کاهش مستمر قدرت خرید ریال و دشواری در سنجش ارزش واقعی درآمدها و قراردادها از چالشهای اصلی اقتصاد ایران است. در این خصوص، سعید خلیلی، تحلیلگر اقتصادی، پیشنهادی برای ایجاد یک واحد جدید سنجش ارزش مستقل از دلار مطرح کرده است.
خلیلی به جای حذف ریال یا چاپ پول جدید، پیشنهاد داده است که یک واحد رسمی ارزش کنار ریال تعریف شود که بر اساس هزینه واقعی یک سبد مشخص از کالاها و خدمات داخلی محاسبه گردد. این واحد صرفاً برای سنجش ارزش درآمدها، مالیات، قراردادها، جریمهها و یارانهها کاربرد دارد و هدف آن اصلاح قدرت سنجش ریال است.
مشکل کاهش قدرت پول ملی
این تحلیلگر معتقد است که مسئله فقط افزایش قیمتها نیست، بلکه کاهش توان ریال در ایفای نقش «واحد سنجش ارزش» است. در شرایط تورمی، ارقام ریالی بزرگتر میشوند ولی قدرت خرید واقعی افزایش پیدا نمیکند. به همین دلیل، مقایسه درآمد و هزینه در گذر زمان دشوار میشود و بسیاری برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت طلا، ارز و ملک روی میآورند.
خلیلی این وضعیت را با مثال «متر» توضیح میدهد: اگر متر هر سال کوتاهتر شود، اندازهگیریها در سالهای مختلف قابل مقایسه نخواهند بود. به همین ترتیب، تورم مزمن باعث میشود ریال بخش عمدهای از کارکرد خود به عنوان معیار سنجش ارزش را از دست بدهد.
پیشنهاد واحد جدید «رئال»
طبق پیشنهاد خلیلی، واحد جدیدی به نام «رئال» ایجاد شود که تنها برای بیان ارزش استفاده گردد و وسیله پرداخت نباشد. برای مثال، حقوق یک فرد به جای تومان، بر اساس ۱۰۰ رئال تعیین میشود و بانک مرکزی ارزش ریالی هر رئال را براساس یک فرمول مشخص و شفاف اعلام میکند.
با افزایش هزینه سبد مشخص کالا و خدمات، ارزش ریالی هر رئال به همان نسبت افزایش مییابد، اما عدد حقوق به رئال ثابت میماند. این واحد بههیچوجه درمان تورم نیست، بلکه به حفظ ارزش واقعی درآمدها و قراردادها کمک میکند.
کاربردهای عملی «رئال»
- تعریف حقوق و دستمزد بر اساس رئال و تغییر خودکار ارزش ریالی آنها متناسب با تورم.
- تنظیم مالیاتها به گونهای که صرف افزایش اسمی درآمد سبب انتقال به طبقه مالیاتی بالاتر نشود.
- اصلاح نظام یارانه انرژی با تخصیص یارانه مستقیم به شهروندان و حمایت از مصرف پایه.
- تعیین ارزش قراردادهای بلندمدت بر حسب رئال برای حفظ ثبات ارزش واقعی تعهدات.
- ثابت نگه داشتن اثر بازدارندگی جریمههای قانونی با تعدیل آنها به واحد ارزش جدید.
تجربه برزیل
نمونه موفق این ایده در دهه ۱۹۹۰ برزیل و اجرای «طرح رئال» بوده است. آن کشور واحدی به نام URV ایجاد کرد که ابتدا وسیله پرداخت نبود اما برای تعیین دستمزدها و قراردادها به کار رفت و ارزش آن متناسب با تورم تعدیل شد. سپس این واحد به پول رسمی تبدیل شد.
تجربه برزیل نشان داد که واحد حساب به تنهایی تورم را از بین نمیبرد و اصلاحات مالی و کنترل عوامل تورمزا نیز ضروری هستند.
چرایی عدم اتصال مستقیم به دلار
برخی کشورهای حوزه خلیج فارس نرخ ارز خود را به دلار متصل میکنند، اما خلیلی معتقد است این روش برای ایران که با تحریم و محدودیت ارزی مواجه است، ریسکهای زیادی دارد. در چنین سیستمی، سیاست پولی کشور به سیاستهای آمریکا وابسته میشود.
از سوی دیگر، واحد «رئال» بر پایه سبد کالا و خدمات داخلی ارزشگذاری میشود و هدف آن حفظ ارزش واقعی در اقتصاد داخلی است، نه پیوند مستقیم با ارز خارجی.
پیششرطهای اجرای طرح
- وجود نهاد مستقل و مورد اعتماد برای محاسبه ارزش واحد جدید.
- انضباط مالی برای کنترل کسری بودجه و مقابله با خلق پول بیضابطه.
- زیرساختهای حقوقی و اداری جهت انتقال حقوق، مالیات، قراردادها و تعهدات به واحد جدید.
جمعبندی
ایجاد واحد ارزش «رئال» در کنار ریال تلاشی است برای جدا کردن مفهوم ارزش واقعی از وسیله پرداخت. ریال همچنان پول رسمی باقی میماند و «رئال» معیار بیان ارزش است. با این حال، موفقیت این ایده وابسته به مهار تورم، اصلاحات اقتصادی و اعتماد عمومی است.
پیشنهاددهندگان معتقدند این سازوکار میتواند آثار تورم را در حوزه حقوق، قراردادها، مالیات، جریمهها و یارانهها شفافتر کرده و نیاز به پناه بردن به دلار و طلا برای حفظ ارزش داراییها را کاهش دهد.
