به گزارش خبرکده روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: برای اثبات نادرست بودن تصور جواز تعریض و تضعیف و ضرورت حمایت از مسئولین، دلایل زیادی وجود دارند که چون از بدیهیات هستند نیازی به برشمردن تک تک آنها نیست ولی روشنترین دلیل، غیرقابل انکار بودن نیاز جامعه به وحدت و انسجام در دوران جنگ و لزوم پرهیز از تفرقه و اختلاف است.
علاوه بر این، دو نکته ملموس و مشهود هم وجود دارند که نباید از آنها غفلت کرد. اول اینکه کارنامه مسئولین در ایام جنگ تحمیلی سوم تا امروز در زمینه فراهم ساختن امکانات زندگی برای مردم، ترمیم خرابیهای جنگ، ناکام کردن دشمن مهاجم و همراهی با نیروهای مسلح جهت مقابله قدرتمندانه با دشمن، کاملاً درخشان و قابل قبول است.
کشوری که در یک روز و در یک تهاجم برقآسا رهبر و فرماندهان عالی نظامی خود را از دست میدهد و ۴۰ شبانهروز زیر بمبها و موشکهای دشمنانی که یکی خود را صاحب بزرگترین ارتش جهان و دیگری خود را صاحب قویترین ارتش منطقه میداند قرار داشت مسئولینش توانستند با قامتی استوار بایستند و علیرغم تمام مشکلات ناشی از تحریمها، فشارهای سیاسی و جنگ روانی گسترده، کشور را در زمینههای مختلف معیشتی، امنیتی و امکانات عادی مورد نیاز مردم مدیریت کنند، انصافاً یک استثناست و چنین مسئولینی در خور تحسین هستند. جایز نیست وارد جزئیات زخمهای وارده به کشور در دوران تهاجم ارتشهای تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی شویم ولی لازم است به این واقعیت اشاره کنیم که آنهمه فشار و جنایت مستمر میتواند قویترین مدیران را به زانو درآورد ولی مسئولین ایرانی با قدرت و صلابت در برابر تمام ناملایمات ایستادند و بدون آنکه خم به ابرو بیاورند کشور را اداره کردند و با حمایت از نیروهای مسلح و همراهی با مردم، دشمن را به استیصال کشاندند.
دشمنان مهاجم و بوقهای تبلیغاتی آنها وعده تسلیم کردن مسئولین ایرانی ظرف سه روز را میدادند و حتی از فرار آنها سخن میگفتند ولی دیدند و دیدیم که حتی یک نفر از مسئولین در حالی که شاهد به شهادت رسیدن همکاران خود بودند کشور را ترک نکرد و مدیران هرگز شائبه کوتاه آمدن در برابر دشمن را به ذهن خود راه ندادند و همگی با قدرت و صلابت در برابر دشمن ایستادند و نقشههایش را نقش بر آب کردند. نادیده گرفتن این امتیاز بسیار مهم، دور از انصاف است.
نکته دوم به سرمایههای نیروی انسانی ما مربوط میشود. در دو سال اخیر و به ویژه در جنگهای تحمیلی دوم و سوم (خرداد و اسفند ۱۴۰۴) دشمن نیروهای کیفی زیادی را اعم از فرماندهان نظامی، دانشمندان و مدیران از ما گرفت. چرا به این خسران بزرگ فکر نمیکنیم و به جای قدردانی از نیروهای موجود، تضعیف آنها را در دستور کار خود قرار دادهایم؟وقتی آیتالله بهشتی در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به شهادت رسید مردم شعار دادند «دشمن در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه» ولی آیتالله موسوی اردبیلی در خطبه نمازجمعه تهران گفت ایران فقط یک بهشتی داشت و معلوم نیست به این زودیها بهشتی دیگری داشته باشیم.باید این واقعیت را به درستی درک کنیم که دشمن از نظر سرمایه انسانی ضربههای زیادی به ما وارد کرده است. بنابراین نباید اجازه بدهیم هرکس هرچه به زبانش میآید علیه مسئولین که در سختترین شرایط در حال خدمترسانی به مردم هستند بگوید.
این درست است که اکنون کشور دچار گرانی است و قطعاً باید مسئولین برای حل این مشکل اقدام کنند ولی در کنار این توقع بجا باید شرایط جنگی و مشکلاتی که دشمن برای کشورمان به وجود آورده است را نیز درنظر بگیریم و با دولت همراهی کنیم تا بهتدریج بر مشکلات غلبه کند و البته در نظر داشته باشیم که در شرایط کنونی مسأله اول کشور جنگ است.حمایت از جریان دیپلماسی کشور و خودداری از ایجاد بدبینی نسبت به هیأت مذاکرهکننده نیز از واجبات است. میوه رشادتهای نیروهای مسلح در میدان باید از طریق دیپلماسی نصیب مردم شود. کارشکنی علیه دیپلماسی نتیجهای غیر از تحویل دادن این میوه به دشمن نخواهد داشت.
۱۷۳۰۲
