علی نیکویی، دکتری پژوهشهنر و کارشناس تاریخ ایرانباستان در نوشتاری، به شرحی از ساختار، جزئیات و جایگاه هویتی ریتونهای هخامنشی پرداخت. در یادداشت او آمده است:

ریتون زرین هخامنشی، موزه ملی ایران، بخش موزه ایران باستان
اگر هدف فقط نوشیدن بود چرا باید جامی چنین پرهزینه، پیچیده و هنرمندانه ساخته میشد! جامی که گاه پیکر شیر، گاو، بز یا موجودی افسانهای را به خود میگرفت و ساخت آن به مهارت استادکار، فلز گرانبها و صرف زمان بسیار نیاز داشت؟ یک ظرف ساده میتوانست همان کارکرد عملی را با هزینهای بسیار کمتر انجام دهد. پس ریتون را نمیتوان تنها یک ابزار برای نوشیدن دانست در جهان هخامنشی اشیای درباری اغلب تنها برای استفاده ساخته نمیشدند؛ شکل، جنس، اندازه و تصویرپردازی آنها میتوانست بخشی از زبان قدرت و نمایش جایگاه اجتماعی باشد، ریتون نیز در همین نقطه اهمیت پیدا میکند؛ ظرفی که کارکرد روزمرهٔ نوشیدن را با پیکرهپردازی، هنر و نمادپردازی درهم میآمیزد، بنابراین پرسش اصلی این نیست که ریتون با آن چه مینوشیدند!؟ بلکه این است که چرا نوشیدن در قالب چنین شیئی به یک نمایش هنری و اجتماعی تبدیل میشد!؟

ریتون معروف موزه بریتانیا ساخته شده از نقره
ریتون (Rhyton) در اصل نام نوعی ظرف برای نگهداری و جاری کردن مایع است، واژه یونانی rhyton از rhytos به معنای “روانشونده” و در پیوند با فعل rhein یعنی “جاریشدن” گرفته شده است؛ این نام با کارکرد اصلی ظرف ارتباط دارد، مایعی که از بخش بالایی وارد میشد از دهانه یا سوراخی در قسمت پایین خارج میشد. در شکل شناختهشده ریتونهای هخامنشی بدنه معمولاً حالتی شاخمانند دارد و در بخش پایینی به پروتوم (Protome) یعنی پیکر یا نیمه جلویی یک جانور ختم میشود؛ شیر، گاو و موجودات ترکیبی مانند گریفین [۱] از جمله صورتهایی هستند که در ریتونهای دوره هخامنشی دیده میشوند.
این ظروف از مواد گوناگونی ساخته میشدند از سفال گرفته تا فلزات گرانبهایی مانند نقره و طلا. در نمونههای فلزی نفیس تکنیکهایی مانند چکشکاری، ریختهگری و زراندود کردن نیز بهکاررفته است، برای نمونه ریتون معروف موزه بریتانیا از نقره ساخته شده و بخشهایی از آن زراندود است. بدنه با چکشکاری و پیکره گریفین با روش موم گمشده ساخته شده است، اما یک نکته ظریف نباید نادیده گرفته شود؛ ریتون الزاماً مساوی “جام نوشیدن” نیست! موزه بریتانیا درباره همین نمونه هخامنشی آن را مشخصاً wine-pourer، یعنی “ظرف شرابریز” معرفی میکند، ظرفیت این ریتون حدود ۱٫۵ لیتر است و سوراخ پایین سینه گریفین محل خروج شراب بوده است، بنابراین پیش از آنکه ریتون را صرفاً جامی برای نوشیدن بدانیم باید آن را ظرفی برای ریختن و انتقال کنترلشده مایع نیز در نظر بگیریم.

ریتون طلایی شیر گریفین، دوره هخامنشی، موزه متروپولیتن نیویورک
اما چرا ریتونهای هخامنشی تا این اندازه به پیکر حیوانات وابستهاند؟ شیر، قوچ، بز کوهی، گریفین و موجودات ترکیبی بارها در انتهای این ظروف ظاهر میشوند؛ در نگاه نخست ممکن است وسوسه شویم برای هرکدام معنایی قطعی تعیین کنیم! شیر را قدرت بدانیم، قوچ را باروری و گریفین را نگهبانی، اما چنین نماد خوانی مستقیمی همیشه با شواهد تاریخی سازگار نیست یک حیوان میتوانست همزمان کارکردهای زیباییشناختی، آیینی، درباری و نمادین داشته باشد و معنای آن نیز بسته به زمینه تغییر کند پس پرسش دقیقتر این است “چرا هنر هخامنشی بارها قدرت سیاسی را با پیکر حیوانات نشان میدهد؟ ” برای پاسخ باید ریتون را از یک شیء منفرد بیرون آورد و درون زبان تصویری هخامنشی قرار داد. در تختجمشید نیز شیر، گاو، گریفین و دیگر موجودات بخشی از مجموعهای بزرگ از تصاویر سلطنتی هستند؛ در هنر معماری هخامنشی حیوانات صرفاً تزیینات پراکنده نیستند آنها در ترکیبهایی منظم و در کنار شاه، نگهبانان، هیئتهای نمایندگی و دیگر عناصر درباری ظاهر میشوند.
در این میان شیر جایگاه ویژهای دارد، ایرانیکا در بررسی ریتون شیر ـ گریفین هخامنشی اشاره میکند که شیر همانند هنر یادمانی این دوره باقدرت شاه پیوندیافته و میتوانسته جنبهای apotropaic؛ یعنی محافظ و دفعکننده نیروهای زیانآور نیز داشته باشد، بنابراین مسئله این نیست که بگوییم این حیوان دقیقاً نماد فلان مفهوم است، مهمتر آن است که ببینیم چگونه پیکر حیوان در کنار فرم، ماده و شیوه استفاده از ریتون به بخشی از زبان دیداری قدرت تبدیل میشود؛ زبانی که در ظروف کوچک دربار، همان جهان تصویری گستردهتری را بازتاب میدهد که در سنگنگارههای تختجمشید نیز دیده میشود.

ریتون نقرهای با پیکر قوچ، هخامنشی، سده پنجم پیش از میلاد، موزه متروپولیتن نیویورک
اگر ریتون را تنها یک ظرف بدانیم بخش مهمی از داستان آن را از دست دادهایم، پرسش بعدی این است “چه کسی میتوانست از چنین ظرفی استفاده کند؟ ” ریتونهای نفیس هخامنشی بهویژه نمونههایی که از نقره، طلا یا نقره زراندود ساخته شدهاند اشیای معمولی برای استفاده روزمره نبودند؛ یکی از نمونههای موزه متروپولیتن نیویورک ریتونی نقرهای مربوط به حدود سده پنجم پیش از میلاد در قالب پیکر قوچ یا بز کوهی ساخته شده است.
خود موزه تصریح میکند که ریتونها در ضیافتهای شاهانه به کار میرفتند و توانایی نوشیدن ماهرانه از آنها میتوانست نشانه عضویت فرد در جمع نخبگانی باشد که به چنین ضیافتهایی دعوت میشدند. از همین رو موزه این اشیا را نماد منزلت اجتماعی میداند. در اینجا مفهوم “اشیای منزلت” (Prestige Objects) اهمیت پیدا میکند؛ شیء منزلت چیزی است که ارزش آن فقط در کارکرد عملیاش خلاصه نمیشود! جنس، مهارت ساخت، زیبایی، کمیابی و حتی دشواری استفاده از آن بخشی از معنای اجتماعی شیء را شکل میدهد؛ ریتون دقیقاً چنین وضعیتی دارد. وقتی ظرفی از نقره ساخته میشود با نقوش دقیق تزیین میشود و انتهای آن به پیکر حیوانی پیچیده ختم میشود، خودِ ظرف نیز در کنار شراب بخشی از نمایش ضیافت است.
موزه اسمیتسونین نیز درباره اشیای تجملی ایران باستان تأکید میکند که ظروف ساختهشده از فلزات گرانبها در سفرههای ضیافتهای شاهنشاهی حضور داشتند و ثروت و قدرت را به نمایش میگذاشتند حتی شیوه استفاده از ریتون میتوانست مهارت و جایگاه فرد را آشکار کند، موزه متروپولیتن اشاره میکند که توانایی نوشیدن ماهرانه از چنین ظرفی خود میتوانست نشانه تعلق به گروه نخبگان باشد، بنابراین ریتون نه فقط ظرفی برای انتقال مایع، بلکه بخشی از مناسبات اجتماعی ضیافت بود. از این منظر وقتی یک اشرافزاده یا صاحبمنصب هخامنشی ریتونی نقرهای را در دست میگرفت آنچه دیده میشد فقط شرابی نبود که از ظرف خارج میشد؛ خودِ شیء نیز درباره صاحب آن، محیطی که در آن استفاده میشد و جایگاهی که او در آن محیط داشت سخن میگفت؛ پس ریتون را میتوان در نقطه تلاقی سه چیز دید “کارکرد، هنر و منزلت اجتماعی” و شاید همین ترکیب است که توضیح میدهد چرا برای کاری بهسادگی ریختن نوشیدنی ظرفی چنین پیچیده و پرهزینه ساخته میشد.

نقشبرجسته هیئتهای نمایندگان ملل در پلکان شرقی آپادانا، تختجمشید، سده پنجم پیش از میلاد
در نقشبرجستههای باشکوه آپادانا در تختجمشید، بیست و سه هیئت نمایندگی از سرزمینهای گوناگون شاهنشاهی بهسوی شاه میآیند. هر هیئت در کنار پوشش و آرایش متمایز خود هدایایی را حمل میکند “ظرف، پارچه، سلاح، جانور یا کالاهای ارزشمند” این صحنه یکی از مهمترین تصاویر هخامنشی از رابطه میان شاه و سرزمینهای تابع است، اما در میان این هدایا نکتهای جلبتوجه میکند” ریتون دیده نمیشود” این در حالی است که ریتونهای هخامنشی از شناختهشدهترین ظروف نفیس این دورهاند! چرا؟ پاسخ قطعی برای این پرسش نداریم، ایرانیکا نیز به همین مسئله اشاره کرده و یک احتمال جالب مطرح میکند “شاید شکل خاص ریتون ــ بهویژه نمونههایی که نمیتوانستند بهسادگی بهصورت ایستاده روی سطحی قرار گیرند ــ برای نمایش در چنین صحنهای مناسب نبوده باشد” اما همین منبع احتمال دیگری را نیز مطرح میکند که برای فهم جایگاه اجتماعی ریتون اهمیت بیشتری دارد “شاید ریتون اساساً در شمار هدایایی نبوده که هیئتهای نمایندگی برای شاه میآوردند” بر اساس این تفسیر میتوان احتمال داد که برخی ریتونهای هخامنشی در کارگاههای درباری ساخته میشدند و بهعنوان هدیه شاهانه به فرمانروایان محلی، ساتراپها یا دیگر صاحبان قدرت داده میشدند؛ یعنی ریتون میتوانست نهفقط نشانه ثروت، بلکه بخشی از نظام سیاسیِ اعطای منزلت و قدرت از مرکز به پیرامون باشد؛ ایرانیکا برای این فرض به نمونههایی مانند تصویر ساتراپی که ریتون در دست دارد و نیز نمونههای مشابه یافتشده در مناطق پیرامونی اشاره میکند؛ البته باید بر واژهٔ “احتمال” تأکید کرد، نمیتوان از نبود ریتون در آپادانا نتیجه گرفت که همه ریتونها حتماً هدیه شاه به ساتراپها بودهاند شواهد موجود چنین حکم قطعیای را پشتیبانی نمیکند، اما همین فقدان تصویری پرسش مهمی پیشروی ما میگذارد “شاید ریتون را نباید در کنار هر ظرف دیگری که برای شاه آورده میشد قرار داد” در این صورت ریتون ممکن است بخشی از زبان سیاسی دربار بوده باشد، شیئی که نهفقط برای استفاده در ضیافت، بلکه برای نمایش رابطه میان شاه، نخبگان و صاحبان قدرت ساخته و مبادله میشد و شاید همین نکته توضیح دهد که چرا ریتون در آپادانا غایب است، اما در تاریخ هنر هخامنشی چنین حضوری پررنگ دارد.
اگر ریتون را نه فقط یک ظرف، بلکه بخشی از یک موقعیت اجتماعی بدانیم دوگانه ساده “جام یا نماد قدرت” نیز دیگر کافی نیست. پرسش دیگری پیش میآید “آیا ریتون ممکن بود در موقعیتهایی فراتر از ضیافت و نوشیدن به کار رود؟ ” شواهد موجود چنین احتمالی را باز میگذارند؛ منابع تاریخی تأکید میکند که ریتونهای هخامنشی را نمیتوان صرفاً ظروف نوشیدنی روزمره دانست! شکل خاص آنها یعنی امکان جاریشدن مایع از بخش پایینی میتوانست برای ریختن مایع در موقعیتهایی مانند پیشکش یا برخی اعمال آیینی نیز مناسب باشد، در چنین کاربردهایی خودِ عملِ ریختن مایع ممکن است از اهمیت بیشتری نسبت به نوشیدن مستقیم آن برخوردار بوده باشد. بااینحال شواهد موجود اجازه نمیدهد همه ریتونهای هخامنشی را به آیینهای مذهبی و بهویژه به آیین زرتشتی نسبت دهیم چنین تعمیمی فراتر از شواهد تاریخی موجود خواهد بود این احتیاط اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شکل حیوانی ریتون بهتنهایی نمیتواند کارکرد آن را تعیین کند. یک ریتون میتوانسته در ضیافت، در نمایش منزلت، در مناسبات سیاسیِ هدیهدادن و شاید در برخی موقعیتهای آیینی به کار رود. از همین رو ریتون را نباید فقط از روی شکلش تفسیر کرد باید شکل، ماده، نقشمایه، محل کشف و زمینه تاریخی آن را همزمان دید. اگر ریتونی از نقره ساخته شده در یک مجموعه درباری پیدا شده و پیکر جانوری قدرتمند دارد معنای آن با ریتونی سفالی که در یک زمینه متفاوت کشف شده لزوماً یکسان نیست، حتی کارکرد یک شیء نیز میتواند در طول زمان تغییر کند.
پس شاید پرسش درست این نباشد که “ریتون برای نوشیدن بود یا آیین؟ ” بلکه باید پرسید “در چه موقعیتی برای چه کسی و با چه هدفی از ریتون استفاده میشد؟ ” پاسخ به این پرسش ریتون را از یک “جام عجیب” به شیئی چندلایه در فرهنگ مادی هخامنشی تبدیل میکند؛ شیئی که در آن کارکرد، نمایش، منزلت و آیین میتوانستند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اکنون میتوان به پرسش اصلی مقاله بازگشت “آیا ریتون را باید نمادی از قدرت دانست؟ ” پاسخ اگر بخواهد تاریخی و دقیق باشد چندلایه است.
نخست قدرت اقتصادی در خودِ ماده و ساخت شیء دیده میشود. استفاده از طلا، نقره یا نقره زراندود همراه بامهارت پیچیده فلزکاری و ساخت پیکرههای حیوانی نشان میدهد که تولید چنین ظرفی نیازمند منابع و استادکاران ماهر بوده است. ارزش ریتون فقط در مایعی که درون آن قرار میگرفت نبود خود ظرف نیز کالایی گرانبها بود.
سطح دوم قدرت اجتماعی است. ریتونهای نفیس در محیطهای درباری و ضیافتهای اشرافی معنا پیدا میکردند، جایی که شیوه استفاده از اشیا، نوع خوراک و نوشیدنی و حتی توانایی استفاده از یک ظرف خاص میتوانست جایگاه افراد را در جمع نشان دهد، بنابراین ریتون بخشی از فرهنگ نمایش منزلت بود.
سطح سوم قدرت نمادین است؛ پیکر شیر، قوچ، بز کوهی، گریفین یا موجودات ترکیبی، ریتون را به همان جهان تصویری گستردهای پیوند میدهد که در هنر هخامنشی بارها با جانوران واقعی و اسطورهای ساخته شده است، اما نباید از این نکته نتیجه گرفت که هر حیوان در هر ریتون الزاماً یک معنای ثابت و ازپیشتعیینشده داشته است. در واقع ارزش ریتون دقیقاً در همین چندلایگی آن است؛ ریتون میتوانست همزمان یک ابزار کاربردی، شیئی آیینی و یک نشان منزلت اجتماعی باشد؛ معنای آن نیز بسته به نمونه، ماده، نقشمایه، محل کشف و زمینه استفاده تغییر میکرد.
بنابراین، اگر ریتون را “نماد قدرت” مینامیم بهتر است این تعبیر را نه بهعنوان یک تعریف قطعی، بلکه بهعنوان بخشی از کارکرد اجتماعی و تصویری آن در نظر بگیریم. قدرت ریتون شاید بیش از آنکه در یک معنای واحد پنهان باشد در توانایی آن برای گردآوردن ماده گرانبها، مهارت هنری، مناسبات اجتماعی و تصویر در یک شیء واحد نهفته باشد.

ریتون نقرهای اسب و سوار، دوره هخامنشی، کشفشده در ارِبونی ارمنستان، موزه ارِبونی
ریتون هخامنشی را نمیتوان فقط در محدوده تختجمشید، شوش یا دیگر مراکز اصلی شاهنشاهی جستوجو کرد؛ نمونهها و اشیای مرتبط با این سنت در گسترهای وسیع از جهان هخامنشی و سرزمینهای پیرامون آن شناخته شدهاند، از ایران و ارمنستان گرفته تا بخشهایی از آسیای مرکزی و دیگر مناطق مرتبط با قلمرو یا حوزه نفوذ هخامنشیان. این پراکندگی پرسش مهمی را پیش میکشد “آیا ریتون در همه این مناطق دقیقاً یک معنا و یک کارکرد داشته است؟ ” پاسخ لزوماً مثبت نیست! شباهت در شکل یا نقشمایه بهتنهایی ثابت نمیکند که همه نمونهها در یک مرکز ساخته شده یا دقیقاً با یک هدف مورداستفاده قرار گرفتهاند. در جهان باستان اشیا میتوانستند از طریق تجارت، هدیه، جابهجایی نخبگان، روابط سیاسی یا انتقال مهارتهای فنی از منطقهای به منطقه دیگر برسند، از این منظر ریتون اهمیت دیگری نیز پیدا میکند.
این ظرف میتواند ما را به شبکهای از ارتباطات انسانی و فرهنگی در دوره هخامنشی هدایت کند! شبکهای که در آن فلزکار، بازرگان، صاحبمنصب، سفیر و فرمانروای محلی میتوانستند در گردش اشیا و ایدهها نقش داشته باشند، بنابراین ریتون فقط یک شیء هنری نیست، میتواند شاهدی برای گردش سبک، فناوری، کالا و ایده در جهان هخامنشی باشد. شاید به همین دلیل است که مطالعه یک ریتون گاهی ما را از یک ضیافت درباری به جغرافیایی بسیار بزرگتر میبرد؛ جغرافیایی که در آن اشیا میان مراکز قدرت، کارگاهها و سرزمینهای گوناگون حرکت میکردند و در هر مکان میتوانستند معنایی تازه پیدا کنند.
ریتون در جهان هخامنشی تنها ظرفی برای ریختن مایع نبود! میتوانست در ضیافت جای گیرد، در مناسبات آیینی به کار رود، ثروت و منزلت صاحبش را آشکار کند و از خلال پیکر حیوانی خود با زبان تصویری آن روزگار سخن بگوید. جنس، مهارت ساخت، نقشمایه و زمینه استفاده نیز هرکدام لایهای بر معنای آن میافزودند. ازاینرو ریتون را نه میتوان فقط “جام نوشیدن” نامید و نه صرفاً “نمادی از قدرت” معنای آن در فاصله میان این دو شکل میگرفت؛ جایی که یک شیء کاربردی به بخشی از آیین، هنر و زندگی اجتماعی بدل میشد. شاید راز ریتون نیز همین باشد “مایع از آن جاری میشد، اما معنا در آن میماند”.
[۱] گریفین (Griffin)، موجودی اسطورهای با بدن شیر و سر و بالهای عقاب است که در هنر هخامنشی نیز بارها دیده میشود.
منبع: ایسنا
