به نقل از همشهری آنلاین، شامگاه یکشنبه نوزدهم مهر امسال درگیری میان دو خانواده که در همسایگی یکدیگر در محله باغ فیض تهران زندگی میکردند، رخداد. آنها به جان یکدیگر افتادند و در این میان مرد جوانی با ضربههای چاقو زخمی شد. همچنین ۲ انگشت مادرش قطع و پسر دیگر این خانواده بر اثر ضربههای سنگ به سرش مصدوم شد که روز بعد در بیمارستان فوت کرد.
با دستور محسن اختیاری بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران برای دستگیری عاملان این درگیری آغاز شد.
مزاحمت مرد مست برای زن همسایه
این در حالی بود که ماموران از شاهدان ماجرا تحقیق کردند که معلوم شد مرد همسایه مست بوده که در خیابان ابتدا با پیک موتوری درگیر شده است.
بعد از آن برای زن همسایه که برای گرفتن غذای سفارشی نزد پیک موتوری رفته بوده، ایجاد مزاحمت میکند و در ادامه همین رفتار جوان مست باعث میشود که شوهر این زن و بقیه اعضای خانوادهاش به خیابان بیایند و با او درگیر شوند. مادر و برادر او برای پایان دادن به دعوا وارد ماجرا شده و در ادامه این جنایت رقم میخورد.
در جریان تحقیقات چند نفر از اعضای خانواده متهم به قتل فراری از سوی پلیس بازداشت شدند. اما او همچنان متواری بود تا اینکه روز پنجشنبه بیست و سوم مهر امسال مخفیگاهش در خانه روستایی در شهرستان ملایر شناسایی شد. ماموران با دستور قضایی به آنجا اعزام شدند و او را دستگیر کردند.
از کارگران رستورانم کمک خواستم
متهم به قتل ۲۷ ساله در جریان تحقیقات اولیه پلیسی گفت: ۶ ماه قبل ازدواج کردم. صاحب رستورانی در فرحزاد هستم. آن شب همسرم بیرون رفت تا غذایی را که پیک آورده بود، تحویل بگیرد. بازگشت او کمی طولانی شد. وقتی آمد، رنگش پریده بود و پس از صحبت با او متوجه شدم مرد همسایه مست کرده و مزاحمش شده است.
عصبانی شده و به خیابان رفتم و با او درگیر شدم. در جریان این درگیری، مرد همسایه به همراه برادر و دیگر بستگانش به من حمله کردند و کتکم زدند. بعد از کارگران رستورانم کمک خواستم که آنها به محل آمدند. در ادامه، درگیری دیگری شکل گرفت و با بالا گرفتن آن، به مرد همسایه، برادرش و دیگر افرادی که به آنها پیوسته بودند، حمله کردم.
وی افزود: برادر مرد مست را زدم که زخمی شد اما نمیدانم در آن درگیری مرد مست و مادرش را چه کسی زخمی کرد. بعد هم که فهمیدم مرد جوان فوت کرده است، از تهران فرار کردم و به روستایی در ملایر رفتم. در طویله خانه روستایی پنهان شده بودم. پلیس دنبالم بود و از ترسم سراغ قاچاقبران هم رفتم و پولی به آنها پرداختم. قرار بود به روستا بیایند و مرا با خود به ترکیه ببرند اما چند ساعت پیش از رسیدن آنها پلیس مخفیگاهم را شناسایی کرد و دستگیر شدم.
متهم به قتل قرار شد برای ادامه تحقیقات از ملایر به اداره دهم پلیس آگاهی تهران انتقال یابد.
