اجتماعی

اگر منو دوست داشت، باید خودش می‌فهمید …»؛ ریشه توقعات در زندگی مشترک

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۲۸۶۰۴
یک روان‌شناس با تاکید بر اینکه رابطه سالم یعنی دیدن نیازها، بیان شفاف خواسته‌ها، به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و پذیرش مسئولیت انتخاب‌ها گفت: هدف، برآورده کردن تمام نیازهای همسر یا بی‌نقص کردن او نیست؛ بلکه ساختن زندگی رضایت‌بخش در کنار تفاوت‌ها و...

آرزو نوروزی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره تفاوت میان نیازهای منطقی و توقعات افراطی گفت: باید بین نیاز و انتظار ما از همسر برای برآورده‌کردنش تفاوت قائل شویم. از منظر تئوری انتخاب، پنج نیاز اساسی داریم که شامل بقا، عشق و تعلق، قدرت یا احساس توانمندی، آزادی و تفریح می‌شود. همه این نیازها در روابط ما حضور دارند، اما اولویت آن‌ها در افراد مختلف، متفاوت است.

وی اضافه کرد: مثلا نیاز به عشق و تعلق کاملا طبیعی است، اما اینکه انتظار داشته باشم «همسرم همیشه در دسترس من باشد»، «هیچ‌وقت با من مخالفت نکند» و «برای تامین امنیت من از آزادی خودش بگذرد»، لزوما انتظار متعادلی نیست. اینجا سه سوال برای تشخیص این مرز مهم است آیا خواسته‌ام را روشن بیان کردم؟ آیا توان و شرایط طرف مقابل را در نظر گرفتم؟ و آیا راهی که برای برآورده‌شدن نیازم انتخاب کردم، کیفیت رابطه را بهتر می‌کند؟.

تشدید واکنش‌های هیجانی و حس تهدید

این روانشناس اضافه کرد: احساس تهدید یا طردشدن می‌تواند واکنش‌های هیجانی ما را تشدید کند و باعث شود یک خواسته را فوری‌تر تجربه کنیم. این به معنای غیرواقعی بودن نیاز ما نیست، بلکه یعنی باید بین احساس شدید و نتیجه‌ای که از آن می‌گیریم تفاوت بگذاریم. نیاز داشتن افراطی نیست؛ اما ممکن است روش و راهبردی که برای برآورده‌ کردن نیازمان انتخاب می‌کنیم، سخت‌گیرانه، انعطاف‌ناپذیر و آسیب‌زننده باشد. رابطه سالم جایی است که نیازهای هر دو نفر در آن دیده می‌شوند، بدون اینکه یکی از طرفین مجبور شود خودش را نادیده بگیرد.

ریشه توقعات سنگین در زندگی مشترک

به گفته نوروزی، نمی‌شود برای همه توقعات نامتعادل، یک ریشه واحد پیدا کرد، چرا که خانواده، فرهنگ، تجربه‌های عاطفی و تصویری که از عشق در ذهن‌مان ساخته‌ایم همگی می‌توانند در این زمینه نقش داشته باشند. کسی که در خانواده‌ای بزرگ شده که محبت را بیشتر در ازای عملکرد خوب دریافت می‌کرده، ممکن است در بزرگسالی مدام به تایید همسرش نیاز داشته باشد.

وی ادامه داد: کسی هم که در محیطی پر از تعارض رشد کرده، شاید از رابطه انتظار داشته باشد که هیچ اختلافی در آن اتفاق نیفتد.  تجربه‌های تکرارشونده در طول رشد بر یادگیری هیجانی و پیش‌بینی‌های ما درباره روابط اثر می‌گذارند. مغز از گذشته برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کند، بنابراین ممکن است رفتار امروز همسرانمان را با تجربه‌های قبلی خود تفسیر کنیم. روان‌شناسی تکاملی هم به اهمیت موضوعاتی مثل امنیت، حمایت و ثبات در روابط انسانی می‌پردازد، اما این به‌معنای تکاملی یا ضروری‌بودن هر توقع مشخصی نیست. در تئوری انتخاب، گذشته را انکار نمی‌کنیم، اما آن را به سرنوشت تغییرناپذیر خود هم تبدیل نمی‌کنیم، بنابراین اینکه بفهمیم چرا چنین انتظاری داریم، به شناخت خودمان کمک می‌کند اما برای ساختن رابطه بهتر باید ببینیم امروز چه انتخابی از دستمان برمی‌آید.

آسیب ذهن‌خوانی به صمیمیت در رابطه

وی با اشاره به اینکه ذهن‌خوانی به صمیمیت آسیب می‌زند، تصریح کرد: یکی از جمله‌هایی که زیاد در روابط می‌شنویم این است که «اگر من را دوست داشت، خودش می‌فهمید» پشت این جمله، گاهی یک خواسته کاملا انسانی قرار دارد، اینکه بدون نیاز به توضیح‌دادن مداوم دیده و درک شویم، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که فهمیدن خواسته‌های ناگفته را به معیار سنجش عشق تبدیل می‌کنیم. مغز ما ذهن دیگران را مستقیما نمی‌خواند، بلکه از روی رفتارها، تجربه‌های قبلی و اطلاعات موجود درباره احساس و نیت آن‌ها حدس می‌زنیم و طبیعتا این حدس‌ها همیشه هم درست نیستند.

وی ادامه داد: مثلا انتظار داریم همسرمان وقتی ناراحتیم، خودش متوجه شود، اما او متوجه نمی‌شود؛ این را بی‌توجهی تعبیر و فاصله می‌گیریم، او هم عقب می‌کشد و در نهایت هر دو از صمیمیتی که به دنبالش بودیم، دورتر می‌شویم.

نوروزی بیان کرد: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که شیوه شروع یک گفت‌وگو اهمیت بسیار زیادی دارد، یعنی وقتی گلایه با حمله به شخصیت طرف مقابل آغاز می‌شود، احتمال اینکه او حالت دفاعی به خود بگیرد بیشتر خواهد بود، بنابراین به‌جای جمله «تو خودت باید می‌فهمیدی»، می‌توانیم به‌راحتی بگوییم «وقتی ناراحتم، خیلی کمکم می‌کند که حالم را بپرسی و چند دقیقه کنارم بمانی» شفاف حرف‌زدن هرگز از ارزش عشق کم نمی‌کند، بلکه به طرف مقابل فرصت می‌دهد تا ما را واقعا بشناسد.