عمران عباسی کالی، نماینده مردم قائمشهر، جویبار، سوادکوه، سیمرغ و سوادکوه شمالی و سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، با حضور در استودیوی خبرگزاری برنا، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار برنا به بررسی مسائل نظام آموزشی کشور، وضعیت معیشتی فرهنگیان، مطالبات بازنشستگان و برنامههای مجلس برای حمایت از معلمان پرداخت.
عباسی کالی در این گفتوگو با اشاره به موفقیت دانشآموزان مازندرانی در کنکور سراسری و درخشش تیم المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران، بر ضرورت حمایت از استعدادهای علمی در سراسر کشور تأکید کرد. وی همچنین درباره پیامدهای گسترش آموزش مجازی، احتمال تغییر تقویم آموزشی، شایعات مربوط به جدایی برخی شهرستانهای غرب مازندران، اهمیت حفظ وحدت ملی در شرایط جنگی و دستاوردهای ورزشکاران ایرانی در رقابتهای بینالمللی سخن گفت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
آقای دکتر، خیلی متشکریم که دعوت برنا را قبول کردید. اخیراً دو اتفاق مهم در حوزه آموزش و ورزش رخ داده که مازندرانیها در هر دو خوش درخشیدهاند. در کنکور سال ۱۴۰۵، شش نفر از ۴۰ رتبه برتر کشور مازندرانی بودند و در مسابقات ورزشی نیز شاهد موفقیت ورزشکاران این استان بودیم. به نظر شما چه اتفاقی در نظام آموزشی و ورزشی مازندران افتاده و چه تجربهای در این استان وجود دارد که میتوان آن را به سایر نقاط کشور تعمیم داد؟
ابتدا از محبت شما تشکر میکنم. در حوزه آزمون سراسری باید عرض کنم که مازندران توانست الگویی برای سایر شهرستانها و استانهای کشور ارائه و نشان دهد کسب رتبههای برتر کنکور صرفاً در انحصار کلانشهرها نیست. از میان ۴۰ نفر نخست رشتههای مختلف، شش نفر از فرزندان مازندران توانستند نام خود را در میان برترینهای کشور ثبت کنند. تقریباً ۱۵ درصد. این رقم برای متولیان آموزش کشور خبر خوشحالکنندهای است و برای دغدغهمندان نظام آموزشی نیز میتواند یک شاخص قابلتوجه باشد.
از این شش دانشآموز برتر مازندرانی، سه نفر متعلق به قائمشهر هستند که افتخار نمایندگی مردم آن را دارم. نکته جالب این است که این سه دانشآموز از مدارس مختلف نیستند، بلکه هر سه در یک مدرسه تحصیل کردهاند. رتبه اول رشته ریاضی، رتبه چهارم رشته انسانی و رتبه دهم رشته ریاضی، همگی متعلق به یک مدرسه در قائمشهر هستند. این موضوع باید ما را به بررسی این پرسش سوق دهد که در آن مجموعه آموزشی چه اتفاقی افتاده که توانسته چنین نتایجی به دست آورد؟
با جرات میگویم کسانی که در فضای تجاریسازی دانش فعالیت میکنند، در این موفقیت نقشی نداشتند. آنچه در این مدرسه وجود داشت، معلم، مدیر مدرسه، دانشآموز، والدین و سیاستگذاری آموزشی شهرستان بود. موضوع جالبتر اینکه از میان سه دانشآموز دارای معدل کتبی ۲۰ در کشور، یک نفر نیز متعلق به همین مدرسه است. این دانشآموز رتبه ۳۲ کنکور تجربی را کسب کرده اما معدل کتبی او ۲۰ است. به این ترتیب، یکسوم دانشآموزان دارای معدل کتبی ۲۰ کشور در این مدرسه و شهرستان تحصیل کردهاند.
این موفقیت، نگرانی و حتی ناامیدی ناشی از تصور انحصار رتبههای برتر در کلانشهرها را از میان برد. شهرستان آمل نیز در رشته ریاضی رتبههای دوم و پنجم کشور را کسب کرده است. اینکه یک شهرستان بتواند دو رتبه تکرقمی در رشته ریاضی به دست آورد، اتفاق بسیار مهمی است. شهرستان بابل هم رتبه سوم ریاضی را کسب کرده است. در واقع، رتبههای اول، دوم، سوم، پنجم و دهم رشته ریاضی متعلق به مازندران است و در رشته علوم انسانی نیز رتبه چهارم کشور را داریم.
در نشست اخیر اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات و شورای عالی انقلاب فرهنگی به همین موضوع اشاره کردم. البته بررسی وضعیت خانوادگی رتبههای برتر نشان میدهد بخش قابلتوجهی از آنان از خانوادههای تحصیلکرده و طبقات متوسط به بالا هستند، هرچند در میان این دانشآموزان، فرزندانی از خانوادههای کمبرخوردار و آسیبدیده نیز حضور دارند. با این حال، آنچه مازندران ثابت کرد، این بود که دانش و موفقیت علمی در انحصار پایتخت و کلانشهرها نیست.
مازندران از نظر تاریخی و فرهنگی پیشینه بلندی در حوزه دانش دارد. امروز نیز به اعتقاد من، فرهنگ علمآموزی در این استان ریشهای عمیق دارد. از همینجا به معلمان، مدیران آموزشوپرورش استان و شهرستانها، مدیران مدارس، والدین و بهویژه دانشآموزانی که با برنامهریزی و تلاش به این موفقیتها دست یافتهاند، تبریک میگویم.
البته نباید دانشآموزانی را که در مناطق درگیر جنگ و شرایط دشوار زندگی میکنند، فراموش کنیم. فرزندان ما در نوار ساحلی خلیج فارس با رنج، ناامنی و مشکلات ناشی از جنگ روبهرو بودهاند. این دانشآموزان نیز فرزندان عزیز ایران هستند و باید مورد توجه ویژه قرار گیرند. کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این زمینه تمام توان خود را به کار خواهد گرفت و انتظار داریم سایر دستگاههای مسئول نیز شرایط این دانشآموزان را در برنامهریزیهای خود لحاظ کنند.

اتفاق خوشحالکننده دیگری که اخیراً رخ داده، کسب پنج مدال طلای المپیاد نجوم و اخترفیزیک و قهرمانی ایران برای سومین سال پیاپی است. از طرفی دولت نیز اخیراً مصوبهای برای حمایت از بازگشت نخبگان داشته است. کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس چه برنامهای برای حمایت از این استعدادها و حفظ جایگاه علمی کشور دارد؟
از دقت نظر شما تشکر میکنم. اینجا سرزمین ابوریحان بیرونی، خیام و رصدخانه مراغه است. به اعتقاد من، نجوم و اخترشناسی در ایران باید جایگاه بلند تاریخی خود را حفظ کند. ما وارث اندیشههای بزرگی در تاریخ علم هستیم. تقویم جلالی خیام و دستاوردهای علمی ابوریحان بیرونی از افتخارات این سرزمین به شمار میروند و دانشآموزانی که امروز در المپیادهای جهانی موفق میشوند، میراثدار همان اندیشهها هستند.
به همه معلمان، والدین و بهویژه پنج دانشآموزی که موفق به کسب مدال طلا شدند، تبریک میگویم. قهرمانی برای سومین سال پیاپی، حاصل تلاش و پشتکار مجموعه بزرگی از افراد است. در کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی نیز طی سالهای اخیر تلاش کردهایم حمایت از این استعدادها را در ابعاد مختلف دنبال کنیم. موضوع فقط حمایت مالی نیست، بلکه باید به انگیزه، آینده شغلی، پشتیبانی علمی و استمرار موفقیت این دانشآموزان نیز توجه شود.
اگر سال آینده به جای قهرمانی، نایبقهرمان شویم، طبیعی است که آن موفقیت برای ما به اندازه قهرمانی امروز رضایتبخش نخواهد بود؛ بنابراین باید برای حفظ این جایگاه برنامهریزی کنیم. نکته مهم این است که نباید استعدادهای علمی را براساس تعلق به استانهای شمالی، مرکزی یا سایر مناطق کشور از یکدیگر جدا کنیم. همه این دانشآموزان متعلق به ایران هستند.
کشور ما در شرایط دشوار و جنگی قرار دارد. جنگ فقط در میدان نظامی جریان ندارد، بلکه ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز دارد. در چنین شرایطی، برگزاری آزمون سراسری و موفقیت دانشآموزان در المپیادهای جهانی، نشانهای از استمرار زندگی، امید و تلاش علمی در کشور است. اینکه ایران در میان ۶۶ کشور شرکتکننده در المپیاد نجوم و اخترفیزیک به رتبه نخست دست پیدا میکند، در حالی که کشور با پیامدهای جنگ روبهروست، اتفاقی ارزشمند است. از همه کسانی که زمینه این موفقیت را فراهم کردند و بهویژه از پنج فرزند افتخارآفرین ایران قدردانی میکنم.
یکی از مهمترین دغدغههای خانوادهها با آغاز سال تحصیلی، گسترش آموزش مجازی است. همین امروز آموزش در برخی مناطق از جمله کرمان و سیستان و بلوچستان مجازی شده و احتمال دارد در ماههای آینده به دلیل آلودگی هوا یا برودت، تعطیلی مدارس و آموزش غیرحضوری افزایش پیدا کند. واقعیت این است که آموزش مجازی بر کیفیت یادگیری دانشآموزان تأثیر منفی گذاشته است. کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس چه برنامهای برای مواجهه با این مشکل دارد؟
ابتدا باید از متولیان نظام آموزشی کشور، بهویژه وزارت آموزشوپرورش، وزارت علوم و وزارت بهداشت تشکر کنم. کمیسیون آموزش و تحقیقات نیز در چارچوب وظایف خود، تمام توانش را برای حمایت از آموزش حضوری به کار خواهد گرفت. اما درباره آموزش مجازی باید به یک نکته اساسی توجه کنیم. آموزش مجازی در جهان جایگاه و کارکرد مشخصی دارد و ما نیز نمیتوانیم از تحولات آموزشی دنیا جدا باشیم، ولی این شیوه آموزشی اساساً نمیتواند جایگزین کامل آموزش حضوری شود.
اگر به خاطر داشته باشید، در اسفند سال ۱۳۹۸ و با شیوع کرونا، مدارس ابتدا بهصورت منطقهای و سپس در سطح گسترده تعطیل شدند. کرونا بسیاری از الگوهای اجتماعی و آموزشی ما را تغییر داد. ما همیشه آموخته بودیم که انسان موجودی اجتماعی است و باید در کنار دیگران زندگی، همکاری و تعامل کند، اما در دوران کرونا ناچار شدیم فاصلهگذاری اجتماعی را جایگزین بسیاری از روابط معمول کنیم.
در نظام آموزشی نیز تلاش شد با استفاده از بسترها و سکوهای مختلف، بخشی از خلأ ناشی از تعطیلی مدارس جبران شود. آموزشوپرورش سامانه شاد را راهاندازی کرد و تا سال ۱۴۰۱ بخش مهمی از آموزش کشور درگیر همین شرایط بود. امروز نیز به دلایل مختلف ممکن است ناچار شویم از آموزش مجازی استفاده کنیم اما باید بپذیریم که فضای مجازی هرگز نمیتواند جایگزین کلاس حضوری شود.
در مدرسه قرار نیست دانشآموز فقط چهار عمل اصلی ریاضی را یاد بگیرد. مدرسه محل شناخت استعدادها، تقویت خلاقیت، جامعهپذیری، یادگیری دفاع از حقوق فردی و رعایت حقوق جمعی است. اینها از اصول نظام تعلیم و تربیت هستند و در فضای مجازی نمیتوان همه آنها را بهدرستی محقق کرد؛ بنابراین اصل باید بر باز بودن مدارس و برگزاری کلاسهای حضوری باشد.
البته گاهی شرایطی ایجاد میشود که امکان حضور دانشآموزان در مدرسه وجود ندارد. بخشی از این شرایط ناشی از عوامل طبیعی است و بخشی نیز به مشکلاتی مانند آلودگی هوا مربوط میشود. برای مثال، آلودگی هوا در تهران یا یزد ممکن است شرایط متفاوتی نسبت به مازندران و گیلان داشته باشد. همچنین ریزگردها در برخی مناطق جنوبی کشور مسئله مهمتری هستند. در چنین شرایطی، سلامت دانشآموزان اولویت دارد و ممکن است ناچار شویم مدارس را بهصورت موقت تعطیل کنیم. اما تعطیلی کلاس حضوری نباید به معنای محروم شدن دانشآموز از آموزش باشد.

اما گاهی مدت آموزش غیرحضوری بسیار طولانی میشود و همین موضوع بر کیفیت آموزش تأثیر میگذارد.
این موضوع به شرایط بستگی دارد. اصل نخست برای ما سلامت انسان است و تصمیمگیری باید براساس شاخصها و استانداردهای مشخص انجام شود. براساس تصمیمی که بهتازگی اتخاذ شده، مسئولیت تصمیمگیری درباره تعطیلی مدارس به وزارت آموزشوپرورش واگذار شده است. این تصمیم را مثبت میدانم زیرا وزیر آموزشوپرورش نخستین مسئول و پاسخگوی شیوه، فرآیند و نتیجه آموزش در کشور است.
نباید شرایط بهگونهای باشد که هر مسئولی در هر دستگاهی بتواند بدون توجه به معیارهای آموزشی درباره تعطیلی مدارس تصمیم بگیرد. موضوع دیگری که کشور در سال تحصیلی گذشته با آن روبهرو شد، جنگ بود. جنگ برخلاف برخی مشکلات محیطی، عاملی بیرونی است و در شرایط تهدید امنیتی، حفظ جان دانشآموزان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وقتی از حمله به مدرسه میناب و جانباختن دانشآموزان سخن میگوییم، روشن است که هیچ موضوعی ارزشمندتر از حفظ جان فرزندان کشور نیست. در چنین شرایطی، تصمیمگیری صرفاً در اختیار وزیر آموزشوپرورش نیست و شورای عالی امنیت ملی نیز براساس شرایط امنیتی کشور تصمیم میگیرد. با وجود این، با اصل نگرانی شما موافقم. باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا دانشآموزان تا حد امکان در کلاسهای حضوری آموزش ببینند و مسیر تعلیم و تربیت آنها دچار وقفه نشود.
آیا این امکان وجود دارد که برای جبران تعطیلیها، سال تحصیلی زودتر آغاز شود یا دیرتر به پایان برسد تا دانشآموزان فرصت بیشتری برای حضور در کلاس داشته باشند؟
اگر نیاز باشد، یقیناً میتوان چنین اقدامی انجام داد. اتفاقاً بخشی از این کار پیش از آغاز سال تحصیلی انجام شده است. در بسیاری از مدارس دولتی و غیردولتی، کلاسهایی پیش از مهرماه برگزار شد تا دانشآموزان بتوانند عقبماندگیهای آموزشی سال گذشته را جبران کنند. البته نباید این برنامهها به شکلی اجرا شود که فرصت استراحت و لذت بردن از دوران کودکی و نوجوانی از دانشآموزان گرفته شود.
طبیعی است که دانشآموزان متوسطه دوم ممکن است استقبال بیشتری از کلاسهای جبرانی داشته باشند، اما برای دانشآموزان ابتدایی و متوسطه اول باید ملاحظات بیشتری در نظر گرفت. به همین دلیل، در بسیاری از مدارس این کلاسها بهصورت داوطلبانه برگزار شد. از ابتدای شهریورماه، برخی مدارس دو یا سه روز در هفته کلاسهای جبرانی تشکیل دادند تا بخشی از فرصتهای آموزشی ازدسترفته در دوران آموزش مجازی جبران شود. در صورت ضرورت، این برنامهها میتواند ادامه پیدا کند.
یکی دیگر از مشکلات دیرینه آموزشوپرورش، مسائل مالی و معیشتی فرهنگیان است. موضوع یکسانسازی حقوق معلمان سالهاست مطرح میشود، اما به نظر میرسد همچنان مشکلاتی وجود دارد. از طرفی، گفته میشود بخشی از مطالبات بازنشستگان سال ۱۴۰۲ هنوز بهطور کامل پرداخت نشده، در حالی که مطالبات برخی سالهای بعد پرداخت شده است. کمیسیون آموزش و تحقیقات چه اقدامی در این زمینه انجام داده است؟
موضوع نظام پرداخت حقوق فرهنگیان، همانطور که شما اشاره کردید، مسئلهای قدیمی است. از زمانی که خود ما دانشآموز بودیم، این دغدغه وجود داشت. فرهنگیان از زحمتکشترین اقشار جامعه هستند و در حقیقت آینده کشور را میسازند. اگر میخواهیم جامعهای پیشرو و توانمند داشته باشیم، باید به فرزندان امروز فرصت رشد و تعالی بدهیم و معلمان نقش اصلی را در این مسیر برعهده دارند.
معلم وقتی وارد کلاس درس میشود، نباید دغدغه اجاره خانه، هزینه آب و برق و گاز، درمان، مسکن و سایر مشکلات معیشتی را داشته باشد. ذهن معلم باید برای تعلیم و تربیت آماده باشد. متأسفانه این دغدغهها همواره وجود داشته و در شرایط اقتصادی کنونی کشور، فشار آنها بیشتر شده است. البته اقدامات مثبتی نیز انجام شده است. در مجلس گذشته، با همراهی کمیسیون آموزش و تحقیقات، وزارت آموزشوپرورش و نمایندگان مجلس، قانون رتبهبندی معلمان به تصویب رسید و اجرا شد.
من بهعنوان کسی که خودم نیز معلم هستم، از همه افرادی که در تصویب و اجرای این قانون نقش داشتند، تشکر میکنم. رتبهبندی توانست بخشی از حقوق و مطالبات فرهنگیان را جبران کند، هرچند به معنای حل کامل مشکلات معیشتی آنان نیست. در بررسی بودجه سال ۱۴۰۵ نیز تلاش کردیم موضوع معیشت مردم مورد توجه قرار گیرد و حدود ۶۱ درصد بودجه در حوزههای معیشتی تعریف شد.
با این حال، شرایط جنگ و بهویژه جنگ اقتصادی موجب شده است که افزایش حقوقها با رشد تورم و گرانی تناسب نداشته باشد؛ بنابراین معتقدم گلایههای فرهنگیان درباره وضعیت معیشتی کاملاً قابل درک است. در موضوع بازنشستگان نیز باید از وزیر آموزشوپرورش تشکر کنم زیرا بازنشستگان سال ۱۴۰۴ توانستند پاداش خود را بهصورت یکجا دریافت کنند. این اتفاق پس از چند سال رخ داد و قابل تقدیر است.
البته مطالباتی از سالهای گذشته باقی مانده که پرداخت آنها در حال پیگیری است. در یکی از موارد نیز با تلاش همکاران، نزدیک به ۹ هزار میلیارد تومان از مطالبات پرداخت شد، هرچند این پرداخت با تأخیر همراه بود. مجلس و بهویژه کمیسیون آموزش و تحقیقات، خود را موظف به پیگیری حقوق فرهنگیان شاغل و بازنشسته میدانند. ما در کنار این عزیزان ایستادهایم و تلاش میکنیم مطالبات قانونی آنان پرداخت شود. حتی معتقدم کمیسیون باید در این زمینه پیشگام باشد و از هیچ تلاشی دریغ نکند.

یکی از تفاوتهایی که میان نظام آموزشی ایران و برخی کشورهای دیگر مطرح میشود، جایگاه معلمان از نظر حقوق و مزایای مالی است. معلمان حقالتدریس نیز سالها برای تبدیل وضعیت و استخدام رسمی تلاش کردهاند. آیا مجلس در این زمینه اقدام تازهای انجام داده است؟
درباره معلمان حقالتدریس باید عرض کنم که امسال با هماهنگی سازمان اداری و استخدامی، سازمان برنامه و بودجه، وزارت آموزشوپرورش و مجلس شورای اسلامی، بهویژه کمیسیون آموزش و تحقیقات، مقرر شده است حدود ۲۳ هزار نفر از این عزیزان به وضعیت قرارداد معین تبدیل شوند و از ارتقای وضعیت استخدامی برخوردار شوند.
اما خبر دیگری که میخواهم اعلام کنم این است که حقالزحمه معلمان حقالتدریس در سال جاری دوبرابر شده است. برای مثال، اگر فردی پیش از این بابت هر ساعت تدریس ۱۰۰ هزار تومان دریافت میکرد، این مبلغ به ۲۰۰ هزار تومان افزایش یافته است. همچنین حق مدیریت مدیران و معاونان مدارس، شامل معاونان آموزشی، پرورشی و اجرایی، دوبرابر شده است.
برای نمونه، اگر مدیری پیش از این سه میلیون تومان حق مدیریت دریافت میکرد، اکنون این مبلغ به شش میلیون تومان افزایش یافته است. البته این افزایشها به معنای رفع کامل مشکلات نیست. تورم با سرعت بیشتری حرکت میکند و افزایش حقوقها همچنان از آن عقب است. با این حال، این اقدامات گامی برای بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان و مدیران مدارس محسوب میشود.
در روزهای اخیر شایعاتی درباره تغییر تقسیمات کشوری مازندران و احتمال جدایی شهرستانهای رامسر و تنکابن از این استان و الحاق آنها به گیلان مطرح شده است. آیا شما از چنین موضوعی اطلاع دارید و نظرتان درباره آن چیست؟
ما میگوییم «که مازندران شهر ما یاد باد، همیشه بر و بومش آباد باد». مازندران هرگز تفکیکپذیر نیست. اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم که بخشهای مختلفی از سرزمین تاریخی مازندران در دورههای گوناگون از آن جدا شدهاند. مناطقی مانند سمنان، فیروزکوه و دماوند در گذشته پیوندهای تاریخی و جغرافیایی با مازندران داشتهاند.
حتی تهران در دورههای تاریخی گذشته، پیش از گسترش و تبدیل شدن به پایتخت، شرایط کاملاً متفاوتی داشت. استان گلستان نیز بخشی از تاریخ مشترک مازندران است. امروز هم مردم گلستان را دوست داریم و آنان را پاره تن خود میدانیم. اما درباره شایعات اخیر باید بگویم که مازندران برای ما یک مجموعه واحد است و تمایلی به جدایی هیچ بخشی از آن نداریم.
مردم مازندران، مردمی صاحب فرهنگ، ادب و پیشینه تاریخی هستند و همه آنان برای ما عزیزند. ما در مازندران، شهرها و روستاها را از یکدیگر جدا نمیبینیم. از رامسر تا گلوگاه، همه این سرزمین برای ما ارزشمند است. از ارتفاعات البرز تا دریای مازندران، از جنگلهای هیرکانی تا جلگههای حاصلخیز و دشتهای زیبای استان، همه اینها اجزای هویت مشترک مازندران هستند. به همین دلیل، مازندران را یک مجموعه بههمپیوسته میدانیم و نمیخواهیم بخشهای مختلف آن را جدا از یکدیگر ببینیم.
در ماههای اخیر، تجمعات شبانه مردم در حمایت از کشور و نیروهای مسلح ادامه داشته و به نظر میرسد این حضور در تقویت انسجام ملی مؤثر بوده است. با این حال، برخی جریانها تلاش میکنند این تجمعات را به نام خود مصادره کنند که ممکن است به اختلاف و کاهش مشارکت مردم منجر شود. نظر شما درباره ضرورت حفظ وحدت در این تجمعات چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا به تاریخ و موقعیت جغرافیایی ایران توجه کنیم. ایران سرزمینی تمدنساز با پیشینهای چند هزار ساله است. از تمدن جیرفت و شهر سوخته تا شوش و تمدن ایلام، همواره شاهد شکلگیری فرهنگها و تمدنهای بزرگ در این سرزمین بودهایم. موقعیت جغرافیایی ایران نیز در طول تاریخ موجب شده است که قدرتهای مختلف به این سرزمین توجه داشته باشند.
از حمله اسکندر و چنگیز تا تحولات جنگهای جهانی اول و دوم، ایران همواره با شرایط دشوار تاریخی روبهرو بوده است. در جنگ جهانی دوم نیز ایران به دلیل موقعیت راهبردی خود به پل پیروزی معروف شد و سران سه قدرت بزرگ جهان در تهران گرد هم آمدند، بدون آنکه ایران در تصمیمگیریهای آنان نقش مؤثری داشته باشد.
در دوران دفاع مقدس نیز کشور با جنگی گسترده روبهرو شد و توانست در برابر فشارهای مختلف ایستادگی کند. امروز هم به اعتقاد من، بخشی از فشارهایی که علیه ایران وجود دارد، ناشی از موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی منطقه آسیای غربی است. این منطقه از نظر منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن اهمیت بسیار بالایی دارد و همین مسئله همواره مورد توجه قدرتهای خارجی بوده است.
اما آنچه به ایران قدرت ایستادگی داده، فرهنگ، تمدن، ایمان و دانش مردم این سرزمین است. در پاسخ مستقیم به سؤال شما باید بگویم که ما در شرایط جنگی قرار داریم و جنگ بدون فرمانده نیست. در چنین شرایطی، همه ما باید برای حفظ کشور تلاش کنیم و به ضرورت وحدت ملی توجه داشته باشیم.
هیچکس نباید برداشت شخصی خود را بهعنوان تنها دیدگاه درست به دیگران تحمیل کند. افراد میتوانند دیدگاههای خود را بیان کنند، اما نباید این اختلافنظرها به عاملی برای تضعیف انسجام ملی تبدیل شود. رهبر انقلاب در پیام آغاز سال بر وحدت ملی تأکید کردند. امروز نیز ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که همه اندیشهها و دیدگاهها در زیر چتر وحدت ملی قرار گیرند تا بتوانیم از این شرایط دشوار عبور کنیم.

در پایان، اگر نکته دیگری باقی مانده است، بفرمایید.
مایلم در پایان به موفقیت ورزشکاران کشورمان نیز اشاره کنم. در شرایط دشوار و نابرابری که کشور با آن روبهروست، جوانان ایرانی در عرصه ورزش نیز خوش درخشیدهاند. همانطور که در حوزه کنکور سراسری و المپیاد نجوم شاهد موفقیت فرزندان ایران بودیم، در رقابتهای ورزشی ناگویا نیز ورزشکاران ما افتخارآفرینی کردند.
کسب ۵۲ مدال رنگارنگ، از جمله ۱۹ مدال طلا و قرار گرفتن در رتبه ششم مسابقات، در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، دستاوردی ارزشمند محسوب میشود. آیا این موفقیت نشانه توانمندی و فرهنگ یک ملت نیست؟ آیا نمیتوان آن را جلوهای از دیپلماسی و معرفی ایران در عرصه بینالمللی دانست؟
من از همه ورزشکاران، خانوادههای آنان، مربیان و مسئولان ورزش کشور قدردانی میکنم. بهویژه از آقای دکتر دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، معاونان ایشان، مدیران استانی و رؤسای ادارات ورزش تشکر میکنم. میدانم که ورزش کشور از نظر منابع مالی با محدودیتهای جدی روبهروست. در چنین شرایطی، کسب این موفقیتها ارزش بیشتری پیدا میکند.
نکته دیگری که میخواهم مطرح کنم، سهم ورزشکاران مازندران از این مدالهاست. از مجموع ۵۲ مدال کسبشده، ۱۷ مدال متعلق به ورزشکاران مازندران بوده است. همچنین از ۱۹ مدال طلا، هفت مدال را ورزشکاران این استان کسب کردهاند. یعنی بیش از ۳۰ درصد مدالهای طلای ایران متعلق به مازندران بوده است.
استان مازندران با جمعیتی حدود سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر توانسته چنین سهمی از مدالهای کشور داشته باشد و این موضوع نشاندهنده ظرفیت بالای ورزشی استان است. البته همه ورزشکاران ایران برای ما عزیز هستند و نباید موفقیتهای ملی را صرفاً براساس تعلق استانی ارزیابی کرد. از ۱۷ مدال مازندران، سه مدال انفرادی نیز متعلق به ورزشکاران حوزه انتخابیه من بوده است.
یکی از این ورزشکاران محمدرضا طیبی در رشته پرتاب وزنه است که علاوه بر کسب مدال طلا، موفق به رکوردشکنی نیز شد. من سال گذشته و امسال افتخار دیدار با ایشان را داشتم. همچنین امیدوارم بهزودی بتوانم با محمد نخودی، دیگر ورزشکار افتخارآفرین کشورمان، دیدار کنم. واقعیت این است که بسیاری از ورزشکاران ما با مشکلات جدی اقتصادی روبهرو هستند.
برای مثال، هزینه تجهیزات تخصصی برخی رشتهها بسیار بالاست و خانوادهها با وجود محدودیتهای مالی، تمام توان خود را برای حمایت از فرزندانشان به کار میگیرند. ما ورزشکارانی داریم که با وجود کسب عناوین جهانی، همچنان در خانههای استیجاری زندگی میکنند. علیرضا یوسفی، از استعدادهای برجسته وزنهبرداری کشور، نمونهای از همین ورزشکاران است که با وجود پیشنهادهایی از خارج از کشور، بر ادامه فعالیت برای ایران تأکید کرده است.
همچنین ورزشکارانی مانند آیت شریفی و سینا خلیلی با وجود دشواریهای مالی و کمبود امکانات، برای افتخارآفرینی در عرصههای بینالمللی تلاش کردهاند. این جوانان برای نام ایران رقابت میکنند و وظیفه مسئولان در قبال آنان بسیار سنگین است. معتقدم هر اندازه برای حمایت از چنین استعدادهایی تلاش کنیم، باز هم جای کار بیشتری وجود دارد.
در پایان، بار دیگر به جامعه ورزشی کشور، ورزشکاران، مربیان و خانوادههایی که با وجود مشکلات فراوان از فرزندان خود حمایت میکنند، تبریک میگویم و امیدوارم شاهد استمرار این موفقیتها باشیم.
