محمدسعید شرفی – کارشناس هوانوردی؛ روابط دیرینه و محترمانه ایران و عمان، سرمایهای ارزشمند برای هر دو کشور است. حفظ این سرمایه مستلزم آن است که همکاریهای هوانوردی نیز بر پایه احترام متقابل، شفافیت و توجه منصفانه به منافع مردم و شرکتهای هواپیمایی دو طرف سامان یابد.
در شرایطی که پروازهای شرکتهای ایرانی به عمان متوقف مانده، بازگشت سلامایر به تهران با مجوز طرف ایرانی، پرسشی جدی ایجاد میکند؛ آیا این بازگشت بخشی از توافقی متوازن برای احیای روابط هوایی است یا صرفاً امکانی محدود برای فعالیت شرکت یک طرف، در حالی که محدودیتهای طرف دیگر همچنان برقرار است؟
بر اساس شرایط گزارششده، استفاده از پروازهای ازسرگرفتهشده برای عموم مسافران ایرانی فراهم نیست و داشتن اقامت معتبر عمان از شروط پذیرش مسافر اعلام شده است. چنین ترتیبی، هرچند میتواند نیاز بخشی از مسافران را برطرف کند، نباید بهعنوان عادیشدن روابط هوایی یا بازگشایی عمومی مسیر معرفی شود.
از منظر حقوقی، حاکمیت کشورها بر فضای هوایی خود و اختیار آنان در صدور مجوز پروازهای منظم بینالمللی، در کنوانسیون شیکاگو به رسمیت شناخته شده است. بنابراین، صرف توقف یا محدودسازی پروازها، بدون بررسی موافقتنامه دوجانبه و مبانی تصمیم، برای اعلام نقض حقوق بینالملل کافی نیست. با این حال، برابری فرصتها و فراهمکردن فرصت منصفانه برای فعالیت شرکتهای هواپیمایی کشورهای عضو، از مبانی و اهداف همین نظام بینالمللی است.
در نتیجه، پرسش اصلی آن است که محدودیتهای موجود تا چه اندازه با تعهدات دوجانبه، روح همکاری هوانوردی و رویه مبتنی بر توازن منافع سازگار است؟ اگر ملاحظات ایمنی، امنیتی یا الزامات تحریمی مبنای تصمیم بوده، انتظار میرود مستندات، دامنه اجرا و شرایط بازنگری آن بهروشنی برای طرف مقابل توضیح داده شود. تفاوت در نحوه برخورد با شرکتهای دو کشور نیز نیازمند توضیحی روشن و قابل ارزیابی است.
موضوع زمانی حساستر میشود که بنا بر گزارش فعالان ایرانی این حوزه، درخواستهای مربوط به حمل دارو و برخی پروازهای دارای مأموریت دیپلماتیک نیز با پاسخ منفی مواجه شدهاند. اگر این گزارشها تأیید شود، ضروری است دلایل رد درخواستها و امکان ایجاد ترتیبات استثنایی بررسی شود. نیازهای درمانی مردم شایسته توجه ویژه و تلاش عملی برای یافتن مسیرهای مجاز و قابل اجراست.
در سوی ایرانی نیز، صدور مجوز برای سلامایر باید با توضیح درباره منافع حاصل برای مسافران، وضعیت درخواستهای شرکتهای ایرانی و برنامه رفع محدودیتها همراه باشد. تسهیل سفر اقدامی ارزشمند است اما مسئولیت نهاد تنظیمگر، همزمان شامل پیگیری فرصت منصفانه برای شرکتهای داخلی و دفاع از منافع استفادهکنندگان ایرانی خدمات هوایی نیز میشود.
در چنین فضایی، اجرای مراسم واترسالوت برای استقبال از این پرواز، چنانکه گزارش شده است، از منظر تناسب پیام و تشریفات قابل نقد است. این مراسم در عرف فرودگاهی نمادی از خوشامدگویی و بزرگداشت یک رویداد است؛ اما هنگامی که محدودیتهای اساسی پابرجاست، استقبال نمادین و پرشور میتواند این برداشت را ایجاد کند که وضعیتی نامتوازن، بهعنوان دستاوردی کامل پذیرفته شده است.
پرسش از مدیریت فرودگاه امام خمینی روشن است؛ در شرایطی که شرکتهای ایرانی همچنان از امکان پرواز محروماند و خدمت برقرارشده نیز در دسترس عموم مسافران ایرانی نیست، چه دستاورد متقابل و مشخصی این سطح از استقبال را توجیه میکند؟
انتظار حرفهای، انتشار توضیحی روشن درباره ماهیت مجوز، شروط پذیرش مسافر، وضعیت حقوق متقابل و مسیر مذاکرات برای رفع محدودیتهاست. همچنین، درخواستهای مرتبط با دارو و نیازهای انسانی باید در سازوکاری مشخص و با اولویت بررسی شوند.
دوستی پایدار ایران و عمان، ظرفیت گفتوگویی صریح و محترمانه را دارد. ارزش واقعی بازگشت یک پرواز، در توازن فرصتها و گشایشی است که برای مردم ایجاد میکند و تشریفات استقبال نیز زمانی معنای کامل مییابد که بازتاب چنین دستاوردی باشد.
در کنار پرسشهای مربوط به توازن روابط هوایی ایران و عمان، شرایط پذیرش مسافران در پروازهای سلامایر نیز موضوعی است که ضرورت بررسی جدی دارد.
هواپیمایی سلامایر برای سوارکردن اتباع غیرعمانی به پروازهای خود در مسیر تهران به مسقط، علاوه بر مطالبه اقامت عمان، مسافران را ناگزیر کرده است که تن به امضای فرم تعهدی بدهند که شامل هفت بند غیرمتعارف است.
فارغ از اینکه این امر در صنعت هوانوردی دنیا به باور من، بدعتی است که سلامایر هفته گذشته طراحی کرده، غفلت، سهلانگاری، تسامح و تساهل مقامات هوانوردی و دیپلماسی کشور در این خصوص بسیار تأملبرانگیز است.
از جمله تعهدات رقتباری که از دید وزیر راه و شهرسازی و معاونان ایشان در عرصه حملونقل هوایی، بخش حقوقی و بینالملل وزارتخانه و دستگاه دیپلماسی کشور مغفول مانده یا در راستای دستاوردتراشی به آن بیتوجهی شده، اجبار مسافر ایرانی به اعطای اختیار تام به سلامایر برای اشتراکگذاری دادههای او با نهادهای آمریکایی، از جمله وزارت خزانهداری، دستگاههای امنیتی و احتمالاً سفارت آمریکا در عمان است.
سلامایر خود را محق دانسته است که پس از هماهنگی دادههای مسافر با مراجع عمانی و البته غیرعمانی، از ادامه سفر مسافر ایرانی ممانعت کند؛ مسافری که متعهد شده سفرش کاملاً جنبه شخصی یا زیارتی دارد و در راستای سیاستهای کشور متبوع خود نیست و در چمدان خود نیز بهجز پوشاک و دارو، کالای دیگری ندارد.
قرار دادن مسافر ایرانی در مقابل چنین تعهدنامهای برای سفر مستقیم با سلامایر به مسقط، اگر با هماهنگی سازمان هواپیمایی کشوری ایران باشد، قطعاً به معنای پذیرش حقارت در بالاترین سطح مدیریت وزارت راه و شهرسازی و دستگاه دیپلماسی است.
اگر نیز این اقدام بدون اطلاع دستگاه تنظیمگر هوانوردی صورت گرفته باشد، ناشی از عدم اشراف ساختار هوانوردی یا فقدان هماهنگی با نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در مسقط و دستگاه سیاست خارجی است؛ خلأیی که سالهاست در مراودات هوانوردی ایران به زخمی قدیمی تبدیل شده که هر از گاهی سر باز میکند.
تحلیل فوق، البته تحلیل خوشبینانه موضوع است و بخش بدبینانه آن میتواند تفسیری در راستای ادامه نفوذ کشور متخاصم و چراغ سبزی برای دریافت دادههای مسافران ایرانی تلقی شود؛ موضوعی که بحث درباره آن در این مجال نمیگنجد.
شایسته است وزیر راه و شهرسازی که علاقه زیادی به دیپلماسی حملونقل دارند و از نظر تعداد سفرهای خارجی نیز رکورددار خوانده میشوند، برای جبران این حقارت اقدام کنند.
انتظار میرود ایشان ضمن عذرخواهی از مردم مقاوم ایران که با تحمل مرارتها و سختیها پای انقلاب و نظام ایستادهاند، میدانها و خیابانها را رها نکردهاند، ردای جانفدایی بر تن کرده و خود را آماج هرگونه بلا قرار دادهاند، بهسرعت نسبت به عزل رئیس سازمان هواپیمایی کشوری و توقف پرواز مذکور اقدام کنند.
همچنین، راه دیگر آن است که بر اساس مقررات و عرف بینالمللی، اقدامات عاجل برای به رسمیت شناختن حقوق مسافران و شرکتهای هواپیمایی ایرانی صورت گیرد.
مسئولان وزارت راه و شهرسازی، سازمان هواپیمایی کشوری و دستگاه دیپلماسی باید درباره شروط تحمیلشده به مسافران، نحوه صدور مجوز برای سلامایر و وضعیت حقوق شرکتهای هواپیمایی ایرانی پاسخگو باشند.
