به گزارش خبرکده به نقل از خبرآنلاین، در حالی که ایران پیشنهاد جدیدی را در قالب ۱۴ بند، از طریق واسطههای پاکستانی به آمریکا ارسال کرده است و خبرها از ارسال پیشنویس آمریکا به ایران حکایت دارد، در داخل کشور چند روزی است که برخی این اقدامات دیپلماسی ایران را یک شروع حسابشده در کنار استراتژیهای نظامی میدانند و برخی دیگر هم عصبانیتشان را با توهین به تیم مذاکرهکننده و مسئولان ارشد کنونی و حتی سابق کشور نشان میدهند.
به بیان دیگر، در مقابل بیم و امیدهای افکار عمومی، سیاسیون، کارشناسان و دیپلماتها درباره مذاکرات میان تهران و واشنگتن، افرادی هستند که این مذاکره خواب بهاری آنان را بر هم زده و عصبانیت را همراهشان کرده است.
مخالفان مذاکره، تندروها، افراطیون، کاسبان تحریم، دلواپسان و… واژههایی هستند که در توصیف سیاسیون و افرادی به کار برده میشود که با تصمیمات کلان در حوزه مذاکراتی مخالفت کرده و عصبانیتشان را با فریاد و سر و صدای بلند ابراز میکنند. ابایی هم ندارند که در مسیر تندروی خود تا پای تجمع، تهدید و زیر سؤال بردن نظام پیش بروند.
تیر خلاص اقدامات و اظهارنظرهای این طیف از سیاسیون، به سوی تیم مذاکرهکنندهای نشانه میرود که ریاستش را محمدباقر قالیباف بر عهده داشته و در پی همراهی و تصمیم حاکمیت، راهی اسلامآباد شده بودند. اما گویی این موضوع به مذاق آنان خوش نیامده و از همین رو بیمحابا محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و مسئولان سابق دولت دوازدهم را آماج حملات تند و تیز خود قرار دادند.
اختلافات اصولگرایان درباره هنگام مذاکره با آمریکا
سالهاست که «انسجام» واژه غریبی برای راستگرایان سیاست ایران شده است؛ شاید اصولگرایان آن روزهایی که برخی فرزندانشان به دنبال برگزیدن جهتی مخالف مسیر حرکتی پدران خود بودند تا راه خود را از بزرگان و ریشسفیدان این جریان جدا کنند، هرگز تصور نمیکردند که در روزگاری دیگر، تندرویها و افراطگریها آنقدر شدت بگیرد که تبدیل به معضل جدیشان شده و همین افراد تندرو بلای جان اردوگاه راست شوند.
در واقع، در شرایطی که کشور در خطر حمله نظامی مجدد آمریکا و اسرائیل قرار داشته و به حفظ وحدت و انسجام نیاز دارد، اختلافات درونجناحی اصولگرایان ظهور و بروز بیشتری پیدا کرده و پای آن هم به رسانهها و هم به تجمعات شبانه مردم کشیده شده است. شاهد این ادعا نیز مواضع و چنددستگی میان مواضع اخیر اصولگرایان درباره بحث مذاکره با آمریکا و شعارها و پلاکاردهای هواداران هر کدام از جریانهای اصولگرایان در تجمعات شبانه است. بهطور مثال، اخیراً برخی از نمایندگانی چون حمید رسایی و امیرحسین ثابتی که از چهرههای اصلی و حامیان سعید جلیلی در انتخابات بودند، بیانیه مجلس را برای حمایت از قالیباف و تیم مذاکرهکننده امضا نکردند.
ثابتی حتی با حضور در تجمعات مردمی درباره مذاکرات اسلامآباد گفت: «یکی از خطوط قرمز رهبر انقلاب “عدم مذاکره در موضوع هستهای” بوده، آقایان قالیباف و عراقچی پاسخ دهند آیا درست است که در پاکستان درباره تعلیق غنیسازی و اورانیومهای غنیشده گفتوگو کردهاند؟»
منوچهر متکی، نماینده مجلس و وزیر پیشین امور خارجه، هم در گفتوگویی با خبرگزاری دانشجو درباره مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا پیش از شروع جنگ بیان کرد: «در دور اول مذاکره، ویتکاف قدمش را کج نگذاشت، اما وقتی دور اول تمام شد، ترامپ در بیرون زمزمههایی را آغاز کرد مبنی بر غنیسازی صفر، در حالی که ویتکاف جرأت نمیکرد این موضوع را در جلسات مطرح کند.»
او افزود: «دور سوم، چهارم و پنجم هم انجام شد. ما میبایست نبضخوانی میکردیم و این تعارض و تناقض بین ترامپ و ویتکاف را در طول مذاکرات استخراج و پررنگ میکردیم. اگر به این جمعبندی میرسیدیم که نظر نهایی آنها همان عدم غنیسازی است، طبیعتاً دیگر مذاکرهای با آنها معنا نداشت؛ چرا که این موضوع اساساً به آمریکا مربوط نیست. البته تا الان هم تغییری در این موضع ایجاد نشده است.»
همچنین در روزهای اخیر، یک فایل صوتی از محمود نبویان، عضو تیم مذاکرهکننده، در فضای رسانهای منتشر شد که با اشاره به اینکه گنجاندن موضوع هستهای در دستور کار مذاکرات اشتباه بوده، گفت: «این اقدام دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواستهایی مانند خروج مواد هستهای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنیسازی مطرح شود؛ در حالی که اساساً چنین موضوعی ارتباطی به آمریکا ندارد.»
او در تشریح محورهای مطلوب برای مذاکره هم بر این باور است که باید بهجای طرح پرونده هستهای، موضوعاتی مانند «پرداخت غرامت به ایران»، «زمانبندی خروج آمریکا از منطقه» و «لغو تحریمهای اولیه و ثانویه» در دستور کار قرار میگرفت.
علی خضریان، نماینده مجلس شورای اسلامی، که با حضور در یک گفتوگوی تلویزیونی بر توقف کامل هرگونه تبادل پیام با آمریکا تأکید کرد، گفت: «انتقال پیام از طریق شبکههای اجتماعی و خبرنگار و نخستوزیر هم نوعی مذاکره است. همه اینها متوقف شده است و این تصمیم کلان نظام جمهوری اسلامی در این شرایط است.»
از سوی دیگر، حجم تخریب و حملات به قالیباف و تیم مذاکرهکننده در تجمعات شبانه و فضای مجازی، مانند پلتفرم ویراستی، بیشتر بوده و هشتگهایی مانند «مرگ بر سازشگر» و «خائن» در پستهای مربوط به رئیس مجلس به چشم میخورد. مانند کاربری به نام سید حسین هاشمی که نوشت: «شمارش کردین که در خبرها برای چندمین بار هست که میگویند از ساعت فلان آتشبس در لبنان شروع میشود؟ اصلاً هم مشخص نیست که خط خبری برای خرید زمان انجام میشود. دلدادگان غرب و خائنها به این نیاز دارند، بعد هم میگویند سکوت کنید، از رهبری جلو نیفتید؛ امان از جهل.» او در ادامه از هشتگهای «مرگ بر سازشگر»؛ قالیباف، پزشکیان، عراقچی استفاده کرده است.
صدای اعتراض اصولگرایان بلند شد
اقدامات اخیر تندروها علیه تیم مذاکرهکننده، در حالی با اعتراضات چهرههای مهم سیاسی اصولگرایان و رسانههای آنان همراه شده است که در سالهای گذشته بارها مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند. با این حال، با اوج گرفتن دعوای میان اصولگرایان، گویی قصه اختلافاتی که بعد از انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ میان قالیباف و جلیلی شکل گرفته بود، بار دیگر سرباز کرده و مهمترین تصمیمات سیاسی کشور حول محور دعواهای جناحی میگردد؛ بهخصوص آنکه اخیراً نیز دعوای رسانهای میان دو رسانه تسنیم (خبرگزاری نزدیک به سپاه) و رجانیوز با مدیریت میثم نیلی (برادر داماد ابراهیم رئیسی و از حامیان سعید جلیلی)، آنچنان شدت گرفت که کار را به تهدید علیه یکدیگر کشاند.
میثم مطیعی، مداح معروف اهل بیت، مدتی پیش در حمایت از قالیباف و در نقدی به اقدامات تندروها، در تجمعات شبانه گفت: «یک ادایی هست که ما دسترسی و رانت اطلاعاتی داریم و یا اگر موضوعی را جایی شنیدیم، باید حتماً در میادین بازگو کنیم و بگوییم ما خیلی خفن هستیم؛ آن دسته از افرادی که این اخبار را بازگو میکنند، اکثراً اخبار ناقص و اشتباه را در میادین اعلام میکنند. دیشب گفتم و باز هم تکرار میکنم: بزرگ شوید، از بچگی خودتان دست بردارید. الان انتخابات نیست، الان جنگ است.»
پس از انتقادات مطیعی، رجانیوز، رسانه اصلی پایداریها، مطلبی تند و تیز را علیه این مداح نوشت: «آقای مطیعی بهدرستی گفته “بزرگ شوید” و “در دعواهای انتخاباتی نمانید”، اما مخاطب خود را اشتباه انتخاب کرده، چرا که در روزهای اخیر گروهی که هر مطالبهای را با فرض تسویهحساب انتخاباتی ساکت کرده، از حامیان طرف بازنده انتخابات قبل بوده!»
اقدام رجانیوز نیز با واکنش صریح خبرگزاری تسنیم همراه شد. این خبرگزاری که بارها حمایت خود را از محمدباقر قالیباف نشان داده و از تندرویهای افرادی چون امیرحسین ثابتی و حمید رسایی انتقاد و گلایه کرده بود، اینبار نیز در مطلبی با عنوان «راه رجایی یا روش کشمیری؟» نوشت: «یکی از سایتها بهنام رجانیوز، علیرغم سابقه تلاش بنیانگذاران مؤمن و انقلابی اولیه، چند سالی است با تغییر تیم ادارهکننده به رویکردی مشکوک و تفرقهافکنانه روی آورده که یکی از نقاط سیاه کارنامهاش، توهین آشکار به مراجع است؛ حال این سایت این روزها به دروغ مدعی نقد دیگران به خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب شده است؛ آنهم درباره تسنیمی که جانفداییاش برای رهبر معظم انقلاب و ایستادگی شبانهروزیاش بر اصول و خطوط قرمز ایشان، بر دوست و دشمن محرز است.»
اما فارغ از دعوای میان دو رسانه رجانیوز و تسنیم، اصولگرایان دیگر نیز به حمایت از قالیباف و مخالفت با تندروها پرداختند. چنانچه روزنامه فرهیختگان، با اشاره به مصادره تجمعات شبانه از سوی دلواپسان، نوشت: «برخی مدعیان سیاستبلدی، خیابان خاص خود را دارند. برای برخیها حضور مردم در خیابان فرصتی شد تا امر قبیله خود را به نام “حرف ملت مبعوث” بیان کنند. فرمول واحدی هم داشتند که همین یگانگی نشان میدهد با یک اتفاق سازمانیافته روبهرو بودیم و هستیم. این جماعت در طول روز در فضای مجازی تحلیلهای جهتدار به ذهن مردم وارد میکردند و بر مبنای همان تحلیلهای جهتدار که تأمینکننده منویات جریان سیاسی خود بود، شعارهای سازمانی و سیاسی طرح میکردند و با معرفی آن شعارها به نام خواستههای انقلابی و منویات رهبری شهید و رهبری فعلی، عملاً هم به مردم دروغ گفتند و هم آنها را ابزار اهداف سیاسی خود کردند.»
روزنامه اصولگرای خراسان و از رسانههای نزدیک به رئیس مجلس هم نوشت: «بهراستی این افراد که بانی و باعث تفرقه در میان ملت رشید ایران میشوند و پیش چشم آمریکا و رژیم صهیونیستی، نظام جمهوری اسلامی را متهم به ناکارآمدی و بحران تصمیمگیری میکنند، از جان کشور و ملت چه میخواهند؟!»
آغاز جدال میان جلیلی_ قالیباف؛ رقبای دیروز، دشمنان امروز
این روزها، اگرچه صفحه اینستاگرام سعید جلیلی که توسط دانشجویان اداره میشود، هر از گاهی پستهایی در حمایت از مقامات ارشد کشور چون مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف منتشر میکند، اما این در حالی است که در میان سکوت آنان درباره تندرویها، اختلافات در میان یاران و طرفداران این چهره سیاسی شدت پیدا کرده است.
اختلافاتی که برای ریشهیابی آن باید کمی به عقب برگردیم. در واقع، رویای قالیباف و جلیلی برای رسیدن به پاستور بر کسی پوشیده نیست؛ تجربه حضور در چند دوره انتخابات ریاستجمهوری نیز گواه این ادعاست. خاصه آنکه سعید جلیلی در رقابتهای انتخاباتی اعتراف کرد که ۱۱ سال است برای رسیدن به این کرسی زنبیل گذاشته است.
رقابتهای قالیباف و جلیلی ابتدا از همان سال ۹۲ و انتخابات ریاستجمهوری آغاز شد که عدم انصراف جلیلی منجر به باخت اصولگرایان و چندپاره شدن سبد رأیشان شد. فارغ از آن، گفتمان جلیلی و قالیباف زاویههای جدی با یکدیگر دارند و این موضوع واضح و شفاف است؛ آنها حتی در همان روزهای انتخابات و برگزاری مناظرات انتخاباتی، یکدیگر را از طعنه و کنایه بینصیب نگذاشتهاند؛ وقتی جلیلی با کنایه، سابقه کار اجرایی قالیباف، یعنی نقطه افتخار او را، به ریشخند گرفته بود: «انجامدادن چند پروژه عمرانی کار اجرایی نیست»؛ یا وقتی قالیباف عدم سابقه مدیریتی جلیلی را به روی این نامزد جبهه پایداری آورده بود: «نباید رئیس دولتی روی کار بیاید که آگاه به مسائل نباشد و اقتدار نداشته باشد؛ نمیشود مدیریت در سطح عالی کشور را به کسی سپرد که مدیریت قوی نداشته باشد.»
منبع: خبرکده

