به نقل از همشهری آنلاین، گفتگو با آرش محمدی رتبه یک کنکور تجربی را میخوانید.

زمانی که نتایج کنکور اعلام شد و متوجه شدید رتبه یک کشور را کسب کردهاید، نخستین واکنش شما و خانوادهتان چه بود؟
پیش از اعلام نتایج، انتظار داشتم رتبه پنج یا شش را کسب کنم. تصورم این بود که اگر رتبهام تک رقمی شود، پیش از اعلام عمومی نتایج با من تماس میگیرند و این موضوع را اطلاع میدهند؛ اما تماسی دریافت نکرده بودم.
نشست خبری سازمان سنجش ساعت ۱۰:۳۰ برگزار میشد. با خودم فکر کردم چون تماسی نگرفتهاند، احتمالاً تک رقمی نشدهام. در اتاقم بودم، سجده میکردم و همزمان به اعلام رتبهها گوش میدادم. ابتدا رتبههای برتر گروه علوم انسانی اعلام شد و پس از آن نوبت به گروه علوم تجربی رسید.
وقتی متوجه شدم رتبه یک شدهام، از خوشحالی از جایم بلند شدم و اشک شوق ریختم. مادرم را در آغوش گرفتم. او ابتدا تصور کرد به دلیل کسب نکردن رتبه مورد انتظارم ناراحت شدهام و گریه میکنم؛ اما وقتی گفتم رتبه یک شدهام، او هم گریه کرد. خواهر کوچکم نیز با دیدن گریه ما تحت تأثیر قرار گرفت و گریه کرد.
از چه زمانی مطالعه برای کنکور را جدی آغاز کردید و چگونه به این نتیجه رسیدید که میتوانید رتبه برتر کشور شوید؟
از تابستان پایه نهم به دهم مطالعه را آغاز کردم، اما در آن مقطع هنوز جدیت لازم را نداشتم. مطالعه جدی من از اوایل پایه یازدهم شروع شد. در ابتدا اصلاً تصور نمیکردم رتبه یک کشور شوم.
زمانی که پایه دهم بودم، هدفم قبولی در رشته پزشکی بود. در پایه یازدهم و با مشاهده نتایج آزمونهای آزمایشی، به این نتیجه رسیدم که میتوانم بهعنوان بهترین رتبه استان همدان در رشته پزشکی پذیرفته شوم. در پایه دوازدهم نیز با ارزیابی عملکردم، به کسب رتبه تک رقمی امیدوار شدم و در نهایت به این هدف رسیدم.
اگر بخواهید مسیر موفقیت خود را در سه عبارت خلاصه کنید، چه میگویید؟
مسیر موفقیت خودم را در سه کلمه تلاش، دوری از حواشی و استمرار خلاصه میکنم. کنکور سال ۱۴۰۵ با حواشی و شرایط دشواری همراه بود. در دوران تحصیل ما، سالهای هفتم، هشتم و نهم با کرونا همزمان شد؛ در پایه یازدهم جنگ ۱۲روزه را تجربه کردیم و در پایه دوازدهم نیز جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاد و حتی امتحانات پایه دوازدهم نیز با تعویق برگزار شد. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد این است که دانشآموز بتواند تلاش و استمرار خود را حفظ کند و اجازه ندهد اتفاقات بیرونی مسیرش را متوقف کند.
سختترین مقطع دوران تحصیل شما چه زمانی بود و چگونه از آن عبور کردید؟
سختترین مقطع برای من دوران جنگ ۴۰ روزه بود. پیش از آن به مدرسه میرفتم و از طریق شبکههای اجتماعی با دوستانم ارتباط داشتم؛ اما با تعطیلی مدارس و محدود شدن دسترسی به اینترنت، ارتباط ما با یکدیگر نیز تا حد زیادی قطع شد.
شرایط روحی و روزمرهام تغییر کرده بود. پیش از جنگ ساعت شش صبح بیدار میشدم و به مدرسه میرفتم، اما در دوران جنگ گاهی تا حوالی ظهر میخوابیدم. این تغییر شرایط برایم دشوار بود.
با این حال، هدفم مشخص بود و میخواستم رتبه تک رقمی به دست بیاورم. از طرفی، فضای رقابتی و در عین حال دوستانهای که میان دانشآموزان مدرسه ما وجود داشت، انگیزهام را تقویت میکرد. وقتی میدیدم دوستانم تلاش میکنند، با خودم میگفتم من هم باید تلاش کنم تا از آنها عقب نمانم.
در روزهایی که خسته یا ناامید میشدید، چه چیزی دوباره به شما انگیزه میداد؟
خستگی و ناامیدی برای هر کسی ممکن است پیش بیاید. در چنین روزهایی، دیدن تلاش دوستانم به من انگیزه میداد. نمیخواستم از آنها عقب بمانم و همین موضوع باعث میشد دوباره به درس خواندن ادامه بدهم.
البته اعتقادات مذهبی نیز در این مسیر برایم بسیار مهم بود. هر زمان ناامید میشدم، احساس اینکه خداوند همراه من است، انگیزهام را تقویت میکرد. این باور هنگام استرس در جلسه آزمون نیز برایم آرامشبخش بود.
دوستان شما چه رتبههایی کسب کردند و همراهی آنها چه تأثیری در موفقیتتان داشت؟
در پایه یازدهم، جمعی از پنج یا شش نفر از دانشآموزان مدرسه در جلسهای دور هم جمع شدیم و درباره کسب رتبههای تکرقمی در سال آینده صحبت کردیم. آن زمان شاید رسیدن به چنین نتیجهای برایمان دور از ذهن بود، اما امسال دوستانم نتایج بسیار خوبی کسب کردند.
آقای حمزهای رتبه ۷ ، مولازاده رتبه ۲۵، دانشور رتبه ۶۰ و محمودزاده رتبه ۶۸ گروه آزمایشی خود را کسب کردند. شانهساز نیز در رشته ریاضی رتبه ۴۰ را به دست آورد.
ما در این مسیر به یکدیگر کمک میکردیم. اگر یکی از ما نمونه سوال یا آزمون مناسبی پیدا میکرد، آن را با دیگران به اشتراک میگذاشت. اینطور نبود که منابع مفید را برای خودمان نگه داریم و دیگران را از آنها محروم کنیم.
به اعتقاد من، موفقیت ما به هم پیوند خورده بود. اگر دوستانم به نتایج خوبی نمیرسیدند و آن فضای تلاش و همراهی میان ما وجود نداشت، شاید من هم نمیتوانستم رتبه یک کشور را کسب کنم.
بیشتر تبادل منابع و پرسشها از طریق شبکههای اجتماعی انجام میشد. در مدرسه نیز گاهی به پای تخته میرفتیم، سؤال حل میکردیم و درباره روشهای مختلف پاسخگویی به پرسشها با یکدیگر بحث میکردیم.
مدرسه و حضور در مدارس سمپاد چه نقشی در موفقیت شما داشت؟
به نظر من، مدرسه به تنهایی تعیین کننده موفقیت نیست. دانشآموزانی در مدرسه ما حضور داشتند که به نتیجه دلخواهشان نرسیدند؛ بنابراین مهم است که هر دانشآموز چگونه از ظرفیتهای مدرسه استفاده کند و چطور با شرایط آموزشی خود پیش برود.
من در پایه ششم در آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان شرکت کردم. در ابتدا تصور نمیکردم پذیرفته شوم، اما قبول شدم. به دلیل شرایط آموزش مجازی، پایههای هفتم و هشتم را به صورت آنلاین گذراندم و بعد در فضای مدرسه قرار گرفتم. خوشبختانه در مدرسه ما جنبه رفاقت پررنگتر از رقابت بود. همه میخواستیم موفق شویم، اما این مسئله باعث نمیشد اطلاعات و منابع مفید را از یکدیگر دریغ کنیم. تلاش میکردیم در کنار رقابت، پشتیبان یکدیگر باشیم.
آیا در دوران تحصیل با افرادی مواجه شدید که به توانایی شما برای موفقیت باور نداشته باشند؟
خیر؛ در دوران تحصیل کسی به من نگفت که نمیتوانم موفق شوم. معلمان مدرسه نیز همواره به من انگیزه میدادند. گاهی میگفتند ظرفیت کسب رتبه یک را دارم. در ابتدا تصور میکردم این حرفها را برای افزایش انگیزهام میگویند، اما همین صحبتها باعث میشد با انگیزه بیشتری تلاش کنم.
خانواده در مسیر موفقیت شما چه نقشی داشت؟ اگر قرار باشد موفقیت خود را به یکی از اعضای خانواده تقدیم کنید، چه کسی را انتخاب میکنید؟
موفقیتم را به مادرم تقدیم میکنم؛ زیرا همیشه پشتیبانم بود. مادرم هیچوقت درس خواندن را به من تحمیل نکرد و مدام نمیگفت باید درس بخوانم. حتی گاهی وقتی مدت زیادی مطالعه میکردم، از من میخواست استراحت کنم و برای غذا خوردن از اتاقم بیرون بیایم.
انگیزه تحصیل از خودم بود. وقتی میدیدم دوستانم تلاش میکنند، من هم میخواستم تلاش کنم و از آنها عقب نمانم. در کنار آن، خانوادهام همیشه حامی من بودند و در شرایط دشوار از من حمایت میکردند.
شما گفتهاید کشور خود را به هیچ جای دنیا ترجیح نمیدهید، چرا ترجیح میدهید در ایران بمانید؟
باید توجه کرد که بخشی از امکانات و ظرفیتهای کشورهای دیگر با مهاجرت نخبگان کشورهای در حال توسعه شکل گرفته است.
اگر نخبگان در کشور خود بمانند و شرایط مناسب برای فعالیت آنها فراهم شود، میتوانند به پیشرفت علمی و توسعه امکانات کشورشان کمک کنند. برای تحقق این موضوع، باید شرایطی فراهم شود که نخبگان انگیزه کافی برای ماندن و فعالیت در کشور را داشته باشند.
برای هر فردی افتخار است که بتواند به جامعه خود خدمت کند. اگر شرایط مهیا باشد، من هم نمیخواهم این فرصت و افتخار را از خودم سلب کنم.
برای آینده تحصیلی و حرفهای خود چه برنامهای دارید و دوست دارید چه خدمتی به همدان و کشور ارائه دهید؟
قصد دارم در رشته پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کنم و در آینده در حوزه پزشکی تحول ایجاد کنم. البته برای صحبت دقیقتر درباره زمینه این تحول، ابتدا باید وارد رشته پزشکی شوم و با ابعاد مختلف آن آشنایی بیشتری پیدا کنم. در مجموع، دوست دارم انسان مفیدی باشم و بتوانم به مردم خدمت کنم.
مردم معمولاً تصور میکنند رتبه یک کنکور تمام ساعات روز را به درس خواندن اختصاص میدهد. برنامه روزانه شما در دوران کنکور چگونه بود؟
ساعت شش صبح بیدار میشدم و به مدرسه میرفتم. حدود ساعت ۱۴:۳۰ به خانه برمیگشتم، ناهار میخوردم و استراحت میکردم. معمولاً ساعت پنج بعدازظهر دوباره بیدار میشدم و مطالعه را آغاز میکردم.
در میان مطالعه، شام میخوردم و اگر فیلم یا سریالی از تلویزیون پخش میشد که به آن علاقه داشتم، تماشا میکردم. مهمانی هم میرفتیم و زندگی کاملاً تعطیل نشده بود. گاهی تا نیمهشب یا ساعت یک بامداد مطالعه میکردم تا مباحثی را که برای آن روز در نظر گرفته بودم، به پایان برسانم.
در کنار درس خواندن، فعالیت ورزشی یا تفریح دیگری هم داشتید؟
بله؛ گاهی فوتسال و فوتبال بازی میکردم و در مدرسه نیز در رشته هندبال فعالیت داشتم. در مجموع، فعالیتی را بهطور کامل به خاطر کنکور کنار نگذاشتم؛ زیرا اعتقادم این بود که کنکور نباید زندگی انسان را مختل کند، بلکه باید بخشی از آن باشد.
فکر میکنم اگر انسان بتواند میان درس خواندن و فعالیتهای دیگر تعادل برقرار کند، بهتر میتواند مسیر طولانی آمادگی برای کنکور را ادامه دهد. به همین دلیل، تلاش کردم کنکور تمام زندگیام را تحت تأثیر قرار ندهد و در عین حال، مسئولیت درس خواندن و آمادگی برای این آزمون را نیز جدی بگیرم.
آیا برای موفقیت در کنکور مجبور شدید از تفریحات و فعالیتهای روزمره خود صرفنظر کنید؟
کنکور به این معنا نیست که باید تمام تفریحات را کنار گذاشت، مهمانی نرفت یا تلویزیون تماشا نکرد. چنین محدودیتهایی ممکن است در نهایت بازدهی فرد را کاهش دهد البته باید برخی فعالیتها را مدیریت کرد. برای مثال، استفاده از شبکههای اجتماعی باید محدود شود، اما اگر قرار باشد همه تفریحات بهطور کامل حذف شوند، ممکن است بازدهی مطالعه کاهش پیدا کند. به اعتقاد من، باید تعادل را حفظ کرد و کنکور را به بخشی از زندگی تبدیل کرد، نه اینکه همه زندگی را به آن اختصاص داد.
شاید در دو سه سال پایانی تحصیل، برای خرید لباس وقت چندانی نگذاشتم. ممکن بود به آرایشگاه نروم و در خانه موهایم را اصلاح کنم یا کمتر به ظاهر و سر و وضعم رسیدگی کنم. با این حال، فعالیتهای روزمره و تفریحاتم را بهطور کامل کنار نگذاشتم.
بزرگترین نگرانی شما در دوران کنکور چه بود؟
بزرگترین نگرانیام این بود که با وجود این همه مطالعه و تلاش، در نهایت به نتیجه دلخواهم نرسم. نگران بودم که زحمت زیادی بکشم، اما نتیجهای که انتظارش را دارم به دست نیاید. طبیعتاً وقتی فرد زمان زیادی را برای هدفی صرف میکند، دوست دارد نتیجه تلاشهایش را ببیند و همین موضوع میتواند باعث نگرانی شود.
من هم در دوران آمادگی برای کنکور چنین دغدغهای داشتم، اما سعی میکردم به جای درگیر شدن بیش از حد با این نگرانی، تمرکزم را روی درس خواندن و انجام وظایفم بگذارم. در نهایت، خدا را شکر که تلاشهایم نتیجه داد و توانستم به رتبه یک کنکور تجربی برسم.
جنگ و به تعویق افتادن کنکور بر نتیجه شما تأثیر گذاشت؟
به نظرم تأثیر مثبتی داشت. فکر میکنم اگر کنکور به تعویق نمیافتاد، رتبه یک را کسب نمیکردم. این فرصت اضافی باعث شد زمان بیشتری برای مرور مطالب و جمعبندی درسها داشته باشم و بتوانم آمادگیام را افزایش دهم.
البته نمیتوانم با قطعیت بگویم اگر کنکور در زمان مقرر برگزار میشد، چه نتیجهای به دست میآوردم، اما احساس میکنم همین زمان اضافه در نتیجه نهایی من تأثیرگذار بود.
در مسیر موفقیت، نقش خودتان، خانواده، مدرسه و معلمان را چگونه ارزیابی میکنید؟
نمیتوانم یکی از این عوامل را بهعنوان عامل اصلی موفقیتم انتخاب کنم؛ زیرا ممکن است با این انتخاب، نقش و زحمات دیگران را نادیده گرفته باشم. هر کدام از این عوامل در مسیر موفقیتم نقش خود را داشتند و ترجیح میدهم درباره سهم هر کدام قضاوت جداگانهای نداشته باشم.
از یک طرف، تلاش و پشتکار خودم در این مسیر اهمیت داشت و از طرف دیگر، خانواده، مدرسه و معلمان نیز هر کدام به شکلی در رسیدن من به این نتیجه تأثیرگذار بودند.
اعتقادات مذهبی شما چه نقشی در مسیر موفقیتتان داشت؟
اعتقاداتم نقش بسیار مهمی داشت. هر زمان ناامید میشدم، احساس اینکه خداوند همراه من است، به من انگیزه میداد. در جلسههای آزمون نیز وقتی دچار استرس میشدم، این باور که خداوند در کنار من است، به آرامشم کمک میکرد.
اگر بخواهید پیامی برای دانشآموزانی داشته باشید که از نظر مالی در شرایط مناسبی نیستند یا تصور میکنند امکان موفقیت ندارند، چه میگویید؟
به نظر من، مهمترین عامل موفقیت در کنکور، تلاش و اراده خود فرد است و دانشآموزان نباید از همان ابتدا شرایط زندگیشان را به مانعی برای پیشرفت تبدیل کنند. آنچه اهمیت دارد، این است که چقدر برای هدفشان تلاش میکنند و تا چه اندازه در مسیر خود استمرار دارند. البته نمیتوان انکار کرد که شرایط مالی و امکانات آموزشی در مسیر تحصیل تأثیرگذار نیست، اما نباید اجازه داد این مسائل به دلیلی برای ناامیدی و دست کشیدن از تلاش تبدیل شوند.
اگر کسی از همان ابتدا به دنبال بهانه باشد و مدام به خودش بگوید که به دلیل نداشتن امکانات یا شرایط مناسب نمیتواند موفق شود، ممکن است حتی مطالعه جدی را آغاز نکند و درس خواندن را به شب امتحان موکول کند. در حالی که برای رسیدن به نتیجه مطلوب، باید از همان ابتدا قدم برداشت و بهتدریج پیش رفت.
توصیه من به دانشآموزان این است که تلاش کنند، استمرار داشته باشند و به تواناییهای خودشان ایمان داشته باشند. نباید اجازه دهند شرایط موجود بهانهای برای شروع نکردن باشد. موفقیت یکشبه به دست نمیآید و مسیر رسیدن به آن ممکن است دشواریهایی داشته باشد، اما استمرار در تلاش میتواند آنها را به هدفشان نزدیکتر کند.
اگر میان رتبه یک کنکور و انسان مفید بودن مجبور به انتخاب باشید، کدام را انتخاب میکنید؟
قطعاً انسان مفید بودن را انتخاب میکنم. شاید پیش از اعلام نتایج، پاسخ دیگری میدادم و کسب رتبه یک برایم اهمیت بیشتری داشت، اما حالا که این تجربه را پشت سر گذاشتهام، بهتر میتوانم درباره ارزش و جایگاه آن در زندگی فکر کنم. رتبه یک کنکور دستاورد ارزشمندی است و میتواند فرصتهای خوبی را پیش رویم قرار دهد، اما بهتنهایی نمیتواند معیار کاملی برای سنجش موفقیت باشد.
به نظر من، مهمتر از رتبهای که به دست میآوریم، این است که بتوانیم از دانش، تواناییها و فرصتهایی که در اختیارمان قرار میگیرد برای کمک به دیگران و حل مشکلات جامعه استفاده کنیم. به همین دلیل، اگر قرار باشد بین این دو انتخاب کنم، بدون تردید انسان مفید بودن را انتخاب میکنم.
وقتی از درس خواندن خسته میشدید، چگونه به آرامش میرسیدید؟
خستگی در دوران تحصیل کاملاً طبیعی بود؛ بهویژه اینکه بخش زیادی از روز را در مدرسه میگذراندم و پس از آن نیز باید زمان مشخصی را به مطالعه و آمادگی برای کنکور اختصاص میدادم. به همین دلیل، معمولاً خستگیها در ساعات پایانی شب بیشتر خودش را نشان میداد. در چنین شرایطی سعی میکردم به بدنم فشار نیاورم، استراحت میکردم و میخوابیدم. صبح روز بعد با انرژی و انگیزه بیشتری بیدار میشدم و مطالعه را از سر میگرفتم.
از طرف دیگر، یکی از عوامل انگیزهبخش برای من، دیدن دوستانم بود که با جدیت به مطالعه ادامه میدادند. وقتی میدیدم آنها در مسیر رسیدن به هدفشان تلاش میکنند، من هم انگیزه بیشتری پیدا میکردم و دوست نداشتم از آنها عقب بمانم.
پیام شما برای داوطلبان کنکور سال ۱۴۰۶ چیست؟
داوطلبان کنکور سال ۱۴۰۶ نیز ممکن است با مشکلات و حواشی مختلفی روبهرو شوند؛ همانطور که ما در دوران تحصیل با جنگ، تعطیلی مدارس، تعویق آزمونها و بلاتکلیفیهای مختلف مواجه شدیم.
ممکن است در سال آینده نیز درباره تأثیر برخی اتفاقات بر کنکور ابهامهایی وجود داشته باشد، اما توصیه میکنم داوطلبان درگیر این حواشی نشوند و تلاش خود را ادامه دهند. شرایط ممکن است برای همه دشوار باشد، اما آنچه اهمیت دارد، حفظ تمرکز و استمرار است.
پیام من به همه داوطلبان این است: از کنکور برای خودتان غول نسازید و تلاش کنید. تلاش کنید، تلاش کنید، تلاش کنید؛ در نهایت به نتیجه مطلوب خواهید رسید.

از مادر آرش محمدی رتبه یک کنکور تجربی نیز سوال کردیم.
زمانی که نتایج اعلام شد و فرزندتان خبر کسب رتبه یک را به شما داد، چه احساسی داشتید؟
قرار بود نتایج حدود ساعت ۱۰ اعلام شود. آرش به من گفت که با برخی از رتبههای برتر تماس گرفتهاند، اما با او تماسی نگرفتهاند. او نگران بود و میپرسید چرا با دوستانش تماس گرفتهاند، اما با او تماس نگرفتهاند.
من هم با خودم فکر میکردم شاید رتبهاش بالاتر از حد انتظار شده باشد و نمیدانستم در صورت ناراحتی چگونه باید او را دلداری بدهم. در همان زمان، آرش در اتاقش را بسته بود، قرآن میخواند و سجده میکرد. من هم دعا میکردم و از خدا میخواستم نتیجه زحماتش را ببیند.
وقتی از اتاق بیرون آمد و مرا در آغوش گرفت، تصور کردم رتبهاش آنطور که انتظار داشته، نشده است. به او گفتم اشکالی ندارد و خدا بزرگ است. اما ناگهان گفت: (مامان جان، اول شدم). هر دو دوباره گریه کردیم و خدا را شکر گفتیم. حدود پنج دقیقه در همان حال بودیم. دوستانش هم مرتب تماس میگرفتند، اما آرش به دلیل شوکی که به او وارد شده بود، نمیخواست به تماسها پاسخ دهد.
خودش هم انتظار نداشت رتبه یک شود و فکر میکرد نهایتاً رتبه پنج یا شش را کسب کند. به همین دلیل، این نتیجه برای همه ما بسیار غافلگیرکننده بود.
آیا آرش از سالهای گذشته برای کسب رتبه برتر هدفگذاری کرده بود؟ شما برای درس خواندن به او اصرار میکردید یا خودش پیگیر بود؟
بله، آرش برای کسب رتبه تک رقمی و حتی رتبه یک تلاش میکرد. او از کودکی به درس خواندن علاقه داشت. در سه چهار سال اخیر، بهویژه دوران کنکور، کمتر در مهمانیها و سفرهای خانوادگی شرکت میکرد. گاهی از ما میپرسید آیا اشکالی ندارد که در مهمانی حاضر نشود. اگر حضورش ضروری بود، همراه ما میآمد؛ اما تا جایی که امکان داشت، ترجیح میداد در خانه بماند و با آرامش بیشتری درس بخواند.
البته موفقیت او در درجه نخست حاصل تلاش و زحمات خودش بود. ما همیشه به او میگفتیم درس بخواند و تلاشش را انجام دهد، اما هیچوقت اینطور نبود که اصرار کنیم حتماً باید رتبه مشخصی کسب کند یا تحت فشار باشد. خودش بسیار پیگیر بود. برای مثال، با وجود اینکه در پایه دوازدهم امکان غیبت از برخی کلاسها وجود داشت، معمولاً در کلاسها شرکت میکرد. حتی گاهی معلمان به دلیل حضور تعداد کم دانشآموزان میخواستند کلاس را تشکیل ندهند، اما آرش بر شرکت در کلاس اصرار داشت.
او برای درس خواندن انگیزه درونی داشت و ما سعی میکردیم با فراهم کردن محیط مناسب، از این انگیزه حمایت کنیم. تلاش میکردیم شرایطی فراهم کنیم که بتواند در خانه با آرامش درس بخواند. گاهی به دلیل مهمانی یا برنامههای خانوادگی، ممکن بود مجبور شود برخلاف میلش در جمع حاضر شود و از این موضوع ناراحت باشد؛ اما تا جایی که امکان داشت، شرایط را با برنامه درسی او هماهنگ میکردیم.
هدف ما این بود که بدون وارد کردن فشار بیش از حد، از او حمایت کنیم و اجازه دهیم مسیر تحصیلیاش را با تمرکز دنبال کند.
پس از کسب رتبه یک، چه دغدغهای درباره آینده آرش دارید؟
واقعیت این است که پس از کسب رتبه یک، انتظارات مردم از این دانشآموزان بیشتر میشود. افرادی که رتبههای تکرقمی کسب میکنند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و مردم پیگیر میشوند که در آینده چه مسیری را انتخاب میکنند و چه فعالیتهایی انجام میدهند.
به نظرم این افراد باید مراقب باشند؛ زیرا از این پس بیشتر در معرض نگاه و قضاوت جامعه قرار دارند. مردم انتظار دارند بدانند این دانشآموزان در آینده چه خواهند کرد و چگونه از تواناییهای خود استفاده میکنند. یکی از دغدغهها نیز این است که نخبگان در کشور بمانند و بتوانند از ظرفیت علمی خود برای پیشرفت جامعه استفاده کنند.
