به گزارش خبرکده، مجله فارن پالیسی در تحلیلی نوشت: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، به تهدید و تحت فشار قرار دادن دشمنان و متحدان خود عادت کرده است؛ به این معنا که اگر مطابق خواستههای او عمل نکنند، با پیامدهای سنگینی روبهرو خواهند شد.
این را میتوان برداشت او از استفاده از جایگاه ریاستجمهوری برای اعمال فشار دانست. گاهی این روش نتیجه داده است؛ برای مثال زمانی که در اکتبر ۲۰۲۵(مهرماه ۱۴۰۴)، پس از تهدید به قطع حمایت از بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل را به پذیرش یک طرح ۲۰ مادهای صلح برای غزه وادار کرد.
اما گاهی نیز ناکام بوده است؛ از جمله در تلاش برای متقاعد کردن کشورهای اروپایی درباره گرینلند یا فشار بر ایران برای پذیرش شروط آمریکا در یک توافق. همچنین هفته گذشته، ترامپ رهبران عمان را تهدید کرد که اگر در موضوع تنگه هرمز با او مخالفت کنند، «آنها را منفجر خواهد کرد».
ترامپ همین هفته بار دیگر از این شیوه در قبال اسرائیل استفاده کرد. او درباره یک مقام اسرائیلی سخنی گفت که تاکنون هیچ رئیسجمهور آمریکایی بهطور علنی بیان نکرده بود: «نتانیاهو در موضوع ایران هر کاری را که من بخواهم انجام خواهد داد.»
به نوشته فارن پالیسی اهرم فشار ترامپ بر نتانیاهو واقعی و موثر است، بهویژه آنکه نتانیاهو برای حفظ قدرت خود به حمایت ترامپ نیاز دارد. محبوبیت ترامپ در اسرائیل از نتانیاهو بیشتر است و اگر چنین تصور شود که رئیسجمهور آمریکا حمایت خود را از نخستوزیر اسرائیل کاهش داده، این مساله میتواند برای نتانیاهو در انتخابات اکتبر(مهرماه) هزینهساز باشد.
این نشریه در ادامه نوشت: امروز، با توجه به آسیبپذیریهای نتانیاهو، بهویژه ناتوانی او در شکست کامل حزبالله، حماس و اکنون ایران، وی بیش از هر زمان دیگری به ترامپ نیاز دارد تا در عمل از او حمایت سیاسی کند. ترامپ نمیتواند نتانیاهو را مستقیما به پیروزی برساند، اما بدون حمایت او و بدون تاکید بر این که نتانیاهو برای حفظ روابط قدرتمند واشنگتن و تلآویو ضروری است، نقاط ضعف نخستوزیر اسرائیل بهمراتب آشکارتر خواهد شد.
برای نتانیاهو، مشکل اینجاست که اگرچه او احتمالا در چگونگی، چرایی و زمان آغاز جنگ نقش مهمی داشته، اما بعید است در تعیین نحوه و زمان پایان آن نقش چندانی ایفا کند. اگر تفاهمنامه مورد بحث مطابق انتظارات پیش برود، توقف درگیریها فرصتی برای مذاکرات گستردهتر درباره مسائل باقیمانده ایجاد خواهد کرد و احتمال ازسرگیری حملات مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل نیز از میان خواهد رفت.
پس از بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و پایان یافتن محاصره آمریکا، مرحله مقصریابی آغاز خواهد شد. نتانیاهو با نارضایتی نظارهگر اوضاع خواهد بود و برخی نزدیکان سیاسی او احتمالا استدلال خواهند کرد که آمریکا به دلیل کمبود اراده سیاسی نتوانست به اهداف خود در ایران دست یابد.
با این حال، ترامپ اجازه نخواهد داد نتانیاهو توافقی را که به جنگ پایان میدهد برهم بزند. او همچنین برای محافظت از خود در برابر انتقادهای داخلی آمریکا، احتمالاً اسرائیل را به زیادهروی، بهویژه در لبنان، متهم خواهد کرد. ترامپ هیچ مخالفتی از سوی نتانیاهو یا اقدامات نظامی جدید اسرائیل که احتمال کشیده شدن آمریکا به درگیری را افزایش دهد، تحمل نخواهد کرد.
باید به یاد داشت که پس از حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه، ترامپ بهشدت نتانیاهو را تحت فشار قرار داد و بعید است بار دیگر اجازه دهد نخستوزیر اسرائیل او را به سمت ازسرگیری جنگ سوق دهد.
لبنان نیز احتمالا به پروندهای دردسرساز برای نتانیاهو تبدیل خواهد شد. حزبالله خلع سلاح نشده و سریعتر و توانمندتر از گذشته در حال بازیابی توان خود است. دولت لبنان گرچه مواضع محکمتری اتخاذ کرده و حتی برای گفتوگوی مستقیم با رژیم اسرائیل تحت نظارت آمریکا آمادگی نشان داده، اما اراده و توان لازم برای خلع سلاح حزبالله را ندارد.
از سوی دیگر، اسرائیل با ادامه اشغال بخشهایی از جنوب لبنان، صدور دستور تخلیه روستاهای بیشتر و کشته شدن غیرنظامیان لبنانی در جریان عملیات علیه حزبالله، وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
موضوع اصلی، نقش لبنان در تعاملات آینده میان آمریکا و ایران است. تا امروز، دولت ترامپ به رژیم اسرائیل اجازه داده بود عملیات خود در لبنان را ادامه دهد. اما اکنون و در واکنش به تصمیم ایران برای تعلیق مذاکرات با آمریکا تا زمان پذیرش آتشبس از سوی این رژیم، ترامپ با نتانیاهو تماس گرفت و از او خواست حملات اسرائیل در منطقه بیروت را متوقف کند.
این اقدام میتواند نشانهای از روندی باشد که در صورت دستیابی ایران و آمریکا به توافق شکل خواهد گرفت. اگر تفاهمنامه نهایی شود و ایران اجرای آن را به برقراری یک آتشبس واقعی در لبنان مشروط کند، ترامپ بدون تردید نتانیاهو را وادار به عقبنشینی خواهد کرد و نخستوزیر اسرائیل نیز چارهای جز تبعیت نخواهد داشت.
ترامپ اخیرا تلاش کرده توافق احتمالی با ایران را به پیوستن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به توافقهای ابراهیم پیوند بزند. با این حال، بسیاری از ناظران این ارتباط را فاقد پشتوانه واقعی میدانند. شاید ترامپ تصور میکند چنین خواستهای میتواند در صورت نیاز به اعمال فشار بر اسرائیل در موضوع ایران و لبنان، او را در برابر منتقدان داخلی محافظت کند.
با وجود این، تقریبا هیچ شانسی وجود ندارد که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس خود را به اسرائیلی گره بزنند که در حال الحاق کرانه باختری، اشغال بخشهایی از لبنان و آماده شدن برای یک عملیات نظامی بزرگ دیگر در غزه است. به جز امارات متحده عربی که به نظر میرسد در حال گسترش روابط خود با اسرائیل است، دیگر کشورهای منطقه، بهویژه عربستان سعودی، تمایلی به داشتن روابط با نتانیاهو ندارند.
در نهایت، میتوان گفت تهدیدها، فشارها و اهرمهای نفوذ ترامپ نتایجی متفاوت و گاه متناقض داشتهاند. او هنوز موفق به دستیابی به توافقی با ایران نشده، با تحولات اخیر به ایران امکان اعمال فشار از طریق تنگه هرمز را داده و طرح صلح او برای غزه نیز تاکنون موفقیت آمیز نبوده است.
همزمان، تنشها در کرانه باختری روزبهروز افزایش مییابد، هرچند این موضوع ظاهرا نگرانی چندانی برای ترامپ یا مذاکرهکنندگان صلح او ایجاد نکرده است.
پرسش اصلی این است که اگر توافقی میان آمریکا و ایران حاصل شود، آیا عاملی وجود دارد که مانع اعمال فشار ترامپ بر اسرائیل شود؟ چنین فشاری ممکن است حامیان جمهوریخواه اسرائیل را ناراضی کند، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای. اما ترامپ پیش از هر چیز به منافع و جایگاه خود میاندیشد و حتی گفته است که چندان نگران انتخابات میاندورهای نیست.
بزرگترین دغدغه او احتمالا واکنش کسانی خواهد بود که معتقدند اگرچه آمریکا به ایران آسیب وارد کرده، اما در نهایت جنگ را باخته است. در شرایطی که جریانهای چپ او را به آغاز جنگ متهم میکنند و بخشی از جریان راست نیز از شکست در آن سخن میگویند، ترامپ احتمالا تلاش خواهد کرد مسئولیت را متوجه دیگران کند؛ و در چنین فهرستی، نام نتانیاهو ممکن است در صدر قرار داشته باشد.
منبع: خبرکده
