پیشنهاد واحد سنجش «رئال» برای بازسازی ارزش پول ملی ایران – خبرکده
اقتصاد

پیشنهاد واحد سنجش «رئال» برای بازسازی ارزش پول ملی ایران

تاریخ انتشار: کد خبر: ۷۳۲۴۳
کاهش مداوم قدرت خرید ریال یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران است که سنجش دقیق ارزش درآمدها، قراردادها و دارایی‌های مالی را دشوار کرده است. در این میان، پیشنهاد ایجاد یک وا…

کاهش مداوم قدرت خرید ریال یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران است که سنجش دقیق ارزش درآمدها، قراردادها و دارایی‌های مالی را دشوار کرده است. در این میان، پیشنهاد ایجاد یک واحد سنجش ارزش جدید به نام «رئال» مطرح شده که ارزش آن بر پایه هزینه واقعی یک سبد مشخص کالاها و خدمات داخلی تعیین می‌شود.

این واحد جدید نه جایگزین ریال است و نه به معنای چاپ پول جدید؛ بلکه هدف آن فراهم کردن معیاری دقیق برای اندازه‌گیری ارزش واقعی درآمدها، مالیات‌ها، قراردادها، جریمه‌ها و یارانه‌هاست تا بتوان تحولات پولی را بهتر کنترل کرد.

مشکل کجاست؟

به گفته تحلیلگر اقتصادی سعید خلیلی، اصلی‌ترین مسئله فقط رشد قیمت‌ها نیست بلکه کاهش قدرت ریال در ایفای نقش واحد سنجش ارزش است. در شرایط تورمی، اعداد ریالی افزایش می‌یابند اما این افزایش نشانگر قدرت خرید بیشتر نیست، چرا که هزینه‌های مسکن، خوراک، انرژی و سایر نیازهای زندگی با سرعتی فراتر افزایش می‌یابد.

اینگونه اختلاف رشد درآمدهای اسمی و هزینه‌های واقعی، مقایسه درآمد و هزینه در طول زمان را سخت می‌کند و باعث می‌شود مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان، دارایی‌هایی مانند طلا، ارز و ملک را ترجیح دهند.

تغییر واحد اندازه‌گیری ارزش

خلیلی با استفاده از مثالی درباره «متر»، توضیح می‌دهد که اگر واحد اندازه‌گیری هر سال تغییر کند، مقایسه اندازه‌ها در زمان‌های مختلف غیرممکن می‌شود. تورم مزمن باعث شده ریال بخش بزرگی از نقش خود به عنوان معیار سنجش ارزش را از دست دهد؛ در نتیجه تعیین دستمزدها، اجاره بها، مالیات‌ها و قراردادها به ریال، ارزش واقعی آن‌ها در طول زمان نامشخص می‌شود.

تورم نه تنها افزایش قیمت‌ها را موجب می‌شود، بلکه انتقال تدریجی قدرت خرید از صاحبان درآمدهای ثابت به دارندگان دارایی را تشدید می‌کند.

پیشنهاد «رئال» چیست؟

ایده پیشنهادی، ایجاد یک واحد فرضی به نام «رئال» است که در کنار ریال به کار می‌رود و صرفاً وسیله‌ای برای بیان ارزش واقعی است و نه یک وسیله پرداخت. به عنوان مثال، به جای اعلام دستمزد «۳۰ میلیون تومان»، می‌توان آن را «۱۰۰ رئال» اعلام کرد.

بانک مرکزی یا نهادی مستقل باید ارزش ریالی هر رئال را بر اساس فرمولی شفاف و مبتنی بر تغییرات قیمت یک سبد مشخص کالاها و خدمات متغیر کند. اگر قیمت این سبد ۳۰ درصد افزایش یابد، ارزش ریالی هر رئال نیز ۳۰ درصد افزایش می‌یابد ولی عدد حقوق به رئال ثابت می‌ماند و معادل ریالی آن نسبت به کاهش ارزش پول تنظیم می‌شود.

این مکانیسم هدفی برای درمان تورم ندارد بلکه به دنبال جلوگیری از کاهش نامحسوس ارزش واقعی درآمدها و تعهدات قراردادی است.

نحوه تأثیر بر حقوق و مالیات

یکی از کاربردهای قابل توجه این واحد، تعیین حقوق و دستمزد است. برای مثال، اگر پایه حقوق ۱۰۰ رئال باشد و تورم ۴۰ درصد شود، ارزش ریالی حقوق متناسب با کاهش ارزش پول افزایش خواهد یافت. در عین حال، دولت می‌تواند برای افزایش قدرت خرید واقعی، حقوق را از ۱۰۰ به ۱۱۰ رئال برساند و به این ترتیب تفاوت جبران تورم و افزایش واقعی درآمد به صورت واضح‌تر مشخص می‌شود.

همین منطق درباره مالیات هم صدق می‌کند؛ با تعیین سقف معافیت مالیاتی بر پایه مقدار مشخصی از رئال، صرف افزایش اسمی درآمد به علت تورم، فرد را به طبقات مالیاتی بالاتر منتقل نخواهد کرد.

تغییر در نظام یارانه انرژی

در این الگوبرداری، یارانه انرژی می‌تواند از حالت پنهان در قیمت کالاها به حمایت مستقیم از شهروندان تبدیل شود. به جای اینکه یارانه به طور غیرمستقیم در قیمت حامل‌های انرژی مانند بنزین یا برق وجود داشته باشد، بخشی از یارانه می‌تواند مستقیماً به هر فرد اختصاص یابد.

در این صورت، مصرف پایه حمایت می‌شود و مصرف اضافی به قیمت واقعی نزدیک‌تر خواهد شد که این رویکرد می‌تواند به توزیع عادلانه‌تر یارانه‌ها کمک کند، چرا که در نظام فعلی بیشترین یارانه‌ها به مصرف‌کنندگان بیشتر اختصاص می‌یابد.

کاربرد در قراردادهای بلندمدت و جریمه‌ها

یکی دیگر از موارد استفاده «رئال»، قراردادهای بلندمدت است. ارزش قراردادهای مالی در یک اقتصاد تورمی ممکن است هنگام انعقاد و پایان قرارداد تفاوت واقعی چشمگیری داشته باشد. با تعیین ارزش قراردادها به‌وسیله واحد سنجش ارزش متناسب با هزینه زندگی، امکان توافق دقیق‌تر بر ارزش واقعی تعهدات وجود خواهد داشت.

مشابه موضوع برای جریمه‌های قانونی نیز صدق می‌کند؛ جریمه‌ای که امروزه بازدارنده است، ممکن است در اثر تورم ارزش بازدارندگی خود را از دست بدهد. استفاده از واحد ارزش متناسب می‌تواند نیاز به اصلاح مکرر جریمه‌ها را کاهش دهد.

تجربه برزیل

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های موفق در این زمینه، تجربه برزیل در دهه ۱۹۹۰ است. در آن زمان، برزیل با تورم شدید مواجه بود و در سال ۱۹۹۴، واحدی به نام URV ایجاد کرد که مشابه پیشنهاد «رئال» بود؛ ابتدا این واحد وسیله پرداخت نبود و به صورت موازی با پول رایج به کار گرفته شد.

با طراحی URV دستمزدها و قراردادها بر مبنای آن تنظیم شدند و ارزش URV بر اساس تورم تعدیل می‌شد. سپس در ژوئیه همان سال، URV به پول رسمی برزیل تبدیل شد. این تجربه نشان داد که چنین واحد حسابی می‌تواند در اصلاح پولی موثر باشد اما به تنهایی کافی نیست و اصلاحات مالی و کنترل تورم نیز لازم است.

چرا اتصال مستقیم به دلار راه‌حل نیست؟

اگرچه برخی کشورهای حوزه خلیج فارس نرخ ارز خود را در برابر دلار با ثبات نگه داشته‌اند، اما خلیلی معتقد است چنین رویکردی برای کشوری مانند ایران که با تحریم‌ها و محدودیت‌های ارزی روبه‌روست، ریسک‌های زیادی دارد.

وابستگی به دلار باعث می‌شود سیاست پولی ایران تحت تاثیر سیاست‌های پولی آمریکا قرار گیرد. در مقابل، واحد پیشنهادی «رئال» به دلار وابسته نیست و ارزش آن بر اساس سبد کالایی و خدمات داخلی تعیین می‌شود تا ارزش واقعی پول در اقتصاد ایران حفظ شود.

پیش‌شرط‌های اجرای طرح

  • وجود نهاد مستقل برای محاسبه و اعلام ارزش «رئال» که تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار نگیرد تا اعتماد عمومی حفظ شود.
  • الزام به انضباط مالی شامل کنترل کسری بودجه، جلوگیری از خلق پول بی‌ضابطه و اصلاح نظام بانکی، چرا که این واحد نمی‌تواند جایگزین اصلاحات اقتصادی شود.
  • ایجاد زیرساخت‌های حقوقی و اداری برای انتقال حقوق، مالیات، قراردادها، بدهی‌ها و جریمه‌ها به واحد جدید که نیازمند تغییرات گسترده در قوانین و سامانه‌های اقتصادی است.

آیا «رئال» قادر به بازسازی ارزش پول ملی خواهد بود؟

هدف از ایجاد واحد سنجش ارزش کنار ریال، تفکیک مفهوم ارزش واقعی از واحد پولی است؛ در این چارچوب، ریال همچنان پول رسمی و وسیله پرداخت باقی می‌ماند و «رئال» تنها معیاری برای بیان ارزش واقعی خواهد بود.

موفقیت چنین طرحی به کنترل عوامل تورم، ایجاد انضباط مالی و کسب اعتماد عمومی وابسته است. بدون مهار تورم مزمن، کسری بودجه و بی‌انضباطی پولی، هیچ واحد حسابی قادر نخواهد بود قدرت خرید مردم را حفظ کند.

با این حال، حامیان این ایده معتقدند این سازوکار می‌تواند به شفافیت بیشتر اثرات تورم در حقوق، قراردادها، مالیات‌ها، جریمه‌ها و یارانه‌ها کمک کند و مردم را کمتر به خرید دلار و طلا برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان مجبور نماید.