اقتصاد

علی جنتی: دی ماه ۱۴۰۴ تکرار نخواهد شد و نارضایتی‌ها عمیق است

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۴۴۴۴۴
علی جنتی می گوید: همه شواهد نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها قبل از انتخابات به دنبال حمله نیستند. ولی به نظر می‌رسد چه جمهوری‌خواهان برنده شوند و چه شکست بخورند، احتمال حمله گسترده‌ای از طرف آمریکا وجود دارد.

علی جنتی می گوید: همه شواهد نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها قبل از انتخابات به دنبال حمله نیستند. ولی به نظر می‌رسد چه جمهوری‌خواهان برنده شوند و چه شکست بخورند، احتمال حمله گسترده‌ای از طرف آمریکا وجود دارد.

علی جنتی عضو کابینه دولت یازدهم گفت: بخشی از نارضایتی‌ها ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی است و بخشی دیگر به مسائل اجتماعی و فشارهایی مربوط می‌شود که از نظر اجتماعی به مردم وارد می‌شود. گاه یک جرقه احتیاج دارد که ناگهان آتشی شعله‌ور شود. در ناآرامی های سال ۱۳۹۸، زمانی که بحث بنزین مطرح بود، ناگهان با شورشی فراگیر مواجه شدیم که در بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافت. اما نکته این است که اصولا بحث بنزین مطرح نبود؛ بنزین فقط بهانه و جرقه‌ای برای ابراز نارضایتی بود که در جریان آن عده‌ای در خیابان‌ها راه افتادند و نارضایتی خود را ابراز کردند.

اهم سخنان وی را در ادامه می خوانید؛

*اگر توافقی صورت نگیرد، به احتمال زیاد ما شاهد حمله‌ای از طرف آمریکا یا اسرائیل به جمهوری اسلامی خواهیم بود چون آنان در جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه گذشته به هیچ‌یک از اهدافی که تعیین کرده بودند، نرسیدند. به‌خصوص برای آمریکا، به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت اتمی دنیا، و اسرائیل، به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت اتمی منطقه، مایه سرافکندگی است که با وجود به‌کارگیری همه امکانات، حتی به شهادت رساندن رهبر جمهوری اسلامی، نتوانستند به اهدافشان دست پیدا کنند. آن‌ها به دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بودند و اسرائیل اهدافی فراتر از آن را هم دنبال می‌کرد.

*اینکه این ماجراجویی چه زمانی تحقق پیدا خواهد کرد تا حد زیادی تابع این است که نتانیاهو در قدرت باقی بماند یا برکنار شود.

*اسرائیل در همین ایام، پیش از ۱۰ اکتبر، به دنبال حمله‌ای به ایران بود که ترامپ با آن موافقت نکرد. در همین ایام هم اسرائیل میخواست بدون موافقت آمریکا، به‌تنهایی ماجراجویی کند و دستاوردی برای انتخاباتش داشته باشد. کار به جایی رسیده که اکنون با رئیس ستاد مشترک هم دچار مشکل شده‌است و نظامیان با جنگ مخالفت کرده‌اند. با این حال، ممکن است اگر نتانیاهو در قدرت باقی بماند، حمله‌ای انجام دهد.

*همه شواهد نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها قبل از انتخابات به دنبال حمله نیستند. ولی به نظر می‌رسد چه جمهوری‌خواهان برنده شوند و چه شکست بخورند، احتمال حمله گسترده‌ای از طرف آمریکا وجود دارد. اگر بگوییم آمریکایی‌ها فریب اسرائیل را خوردند و برای سرنگونی نظام، دو جنگ راه انداختند و موفق نشدند، دست‌کم تلاش می کنند در مسئله هسته‌ای با ایران به توافق برسند. ولی شواهد نشان می‌دهد که به‌راحتی نمی‌توانند با ایران توافق کنند؛ بنابراین، ممکن است گزینه بعدی آن‌ها جنگ باشد.

*در مورد درگیری های یمن با عربستان ، طبق پیمان مکه، پاکستان و ترکیه باید به عربستان کمک کنند؛ و علیه یمن و انصارالله یمن وارد معرکه شوند ولی چون هیچ کدام علاقه‌ای به این کار ندارند و ترکیه رسماً هم اعلام کردکه نمی‌خواهد نیروی نظامی به یمن بفرستد لذا در حال پیدا کردن راه‌حلی هستند که با کمک ایران مسائل عربستان با یمن به‌نوعی حل‌وفصل شود و عربستان رهایی پیدا کند.

*من اطلاع زیادی از محتوای مذاکراتی که در اجلاسی که در تهران برگزار شد و وزرای خارجه پاکستان، ترکیه و وزیر دفاع عربستان سعودی در آن شرکت کردند، ندارم

* خبرنگار بی‌بی‌سی می‌گفت که احتمالاً این کشورها خواسته اند به ایران هشدار بدهند؛ ولی به نظر نمی‌رسد این‌ها در حدی باشند که بخواهند هشداری به جمهوری اسلامی بدهند.

*ما نمی‌توانیم شرایط کنونی را جدای از گذشته فرض کنیم. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه مجموعه سیاست‌ها، راهبردها و عملکردهادر طول دو، سه دهه گذشته است. بخشی از شرایطی که به وجود آمده، خارج از اراده مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. به‌عنوان مثال، تحریم‌هایی که بر کشور تحمیل شده‌ بخش عمده‌آن‌ بر اساس زورگویی آمریکا و قدرت‌های جهانی است. از حدود ۲۰ یا ۲۵ سال قبل، یعنی از سال ۱۳۸۲ به این طرف، همواره مطرح کرده اند که ایران به دنبال بمب هسته‌ای است و بر همین اساس در شورای حکام سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، قطعنامه‌هایی را تصویب کرده‌اند، بعد به شورای امنیت گزارش داده اند و قطعنامه‌هایی را در آنجا تصویب کرده‌اند. آنها بر اساس سلطه‌طلبی‌به جمهوری اسلامی فشار می‌آورند و تحریم‌های وسیعی را علیه ایران اعمال کردند.

*از طرف دیگر، وضعیت کنونی تا اندازه زیادی به ایران و مسئولان کشور برمی‌گردد، این که ما چگونه با تحریم‌ها برخورد کنیم در دولت‌های مختلف متفاوت بوده است. ما آقای احمدی‌نژاد را داشتیم که وقتی سر کار بود، با اتخاذ برخی سیاست‌ها، پنج یا شش قطعنامه علیه ایران را در شورای امنیت سازمان ملل کسب کرد. یک دوره هم آقای دکتر روحانی بود که توانست همه این قطعنامه‌ها را که تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل بود و به قدرت‌های جهانی اجازه می‌دادند جنگی را علیه ایران آغاز کنند، منتفی کند. در آن دوره، همه تحریم‌ها برداشته شد و برجام تحقق پیدا کرد. بنابراین می‌شود با اتخاذ بعضی سیاست‌ها، اوضاع را تغییر داد. البته بعد از برجام ترامپ، از سال ۱۳۹۷، مجدداً به‌صورت یک‌جانبه تحریم‌هایی علیه ایران برقرار کرد.

*به اعتقاد من اگر بعد از دولت دوازدهم نیز سیاست درستی را در مذاکرات با آمریکا و دولت‌های جهانی اتخاذ می‌کردیم، نه جنگ ۱۲ روزه را داشتیم، نه جنگ ۴۰روزه و نه شهادت رهبری را که بزرگ‌ترین خسارت برای کشور است، تجربه می‌کردیم. در شرایط کنونی هم امکان برداشتن سایه جنگ از سر ملت وجود دارد؛ منتها به شرطی که اراده‌ای در داخل کشور وجود داشته باشد که با حفظ عزت، کرامت و حفظ منافع ملی کشور با دشمن مذاکره کنند و امتیاز بگیرند تا سایه جنگ و تحریم‌ها را از سر کشور برداشته شود .

*در جریان مذاکره این‌طور نیست که هر چه را طرف مقابل بخواهد، به او بدهند یا هر چه را ما بخواهیم، طرف مقابل به ما بدهد. مذاکره نوعی بده‌بستان است و بر اساس شرایط انجام می‌شود. البته نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، مسأله زمان است. در گذشته ما فرصت‌هایی را به دست آورده‌ایم ولی بعد از دست داده‌ایم؛ یعنی چیزی را که در آن شرایط می‌توانستیم به دست بیاوریم، به دلیل از دست دادن فرصت، بعداً به دلیل تغییر شرایط نتوانستیم کسب کنیم. شرایط همواره در حال تغییر و تحول است. اکنون مهم‌ترین مسئله‌ای که جمهوری اسلامی باید دنبال کند این است که أولا جنگ را به‌طور نهایی تمام کند؛ همان‌طور که در یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا تصریح شده بود که دیگر جنگی علیه ایران صورت نگیرد.

*دوم اینکه همه تحریم‌ها برداشته شود؛ چه تحریم‌هائی که از سوی سازمان ملل اعمال شده‌ و چه تحریم‌هایی که کنگره آمریکا به تصویب رسانده و یا تحریم‌هایی که شخص رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران اعمال کرده است. همه باید برداشته شود تا کشور به آرامش دست پیدا کند.

*برخی معتقدند که اصلاً مذاکره کردن با آمریکا غلط است و آمریکا فقط برای فریب، ایران مذاکره می‌کند؛ ولی از طرف دیگر باید دید اگر مذاکره نکنیم، گزینه دیگر چه خواهد بود؟ جنگ یا دوران نه جنگ و نه صلح همراه با تحریم که از جنگ بدتر است.

*آنچه در میدان اتفاق افتاد و قدرت نظامی کشور به نمایش گذاشته شد، آمریکا و اسرائیل، متوجه شدند که نمی‌توانند به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابند. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها که همچنان ادامه دارد، با وحدت مردم و یکپارچگی مردم، نقشه‌های آن‌ها را خنثی کرد.

*افرادی که می‌گویند باید ایران از NPT خارج شود، نمی‌دانند که این حرف تا چه اندازه مغایر با منافع ملی کشور است. اصلاً سخن گفتن در این باره اشتباه است و خودش بالقوه جنگ دیگری را بر کشور تحمیل خواهد کرد.

*مشکلات اقتصادی کشور و تورم افسارگسیخته‌ای که شاهد آن هستیم، گرانی‌ها، مشکلات معیشتی و بیکاری، فشار فوق‌العاده‌ای بر مردم، به‌خصوص طبقات ضعیف و آسیب‌پذیر، وارد کرده است. مردم نجیب کشور واقعاً تاکنون تحمل کرده‌اند؛ چون می‌دانند در شرایط جنگی هستیم و وظیفه ملی هر ایرانی این است که در این شرایط با مسئولان اجرایی کشور همراهی کند تا بتوانیم از این بحران عبور کنیم. ولی

*تاب‌آوری جامعه هم حدی دارد و ممکن است در مرحله‌ای به انتها برسد، به‌خصوص با توجه به تحریم‌های گسترده و بی‌سابقه‌ای که بر کشور تحمیل شده است. فکر می‌کنم چنین تحریمی در تاریخ صدساله گذشته، در هیچ کشوری به این شکل، با محاصره دریایی، زمینی و هوایی، وجود نداشته است. اگر جنگ دیگری اتفاق بیافتد و تأسیسات حیاتی کشور آسیب ببینندو مردم با کمبود برق، گاز یا بنزین روبه‌رو شوند، یا تحریم‌ها موجب شود کالاها و نیازهای اساسی مردم تأمین نشود، احتمالاً با تنش‌های وسیعی در سطح جامعه روبه‌رو خواهیم شد.

*مسئله حجاب، از جمله مسائلی است که بخش کوچکی از جامعه، آن هم گاهی به دلایل سیاسی، نه به دلایل عقیدتی، به آن دامن می‌زند. به نظر من، قانون عفاف و حجاب اصولاً قابل اجرا نیست و جامعه از این مرحله عبور کرده است و تلاش‌هایی که توسط برخی از جناح‌ها در این زمینه صورت می‌گیرد و مرتب خواستار اجرای قانون عفاف و حجاب تلاش مذبوحانه است. همان‌طور که اعمال فیلترینگ هم شکست خورده است. طرح فیلترینگ از ابتدا مرده به دنیا آمد. از همان روز اول فیلترشکن‌ها را به بازار آوردند و اکنون عموم مردم از فیلترشکن استفاده می‌کنند و فقط کسانی از این وضعیت نفع می‌برند که با فروش فیلترشکن تجارت می‌کنند.

*اینکه مسائلی مانند هجدهم و نوزدهم دی‌ماه سال ۱۴۰۴ دوباره تکرار شود. باید توجه داشت که آن حوادث از خارج برنامه‌ریزی‌شده و مقدمه‌ای برای حمله بعدی بود که اتفاق افتاد. یعنی عناصری را از خارج از کشور، در استان‌های غربی مستقر کرده بودند و برنامه داشتند که جماعتی را از طریق زمینی وارد کشور کنند. اکنون کسانی که دستگیر شده‌اند اعتراف می کنند که این حوادث از قبل برنامه‌ریزی‌شده بوده برای اینکه شورشی فراگیر در کشور ایجاد کنند تا در صورت آغاز جنگ مردم با آن‌ها همراهی کنند؛ اما این اتفاق نیفتاد و بعد از این هم اتفاقی به این صورت نخواهد افتاد.

*در ناآرامی های سال ۱۳۹۸، زمانی که بحث بنزین مطرح بود، ناگهان با شورشی فراگیر مواجه شدیم که در بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافت. اما نکته این است که اصولا بحث بنزین مطرح نبود؛ بنزین فقط بهانه و جرقه‌ای برای ابراز نارضایتی بود که در جریان آن عده‌ای در خیابان‌ها راه افتادند و نارضایتی خود را ابراز کردند.

*در جریان جنبش مهسا هم وضعیت به همین ترتیب بود؛ این‌طور نبود که همه کشور اعتراض داشته باشند که چرا دختری را به کلانتری بردند و بعد جسدش را بیرون آوردند. این اتفاق بهانه‌ای بود تا عده‌ای نارضایتی‌های انباشته‌ای خود را ابراز کنند. لذا مسئولان کشور باید به دنبال رفع نارضایتی‌ها باشند؛ چه مسائل اقتصادی و چه مسائل اجتماعی. آنچه خواست مردم است، باید تحقق پیدا کند.

*کشور حتماً به اصلاحات اساسی نیاز دارد؛ اصلاحات ساختاری در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و سیاست داخلی. همه این‌ها مواردی هستند که تجربه گذشته نشان می‌دهد باید در آن‌ها اصلاحاتی به عمل آید و مسئولان کشور به طور جدی باید به فکر اصلاحات باشند تا خواست مردم تحقق پیدا کند. این موضوع قطعی است. ولی اینکه آیا در شرایط کنونی کشور به رفراندوم نیاز دارد؟ به نظر من، در شرایط کنونی که درگیر جنگ هستیم ، همه تلاش‌ها باید معطوف به پایان دادن به جنگ، ایجاد آرامش در کشور، تأمین نیازهای اساسی مردم و راه‌اندازی تولید و صنعت کشور باشد. ولی در شرایط آرامش، نوبت به تامین برخی دیگر از خواسته‌های ملی می‌رسد.

*قطعاً در شرایط کنونی، امکان برگزاری رفراندوم وجود ندارد. در وضعیت آرامش نیز می‌توان خواست اکثریت مردم را از طریق همین نظرسنجی‌های علمی و معتبر به دست آورد و دولت هم بر اساس آن عمل کند.

*با توجه به اینکه نزدیک به ۴۰ سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است؛ برخی مشکلات که ناشی از قانون اساسی بوده، مشخص شده است . به نظر من، یکی از مواردی که نیاز به إصلاحات دارد قانون اساسی است .