بازار غیررسمی ارز هرچند ممکن است روزانه تنها چندصد هزار دلار معامله داشته باشد، اما به دلیل عمق پایین و تاثیرگذاری بر انتظارات فعالان اقتصادی، میتواند به یکی از مراجع مهم تعیین قیمت در اقتصاد تبدیل شود. این بازار کوچک با حجم معاملات پایین، قادر است نرخ ارز را به گونهای جابهجا کند که آثار قابل توجهی بر قیمت کالاها، طلا، خودرو، مسکن و انتظارات تورمی بگذارد.
یکی از سوالهای مهم در بازار ارز این است که چگونه بازاری با حجم معاملاتی بسیار کمتر از بازار رسمی، میتواند بر قیمتها و حتی انتظارات تأثیرگذار باشد. به گفته برخی مسئولان، حجم معاملات روزانه بازار غیررسمی ارز در مقاطعی حداکثر حدود ۵۰۰ هزار دلار است؛ رقمی بسیار کمتر از عرضه روزانه در بازار رسمی، اما همین حجم کوچک توانایی جابهجایی نرخ مورد توجه فعالان اقتصادی دارد.
حجم معاملات و قدرت تعیین قیمت
اندازه بازار به تنهایی نشاندهنده توان تعیین قیمت نیست. عمق بازار، یعنی میزان ارز موجود در قیمتهای نزدیک به نرخ جاری برای فروش، نقش پررنگتری دارد. در یک بازار عمیق، یک سفارش خرید بزرگ به تنهایی نمیتواند قیمت را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، چرا که فروشندگان متعددی با قیمتهای متفاوت وجود دارند.
اما در بازاری با عمق کم، میزان ارز قابل عرضه در هر سطح قیمتی محدود است. بنابراین حتی یک سفارش نسبتاً بزرگ میتواند تمام عرضه موجود را جذب کند و معامله بعدی را در نرخ بالاتری رقم بزند. اگر این نرخ جدید سریع در شبکههای اجتماعی و کانالها منتشر شود، فروشندگان دیگر نیز احتمالاً قیمتهای خود را افزایش میدهند و بدین ترتیب یک معامله کوچک میتواند سیگنال بزرگ بازار باشد.
تأثیر نرخ بازار غیررسمی بر قیمت کالاها
یکی از دلایل مهم این تاثیر، مفهوم «قیمت جایگزینی» است. فروشنده کالای وارداتی الزاماً قیمت کالای خود را بر اساس نرخ ارز پرداختشده قبلی تعیین نمیکند؛ بلکه ممکن است قیمت را براساس نرخ ارز مورد نیاز برای خرید جایگزینی موجودی فعلی خود در آینده تعیین کند.
از این رو، افزایش نرخ ارز غیررسمی میتواند پیش از افزایش هزینه واقعی تولید یا واردات، انتظارات قیمتی را تغییر دهد. این تاثیر در بازارهایی مانند طلا، سکه، خودرو و کالاهای وارداتی سریعتر قابل مشاهده است.
چگونه چند معامله میتواند نرخ را بالا ببرد؟
فرض کنید در نرخ فعلی تنها ۱۰۰ هزار دلار ارز برای فروش موجود باشد، در نرخ کمی بالاتر نیز ۱۰۰ هزار دلار و در سطح بعدی ۱۵۰ هزار دلار عرضه شده باشد. اگر یک خریدار مجموعاً ۳۵۰ هزار دلار سفارش خرید ثبت کند، تمامی این عرضهها جذب شده و معامله بعدی در نرخ بالاتری انجام میشود.
در این شرایط، نرخ جدید الزاماً ارزشگذاری کل بازار را منعکس نمیکند، بلکه ممکن است تنها قیمت آخرین معامله در بازاری کمعمق باشد. با این حال، این نرخ به عنوان قیمت جدید منتشر میشود و میتواند رفتار سایر معاملهگران را تغییر دهد.
نقش انتظارات در افزایش نرخ ارز
در بازارهای کمعمق، انتظارات اهمیت ویژهای پیدا میکند. اگر فروشندگان انتظار افزایش نرخ ارز را داشته باشند، ممکن است از فروش ارز خودداری کنند؛ که کاهش عرضه در چنین شرایطی حتی بدون افزایش محسوس تقاضا، قیمت را بالا میبرد.
از سوی دیگر، خریداران ممکن است برای جلوگیری از خرید در قیمتهای بالاتر، زودتر وارد بازار شوند. این روند ایجاد یک چرخه میکند: معامله محدود باعث افزایش نرخ میشود، که کاهش عرضه و افزایش تقاضای احتیاطی را به دنبال دارد و در نهایت معاملات در نرخهای بالاتر انجام میشود.
چرا عرضه رسمی همیشه نرخ بازار آزاد را پایین نمیآورد؟
مقایسه صرف حجم عرضه رسمی با معاملات بازار غیررسمی تصویر کاملی از وضعیت بازار ارائه نمیکند. بخشی از ارز رسمی به شکل حواله عرضه شده و مخصوص واردکنندگان یا مصارف مشخص است، در حالی که متقاضی بازار غیررسمی اغلب به اسکناس نقدی با تحویل فوری نیاز دارد.
ارز رسمی همچنین ممکن است نیازمند فرآیندهای ثبت سفارش، ارائه اسناد، احراز شرایط و زمان تسویه باشد؛ بنابراین ارز رسمی عرضهشده الزاما در اختیار همه متقاضیان بازار نقدی قرار نمیگیرد. آنچه اهمیت دارد، نه فقط حجم عرضه اعلامشده، بلکه میزان عرضه مؤثر است؛ یعنی ارزی که متقاضی بتواند در زمان مناسب، با شرایط قابل قبول و برای نیاز خود دریافت کند.
آیا رقم ۵۰۰ هزار دلار کل بازار غیررسمی است؟
این رقم باید با احتیاط تعبیر شود؛ ممکن است تنها بخشی از معاملات نقدی قابل مشاهده در بازار غیررسمی را پوشش دهد و شامل تمام جریانهای ارزی، معاملات حوالهای، معاملات خارج از مراکز اصلی یا فعالیتهای ارزی منطقهای نباشد.
با این وجود، حتی اگر ۵۰۰ هزار دلار را به عنوان اندازه بازار قابل مشاهده در نظر بگیریم، اثرگذاری آن از منظر اقتصادی قابل توضیح است. نکته اصلی بزرگی بازار غیررسمی نیست، بلکه تبدیل شدن آن به مرجع انتظارات و قیمتگذاری اهمیت دارد.
راهکار کاهش اثر بازار کمعمق
افزایش صرف حجم عرضه رسمی به تنهایی برای کنترل بازار کافی نیست. بازار رسمی زمانی میتواند نقش تعیینکنندهتری داشته باشد که دسترسی، سرعت معاملات، شفافیت، پیشبینیپذیری و فاصله آن از نرخ غیررسمی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد.
هرچه دسترسی فعالان اقتصادی به ارز رسمی آسانتر و قابل پیشبینیتر باشد، انگیزه کمتری برای استفاده از بازار غیررسمی ایجاد میشود.
جمعبندی
بازار غیررسمی ارز اگرچه از نظر حجم معاملات کوچک است، اما عمق پایین آن باعث میشود حتی معاملات محدود، تأثیر قابل توجهی بر نرخ ارز داشته باشند. بنابراین تحلیلگران باید تنها به حجم معاملات توجه نکنند و عوامل دیگری مانند عمق بازار، فاصله قیمت خرید و فروش، میزان عرضه در هر سطح قیمتی، دسترسی به ارز رسمی و انتظارات فعالان اقتصادی را نیز مد نظر قرار دهند.
در واقع، یک بازار کوچک نه به دلیل حجم معاملات بلکه به علت نقش کلیدی در شکلدهی انتظارات میتواند بر قیمت بخش وسیعی از اقتصاد اثر بگذارد.
