یک کارشناس اقتصادی با اشاره به رشد وزن اقتصادی و سیاسی چین و کشورهای آسیایی معتقد است نظم جهانی وارد مرحلهای نوین شده است. به گفته وی، اگر ایران سیاستی بلندمدت و فعال اتخاذ کند، این تغییرات میتواند فرصتهایی برای تجارت، ترانزیت و نقشآفرینی منطقهای کشور ایجاد کند.
دانیال داودی، کارشناس اقتصادی، با بیان تغییر موازنه قدرت در اقتصاد جهانی، تأکید کرد که افزایش نقش چین و دیگر اقتصادهای آسیایی نشاندهنده بازتعریف ساختار قدرت جهانی است.
وی ادامه داد توسعه مسیرهای زمینی و تجاری میان چین، آسیا و اروپا و همچنین گسترش طرح «کمربند و جاده» نشانههای مهم این تحول به شمار میآیند. این روند میتواند مسیرهای سنتی تجارت جهانی و جایگاه کشورها در زنجیرههای اقتصادی را دچار تغییر کند.
داودی بر این باور است که آمریکا تلاش دارد از شکلگیری کامل این نظم جدید جلوگیری کند، ولی افزایش وزن اقتصادی و سیاسی آسیا نشان از آغاز مرحلهای جدید در رقابت قدرتهای بزرگ دارد.
فرصت ایران در رقابت چین و آمریکا
در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. قرارگیری کشور در مسیرهای ارتباطی میان آسیای مرکزی، چین، خلیج فارس و اروپا ظرفیت مناسبی برای کسب سهم بیشتر در افزایش تجارت میان شرق و غرب فراهم میآورد.
با این حال، بهرهمندی از این ظرفیت تنها به موقعیت جغرافیایی محدود نمیشود. توسعه زیرساختهای حملونقل، ایجاد ثبات در مقررات، کاهش هزینههای تجارت و برقراری روابط اقتصادی پایدار با کشورهای منطقه از عوامل تقویتکننده جایگاه ایران در مسیرهای جدید تجارت به شمار میروند.
«نگاه به شرق» بدون برنامه کافی نیست
تغییر وزن اقتصاد جهانی به سوی آسیا بهتنهایی به منزله پیروزی ایران در نظم جدید نیست. ایران برای استفاده بهینه از این فرصت باید روابط اقتصادی خود را با کشورهای آسیایی از تجارت محدود و فروش مواد خام فراتر ببرد.
افزایش صادرات کالاهای با ارزش افزوده، جذب سرمایهگذاری، توسعه کریدورهای ترانزیتی و اتصال شبکه حملونقل کشور به مسیرهای بینالمللی میتواند بخشی از این راهبرد باشد. در واقع، مزیت جغرافیایی ایران زمانی به قدرت اقتصادی تبدیل میشود که بتواند از موقعیت خود درآمد پایدار و نفوذ اقتصادی کسب کند.
رقابت آمریکا و چین؛ معادلهای که ایران نمیتواند نادیده بگیرد
در این چارچوب، تحولات روابط آمریکا، چین و ایران اهمیت بیشتری مییابد. رقابت دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان محدود به حوزه تجارت نبوده و در زمینههای فناوری، انرژی، زنجیره تأمین، حملونقل و نفوذ منطقهای نیز جریان دارد.
ایران باید این تحولات را صرفاً تقابل کوتاهمدت میان کشورها نداند و آن را بخشی از روند بزرگتر تغییر نظم اقتصادی و سیاسی جهان در نظر بگیرد.
ایران چگونه میتواند از نظم جدید جهانی سود ببرد؟
یکی از نکات مهم این است که فرصت ایجادشده برای ایران بهطور خودکار حاصل نمیشود. اگر مسیرهای تجاری جدید از ایران عبور کنند ولی زیرساختهای مناسب، خدمات لجستیکی رقابتی و سیاست اقتصادی باثبات فراهم نباشد، بخش قابل توجهی از این فرصت به رقبا منتقل خواهد شد.
از سوی دیگر، تقویت روابط اقتصادی با چین و سایر کشورهای آسیایی مزیتهایی برای ایران ایجاد میکند، اما این روابط باید به صورت متوازن و براساس منافع بلندمدت کشور شکل گیرد.
فرصت تاریخی یا یک امکان از دسترفته؟
اظهارات این کارشناس نشان میدهد که تغییر نظم جهانی میتواند فرصت راهبردی برای ایران باشد، اما تبدیل این فرصت به دستاورد اقتصادی نیازمند سیاستگذاری بلندمدت است.
در صورت بهرهبرداری از موقعیت جغرافیایی، توسعه کریدورهای تجاری، تقویت روابط اقتصادی با آسیا و افزایش ظرفیت تولید و صادرات، ایران میتواند نقش فعالتری در معادلات اقتصادی منطقه ایفا کند. در غیر این صورت، این تغییرات ممکن است به جابهجایی مسیرهای تجارت در پیرامون ایران محدود شود بدون آنکه سهم کشور از این تحولات افزایش یابد.
