آنچه در اینجا میبینید، مردی است که تا چند هفته پیش از آن، به «طرح اولیه» خود اطمینان مطلق داشت و اکنون هیچ «طرح جایگزینی»ای ندارد. این عکس توسط سردبیر روزنامه کامسومولسکایا پراودا گرفته شد.
عکاس مخفیانه از دستور نابودی عکس سرپیچی کرد، چرا که این عکس چهره مثبتی از استالین نشان نمیداد. عملیات بارباروسا، حمله آلمان به اتحاد جماهیر شوروی، بزرگترین عملیات نظامی جنگ جهانی دوم بود.
در این عملیات هزاران هواپیما، تانک، توپخانه و بیش از شش میلیون سرباز به کار گرفته شد. علاوه بر این، دو مورد از احتمالاً توتالیترترین رژیمهای تاریخ را در برابر یکدیگر قرار داد. با این حال، در چند هفته نخست این عملیات، ماجرا شبیه برخورد دو غول به نظر نمیرسید.
پیشروی آلمانها مانند یک قدمزنی آسان تابستانی به نظر میرسید — ارتش سرخ بهسادگی قادر به مقابله با آنها نبود. فرماندهان شوروی سردرگم بودند و از رهبری دولت هیچ اثری دیده نمیشد. باور استالین به اینکه هیتلر حمله نخواهد کرد آنقدر قوی بود که وقتی در شب ۲۱ ژوئن دریافت که آلمانها در حال آمدن هستند، کاملاً گیج و سردرگم شد.
هنگامی که وزیر امور خارجهاش، مولوتوف، اعلامیه اعلان جنگ آلمان را به دست او داد، شوکه شد. در آن لحظه، تنها خشم او بود که مانع از فروپاشیاش شد. بیتردید استالین تحت تأثیر این اطلاعات نادرست قرار گرفته بود. با این حال، او باور نداشت که هیتلر درنهایت از سنتهای سیاست شرقی (اوستپولیتیک) بیسمارک عدول کند؛ سنتی که ایجاب میکرد آلمان تا زمانی که در غرب درگیر است، از دخالت نظامی در روسیه پرهیز کند.
در عین حال، او تصوری اغراقآمیز از قدرت و نفوذ ژنرالهای آلمانی داشت، تا آنجا که باور داشت آنها برخلاف دستورات مشخص هیتلر، در تلاش برای شتاب بخشیدن به جنگ علیه روسیه هستند.
در میان اعضای دفتر سیاسی (پولیتبورو) و فرماندهی عالی شوروی، این نظر قاطع وجود داشت که در سال ۱۹۴۱ از وقوع جنگ جلوگیری خواهد شد. ژدانوف معتقد بود که آلمان درگیر جنگ با بریتانیا است و توانایی جنگیدن در دو جبهه را ندارد.

در ۲۰ مارس ۱۹۴۱ [۲۹ اسفند ۱۳۱۹] ژنرال فیلیپ گولیکوف، رئیس اطلاعات نظامی، گزارشی درباره تجمع نیروهای آلمانی در نواحی مرزی به استالین ارائه داد، اما این نظر را ابراز کرد که این اطلاعات احتمالاً از سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا و آلمان سرچشمه گرفته است.
در اوایل ماه مه، کوزنتسوف گزارش مشابهی به استالین فرستاد و اطلاعاتی را که از وابسته نیروی دریایی شوروی در برلین درباره قریبالوقوع بودن جنگ دریافت کرده بود، ارائه داد.
او نیز مانند گولیکوف، ارزش گزارش را از بین برد و افزود که به نظر او این اطلاعات نادرست بوده و توسط یک سازمان خارجی جاسازی شده است.
استالین درواقع پس از حمله، برای چند ماه دچار فروپاشی روانی شد؛ او هیچ دستوری صادر نکرد که این امر منجر به هرجومرج در جبهه شد و تنها به پیشروی آلمانها سرعت بخشید. او به ویلای (داچای) خود عقبنشینی کرد و سرانجام چند ژنرال شوروی به دیدارش آمدند.
هنگامی که در را باز کرد، انتظار داشت دستگیر و اعدام شود، اما در عوض، آنها التماس کردند که رهبریشان را برعهده بگیرد و اصرار داشتند که هیچکس دیگری قادر به انجام این کار نیست.
آن لحظه به او فهماند که چه قدرت عظیمی در اختیار دارد. سیاست تصفیه استالین کارگر افتاده بود؛ آنها کاملاً به او وابسته بودند و هیچیک ذرهای جرأت نداشتند.
عملیات بارباروسا جبهه شرقی را گشود؛ جبههای که در آن نیروهای بیشتری نسبت به هر عرصه دیگری در تاریخ جنگها به کار گرفته شد.
این منطقه شاهد برخی از بزرگترین نبردها، هولناکترین جنایات و بالاترین تلفات جنگ بود (چه برای نیروهای شوروی و چه برای نیروهای محور)، که همه اینها بر مسیر جنگ جهانی دوم و تاریخ بعدی قرن بیستم تأثیر گذاشت.
ارتشهای آلمان در نهایت حدود پنج میلیون سرباز ارتش سرخ شوروی را به اسارت گرفتند که اکثریت آنها هرگز زنده بازنگشتند.
منبع: خبرآنلاین
