به نقل از خبرنگار سیاسی ایرنا، تهدیدهای تازه آمریکا علیه ایران در شرایطی مطرح میشود که تجربه جنگ اخیر، بار دیگر موضوع توان دفاعی، پایداری صنایع نظامی و هزینههای احتمالی یک درگیری تازه را به مرکز توجه آورده است. در یک سوی این معادله، رئیسجمهور آمریکا از احتمال حمله مجدد به اهدافی در ایران سخن میگوید و در سوی دیگر، مقامهای ایرانی تاکید دارند که هرگونه اقدام نظامی جدید با پاسخی شدیدتر از گذشته روبهرو خواهد شد.
رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با شبکه نیوزمکس از احتمال حمله به منطقه کوه کلنگ در نزدیکی تاسیسات هستهای نطنز سخن گفت؛ منطقهای که به دلیل استقرار تاسیسات زیرزمینی و استحکامات آن در کانون توجه آمریکا قرار دارد. او همچنین درباره استفاده احتمالی از بمبی که به «مادر همه بمبها» معروف است، توضیح داد که این سلاح هستهای نیست و مدعی شد واشنگتن ممکن است برای هدف قرار دادن تاسیسات مورد نظر خود به گزینههای نظامی بیشتری نیاز داشته باشد. ترامپ با وجود این اظهارات، نگفت که دستور قطعی استفاده از این بمب را صادر کرده است.
شکست سنگینتر در انتظار مهاجمان به ایران
واکنش مقامهای ایرانی به این تهدیدها تنها به محکومکردن اظهارات واشنگتن محدود نمانده است. در روزهای گذشته، مسئولان دفاعی ایران از افزایش ظرفیت تولید تسلیحات، ارتقای سامانههای دفاعی و آمادهسازی اهداف احتمالی برای پاسخ متقابل سخن گفتهاند. پیام اصلی این مواضع آن است که تکرار حمله، به تکرار همان شرایط و همان سطح از واکنش درگیری قبلی منجر نخواهد شد.
رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، اعلام کرد که هرگونه اقدام تجاوزکارانه جدید آمریکا یا رژیم صهیونیستی با پاسخی قاطع و شکست سنگینتر برای مهاجمان روبهرو خواهد شد. او با اشاره به احتمال حمله مجدد به تاسیسات ایران گفت اهدافی که نیروهای مسلح کشور میتوانند در پاسخ به تجاوز احتمالی مورد حمله قرار دهند، از پیش شناسایی و آماده شدهاند.
طلایینیک همچنین از در اختیار قرار گرفتن فناوریها و تجهیزات پیشرفتهتر در حوزه موشکی و پهپادی و ارتقای توان پدافند هوایی، دریایی و زمینی خبر داد و افزود: برنامههای تولید تسلیحات متناسب با تحولات میدان نبرد بهروزرسانی شده است و ظرفیتهای دفاعی کشور برای پاسخ به شرایط جدید توسعه یافتهاند.
این اظهارات در واقع بر دو مولفه آمادگی برای پاسخ نظامی و تلاش برای جلوگیری از آنکه حمله احتمالی بتواند توان دفاعی ایران را برای مدت طولانی مختل کند، تاکید دارد.
در همین چارچوب، سخنگوی وزارت دفاع تاکید کرده است که ایران برای مقابله با جنگی طولانیتر نیز برنامهریزی کرده و ظرفیت تولید تجهیزات و مهمات را افزایش داده است. اهمیت این موضع از آن جهت است که در یک درگیری فرسایشی، توانایی تامین مستمر موشک، پهپاد، قطعات و مهمات میتواند به اندازه تجهیزات موجود در آغاز جنگ تعیینکننده باشد.
از نگاه مسئولان دفاعی در ایران، تهدید به حمله و اعلام آمادگی برای پاسخ، دو بخش از یک رقابت بازدارندهاند. آمریکا میخواهد با برجستهکردن توان حمله به تاسیسات مستحکم، هزینه ادامه برنامه هستهای ایران را افزایش دهد؛ تهران نیز تلاش دارد نشان دهد حمله به اهدافی در خاک ایران به معنای پایان درگیری یا از بین رفتن توان واکنش کشور نخواهد بود.
افزایش ۲.۵ برابری تولید تسلیحات
یکی از مهمترین اظهارات اخیر مقامهای دفاعی ایران به وضعیت تولید تسلیحات پس از جنگ مربوط میشود. طلایینیک نهم اکتبر اعلام کرد که تولید تسلیحات داخلی در هفت ماه پس از جنگ، در مقایسه با دوره مشابه پیش از آن، به ۲.۵ برابر افزایش یافته است؛ آن هم در شرایطی که به گفته او، حملات دشمن به برخی تاسیسات خسارت وارد کرده بود.
سخنگوی وزارت دفاع دو عامل را در تداوم تولید و افزایش ظرفیت آن موثر دانست؛ نخست، پیشبینی محلهای جایگزین و امن برای ادامه فعالیت خطوط تولید و دوم، استفاده گستردهتر از توان بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان.
با این حال، توضیحی که این مقام دفاعی درباره ساختار تولید ارائه کرده، به یکی از مسائل اصلی جنگهای مدرن اشاره دارد. آسیبپذیری صنایع نظامی تنها با تعداد حملات یا میزان خسارت اولیه سنجیده نمیشود، بلکه توان انتقال تولید، جایگزینی خطوط آسیبدیده و حفظ زنجیره تامین نیز اهمیت دارد.
اگر تولید تجهیزات در پی حمله متوقف شود، حتی ذخایر قابل توجه نیز ممکن است در یک جنگ طولانی کاهش یابد و جایگزینی آنها دشوار شود. در مقابل، توزیع مراکز تولید، دسترسی به قطعات و مواد اولیه و امکان اصلاح سریع تجهیزات بر اساس تجربه عملیاتی، میتواند به حفظ توان دفاعی کمک کند. ادعای وزارت دفاع ایران درباره افزایش تولید، در همین چارچوب مطرح شده است.
طلایینیک همچنین گفته است ظرفیت تولید وزارت دفاع و شبکه همکار آن، بیش از هزار نوع سامانه تسلیحاتی، تجهیزات و مهمات را دربرمیگیرد. او با اشاره به توان تولید داخلی، از امکان تامین نیاز نیروهای مسلح در یک جنگ پایدار سخن گفته است. بر اساس توضیحات وی، اولویت نخست این ظرفیت، تامین نیازهای داخلی است و صادرات محصولات مازاد نیز در برنامه قرار دارد.
پدافند هوایی و تجربه جنگ؛ معادله دفاعی ایران
در کنار تولید تسلیحات تهاجمی، ارتقای توان پدافند هوایی یکی از محورهای مهم اظهارات مقامهای ایرانی بوده است. سخنگوی ارتش از برنامههای عملیاتی جدید، تعمیر و بازسازی سامانههای آسیبدیده، ورود تجهیزات تازه و افزایش هماهنگی میان بخشهای مختلف نیروهای مسلح خبر داده است.
در یک حمله هوایی، صرف برخورداری از سامانههای پدافندی کافی نیست؛ شبکه راداری، توان کشف و شناسایی، ارتباط میان مراکز فرماندهی، سرعت انتقال اطلاعات و امکان جابهجایی یا جایگزینی سامانهها نیز نقش تعیینکننده دارند. به همین دلیل، بازسازی سامانههای آسیبدیده و اصلاح شیوههای مقابله با تهدیدهای جدید میتواند بخشی از روند بازیابی توان دفاعی پس از جنگ باشد.
تجربه جنگ همچنین اهمیت مقابله با پهپادها و حملات ترکیبی را افزایش داده است. استفاده همزمان از موشک، پهپاد، جنگ الکترونیک و حملات هوایی، نیروهای دفاعی را با تهدیدهایی روبهرو میکند که پاسخ به آنها به یک سامانه یا سلاح مشخص محدود نمیشود. از این منظر، هماهنگی میان پدافند، نیروهای هوایی و دیگر بخشهای دفاعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از فشار روانی تا محاسبه هزینههای جنگ
اظهارات ترامپ درباره احتمال حمله به کوه کلنگ و طرح نام «مادر همه بمبها» در شرایطی مطرح شده که رسانههای آمریکایی نیز از بررسی گزینههای نظامی برای حمله احتمالی به تاسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی ایران خبر دادهاند. رویترز با بازتاب گزارشی از سیانان نوشت که ارتش آمریکا گزینه استفاده از این بمب را در سناریوهای احتمالی بررسی کرده است؛ با این حال، رویترز اعلام کرد که نتوانسته این گزارش را بهطور مستقل تایید کند.
در شرایطی که گزینه نظامی همچنان در اظهارات و محاسبات واشنگتن دیده می شود، در مقابل، تهران با تاکید بر آمادگی برای پاسخ، تلاش میکند محاسبه هزینه و فایده حمله را برای واشنگتن تغییر دهد. پیام ایران این است که حمله به یک تاسیسات یا زیرساخت، الزاما به نتیجهای محدود و قابل کنترل ختم نمیشود و میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد.
این معادله بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز و امنیت منطقه اهمیت پیدا میکند. هرگونه درگیری تازه میان ایران و آمریکا میتواند پیامدهایی فراتر از اهداف نظامی اولیه داشته باشد و بر امنیت کشتیرانی، بازار انرژی و وضعیت پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اثر بگذارد. همین احتمال گسترش بحران، یکی از عواملی است که در ارزیابی پیامدهای یک حمله احتمالی باید در نظر گرفته شود.
وزیر دفاع پیشنهادی؛ پیوند مدیریت دفاعی با توان صنعتی
در چنین شرایطی، معرفی مهرداد اخلاقی کتابچی برای تصدی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است.هرچند طی ماههای اخیر مجموعه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کارکردهای خود در حوزه های مختلف را به بهترین نحو انجام داده است، با این حال به نظر می رسد انتخاب وزیر دفاع پیشنهادی هم فرایند ها و کارکردهای این وزارتخانه را تسهیل و تسریع خواهد کرد و هم پیام انسجام و وحدت بین قوای مختلف را نشان خواهد داد.
نباید فراموش کرد که وزارت دفاع در وضعیت پس از جنگ، تنها مسئول تامین تجهیزات نیست؛ این وزارتخانه باید میان نیازهای عملیاتی نیروهای مسلح، ظرفیت صنایع دفاعی، توسعه فناوری، تعمیر و نگهداری و برنامهریزی برای شرایط احتمالی آینده هماهنگی ایجاد کند.
اخلاقی کتابچی از مدیران حوزه صنایع دفاعی است و سابقه فعالیت در سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع را دارد. آشنایی با این حوزه، بهویژه در شرایطی که توان موشکی و هوافضایی در محاسبات دفاعی کشور نقش مهمی دارد، میتواند برای مدیریت نیازهای صنعتی و پشتیبانی نیروهای مسلح اهمیت داشته باشد. تجربه مدیریتی در بدنه دفاعی همچنین میتواند به شناخت بهتر ظرفیتهای موجود، محدودیتهای تولید و نیازهای عملیاتی کمک کند.
یکی از مهمترین ماموریتهای وزیر پیشنهادی، حفظ روند تولید و ارتقای توان دفاعی در شرایطی است که احتمال حملات مجدد همچنان مطرح میشود. این ماموریت به افزایش تعداد تجهیزات محدود نیست؛ توسعه زنجیره تامین داخلی، استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان، تقویت توان تعمیر و بازسازی و هماهنگکردن صنایع دفاعی با نیازهای روز میدان، از جمله موضوعاتی است که در مدیریت این وزارتخانه اهمیت دارد. در کنار این موارد، پشتیبانی از کارکنان نیروهای مسلح و بازنشستگان و تقویت دیپلماسی دفاعی نیز از محورهای مطرحشده درباره برنامههای وزیر پیشنهادی بوده است.
در مجموع، تهدیدهای تازه آمریکا و پاسخ مقامهای ایرانی بار دیگر نشان میدهد که مسئله اصلی تنها احتمال وقوع یک حمله نیست، بلکه توان دو طرف برای ادامه یا متوقفکردن درگیری و میزان هزینهای است که میتوانند به یکدیگر تحمیل کنند. اگر آمریکا تلاش می کند، با مطرحکردن گزینههای نظامی میکوشد فشار بر تهران را حفظ کند، ایران بر افزایش ظرفیت تولید، آمادگی برای پاسخ شدیدتر و تداوم توان دفاعی تأکید دارد.
با این حال، درباره توان واقعی هر طرف و نتیجه احتمالی یک درگیری تازه نمیتوان تنها بر پایه اظهارات سیاسی یا آمار اعلامشده از سوی نهادهای نظامی قضاوت کرد. آنچه روشن است، اهمیت آمادگی دفاعی، پایداری صنایع نظامی و محاسبه پیامدهای منطقهای جنگ است؛ عواملی که میتوانند در تصمیمگیری طرفها برای ورود به یک درگیری تازه یا پرهیز از آن نقش تعیینکننده داشته باشند.
