قیمت طلا در مرز ۴۲۰۰ دلار؛ چه عواملی بر آینده آن تأثیر می‌گذارد؟ – خبرکده
اقتصاد

قیمت طلا در مرز ۴۲۰۰ دلار؛ چه عواملی بر آینده آن تأثیر می‌گذارد؟

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۱۶۱۱۰
بازار جهانی طلا هفته جدید را در شرایطی آغاز کرده که مجموعه‌ای از تحولات سیاسی و اقتصادی، مسیر قیمت‌ها را با ابهام روبه‌رو کرده است؛ وضعیتی که می‌تواند معادلات این فلز گران‌بها را در روز‌های آینده تغییر دهد.

قیمت طلا در آغاز معاملات هفته جاری افزایش محدودی را تجربه کرد و در نزدیکی ۴۲۰۰ دلار در هر اونس باقی ماند؛ در شرایطی که امید به کاهش فشار بر عرضه انرژی از مسیر آتش‌بس روسیه و اوکراین، با تشدید تنش‌های خاورمیانه و احتمال افزایش دوباره قیمت سوخت مواجه شده است. در این میان، خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های مبتنی بر طلا همچنان از بازار حمایت می‌کنند، اما چشم‌انداز نرخ بهره آمریکا مانعی جدی برای تداوم صعود قیمت‌هاست.

طلا در نزدیکی ۴۲۰۰ دلار؛ بازار میان دو سناریو

قیمت هر اونس طلای نقدی در با رشد ۰.۳ درصدی به ۴۲۰۶.۸۶ دلار رسید. این فلز گران‌بها در هفته گذشته نیز ۱.۳ درصد افزایش قیمت داشت.

 

نقره هم در همین مقطع با رشد ۰.۶ درصدی به ۶۰.۹۹ دلار در هر اونس رسید و پلاتین و پالادیوم نیز در محدوده مثبت معامله شدند. هم‌زمان، قیمت نفت برنت حدود ۱.۲ درصد کاهش یافت؛ تحولی که نشان می‌دهد بازار‌ها بخشی از نگرانی‌های مربوط به عرضه انرژی را تعدیل کرده‌اند.

با این حال، رشد محدود طلا را نمی‌توان نشانه‌ای قطعی از آغاز یک روند صعودی تازه دانست. بازار همچنان در حال ارزیابی دو نیروی متضاد است: از یک سو، کاهش احتمالی ریسک اختلال در عرضه انرژی و از سوی دیگر، تشدید تنش‌های نظامی که می‌تواند هزینه انرژی و فشار‌های تورمی را دوباره افزایش دهد.

آتش‌بس انرژی روسیه و اوکراین؛ عاملی برای کاهش فشار بر نفت

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرده است که آتش‌بس انرژی میان روسیه و اوکراین بلافاصله اجرایی شده است. این تحول می‌تواند در صورت اجرای عملی و پایدار، از نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه سوخت بکاهد.

ترامپ پیش‌تر از ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، خواسته بود حملات به پالایشگاه‌های نفت روسیه را متوقف کند. او همچنین اعلام کرده بود که مسکو با عرضه گازوئیل به بازار‌های جهانی موافقت کرده است؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از فشار ناشی از کمبود احتمالی سوخت را کاهش دهد.

اهمیت این تحولات برای طلا غیرمستقیم، اما قابل‌توجه است. کاهش تنش در بازار انرژی می‌تواند انتظارات تورمی را تعدیل کند و احتمال افزایش بیشتر نرخ بهره را کاهش دهد؛ عاملی که در شرایط عادی به نفع طلا تمام می‌شود. با این حال، اگر کاهش قیمت انرژی به افت تقاضا برای دارایی‌های امن منجر شود، بخشی از حمایت ژئوپلیتیکی طلا نیز تضعیف خواهد شد.

بنابراین، اثر نهایی آتش‌بس بر طلا به این بستگی دارد که بازار بیشتر بر کاهش تورم و نرخ بهره تمرکز کند یا بر افت تقاضای پناهگاه امن.

وضعیت خاورمیانه؛ تهدیدی برای ثبات بازار انرژی

در سوی دیگر معادله، تشدید حملات در خاورمیانه همچنان خطر اختلال در عرضه انرژی را زنده نگه داشته است.

بر اساس گزارش منتشرشده، فرودگاه بین‌المللی ملک خالد در ریاض روز یکشنبه هدف حمله حوثی‌ها قرار گرفت. این حمله یک روز پس از حمله‌ای رخ داد که به کشته شدن ۱۲ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر انجامید. این رویداد‌ها نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه درگیری‌ها در منطقه را افزایش داده‌اند.

در صورتی که تنش‌ها به زیرساخت‌های انرژی یا مسیر‌های انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی سرایت کند، بازار ممکن است با افزایش مجدد قیمت سوخت روبه‌رو شود. چنین اتفاقی علاوه بر بالا بردن هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل، می‌تواند انتظارات تورمی را نیز تقویت کند.

اما نکته مهم برای بازار طلا این است که افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی همیشه به رشد قیمت این فلز منجر نمی‌شود. اگر نگرانی‌های جنگی به جهش قیمت انرژی و افزایش انتظارات تورمی بینجامد، بانک‌های مرکزی ممکن است برای مهار تورم به سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تری روی بیاورند. در این شرایط، افزایش نرخ بهره می‌تواند بخشی از جذابیت طلا را از بین ببرد.

چرا طلا با وجود ریسک‌های جنگی تحت فشار است؟

طلا از زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران در اواخر فوریه، حدود یک‌پنجم از ارزش خود را از دست داده است. این افت نشان می‌دهد که در شرایط فعلی، اثر نرخ بهره و انتظارات تورمی می‌تواند بر تقاضای سنتی برای دارایی امن غلبه کند.

طلا برخلاف اوراق قرضه و سپرده‌های بهره‌دار، درآمد دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل، هنگامی که بازار انتظار افزایش نرخ بهره را دارد، نگهداری دارایی‌های دارای بازده می‌تواند جذاب‌تر شود و هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در طلا افزایش یابد.

در نتیجه، حتی اگر نااطمینانی سیاسی و نظامی بالا باقی بماند، طلا برای بازگشت به یک روند صعودی قدرتمند به شرایط پولی مساعدتری نیاز دارد. کاهش پایدار انتظارات نرخ بهره، افت بازده اوراق قرضه و تضعیف دلار می‌توانند در کنار تداوم تقاضای سرمایه‌گذاری، مسیر رشد قیمت را هموارتر کنند.

خرید بانک‌های مرکزی؛ پشتوانه بلندمدت بازار

در کنار تحولات ژئوپلیتیکی و سیاست پولی، تقاضای سرمایه‌گذاری همچنان یکی از عوامل حمایتی بازار طلاست.

تحلیلگران بانک ANZ اعلام کرده‌اند که ورود سرمایه به صندوق‌های قابل معامله مبتنی بر طلا به بالاترین سطح چهار سال اخیر رسیده است؛ موضوعی که از افزایش علاقه سرمایه‌گذاران به این فلز گران‌بها حکایت دارد. به ارزیابی این تحلیلگران، نگرانی درباره وضعیت مالی دولت‌ها، هزینه تأمین بدهی و تحولات عرضه پول نیز در تقویت تقاضا نقش داشته است.

خرید بانک‌های مرکزی نیز ادامه دارد. بانک مرکزی چین در ماه سپتامبر ۷۴۰ هزار اونس به ذخایر طلای خود افزود و به این ترتیب، روند خرید طلا را برای بیست‌وسومین ماه متوالی ادامه داد.

تداوم این خرید‌ها از آن جهت اهمیت دارد که تقاضای بانک‌های مرکزی معمولاً با اهداف راهبردی و بلندمدت، از جمله تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی، انجام می‌شود. بنابراین، این تقاضا می‌تواند در دوره‌های افزایش نوسان بازار، بخشی از فشار فروش را جذب کند.

با این حال، تحلیلگران ANZ هشدار داده‌اند که تشدید فشار‌های تورمی ممکن است بانک مرکزی آمریکا را به سمت سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر سوق دهد؛ عاملی که می‌تواند رشد بیشتر طلا را محدود کند.

چشم‌انداز طلا؛ صعود محدود تا روشن شدن مسیر نرخ بهره

در کوتاه‌مدت، بازار طلا به سه متغیر اصلی وابسته خواهد بود: سرنوشت آتش‌بس انرژی روسیه و اوکراین، تحولات نظامی خاورمیانه و داده‌های اقتصادی آمریکا که انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو را شکل می‌دهند.

اگر آتش‌بس به کاهش پایدار قیمت انرژی منجر شود و هم‌زمان فشار‌های تورمی فروکش کند، احتمال کاهش انتظارات نرخ بهره می‌تواند از طلا حمایت کند. در مقابل، گسترش درگیری‌های خاورمیانه و افزایش مجدد قیمت نفت ممکن است با تقویت انتظارات تورمی، مانع رشد این فلز شود.

در مجموع، قرار گرفتن طلا در نزدیکی ۴۲۰۰ دلار نشان‌دهنده تعادل شکننده میان تقاضای دارایی امن و فشار ناشی از نرخ بهره است. خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به صندوق‌های طلا همچنان پشتوانه بازار محسوب می‌شوند، اما برای شکل‌گیری یک صعود پایدار، صرف افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیکی کافی نیست؛ مسیر تورم، بازده اوراق قرضه و سیاست پولی آمریکا نیز باید با رشد قیمت همسو شود.