
به نقل از خبرنگار سرویس انرژی «تابناک»، وزارت نفت جای آزمونوخطای مدیریتی نیست؛ جایی است که تصمیمهایش بر تولید، درآمد ارزی، امنیت انرژی و آینده اقتصاد ایران اثر میگذارد و همین مساله کار رئیس جمهور پزشکیان را برای معرفی وزیر جدید پیشنهادی به مراتب سختتر کرده تا وزیر جدید با مشکل پاکنژاد و خداحافظی زودهنگام با صندلی وزارتخانه مواجه نشود.
با انتصاب «حمید بورد» بهعنوان سرپرست وزارت نفت، گمانهزنی درباره وزیر پیشنهادی مسعود پزشکیان بالا گرفته و نام پنج چهره مطرح شده، اما هنوز معرفی رسمی صورت نگرفته است. مقایسه کارنامه گزینههای احتمالی پرسش مهم را پیش میکشد: آیا دولت بهدنبال مدیر متخصصی است که مسئله نفت را بشناسد یا بار دیگر به چهرههایی تکیه میکند که سالها در چرخه مدیریت کشور حضور داشتهاند؟
بورد؛ انتخابی کمریسک
«حمید بورد» مدیری باسابقه در صنعت نفت به حساب می آید. او مناصب مختلفی را در وزارت نفت تجربه کرده است. بورد، مدیریت شرکتهای نفت و گاز مارون، مناطق نفتخیز جنوب، عملیات اکتشاف و نفت فلات قاره را در کارنامه دارد و در سال ۱۴۰۳ مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران شده و اکنون سرپرستی وزارت نفت را بر عهده دارد. این سابقه عملیاتی، او را از نظر شناخت صنعت و آشنایی با ساختار وزارتخانه در موقعیتی ممتاز قرار میدهد.
بورد از منظر تجربه نفتی، گزینه اصلی این فهرست است، اما تجربه طولانی نباید به چک سفید امضا تبدیل شود. آیا او میتواند از مدیریت روزمره فراتر برود و برای افزایش پایدار تولید، جذب سرمایه، توسعه میادین و ناترازی انرژی برنامهای قابل سنجش ارائه کند؟ اگر قرار است همان مسیر گذشته ادامه یابد، تغییر عنوان از مدیرعامل شرکت ملی نفت به وزیر نفت بهخودیخود دستاوردی نیست. ولی بهرحال او اکنون جدی ترین گزینه دولت برای معرفی به عنوان وزیر پیشنهادی نفت و جایگزین «محسن پاک نژاد» به شمار می رود.
عظیمیفر؛ آزمون جوانی و تخصص
«محمدصادق عظیمیفر» دیگر گزینه دولت برای وزارت نفت است. او دانشآموخته مهندسی نفت از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه تهران بوده و سابقه دستیاری ویژه وزیر نفت، مدیریت هلدینگ انرژی سینا، ریاست هیئتمدیره پتروپارس و مدیریت برنامهریزی شرکت نفت مناطق مرکزی را در کارنامه دارد. او سال ۱۴۰۳ معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی شد.
عظیمیفر میتواند نماینده نسلی باشد که تخصص دانشگاهی را با تجربه اجرایی پیوند میزند؛ انتخاب او توسط دولت می تواند فرصتی برای جوانگرایی واقعی باشد، اما باید به یاد داشت که اداره پالایش و پخش با هدایت کل وزارت نفت یکسان نیست. مدیریت روابط بینالمللی، شرکت ملی نفت، گاز، پتروشیمی، سرمایهگذاری و تعامل با مجلس، تجربهای وسیعتر میخواهد. عظیمیفر گزینهای قابل بررسی است، اما باید روشن کند چگونه میخواهد از تجربه تخصصی خود به برنامهای جامع برای کل صنعت نفت برسد.
سالاری؛ آزموده را آزمودن؟!
«مصطفی سالاری» را می توان مشتاق ترین گزینه در شرایط فعلی برای بازگشت مجدد به دولت آنهم با عنوان گزینه پیشنهادی وزارت نفت دانست؛ اتفاقی که به شدت توسط اطرافیان او و گروهی در دولت در حال پیگیری است.
او تجربیاتی همچون استانداری بوشهر و گیلان در دولت روحانی، مدیریت منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و دو دوره مدیریت سازمان تأمین اجتماعی را در کارنامه دارد. او مرداد ۱۴۰۵ از مدیریت این سازمان کنار رفت. در دوره مسئولیتش، مسائل مالی تأمین اجتماعی و مطالبات بازنشستگان همچنان بحث جدی این سازمان بود؛ همزمان، برخی ذینفعان از عملکرد سازمان انتقاد میکردند. البته نقد جدیتر، متوجه سازوکار انتخاب مدیران است؛ اگر مدیری از یک مسئولیت کنار میرود، آیا پیش از مطرحشدن برای جایگاهی تازه، کارنامهاش با شاخصهای روشن ارزیابی میشود؟ یا صندلیهای مدیریتی آنقدر در گردشاند که پایان یک دوره، فقط آغاز تلاش برای رسیدن به صندلی بعدی است؟
اگرچه سابقه سالاری در منطقه ویژه پارس مرتبط با انرژی است و در بررسی قراردادهای نفت ایران در اوایل کارش دستی داشته، اما این سابقه بهتنهایی صلاحیت او برای اداره کل وزارت نفت را ثابت نمیکند. با این حال نزدیکانش برای رساندن او به این جایگاه تلاش زیادی دارند. البته نباید از ماجرای شرکت خانوادگی برادران سالاری در حوزه انرژی و حاشیههای مربوط به قراردادی که در دولت روحانی با یک شرکت پتروشیمی بسته شد که سر و صدای زیادی هم به پا کرد به سادگی گذشت. بدون شک مجلس شورای اسلامی در صورت معرفی وی از سوی رپیس جمهور به عنوان وزیر پیشنهاد سری به آرشیو حاشیههای وی و خانوادهاش خواهد زد.
شریعتمداری؛ دوراهی وزارتخانه یا هلدینگ؟!
«محمد شریعتمداری» از حیث تجربه کلان مدیریتی در بین گزینه های مطرح برای وزارت نفت، با سابقه ترین فرد به شمار می رود. سکانداری سه وزارتخانه بازرگانی، صمت و رفاه را تجربه کرده و اکنون مدیرعامل گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس است. او از مدیران آشنا با ساختار دولت و تصمیمگیری در سطوح بالاست؛ مزیتی که در هماهنگیهای کلان اقتصادی به کار میآید، اما همین سابقه ممکن است پاشنه آشیل او هم باشد! آیا مدیریت چند وزارتخانه و یک هلدینگ بزرگ، جای تجربه مستقیم در اداره بخشهای بالادستی نفت را میگیرد؟
در صنعت نفت، اعتبار سیاسی بدون تسلط بر مسائل فنی، قراردادها، تولید و سرمایهگذاری، شرط لازم هست اما کافی نیست. افزون بر این، شریعتمداری اکنون مسئولیت مهمی در هلدینگ خلیج فارس دارد؛ بنابراین، احتمال ترک این جایگاه برای وزارت نفت روشن نیست. مطرحبودن نام او را نباید با تناسب قطعیاش با این مسئولیت اشتباه گرفت. آیا او عطای ماندن در هلدینگ را به لقای وزراتخانه میبخشد؟!
شافعی؛ مدیر صنعتی، نه نفتی!
در رزومه شافعی سابقه جدی و همسنگ مدیریت مستقیم شرکت ملی نفت دیده نمیشود. اگر او گزینهای جدی است، باید توضیح داده شود که چه برنامهای برای چالشهای خاص نفت دارد و کدام تجربهاش میتواند خلأ تخصص عملیاتی را جبران کند. سابقه طولانی بهتنهایی پاسخ این پرسش نیست.
آزمون واقعی پزشکیان
بورد تجربه مستقیم دارد؛ عظیمیفر فرصت جوانگرایی و تخصص را نمایندگی میکند؛ سالاری گزینه خودخوانده است که با پرسشهای جدی درباره ارزیابی کارنامه روبهروست؛ شریعتمداری تجربه کلان سیاسی و اجرایی دارد و شافعی از سابقه صنعتی برخوردار است. اما معیار انتخاب باید فراتر از شهرت، رابطه یا طول رزومه باشد. وزیر آینده باید برنامهای روشن برای تولید، سرمایهگذاری، توسعه میادین، ناترازی و درآمدهای نفتی ارائه کند.
نفت به مدیری نیاز ندارد که فقط سابقه داشته باشد؛ به مدیری نیاز دارد که بتواند نتیجهای متفاوت بسازد. بخصوص در شرایط کنونی که بحران در تنگه هرمز باعث پیچیدهتر شدن شرایط صادرات نفتی و بازگشت ارز حاصل از فروش احتمالی شده و نیاز به وزیری احساس میشود که توان فنی و تخصصی در شرایط بحرانی را داشته باشد.




