به نقل از برنا، وقتی از وضعیت بازار مسکن صحبت میشود، معمولاً توجهها به قیمت آپارتمان، هزینه مصالح، میزان معاملات و حجم سرمایهگذاری در ساختوساز معطوف است. اما در پس این شاخصها، بازار کاری قرار دارد که تغییرات آن میتواند بر درآمد خانوارها، فعالیت بنگاهها و روند اجرای پروژههای ساختمانی اثر بگذارد.
بررسی دادههای طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد گستره اشتغال در بخش ساختمان بسیار فراتر از نیروی کار حاضر در محل پروژههاست. کارکنان فنی، مهندسان، مدیران و نیروهای اداری شاغل در مجموعههای فعال این بخش نیز در این محاسبات قرار میگیرند.
بر اساس برآوردهای آماری، شمار شاغلان ساختمان به حدود ۳.۴ میلیون نفر میرسد. سهم ۱۳.۷ درصدی این بخش از کل اشتغال کشور نشان میدهد هرگونه تغییر در فعالیتهای ساختمانی میتواند دامنهای گسترده از نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار دهد.
۹۸.۸ درصد شاغلان ساختمان مرد هستند
ترکیب جنسیتی نیروی کار، یکی از مشخصههای برجسته این صنعت است. برآوردهای آماری حاکی از آن است که از هر ۱۰۰ شاغل بخش ساختمان، نزدیک به ۹۹ نفر مرد هستند. سهم زنان تنها ۱.۲ درصد گزارش شده است.
این ترکیب نشان میدهد مشارکت زنان در اشتغال ثبتشده این بخش بسیار محدود است؛ هرچند برای شناسایی دلایل این وضعیت باید عواملی مانند نوع مشاغل، شرایط محیط کار، فرصتهای استخدامی و تقسیم کار حرفهای بهصورت جداگانه بررسی شوند.
از نظر سنی نیز بخش ساختمان بیش از هر گروه دیگری به نیروی کار میانسال متکی است. افراد ۳۵ تا ۴۴ ساله با سهم ۳۵.۷ درصدی، بزرگترین گروه سنی را تشکیل میدهند. گروه ۴۵ تا ۵۴ ساله با ۲۳.۴ درصد و افراد ۲۵ تا ۳۴ ساله با ۲۲ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند.
میانگین سن شاغلان این بخش ۳۹.۸ سال است. در همین حال، سهم افراد زیر ۲۵ سال ۹.۳ درصد و سهم افراد ۵۵ ساله و بیشتر ۹.۵ درصد برآورد شده است. این ترکیب سنی، اهمیت آموزش نیروهای تازهوارد و انتقال تجربه میان نسلهای مختلف شاغلان را برجسته میکند.
تنها ۱۲ درصد شاغلان ساختمان تحصیلات دانشگاهی دارند
یکی از تفاوتهای اساسی بازار کار ساختمان با کل اقتصاد، در سطح تحصیلات نیروی انسانی دیده میشود. آمارها نشان میدهد سهم قابل توجهی از شاغلان این بخش در گروههای تحصیلی پایینتر از دانشگاه قرار دارند.
بر اساس دادههای بررسیشده، ۷.۷ درصد شاغلان بیسوادند. سهم افراد دارای تحصیلات ابتدایی ۲۹.۶ درصد و دارندگان تحصیلات راهنمایی یا متوسطه ۳۰.۲ درصد است. دیپلمهها نیز حدود ۲۰.۵ درصد از نیروی کار این بخش را تشکیل میدهند.
در مقابل، سهم دارندگان مدرک کاردانی ۲.۵ درصد، کارشناسی ۷.۴ درصد و کارشناسی ارشد یا بالاتر حدود ۲.۱ درصد است. در مجموع، حدود ۱۲ درصد شاغلان ساختمان تحصیلات دانشگاهی دارند.
این نسبت در کل بازار کار ایران حدود ۲۸.۵ درصد است؛ به این معنا که سهم نیروی دانشگاهدیده در مجموع اقتصاد بیش از دو برابر سهم آن در ساختمان است.
البته سطح مدرک تحصیلی بهتنهایی معیار کاملی برای سنجش توانایی حرفهای در این صنعت نیست. تجربه میدانی و مهارتهای فنی در بسیاری از مشاغل ساختمانی نقش تعیینکننده دارند. با این حال، گسترش آموزشهای حرفهای و تخصصی میتواند به بهبود کیفیت اجرا، افزایش ایمنی و استفاده مؤثرتر از فناوریهای جدید کمک کند.
۸۱.۹ درصد شاغلان در کارگاههای حداکثر چهار نفره فعالیت میکنند
مهمترین ویژگی ساختار اشتغال ساختمان، اندازه کوچک محلهای کار است. بر اساس دادههای موجود درباره اندازه محل کار، ۸۱.۹ درصد شاغلان در واحدهای یک تا چهار نفره مشغول فعالیتاند. سهم واحدهای پنج تا ۹ نفره نیز به ۱۳.۱ درصد میرسد.
ترکیب این دو گروه نشان میدهد ۹۵ درصد شاغلان دارای اطلاعات معتبر در این شاخص، در محلهای کاری با کمتر از ۱۰ نفر فعالیت میکنند.
در سوی دیگر، واحدهای ۱۰ تا ۱۹ نفره تنها ۳.۴ درصد از اشتغال مورد بررسی را در اختیار دارند. سهم واحدهای ۲۰ تا ۴۹ نفره حدود یک درصد و سهم محلهای کار دارای دستکم ۵۰ شاغل تنها ۰.۶ درصد است.
این توزیع، تصویری از بازاری ارائه میدهد که فعالیت آن به تعداد زیادی واحد کوچک وابسته است. چنین ساختاری ممکن است امکان فعالیت مستقل و انعطافپذیری بیشتر را فراهم کند، اما در مقابل، دسترسی به منابع مالی، تجهیزات پیشرفته، آموزش مستمر و سازوکارهای رسمی ایمنی را به مسئلهای مهم برای بخشی از فعالان تبدیل میکند.
سهم دو سوم اشتغال در اختیار حقوقبگیران بخش خصوصی
بررسی وضعیت شغلی نشان میدهد مزد و حقوقبگیران بخش خصوصی با سهم ۶۶.۶ درصدی، بزرگترین گروه شاغلان ساختمان هستند.
کارکنان مستقل ۲۶.۸ درصد و کارفرمایان ۵.۵ درصد از مجموع شاغلان را تشکیل میدهند. در نتیجه، بیش از ۳۲ درصد نیروی کار این بخش در گروه کارکنان مستقل و کارفرمایان قرار میگیرند؛ موضوعی که وزن فعالیتهای مستقل و کسبوکارهای کوچک را در ساختمان نشان میدهد.
سهم مزد و حقوقبگیران بخش عمومی حدود ۰.۵ درصد و کارکنان فامیلی بدون مزد نزدیک به ۰.۴ درصد است.
با توجه به این ترکیب، شرایط اقتصادی بنگاههای خصوصی و توان آنها برای حفظ فعالیت، از عوامل اثرگذار بر وضعیت اشتغال ساختمان به شمار میرود. تغییر در تقاضای ساختوساز، هزینه تأمین نهادهها و امکان تأمین مالی پروژهها میتواند بر استمرار فعالیت این بنگاهها و وضعیت شغلی کارکنانشان اثر بگذارد.
یک دهم شاغلان ثبتشده ساختمان تابعیت افغانستان دارند
دادههای تابعیتی نشان میدهد حدود ۸۹.۶ درصد شاغلان مورد بررسی دارای تابعیت ایران و ۱۰.۳ درصد دارای تابعیت افغانستان هستند. سهم سایر تابعیتها بسیار محدود گزارش شده است.
این ارقام، ترکیب تابعیتی افراد پوششدادهشده در طرح آمارگیری را نشان میدهد و نباید بدون اطلاعات تکمیلی بهعنوان سهم تمام مهاجران افغانستانی شاغل در صنعت ساختمان تفسیر شود.
با این حال، این دادهها نشان میدهد بررسی عرضه نیروی کار در ساختمان، به شناخت دقیقتر ترکیب نیروی انسانی نیز نیاز دارد؛ بهویژه در شرایطی که مهارت، دسترسی به نیروی کار و استمرار فعالیت پروژهها از عوامل مهم عملکرد این بخش هستند.
میانگین ۴۴.۵ ساعت کار در هفته
شاغلان ساختمان بهطور متوسط ۴۴.۵ ساعت در هفته کار میکنند؛ رقمی که بر اساس مجموع ساعات فعالیت آنها در مشاغلشان محاسبه شده است.
در دادههای خام نمونه، میانه ساعات کار هفتگی ۴۸ ساعت ثبت شده است. همچنین چارک اول ساعات کار ۳۲ ساعت و چارک سوم ۴۸ ساعت بوده است؛ یعنی نیمه میانی مشاهدات در محدوده ۳۲ تا ۴۸ ساعت در هفته قرار میگیرد.
این ارقام، حجم قابل توجه ساعات کاری در بخش ساختمان را نشان میدهند، اما برای نتیجهگیری درباره سطح درآمد، بهرهوری یا شرایط اضافهکاری کافی نیستند. ارزیابی این موضوعات به اطلاعاتی درباره دستمزد، نوع قرارداد، ایمنی محیط کار و میزان تولید یا ارزش افزوده نیاز دارد.
تهران با سهم ۱۴.۸ درصدی در صدر اشتغال ساختمانی
تمرکز جغرافیایی نیروی کار ساختمان نیز قابل توجه است. تهران با سهم ۱۴.۸ درصدی از کل شاغلان این بخش، بالاترین جایگاه را در میان استانها دارد.
خراسان رضوی با ۹.۵ درصد در رتبه بعدی قرار میگیرد. پس از آن فارس با ۶.۸ درصد، خوزستان با ۵.۸ درصد، اصفهان با ۵.۵ درصد، مازندران با ۵.۴ درصد و آذربایجان شرقی با ۵.۱ درصد قرار دارند.
در مقابل، سهم ایلام حدود ۰.۹ درصد برآورد شده است. بوشهر، زنجان و سمنان هر کدام نزدیک به یک درصد و خراسان جنوبی حدود ۱.۱ درصد از اشتغال ساختمانی کشور را به خود اختصاص دادهاند.
البته این ارقام فقط توزیع جغرافیایی شاغلان را نشان میدهند و برای مقایسه رونق ساختوساز استانها کافی نیستند. سنجش عملکرد منطقهای ساختمان مستلزم بررسی همزمان حجم سرمایهگذاری، تعداد پروژهها، جمعیت، میزان تولید مسکن و ارزش افزوده فعالیتهای ساختمانی است.
مسئله ساختمان فقط ساختوساز نیست
دادههای بازار کار نشان میدهد بخش ساختمان با حدود ۳.۴ میلیون شاغل، یکی از حوزههای مهم اشتغال در اقتصاد ایران است؛ اما این گستردگی با ساختاری متکی بر واحدهای کوچک و سهم محدود نیروی دانشگاهدیده همراه شده است.
تمرکز ۹۵ درصدی شاغلان در محلهای کاری کمتر از ۱۰ نفره، سهم ۱۲ درصدی تحصیلات دانشگاهی، غلبه نیروی کار مرد و میانگین ۴۴.۵ ساعت کار هفتگی، از ویژگیهای اصلی این بازار هستند.
از منظر اقتصادی، توجه به اشتغال ساختمان نباید به شمار کارگران یا میزان ساختوساز محدود بماند. تقویت مهارتهای فنی، بهبود ایمنی، افزایش توان بنگاههای کوچک و ارتقای بهرهوری میتواند در کنار سیاستهای سرمایهگذاری و تأمین مالی، به پایداری بیشتر این بخش کمک کند.
