یک ماه از قطع گسترده اینترنت کشور میگذرد؛ در شرایطی که اخبار و تصمیمات کشور بر جنگ متمرکز شده، گویی حکمرانان و تصمیمگیران، «قطعی اینترنت» و هزینههای اجتماعی و اقتصادی این سکوت را فراموش کردهاند.

به گزارش خبرکده، سی روز از آغاز قطعی گسترده اینترنت بینالمللی در پی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. بر اساس اطلاعات نتبلاکس، دسترسی به شبکه جهانی برای بیش از ۹۰ میلیون شهروند ایرانی به کمتر از یک درصد سطح عادی کاهش یافته و تنها کاربران «خط سفید» از دسترسی محدود برخوردارند.
خاموشی اینترنت که با استناد به ملاحظات امنیتی توجیه شد و در برخی کشورهای جهان نیز چنین تصمیماتی در مواقع حساس گرفته میشود، اما در ایران به یکی از طولانیترین اختلالات ثبتشده در تاریخ ارتباطات ایران تبدیل شده است.
خاموشی اینترنت نه تنها مانع جریان اطلاعات و ارتباطات روزمره مردم شده، بلکه به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده که آثار آن روزانه بیشتر آشکار میشود. این اختلال اکنون زندگی میلیونها ایرانی را تحت تاثیر مستقیم قرار داده است.
ستار هاشمی وزیر ارتباطات، هشتم بهمنماه درست بعد از اعتراضات دی ماه، در حاشیه حیاط دولت در جمع خبرنگاران، با صراحت اعلام کرد که هر روز قطعی اینترنت، ۵ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به کشور وارد میکند. این بدان معنا است که با گذشت یک ماه از جنگ، تنها از این محل، ۱۵۰ هزار میلیارد تومان هزینه به کشور تحمیل شده است. البته به گفته وزیر ارتباطات در همان مقطع، براورد برخی از وزرا و اعضای کابینه دولت، این میزان خسارت، حداقلی است و بیش از این برآورد میشود.
به عبارت بهتر، هزینهی قطعی اینترنت، به لیست هزینههای نظامی و امنیتی آن هم در شرایطی اضافه میشود که کشور پیش از جنگ نیز در شرایط بحرانی کسری بودجه قرار داشت.
وزیر ارتباطات معتقد بود که کسبوکارهای کوچک و متوسط، بیش از ۲۰ روز بدون اینترنت تاب نمیآورند و بعد از آن، اشتغال ۱۰ میلیون ایرانی در معرض نابودی قرار میگیرد.
اکنون که اینترنت، اینبار به واسطه جنگ، ۳۰ روز از دسترس خارج است، چند کسبوکار نابود شدهاست؟ وزارت ارتباطات به عنوان مجری تصمیمات در حوزه فنی شبکه جهانی، چه اقدامی را ترتیب داده است؟ نهادهای امنیتی با این تصمیم توانستند به کدام اهداف خود برسند که هزینهی آن پایینتر از اعداد اعلامی بوده است؟
این پایان راه نیست و سیستم آموزشی نیز عملا متوقف شده و میلیونها دانشآموز و دانشجو از ادامه تحصیل محروم شدهاند.
شرکتهای بزرگ نیز از هزینههای بازاریابی تا مشتریهای بینالمللی خود را از دست دادند که درآمد آتی کشور را کمرنگ میکند. میتوان گفت که این خاموشی، به یک بحران تمامعیار تبدیل شده است؛ بحرانی که هزینه آن نه تنها بر دوش دولت بلکه مستقیما بر دوش مردم تحمیل میشود.
در حالی که قطعی اینترنت به دلیل مسائل امنیتی صورت پذیرفته است، اما برخی مقامات، مدیران دولتی و حتی خبرنگاران به اینترنت جهانی متصل هستند.
این تبعیض آشکار اگرچه شاید در نگاه اول و برای مقطعی توجیهپذیر باشد اما به نظر میرسد تصمیمگیران از بحرانِ جنگ استفاده ابزاری کرده و به جای تلاش برای کاهش آسیبها و ضعفهای اقتصادی گذشته، درصدد پاک کردن صورت مسئله برآمدند و گویی کلا نباید این مطالبه عمومی را جدی گرفت.
در نتیجه، اقتصاد ملی و معیشت خانوارها قربانی فراموشی برقراری اینترنت شده است، در حالی که کسانی که این سیاستها را وضع کردهاند، همچنان از مزایای ارتباطات آنلاین بهرهمند هستند.
اگر سیاست فعلی ادامه یابد، اثرات آن فراتر از خسارت مالی خواهد بود. پایههای اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی دچار فروپاشی میشوند، میلیونها شغل از بین میرود و اقتصاد دیجیتال و حتی اقتصاد کلان کشور به شدت آسیب میبیند. اکنون تصمیمگیران باید بدانند که خاموشی اینترنت، اگرچه از ظن آنها یک ابزار حکمرانی برای مدیریت است، اما باید این سکوت رو جدی بگیرد.
خاموشی اینترنت، داستانی از بحران مدیریت، سوءاستفاده قدرت و نادیده گرفتن حقوق شهروندان است؛ بحرانی که میتوانست با مدیریت هوشمندانه، شفافیت و اولویتبندی منافع ملی و مردم، از فاجعه تبدیل به تجربهای آموزنده شود، اما امروز به یکی از تلخترین فجایع اقتصادی و اجتماعی کشور بدل شده است.
منبع: خبرکده
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰