روزِ «حضور»، روزِ «خون‌بها» – خبرکده
سیاسی

روزِ «حضور»، روزِ «خون‌بها»

تاریخ انتشار: کد خبر: ۴۳۶۶۰
️ساعتی که از آن بیم داشتیم، سرانجام در قابِ زمان نشست. گویی زمین و آسمان هم در این روزها، سنگین‌تر از همیشه نفس می‌کشند.

می‌گویند «مرگ» پایان کبوتر نیست، اما کدام واژه می‌تواند بارِ سنگینِ نبودِ کسی را به دوش بکشد که ستونِ خیمه‌ی امیدِ یک ملت بود؟ ما امروز نه فقط پیکری را، که فصلی از تاریخِ عزت و ایستادگی را بدرقه می‌کنیم. ما بخشی از «خودِ» مان را، بخشی از غرورمان را در خاک می‌سپاریم.
 

️این‌بار، وداعِ ما، وداعِ با یک شخص نیست؛ وداع با «اندیشه» است. در تمام این سال‌ها که طوفان‌های سهمگین، کیانِ ایران و اسلام را نشانه رفته بود، نگاهِ او بود که چون لنگرگاهِ کشتیِ انقلاب، ما را از غرق شدن در تردید و یأس نجات می‌داد. او فقط یک رهبر نبود؛ او «شریف‌ترین تماشاگرِ» رنج‌های مردم بود که دوشادوش آنان، بارِ مصائب را به دوش می‌کشید و هرگز، حتی در سخت‌ترین لحظات، شکوهِ انسانیت را فدای مصلحت‌های دم‌دستی نکرد.
 

️در حیرتم از آنانی که در این سال‌ها، تیغِ نقدِ بی‌انصافی‌شان را بر تنِ نجیبِ او کشیدند و او در نهایتِ صبر، تنها لبخندِ تلخِ پدری را نثارشان می‌کرد که می‌داند فرزندانش در غبارِ جهل، راه را گم کرده‌اند. او تجسمِ «اقتدارِ عطوف» بود؛ همان که هم‌زمان، لرزه بر اندامِ مستکبران می‌انداخت و در برابرِ آهِ یتیمی، شکننده‌ترین بود. مگر می‌شود این همه تضاد را در یک جان جمع کرد؟ آری، این معجزهِ «ایمان» است.

این تشییع، یک راهپیماییِ معمولی نیست؛ یک «بیعتِ خونین» است. جمع شدنِ ما در این میعادگاه، نه برای تسکینِ خود، که برای فریادِ این حقیقت است که: «راهِ تو، بن‌بست‌ناپذیر است». اگر دشمنانِ این مرز و بوم، به گمانِ خامِ خود می‌پندارند که با رفتنِ او، چراغِ این خانه خاموش می‌شود، سخت در اشتباهند. ما امروز می‌آییم تا بگوییم که هر کدام از ما، با خونِ دل، پاسبانِ همان راهی هستیم که او با استواری گشود.

️ما «سوگوارِ فقدان»، اما «امیدوارِ به مقصد» هستیم. این انبوهِ جمعیت که در خیابان‌های تهران جاری می‌شود، رودخانه‌ای است که به دریای «مقاومت» می‌پیوندد. ما می‌آییم تا به تاریخ بگوییم که این ملت، فرزندانِ همان کسانی هستند که در کربلا آموختند: «مرگ، پایانِ کار نیست؛ آغازِ جاودانگیِ آرمان است.»
 

️در این هفته، خانه ماندن، خیانت به حافظه‌ی تاریخیِ خویش است. هر کس که ذره‌ای «ایران»، «اسلام» و «کرامتِ انسانی» را دوست دارد، باید باشد؛ باید بایستد و باید فریاد بزند که ما هنوز هستیم و ایستاده‌ایم.

۱۷۱۷