چند روز پیش، مردی به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرد و از مفقود شدن دختر ۱۵ سالهاش خبر داد. او به قاضی عظیم سهرابی گفت که دخترش برای دیدن یکی از دوستانش از خانه خارج شده اما دیگر برنگشته و تلاشهای او برای تماس با تلفن همراهش بینتیجه مانده است.
پس از ثبت این گزارش، تحقیقات گستردهای برای یافتن دختر گمشده آغاز شد. مأموران در نخستین اقدام به سراغ دوست دختر نوجوان رفتند، اما او ادعا کرد که از ماجرا بیخبر است. سایر تلاشها نیز برای پیدا کردن دختر به نتیجه نرسید تا اینکه چند روز بعد، کارآگاهان متوجه شدند مبلغ قابل توجهی به حساب بانکی دختر واریز شده است.
تحقیقات نشان داد که صاحب یک طلافروشی این پولها را به حساب دختر واریز کرده است. زمانی که مأموران به این طلافروشی مراجعه کردند، صاحب آن گفت که چند روز قبل، زن و مردی جوان چند سکه به او فروختهاند و او گمان میکرده که آنها زن و شوهر هستند. او افزود: “چند سکه برای فروش آورده بودند و من هم پولش را به حساب خانم واریز کردم و بعد از آن دیگر اطلاعی از آنها ندارم.”
زمانی که تصاویر لحظه حضور فروشندگان سکه در طلافروشی به پدر دختر گمشده نشان داده شد، او تأیید کرد که دختری که در تصویر دیده میشود دخترش است، اما نمیدانست مردی که در کنار او حضور دارد چه کسی است. او گفت که این مرد را تا به حال ندیده و حالا بیشتر از قبل نگران دخترش شده است.
بر اساس این گزارش، تحقیقات پلیس برای یافتن دختر نوجوان و روشن شدن سرنوشت او ادامه دارد.
