خبرکده، امیرمحمد حسینی: دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا برای نخستین بار از سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶) به چین سفر کرده است؛ سفری که در ظاهر با هدف تثبیت توافقهای تجاری، کاهش تنشهای اقتصادی و مدیریت رقابت فزاینده دو قدرت بزرگ جهان طراحی شده بود. اما در عمل، این دیدار زیر سایه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران قرار گرفته است.
در شرایطی که جنگ در میانه آتشبسی شکننده وارد ماه سوم شده و هیچ نشانه روشنی از پایان آن دیده نمیشود. ترامپ و شی جینپینگ هر دو میدانند که نتایج این بحران پیامدهای ژئوپلتیکی گسترده خواهد داشت.
دستور کار نشست پکن
دولت ترامپ در آغاز تصور میکرد که فشار نظامی و اقتصادی بر ایران ظرف چند هفته تهران را به عقبنشینی وادار خواهد کرد. اما طولانی شدن جنگ، حملات ادامهدار ایران و بحران امنیتی در تنگه هرمز، محاسبات واشنگتن را بر هم زده است.
اکنون بحران ایران بخشی از رقابت راهبردی آمریکا و چین شده است. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و هرگونه اختلال در تنگه هرمز مستقیماً امنیت انرژی این کشور را تهدید میکند. در مقابل، واشنگتن امیدوار است پکن از نفوذ خود بر تهران برای باز نگه داشتن مسیر انتقال نفت و فشار بر ایران جهت پذیرش خواستههای آمریکا برای توافق استفاده کند.
همین مسئله باعث شده ترامپ پیش از سفرش آشکارا اعلام کند که قصد دارد «گفتوگویی طولانی» درباره ایران با شی جینپینگ داشته باشد. این اظهارات نشان میدهد که برخلاف برنامهریزی اولیه، پرونده ایران عملاً به محور اصلی نشست دو رهبر تبدیل شده است.
آیا چین دست برتر را دارد؟
به نظر میرسد که در واشنگتن نگرانی فزایندهای وجود دارد که شی جینپینگ در این دیدار دست برتر را داشته باشد. البته دلیل این نگرانی تنها جنگ ایران نیست بلکه مجموعهای از بحرانهای همزمان است که فشار سیاسی و اقتصادی سنگینی بر دولت ترامپ وارد کردهاند.
افزایش قیمت انرژی، بیثباتی در بازارهای جهانی، فشار متحدان اروپایی و عربی آمریکا و همچنین نزدیک شدن انتخابات میاندورهای، موقعیت داخلی ترامپ را تضعیف کرده است. چین این وضعیت را بهدقت زیر نظر دارد و به نظر میرسد رهبران پکن معتقد هستند اکنون زمان مناسبی برای گرفتن امتیاز از آمریکاست.
واقعیتهایی که جنگ ایران آشکار کرد
از نگاه چین، جنگ ایران چند واقعیت مهم را آشکار کرده است. نخست اینکه آمریکا همچنان درگیر بحرانهای پرهزینه خاورمیانه است و برخلاف شعارهایش نتوانسته تمرکز راهبردی خود را به آسیا منتقل کند.
دوم اینکه تحریمها و فشارهای واشنگتن علیه ایران، مشابه همان سیاستهایی است که سالها علیه چین در حوزه فناوری و تجارت اعمال شده و پکن را به سمت خودکفایی بیشتر سوق داده است.
در سالهای اخیر چین سرمایهگذاری گستردهای در فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی، خودروهای برقی و زنجیره تأمین مواد معدنی کمیاب انجام داده است. اکنون مقامهای چینی این تحولات را نشانهای از شکست نسبی راهبرد مهار آمریکا میدانند.
ایران، تایوان و معامله بزرگ احتمالی
در چنین فضایی، برخی تحلیلها در آمریکا حکایت از آن دارد که ممکن است چین از جنگ ایران برای پیشبرد اهداف خود در موضوع تایوان استفاده کند؛ بنابراین این احتمال وجود دارد که چین آمریکا را به کاهش فروش تسلیحات به تایوان یا تعدیل مواضعش درباره استقلال این جزیره ترغیب کند. حتی ترامپ نیز بهطور غیرمستقیم تأیید کرده بود که انتظار دارد شی جینپینگ مسئله تایوان را در مذاکرات مطرح کند.
این پیوند میان ایران و تایوان، نشانهای از تغییر ماهیت رقابت آمریکا و چین است. به این معنا که دیگر مسائل منطقهای بهصورت جداگانه بررسی نمیشوند بلکه هر بحران میتواند به اهرمی برای معامله در جبههای دیگر تبدیل شود.
به نظر میرسد که برای پکن، ایران فقط یک شریک انرژی یا متحد سیاسی نیست بلکه بخشی از معادله بزرگتر مقابله با فشارهای آمریکا به شمار میرود. سفر عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران به پکن درست پیش از دیدار ترامپ و شی را هم باید در همین راستا فهمید. جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد تا از منافع خود در رقابت آمریکا و چین حفاظت کند.
بحران انرژی پیامدهای آن
جنگ ایران بار دیگر نشان داده که انرژی همچنان یکی از تعیینکنندهترین عوامل قدرت جهانی است.
برای چین که بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین میکند، ثبات در هرمز یک مسئله حیاتی است. اما در عین حال، پکن تلاش میکند از بحران برای تقویت موقعیت ژئوپلیتیک خود بهره ببرد.
برخی تحلیلگران آمریکایی میگویند که واشنگتن امیدوار است کنترل بیشتر بر مسیرهای انرژی و فشار بر صادرات نفت ایران، موقعیت آمریکا را در برابر چین تقویت کند. اما منتقدان میگویند نتیجه معکوس بوده است. قیمت انرژی افزایش یافته و به اقتصاد جهانی ضربه زده، روسیه از جهش قیمت نفت سود برده و چین نیز توانسته خود را بهعنوان بازیگری مسئولتر و حتی میانجی بالقوه معرفی کند.
جنگ روایتها فراتر از میدان نظامی
در کنار نبرد نظامی و اقتصادی، جنگ ایران به عرصهای برای رقابت روایتها نیز تبدیل شده است. ترامپ تلاش کرده عملیات علیه ایران را نشانهای از قدرت آمریکا معرفی کند، اما اظهارات متناقض مقامهای دولت او درباره آتشبس، عملیات نظامی و آینده مذاکرات، این تصویر را مخدوش میکند.
در مقابل، چین میکوشد خود را بازیگری باثباتتر نشان دهد. کشوری که خواهان مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش جنگ است. پکن به خوبی میداند که بسیاری از کشورها از بیثباتی ناشی از جنگهای آمریکا خسته شدهاند و به دنبال موازنهای تازه در نظام بینالملل هستند.
پیشبینی میشود که شی جینپینگ در دیدار با ترامپ تلاش همین تصویر را تقویت کند. رهبری که در برابر آشفتگی جهانی، ثبات و پیشبینیپذیری ارائه میکند.
اما اهمیت دیدار ترامپ و شی فقط به روابط آمریکا و چین محدود نمیشود. این نشست به آزمونی برای سنجش توازن قدرت در جهان پس از جنگ ایران تبدیل شده است.
اگر ترامپ بتواند همکاری پکن علیه ایران را جلب کند، ممکن است بخشی از فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی را کاهش دهد.
اما اگر شی جینپینگ موفق شود از نیاز فوری آمریکا به ثبات در خاورمیانه برای گرفتن امتیاز در حوزههایی مانند تایوان، فناوری و تجارت استفاده کند، این دیدار میتواند نشانهای از تغییر تدریجی موازنه قدرت جهانی به سود چین باشد.
منبع: خبرکده
