به نقل از خبرگزاری آنا، اینترنت در زندگی امروز بسیاری از خانوارها، خدمتی تفریحی یا غیرضروری محسوب نمیشود. آموزش، جستوجوی شغل، ارتباطات کاری، انجام امور بانکی، خرید روزمره، دریافت خدمات عمومی و دسترسی به اخبار و اطلاعات، همگی به اتصال اینترنت وابستهاند. افزایش هزینه این خدمت در چنین شرایطی میتواند مستقیماً بر بودجه خانوار اثر بگذارد و انتخاب میان نیازهای ضروری را دشوارتر کند.
خانوارها برای مدیریت هزینههای ارتباطی، ناچارند میان خرید بستههای اینترنت، استفاده از اینترنت ثابت، کاهش مصرف یا کنار گذاشتن برخی خدمات آنلاین تصمیم بگیرند. امکان انتخاب نیز برای همه یکسان نیست؛ کیفیت و پوشش شبکه ثابت در همه مناطق شرایط مشابهی ندارد و بخشی از کاربران برای انجام امور روزمره به اینترنت همراه متکی هستند.
افزایش ۴۰ درصدی تعرفه به معنای پرداخت هزینهای به همین میزان بیشتر برای بستهای با قیمت قبلی است؛ مگر آنکه مشترک الگوی مصرف خود را تغییر دهد یا بسته ارزانتری انتخاب کند. چنین تغییری برای خانواری که چند عضو آن به اینترنت نیاز دارند، میتواند اثر محسوستری بر هزینه ماهانه داشته باشد. مسئله فقط گرانتر شدن یک خدمت نیست؛ هرچه آموزش، اشتغال و فعالیتهای روزمره بیشتر به اینترنت وابسته شوند، افزایش قیمت آن میتواند دسترسی مردم به فرصتهای دیجیتال را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
افزایش ۴۰ درصدی تعرفه در برابر رشد درآمد مردم
افزایش ۴۰ درصدی تعرفه اینترنت را نمیتوان جدا از وضعیت درآمد خانوارها بررسی کرد. هزینه زندگی از مجموعهای از مخارج ضروری مانند مسکن، خوراک، حملونقل، درمان و آموزش تشکیل شده است و افزایش هرکدام، سهم کمتری از درآمد را برای سایر نیازها باقی میگذارد. در چنین شرایطی، افزایش هزینه ارتباطات نیز فشار مضاعفی بر بودجه خانوار وارد میکند.
وضعیت حقوقبگیران اهمیت ویژهای دارد. حقوق کارکنان معمولاً در چارچوب افزایشهای سالانه تعیین میشود، درحالیکه قیمت کالاها و خدمات ممکن است در طول سال چندین بار تغییر کند. بنابراین، حتی افزایش سالانه حقوق نیز لزوماً قدرت خرید افراد را در تمام ماههای سال حفظ نمیکند. وقتی تعرفه یک خدمت ضروری در طول سال افزایش مییابد، فاصله میان درآمد ثابت و هزینههای متغیر میتواند بیشتر شود.
درصد افزایش تعرفه بهتنهایی تمام واقعیت را نشان نمیدهد. اثر این افزایش بر کارمندی با درآمد محدود، بازنشستهای که مستمری مشخصی دریافت میکند، دانشجویی که درآمد مستقلی ندارد و کسبوکاری که برای فعالیت روزانه به اینترنت نیازمند است، یکسان نیست. تعداد اعضای خانوار و میزان وابستگی آنها به اینترنت نیز بر هزینه نهایی اثر میگذارد.
مقایسه افزایش تعرفه با رشد دستمزدها، تورم و تغییر درآمد واقعی خانوارها میتواند تصویر روشنتری از فشار اقتصادی ایجاد کند. نکته اصلی این است که افزایش ۴۰ درصدی قیمت، صرفنظر از دلایل اقتصادی آن، به معنای افزایش مشابه درآمد مشترکان نیست. مردم برای پرداخت هزینه بیشتر، الزاماً درآمد بیشتری در اختیار ندارند.
همراه اول و ایرانسل؛ افزایش قیمت در برابر مسئولیت کیفیت
همراه اول و ایرانسل برای توسعه شبکه، نگهداری تجهیزات، افزایش ظرفیت و تأمین هزینههای بهرهبرداری به منابع مالی نیاز دارند. افزایش هزینههای سرمایهگذاری و نگهداری شبکه میتواند از دلایل درخواست افزایش تعرفه باشد و ارزیابی منصفانه تصمیم اپراتورها باید این واقعیت اقتصادی را نیز در نظر بگیرد.
بااینحال، افزایش هزینههای اپراتورها بهتنهایی پاسخگوی دغدغه مشترکانی نیست که باید هزینه بیشتری بپردازند. پرسش این است که افزایش ۴۰ درصدی تعرفهها تا چه اندازه با بهبود کیفیت ارتباط، افزایش پایداری شبکه، ارتقای سرعت و گسترش پوشش همراه خواهد شد. مشترکان حق دارند بدانند در برابر هزینه بیشتری که پرداخت میکنند، چه بهبودی در خدمتی که دریافت میکنند، انتظارشان را میکشد.
انتشار اطلاعات روشن درباره سرمایهگذاریهای انجامشده، برنامههای توسعه شبکه و شاخصهای کیفیت میتواند امکان ارزیابی عملکرد اپراتورها را فراهم کند. چنین انتظاری به معنای نادیده گرفتن هزینههای واقعی فعالیت مخابراتی نیست؛ بلکه تأکیدی بر این اصل است که افزایش قیمت باید در کنار کیفیت خدمت و توان پرداخت مصرفکننده بررسی شود.
همراه اول و ایرانسل همچنین میتوانند با طراحی بستههای متنوع و متناسب با الگوهای مختلف مصرف، بخشی از فشار افزایش قیمت را برای کاربران کممصرف و خانوارهای دارای محدودیت درآمد کاهش دهند. انتخاب بسته مناسب زمانی معنا دارد که گزینههای اقتصادی واقعاً پاسخگوی نیاز کاربران باشند و کاهش هزینه، آنها را به مصرفی پایینتر از نیازهای ضروریشان مجبور نکند.
گرانی اینترنت چه اثری بر فرصتهای شغلی و آموزشی دارد؟
اینترنت برای بسیاری از مردم ابزار کسب درآمد، یادگیری و دسترسی به فرصتهای تازه است. دانشآموزان و دانشجویان برای استفاده از منابع آموزشی، کارجویان برای جستوجوی فرصتهای شغلی و کارکنان برای انجام امور حرفهای به ارتباطی قابل اتکا نیاز دارند. افزایش هزینه اینترنت میتواند بخشی از درآمد این گروهها را به هزینهای اختصاص دهد که امکان حذف آن را ندارند.
کسبوکارهای کوچک و فعالان اقتصاد دیجیتال نیز از این تغییر تأثیر میپذیرند. فروشندگان آنلاین، تولیدکنندگان محتوا و افرادی که خدمات خود را از طریق اینترنت ارائه میکنند، برای ارتباط با مشتریان و انجام فعالیتهای روزمره به دسترسی مستمر نیاز دارند. افزایش هزینه ارتباطات ممکن است هزینه فعالیت آنها را بالا ببرد؛ هرچند میزان اثر آن به نوع کسبوکار و الگوی مصرف بستگی دارد.
فشار افزایش تعرفه برای تمام گروههای جامعه یکسان نیست. خانواری که امکان استفاده از اینترنت ثابت را دارد، ممکن است گزینههای بیشتری برای مدیریت هزینه داشته باشد؛ اما کاربری که به دلیل محل زندگی یا محدودیت زیرساختی به اینترنت همراه وابسته است، با انتخابهای محدودتری روبهرو میشود. همین تفاوت نشان میدهد که ارزیابی آثار افزایش قیمت باید شرایط واقعی مصرفکنندگان را نیز در نظر بگیرد.
اینترنت گرانتر شد؛ قدرت خرید مشترکان چه میشود؟
افزایش تعرفه اینترنت را باید در کنار مجموعه تغییراتی دید که هزینه زندگی مردم را افزایش میدهند. خانوارها نمیتوانند درآمد خود را متناسب با هر تغییر قیمت تنظیم کنند و حقوقبگیران نیز معمولاً تا زمان افزایش بعدی حقوق، ناچارند هزینههای تازه را از همان درآمد قبلی بپردازند. در چنین شرایطی، افزایش ۴۰ درصدی تعرفه میتواند به معنای کاهش سهم بودجه خانوار برای سایر نیازها یا محدود شدن مصرف اینترنت باشد.
اپراتورها برای ادامه توسعه و حفظ کیفیت شبکه به منابع مالی نیاز دارند، اما این نیاز اقتصادی نباید دغدغه توان پرداخت مردم را از معادله خارج کند. توجیه افزایش قیمت زمانی کاملتر خواهد بود که در کنار دلایل افزایش هزینهها، آثار آن بر مشترکان و دستاوردهای قابل سنجش برای کیفیت شبکه نیز روشن باشد.
پرسش عنوان این گزارش همچنان پابرجاست: آیا درآمد مردم همزمان با افزایش ۴۰ درصدی تعرفه اینترنت به همین میزان افزایش یافته است؟ برای بسیاری از حقوقبگیران که درآمدشان در طول سال ثابت میماند و تنها در مقاطع مشخصی افزایش پیدا میکند، پاسخ را باید در دخلوخرج روزمره جستوجو کرد. افزایش قیمت یک خدمت ضروری، بدون تناسب با قدرت خرید مصرفکننده، میتواند فشار معیشتی را بیشتر کند؛ حتی اگر از منظر اقتصادی برای ارائهدهنده خدمت دلایلی داشته باشد.
اینترنت امروز بخشی از زیرساخت زندگی و کار مردم است. پایداری اقتصادی اپراتورها و حفظ توان پرداخت مشترکان، دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند؛ توسعه ارتباطات زمانی میتواند به نفع جامعه باشد که مردم نیز توان استفاده از خدمات آن را داشته باشند.
