هفت سال از انتشار What Remains of Edith Finch میگذرد، اما این بازی روایی همچنان یکی از عمیقترین تجربههای صنعت بازیهای ویدیویی محسوب میشود. داستانی که در قالب یک خانهی عجیب و اتاقهای مهر و موم شده روایت میشود، نه تنها دربارهی مرگ، بلکه دربارهی چگونگی زندگی کردن و به یاد آوردن است. به گزارش پولیگان، نقل قولی از این بازی که در لحظات پایانی روایت ادیت فینچ شنیده میشود، هنوز هم پس از هفت سال تکاندهندهترین جمله در تاریخ بازیها به حساب میآید: «اگر تا ابد زندگی میکردیم، شاید زمان میداشتیم تا همه چیز را بفهمیم».
داستانی درباره اندوه و میراث
ادیت فینچ، شخصیت اصلی بازی، هفده ساله است و پس از هفت سال به خانهی قدیمی خانواده بازمیگردد تا گذشتهی تیرهی آن را کشف کند. او آخرین بازمانده از خاندان فینچ است و هر اتاق درون خانه، که با درهای مهر و موم شده بسته شده، داستان یکی از اعضای خانواده را روایت میکند. این اتاقها مانند مقبرههایی هستند که خاطرات را در خود زندانی کردهاند. ادیت از طریق راهروهای مخفی بین اتاقها حرکت میکند و هر بار که در را باز میکند، گویی زخمی تازه میشکافد.
اتاقهای مهر و موم شده: نماد اندوه سرکوب شده
داون، مادر ادیت، با مهر و موم کردن اتاقهای مردگان سعی کرده از او در برابر گذشته محافظت کند. اما ادیت، مادربزرگش، معتقد بود که یادبودها راهی برای احترام به زندگیهایی هستند که زیستهاند. این تضاد میان سرکوب و بزرگداشت، هستهی اصلی داستان را تشکیل میدهد. بازی به ما میگوید که اندوه خطی نیست و از یک قانون واحد پیروی نمیکند. هر اتاق، مانند یک تابلوی نقاشی، داستان مرگ متفاوتی را روایت میکند: از تصادف گرفته تا بیماری. این روایتها از طریق اشیاء موجود در اتاقها فعال میشوند و بازیکن را در لحظهای منجمد از زمان قرار میدهند.
نقل قولی که ۷ سال بعد هم میدرخشد
در میان همهی این داستانهای غمانگیز، جملاتی که ادیت در روایت خود برای پسر متولد نشدهاش میگوید، بیش از همه ماندگار شدهاند. او در حالی که از میان خاطرات خانوادهاش عبور میکند، به اختصار زندگی اشاره میکند و میگوید: «اگر تا ابد زندگی میکردیم، شاید زمان میداشتیم تا همه چیز را بفهمیم.» این جمله در ظاهر ساده است، اما عمق فلسفی آن با مکانیک بازی که بازیکن را ناتوان از تغییر مسیر مرگ میکند، هماهنگ است.
چرا این جمله اینقدر تکاندهنده است؟
در لحظاتی از بازی، بازیکن مستقیماً باعث مرگ شخصیتها میشود. میداند که قرار است بمیرند، اما برای پیشبرد داستان مجبور است ادامه دهد. این احساس ناتوانی، شاید بازتابی از سفر ادیت در میان شجرهنامهاش باشد. نقل قول یادآوری میکند که زندگی کوتاهتر از آن است که بتوانیم همه چیز را بفهمیم؛ و این دقیقاً همان چیزی است که ادیت فینچ را به اثری ماندگار تبدیل کرده است. همانطور که پولیگان اشاره کرده، این بازی در فهرست بهترین نقل قولهای تاریخ بازیهای ویدیویی قرار گرفته است.
جمعبندی: اندوهی که خانه را شکل میدهد
اگر مرگ پایههای خانهی فینچ باشد، تراژدی کاغذدیواری آن است. هر اتاق مهر و موم شده، اندوهی است که هرگز تهویه نشده. بازی اندوه را نه به عنوان یک تجربه، بلکه به عنوان یک نیرو در نظر میگیرد؛ نیرویی که میراث خاندان فینچ را شکل میدهد. هفت سال بعد، What Remains of Edith Finch همچنان به ما یادآوری میکند که زندگی کوتاه است، اما خاطرات و جملات میتوانند برای همیشه باقی بمانند.
