همانجا؛ نیز Mary Boyce، “Festivals i. Zoroastrian.”
[xviii] بوریحان بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه، ص. ۲۲۴؛ گزارش او درباره هرمزد یکم و پیوستن مهرگان کوچک و بزرگ و تبدیل آن به جشنی ششروزه در مدخل مهرگان نیز نقل شده است.
[xix] بیرونی، آثارالباقیه، ص. ۲۲۴–۲۲۳؛ درباره تغییر پوشاک و توزیع لباسهای پاییزی و زمستانی در مهرگان؛ همچنین گزارش مشابه درباره امیر طاهری، عبدالله بن طاهر، در منابع دوره اسلامی
[xx] درباره تحول تقویمهای ایرانی پیش از اسلام و تغییرات ساختاری آنها: S. H. Taqizadeh, “Calendars i. Pre-Islamic Calendars,” Encyclopaedia Iranica.
[xxi] همانجا؛ درباره تقویمهای ایرانی، گاهشماری هخامنشی و تحولات بعدی در نسبت ماهها با سال خورشیدی.
[xxii] Simone Cristoforetti, “Mehragān,” Encyclopaedia Iranica؛ درباره جایگاه مهرگان در روز مهرِ ماه مهر، ارتباط آن با چرخه پاییزی و بحث مربوط به اعتدال پاییزی.
[xxiii] همانجا؛ برای تمایز میان تاریخ تقویمی مهرگان در دورههای مختلف و جایگاه فصلی آن.
[xxiv] ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه؛ نیز Simone Cristoforetti, “Mehragān,” Encyclopaedia Iranica، درباره اهمیت گزارش بیرونی برای شناخت مهرگان و تقویم ایرانی.
[xxv] همان؛ درباره مهرگان کوچک و بزرگ، ساختار تقویمی و اطلاعات مربوط به آیینهای جشن.
[xxvi] همان؛ درباره روایتهای مربوط به فریدون، ضحاک و کاوه و ارتباط آنها با توضیح منشأ مهرگان در منابع دوره اسلامی.
[xxvii] برای تمایز میان روایتهای متأخر درباره منشأ جشن و شواهد تاریخی مربوط به پیدایش آن: Cristoforetti، «Mehragān»، بهویژه بحث مربوط به روایتهای ایرانی و توضیحات ارائهشده درباره منشأ جشن.
منبع: خبرآنلاین
