بازنشستگان در تنگنای معیشت؛ از معوقات پرداخت‌نشده تا هزینه‌های میلیونی درمان – خبرکده
دسته‌بندی نشده

بازنشستگان در تنگنای معیشت؛ از معوقات پرداخت‌نشده تا هزینه‌های میلیونی درمان

تاریخ انتشار: کد خبر: ۹۷۶۶۰
بازنشستگان و سالمندان ایرانی با شکاف قابل توجهی بین مستمری و هزینه‌های واقعی زندگی روبه‌رو هستند، به‌طوری که نیمی از سالمندان حقوق بازنشستگی ندارند و هزینه‌های مراقبت برای برخی از آنها تا ۳۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. در شرایطی که بازنشستگان...

بازنشستگان و سالمندان ایرانی با شکاف قابل توجهی بین مستمری و هزینه‌های واقعی زندگی روبه‌رو هستند، به‌طوری که نیمی از سالمندان حقوق بازنشستگی ندارند و هزینه‌های مراقبت برای برخی از آنها تا ۳۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. در شرایطی که بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی در تأخیر پرداخت معوقات خود هستند، بحران ناترازی مالی این سازمان با بدهی ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت به شدت افزایش یافته است.

سال‌های سالمندی و بازنشستگی که قرار بود دوره‌ای آرام‌تر باشد، اکنون برای بسیاری از سالمندان ایرانی به دوره‌ای پر از نگرانی تبدیل شده است. میانگین حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان است، در حالی که هزینه واقعی زندگی ماهانه یک سالمند با سطح متوسط سلامت بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان برآورد می‌شود و این اختلاف ۸ تا ۱۰ میلیون تومان است. همچنین تنها ۴۵ تا ۵۰ درصد از سالمندان ایرانی حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنند و مابقی هیچ حمایت مالی قانونی ندارند.

برای سالمندانی که به مراقبت نیاز دارند، هزینه‌ها بسیار بیشتر است؛ هزینه نگهداری شبانه‌روزی سالمند سالم بین ۱۷ تا ۲۰ میلیون تومان و برای سالمند بیمار به ۳۰ میلیون تومان می‌رسد. این هزینه‌ها شامل خورد و خوراک، پوشک مخصوص سالمندان و خدمات اضافی نمی‌شود.

بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی همچنان منتظر تعیین تکلیف معوقات اردیبهشت‌ماه هستند. گرچه وعده شده این معوقات در مهر و آبان پرداخت شود، اما تاریخ دقیقی اعلام نشده و ارزش واقعی این مبلغ در گذر زمان به نصف کاهش یافته است. یکی از بازنشستگان با انتقاد از این وضعیت می‌گوید: «چرا باید پنج، شش ماه منتظر واریز معوقات قانونی خود باشیم؟ چرا سازمان تأمین اجتماعی پاسخگو نیست و دولت بدهی‌های خود را به این سازمان نمی‌پردازد؟»

بحران معیشتی سالمندان ناشی از ساختارهای معیوب و بحران مالی در سازمان تأمین اجتماعی است که با بیش از ۸۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت روبروست. ضریب پشتیبانی این سازمان به عدد بحرانی ۳.۸ کاهش یافته و مخارج ماهانه سازمان به ۲۲۵ هزار میلیارد تومان رسیده که بخش عمده آن صرف پرداخت مستمری‌ها می‌شود. این شرایط باعث شده بسیاری از سالمندان برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی مجبور به کار در سنین بالا شوند، پدیده‌ای که به عنوان «بحران معیشت سالمندی» شناخته می‌شود و نشان‌دهنده گسترش فقر در این قشر است.

بازنشستگی؛ آغاز اضطراب
سال‌های بازنشستگی که باید دوره‌ای آرام باشد، با افزایش مداوم قیمت‌ها برای بسیاری از سالمندان به دوره‌ای پر از اضطراب تبدیل شده است. برخلاف سالمندان برخی کشورها که پس‌انداز خود را صرف سفر و سرگرمی می‌کنند، بسیاری از سالمندان ایرانی حتی نمی‌توانند به راحتی از خدمات مراقبتی استفاده کنند. روز دریافت حقوق برای بسیاری از آنها آرامش محسوب نمی‌شود و نبود بیمه یا تأخیر در پرداخت‌ها شرایط را دشوارتر کرده است.

برخی سالمندان همچنان مجبور به کمک مالی به فرزندان خود هستند، در حالی که هزینه‌های درمان، خوراک و زندگی روزمره برای همه افزایش یافته است. به همین دلیل، برخی از سالمندان یا مجبور به ادامه کار شده‌اند یا پس از بازنشستگی شغل جدیدی یافته‌اند.

اعداد بزرگ‌تر از زندگی
حقوق بازنشستگان بر اساس اعلام سازمان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۵ با رشد ۶۰ درصدی حداقل به ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان و افزایش ۴۵ درصدی به علاوه مبلغ ثابت برای سایر سطوح رسیده است. در صندوق بازنشستگی کشوری نیز حداقل حقوق بازنشستگان با ۳۰ سال سابقه خدمت ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان تعیین شده است. تعداد حقوق‌بگیران این صندوق بالغ بر یک میلیون و ۷۹۲ هزار نفر و میانگین سن آنها ۶۶ سال اعلام شده است.

در مقابل، نرخ تورم بسیار بالا است؛ به گونه‌ای که تورم سالانه در اسفند ۱۴۰۴ به ۵۰.۶ درصد و شاخص قیمت مصرف‌کننده نسبت به سال قبل افزایش ۷۱.۸ درصدی داشته است. تورم ماهانه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات نیز ۸.۶ درصد گزارش شده است.

به عنوان نمونه، شرایط «آقا رضا» ۶۷ ساله نمادی از مشکلات بازنشستگان است. او برای مراسم ازدواج پسرش، با هزینه‌هایی فراتر از انتظار مواجه شده است و علیرغم صرفه‌جویی‌های فراوان، هنوز نگران تأمین بودجه مراسم است. او می‌گوید: «۲۰ سال پیش فکر می‌کردم که همه چیز مهیا است، اما اکنون شرایط به گونه‌ای است که فکرش را هم نمی‌کردم. حتی موارد ضروری مانند تعویض عینک همسرم را عقب انداخته‌ایم.» دغدغه اصلی او این است که زندگی پسرش را بدون حمایت مالی شروع نکند و نگذارد پس‌انداز یک عمرش تنها صرف هزینه‌های یک روز شود.

این وضعیت برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی آشناست؛ جایی که والدین نقش مالی مهمی در ازدواج فرزندان خود دارند، اما افزایش هزینه‌ها و ضعف پوشش حمایتی شرایط را بسیار سخت کرده است.