روی قطعهای از یک کاسه سنگ آهکی متعلق به نِوالی چوری، دو پیکر انسانی با دستهای برافراشته در دو سوی پیکری کوچکتر و عجیب دیده میشوند که شباهت زیادی به لاکپشت دارد. این نقش که حدود ۱۰ هزار سال پیش حکاکی شده، ممکن است یکی از نخستین تصاویر رقص در آناتولی پیشاتاریخی باشد. بااینحال، هویت پیکر مرکزی همچنان نامشخص است و همین موضوع این اثر کوچک را به نمونهای جذاب از شیوه بازنمایی فعالیتهای انسانی و مفاهیم نمادین به دست مردمان دوران نوسنگی تبدیل میکند.
به گزارش خبرکده به نقل از فرادید؛؛ قطعه باقیمانده حدود ۱۹ در ۱۳ سانتیمتر اندازه دارد، اما لبههای شکسته آن نشان میدهند که تزئینات اولیه احتمالاً بخش بزرگتری از ظرف را دربر میگرفته است. برخلاف بسیاری از اشیای پیشاتاریخی که با نقشهای هندسی تزئین شدهاند، این کاسه صحنهای متشکل از چند پیکر را نشان میدهد که به نظر میرسد جایگاه آنها در ترکیببندی اثر با دقت تعیین شده است.
صحنه نامتعارف حکشده روی سنگ
دو پیکر بزرگتر ویژگیهای قابلتشخیص انسانی دارند. دستهای برافراشته آنها به انگشتانی ختم میشود که با دقت حجاری شدهاند و پاهایشان در حالتهایی قرار گرفته که پژوهشگران آنها را نشانه حرکت دانستهاند. قرار گرفتن این دو پیکر در دو سوی شخصیت کوچکتر، به ترکیببندی صحنه حالتی تقریباً نمایشی بخشیده است.
اما شناسایی پیکر میانی بسیار دشوارتر است. سر لوزیشکل، بدن گرد و اندامهای کوتاه آن باعث شده است که برخی پژوهشگران آن را با لاکپشت مقایسه کنند. در مقابل، عدهای معتقدند این نقش ممکن است انسانی را نشان دهد یا به موجودی تعلق داشته باشد که ویژگیهای انسان و حیوان را با هم ترکیب میکند.
توجه هنرمند به حرکات بدن اهمیت ویژهای دارد. به نظر میرسد ترکیببندی اثر، بهجای نمایش سه پیکر مستقل، آنها را درگیر فعالیتی مشترک نشان میدهد. آثار باقیمانده در امتداد لبههای شکسته نیز حاکی از آن است که احتمالاً پیکرهای دیگری هم بخشی از این صحنه بودهاند.
این آرایش باستانشناسان را به این پرسش رسانده است که آیا ظرف، اجرای گروهی، مراسمی نمادین یا رویدادی مرتبط با باورهایی ناشناخته را به تصویر میکشد.
رقص، زایمان یا موجودی اسرارآمیز؟
یوسف گارفینکل، باستانشناس، نقش نِوالی چوری را در جریان پژوهشهای خود درباره رقص در دوران پیشاتاریخ بررسی کرده است. او در کتاب سال ۲۰۰۳ خود با عنوان «رقص در سپیدهدم کشاورزی»، این احتمال را مطرح کرد که پیکر مرکزی بهجای لاکپشت، زنی را نشان دهد. چنین تفسیری این احتمال را پیش میکشد که صحنه، گروهی از انسانها را در حال رقصیدن با یکدیگر به تصویر کشیده باشد.
تفسیرهای دیگری نیز این ترکیب را به زایمان یا آیینهایی در بزرگداشت تولد مرتبط دانستهاند. همچنین این احتمال مطرح شده است که پیکر مرکزی به سنت گستردهتر بازنماییهای نامتعارف انسان و حیوان در هنر دوران نوسنگی تعلق داشته باشد.
بااینحال، هیچیک از این توضیحات به پذیرش همگانی نرسیده است. دستهای برافراشته و تعامل ظاهری میان پیکرها با فرضیه رقص سازگارند، اما نقشبرجسته هیچ شاهد مستقیمی درباره وجود موسیقی، قواعد مراسم یا ماهیت دقیق فعالیت به دست نمیدهد.
این تفسیرهای متفاوت پیچیدگی تصاویر دوران نوسنگی را نشان میدهند؛ تصاویری که در آنها پیکرهای انسانی گاه در کنار موجوداتی با ویژگیهای نامتعارف یا مبهم ظاهر میشوند. در نِوالی چوری، نحوه قرارگیری سه پیکر از فعالیتی مشترک حکایت دارد، هرچند معنای دقیق آن همچنان ناشناخته است.
