هیچ کشوری به اندازه فرانسه در برگزاری اعتراضات گسترده تبحر ندارد. وقتی فرانسویها به افزایش مالیات سوخت اعتراض میکنند، جلیقههای زرد میپوشند و به خیابانها میآیند. وقتی کشاورزان خشمگین خواهان دستمزد بهتر هستند، صدها نفر از آنها با تراکتورهایشان در خیابان شانزهلیزه رژه میروند. و وقتی کارکنان موزه خواستار مدیریت بهتر گردشگران میشوند، دست به اعتصاب میزنند و موزه لوور را تعطیل میکنند.
اعتراضات پرشور مردمی به اندازه سرود ملی فرانسه، «مارسییز»، با هویت این کشور گره خورده است. این سرود که در سال ۱۷۹۲ سروده شد، وظیفه همگانی مبارزه با استبداد را در هویت ملی فرانسه جای داده است.
بااینحال، در این ماه، خشونتآمیزترین تظاهرات سالهای اخیر، در کنار برخوردهای سختگیرانه پلیس، نگرانیهایی را برانگیخته است؛ نگرانی از اینکه شورشها بر حضور صدها هزار معترض مسالمتجو که علیه افزایش هزینههای زندگی و شرایط نامناسب مدارس راهپیمایی میکنند، سایه بیندازند.
تنها در روز شنبه، دستکم ۲۴۰۰ نفر بازداشت شدند. این بازداشتها پس از آن صورت گرفت که آشوبگران در شهرهای مختلف فرانسه با پلیس درگیر شدند، خودروها را به آتش کشیدند، به ساختمانهای عمومی یورش بردند، فروشگاهها را غارت کردند و یک ساختمان تاریخی شهرداری را در شعلههای آتش فرو بردند. احتمال دارد اعتراضات بیشتری نیز در راه باشد.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه که دوران ریاستجمهوریاش رو به پایان است، روز یکشنبه پرسید: «چطور ممکن است فرانسویها با فرانسه چنین کنند؟» او افزود که هیچچیز و هیچ دلیلی نمیتواند ویرانیها را توجیه کند. مکرون گفت: «همه ما احساس خشم و شرم میکنیم.»
اما هر کسی که تاریخ فرانسه را مطالعه کرده باشد، میداند که فرهنگ اعتراضی این کشور، با آن غرور، هیاهو و رنگولعابش، گاهی به خشونت کشیده شده است؛ خشونتی که نمونههای آن را میتوان از گردنزدن لوئی شانزدهم و ماری آنتوانت، در جریان انقلابی که در سال ۱۷۸۹ به سرنگونی سلطنت انجامید، دنبال کرد.
مورخان میگویند ریشه سنت امروزی فرانسه در مشارکت مدنی به عنوان یک وظیفه، به انقلاب فرانسه بازمیگردد. براساس این نگرش، رأی دادن تنها راه ایجاد تغییر نیست؛ تظاهرات و اعتراضات مردمی نیز ارزشی بنیادین به شمار میروند؛ راهی برای واداشتن نخبگان به شنیدن صدای مردم و دفاع از آزادیها.
لحظهای که یک کودک به کنشگری اجتماعی روی میآورد، همچون آیینی برای ورود به مرحلهای تازه از زندگی تلقی میشود؛ آیینی که نسلهاست در فرهنگ فرانسه ریشه دوانده است. حق اعتراض حتی در قانون اساسی این کشور نیز به رسمیت شناخته شده است.

کودکی در پاریس، روز شنبه ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۹ [۳ مهر ۱۳۷۸]، در جریان تجمعی نمادین
در اعتراض به مینهای ضدنفر، یک جفت کفش را روی تودهای از کفشها میاندازد.
برج ایفل در پسزمینه دیده میشود.
(عکس از فرانسوا موری، آسوشیتدپرس؛ آرشیوی)
ماگالی دلا سودا، مدیر پژوهشی علوم سیاسی در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه در بوردو، میگوید: «این راهی برای شکل دادن به هویت جمعی و ایجاد یک اجتماع سیاسی است.»
تاریخ فرانسه پس از انقلاب، روایتی یکدست از اعتراضات و اصلاحات نیست؛ بلکه از چرخههای خیزشهای مردمی، سرکوب، بسیج نیروهای اجتماعی و امتیازدهیهای سیاسی تشکیل شده است. این سنت اعتراضی گاه به تراژدی انجامیده است. در سال ۱۸۷۱، نیروهای دولتی به سرکوب «کمون پاریس» ــ حکومت شهری تازهتأسیس ــ پرداختند و بنا بر گزارشها، هزاران نفر را کشتند.
در برخی موارد، کنش جمعی مردم به پیروزی انجامید؛ ازجمله در سال ۱۹۶۸، زمانی که تظاهرات دانشجویان و اعتصاب عمومی، دولت را وادار کرد امتیازهایی به معترضان بدهد که ازجمله آنها افزایش حداقل دستمزد بود.

ژاک مونو، برنده جایزه نوبل پزشکی در سال ۱۹۶۵، (سمت راست) دانشجویی را که
در جریان درگیری شبانه پلیس و دانشجویان
در محله لاتن پاریس از ناحیه چشم زخمی شده است، دلداری میدهد.
در این عکس که در ۱۱ مه ۱۹۶۸ [۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۷] گرفته شده، یکی از کارکنان صلیب سرخ
برای درخواست کمک فریاد میزند.
(عکس از گای کوپلوویتس، آسوشیتدپرس؛ آرشیوی)

یکی از معترضان جلیقهزردپوش، در جریان تظاهرات علیه افزایش مالیات سوخت در پاریس،
پرچم فرانسه را بر فراز سنگری آتشگرفته در خیابان شانزهلیزه تکان میدهد.
طاق پیروزی در پسزمینه دیده میشود. این عکس روز شنبه، ۲۴ نوامبر ۲۰۱۸ [۳ آذر ۱۳۹۷]، گرفته شده است.
(عکس از میشل اویلر، آسوشیتدپرس؛ آرشیوی)
در تاریخ معاصر فرانسه، جنبش «جلیقهزردها» (به فرانسوی: Gilets jaunes) ابتدا در اعتراض به افزایش پیشنهادی مالیات سوخت شکل گرفت، اما دامنه آن به اعتراض به مسائل دیگری مانند هزینههای زندگی و نابرابری نیز گسترش یافت. در برخی از تظاهرات سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، خودروها به آتش کشیده شدند، فروشگاهها مورد غارت قرار گرفتند و معترضان با پلیس درگیر شدند. در فرانسه، خشونت گروههایی از معترضان در حاشیه تظاهرات، گاهی راهپیماییهایی را که درمجموع مسالمتآمیز بودهاند، تحتتأثیر قرار میدهد.
به همین ترتیب، اعتراضات دانشجویی آخر هفته نیز از مطالبات مربوط به آموزش فراتر رفت و نارضایتیهای دیگری را دربر گرفت؛ اعتراضاتی که صحنههای چشمگیری از غارت فروشگاهها و درگیری با پلیس را رقم زد. مشخص نیست چه تعداد از افرادی که به غارت مغازهها پرداختند، واقعاً برای شرکت در تظاهرات آن روز ــ که دهها هزار نفر را به خیابانها کشاند ــ آمده بودند و چه تعداد صرفاً از فرصت سوءاستفاده کردند. مقامهای مسئول در واکنش به این حوادث، مقررات منع رفتوآمد شبانه وضع کردهاند؛ همزمان، درخواستهایی برای برگزاری تظاهرات بیشتر در روزهای پایانی هفته مطرح شده است.
به گفته فابین ژوبار، دانشمند علوم سیاسی که تاریخ اعتراضات و عملکرد پلیس را مطالعه کرده است، بخشی از عواملی که در ماه گذشته اعتراضات را به حرکت درآوردهاند، ریشه در سنتهای اعتراضی جدیدتر فرانسه دارند.
ژوبار میگوید از دهه ۱۹۹۰، فرانسه بارها شاهد موجهایی از رویدادهایی بوده است که فرانسویها از آنها با عنوان «خشونتهای شهری» (violences urbaines) یاد میکنند و در آمریکا معمولاً «شورش» نامیده میشوند. این ناآرامیها اغلب با خشونت پلیس آغاز شدهاند.
در سال ۲۰۰۵، پس از آنکه دو نوجوان هنگام فرار از دست پلیس جان باختند، ناآرامیهایی در سراسر کشور شکل گرفت. در سال ۲۰۲۳ نیز پس از آنکه یک مأمور پلیس در جریان توقف یک خودرو در حومه پاریس، نوجوانی ۱۷ ساله را به ضرب گلوله کشت، موج دیگری از ناآرامیها به راه افتاد.
ژوبار میگوید: «برای جوانانی که در حومه شهرها زندگی میکنند، شورش یکی از شکلهای سنتی ابراز جمعی مطالبات است.»
منتقدان دولت و فعالان حقوق بشر ادعا کردهاند که شیوه برخورد پلیس در ماه گذشته، بیش از حد خشن بوده است. بخش عمده انتقادها بر استفاده از پرتابگرهای گلوله پلاستیکی، معروف به «البیدی» (LBD) در فرانسه، و نارنجکهای صوتی ــ گیجکننده متمرکز است؛ ابزارهایی که به گفته منتقدان، موجب جراحتهای جدی معترضان شدهاند.
دلا سودا همچنین خاطرنشان کرد که نزدیک به ۸ هزار بازداشت در هفتههای منتهی به ۱۷ اکتبر، در مقایسه با چند ده نفری که در جریان اعتراض سال ۱۹۹۸ بازداشت شدند، رقمی بسیار بزرگ است. در اعتراض سال ۱۹۹۸، حدود ۵۰۰ هزار دانشجو در مخالفت با کمبود معلم و وضعیت فرسوده مدارس به خیابانها آمده بودند.
او میگوید احساس شنیده نشدن نیز بخشی از ماجراست. برای مثال، دلا سودا یادآوری میکند که دولت به جای گوش دادن به معترضان و مذاکره با آنها، تلاش کرد نارضایتیهای جنبش «جلیقهزردها» را از طریق یک بستر دیجیتال با عنوان «بحث بزرگ ملی» پاسخ دهد. مخالفان دولت، طرح مکرون را بهشدت مورد انتقاد قرار دادند.
منبع: خبرآنلاین
