اقتصاد

توقف احتمالی واردات خودرو؛ بازی جدید همتی با ارزیابی‌های نگران‌کننده

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۲۹۳۳۳
بار دیگر صحبت هایی از ممنوعیت واردات خودرو های خارجی به ایران مطرح شده که پشت پرده آن تلاش های عبدالناصر همتی در این راستا است.

بار دیگر صحبت هایی از ممنوعیت واردات خودرو های خارجی به ایران مطرح شده که پشت پرده آن تلاش های عبدالناصر همتی در این راستا است.

بازار خودروی ایران بار دیگر در آستانه تصمیمی قرار گرفته که می‌تواند تمام دستاوردهای محدود دور جدید واردات را زیر سؤال ببرد. صحبت از توقف واردات خودرو تا اطلاع ثانوی است؛ تصمیمی که ظاهراً با هدف مدیریت منابع ارزی و اختصاص ارز بیشتر به واردات دارو مطرح می‌شود، اما در صورت اجرایی شدن، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک جابه‌جایی در اولویت‌های ارزی خواهد بود. پرسش اصلی این است که آیا واقعاً واردات خودرو سهمی تعیین‌کننده از منابع ارزی دولت دارد که باید برای تأمین دارو متوقف شود، یا قرار است بار دیگر ساده‌ترین راه برای مدیریت بحران ارزی انتخاب شود؛ یعنی محدود کردن واردات و انتقال هزینه تصمیمات به مصرف‌کننده؟

در شرایطی که واردات خودرو پس از چند سال ممنوعیت و محدودیت، به‌تدریج در حال بازگشت به بازار ایران است، توقف دوباره آن می‌تواند اعتماد فعالان این حوزه را از بین ببرد، برنامه‌ریزی شرکت‌های واردکننده را مختل کند و رقابت محدود شکل‌گرفته در بازار را بیش از پیش کاهش دهد. مسئله فقط وارد نشدن چند مدل خودرو نیست؛ موضوع به ثبات سیاست‌گذاری، حقوق مصرف‌کننده و نحوه اداره بازاری مربوط می‌شود که سال‌ها از محدودیت عرضه و نبود رقابت کافی آسیب دیده است.

آیا ارز خودرو واقعاً به دارو اختصاص پیدا می‌کند؟

تأمین دارو و تجهیزات پزشکی بدون تردید از اولویت‌های اساسی کشور است و در شرایط محدودیت منابع ارزی، دولت باید برای تأمین کالاهای حیاتی برنامه‌ریزی کند. با این حال، قرار دادن واردات خودرو در مقابل واردات دارو، بدون ارائه اطلاعات دقیق درباره منابع ارزی مورد استفاده در هر دو بخش، بیشتر از آنکه یک استدلال اقتصادی کامل باشد، نوعی دوگانه‌سازی است.

بخش مهمی از واردات خودرو در دوره اخیر با استفاده از منابع ارزی غیردولتی، ارز حاصل از صادرات یا سایر روش‌های مجاز تأمین ارز انجام شده است. همچنین، امکان واردات از محل ارز در اختیار اشخاص نیز در مقررات پیش‌بینی شده است. بنابراین، نمی‌توان بدون تفکیک منشأ ارز، تمام منابع مورد استفاده برای واردات خودرو را در حکم منابعی دانست که مستقیماً از ذخایر ارزی دولت یا بانک مرکزی برداشت شده‌اند.

البته این موضوع به معنای آن نیست که واردات خودرو در هیچ شرایطی از منابع ارزی تحت مدیریت بانک مرکزی استفاده نمی‌کند. قانون بودجه سال ۱۴۰۴ حتی بانک مرکزی را مکلف کرده بود حداقل دو میلیارد یورو برای واردات خودرو از منابع مشخص‌شده اختصاص دهد. در کنار آن، مسیرهای دیگری نیز برای واردات پیش‌بینی شده بود. همین تفاوت میان روش‌های تأمین ارز نشان می‌دهد که بررسی موضوع باید بر مبنای آمار واقعی تخصیص و تأمین ارز انجام شود، نه با یک حکم کلی درباره تمام واردات خودرو.

در نتیجه، اگر هدف سیاست‌گذار آزاد کردن منابع ارزی برای واردات دارو است، ابتدا باید روشن شود چه میزان ارز واقعاً از منابع عمومی به واردات خودرو اختصاص یافته، چه مقدار از محل ارز صادراتی یا شخصی تأمین شده و توقف واردات دقیقاً چه میزان منابع قابل استفاده برای بخش دارو آزاد خواهد کرد. بدون چنین شفافیتی، این نگرانی وجود دارد که واردات خودرو به نام حمایت از تأمین دارو محدود شود، بی‌آنکه تأثیر واقعی این تصمیم بر دسترسی به دارو به‌طور روشن مشخص شده باشد.

از سوی دیگر، باید به یک نکته مهم توجه کرد: حتی اگر محدود کردن بخشی از واردات بتواند در کوتاه‌مدت فشار بر منابع ارزی را کاهش دهد، این اقدام لزوماً به معنای حل ریشه‌ای مشکلات ارزی نیست. سیاست‌گذاری اقتصادی زمانی قابل دفاع است که هزینه و فایده آن به‌صورت شفاف سنجیده شود و میان محدودیت‌های ضروری و تصمیماتی که صرفاً صورت‌مسئله را پاک می‌کنند، تفاوت وجود داشته باشد.

درآمد واردات خودرو برای دولت را چه کسی جبران می‌کند؟

یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در بحث توقف و ممنوعیت واردات خودرو، درآمدهایی است که دولت از این بخش به دست می‌آورد. واردات خودرو فقط به معنای خروج ارز نیست؛ این فعالیت از مسیر حقوق ورودی، مالیات بر ارزش افزوده و سایر پرداخت‌های قانونی، برای دولت درآمد ایجاد می‌کند. هرچه میزان واردات و ارزش خودروهای واردشده بیشتر باشد، ظرفیت درآمدزایی این بخش نیز می‌تواند افزایش پیدا کند؛ البته میزان نهایی درآمد به حجم واردات، تعرفه‌ها و شرایط اجرایی بستگی دارد.

در قانون بودجه سال ۱۴۰۴، برای خودروهای وارداتی حقوق ورودی در نظر گرفته شده و درآمدهای حاصل از آن نیز در ردیف‌های درآمدی دولت ثبت می‌شود. در آیین‌نامه اجرایی همان سال، حتی به ممنوعیت تغییراتی اشاره شده است که موجب کاهش درآمدهای دولت از محل حقوق ورودی خودرو و قطعات شود. این موضوع نشان می‌دهد که واردات خودرو از منظر سیاست مالی نیز برای دولت اهمیت دارد.

بنابراین، توقف و ممنوعیت واردات یک تصمیم یک‌طرفه نیست که فقط به کاهش تقاضای ارز منجر شود. در سوی دیگر ماجرا، درآمدهای گمرکی و مالیاتی، فعالیت شرکت‌های واردکننده، شبکه‌های خدمات پس از فروش و کسب‌وکارهای مرتبط نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. اگر واردات متوقف شود، باید مشخص باشد که سیاست‌گذار چه برآوردی از کاهش درآمدهای دولت و هزینه‌های اقتصادی این تصمیم دارد.

البته درآمدهای گمرکی به‌تنهایی نمی‌تواند توجیهی برای واردات بدون محدودیت باشد؛ همان‌طور که محدودیت منابع ارزی نیز به‌تنهایی دلیل کافی برای توقف کامل واردات نیست. تصمیم منطقی باید میان نیازهای ارزی کشور، درآمدهای عمومی، شرایط بازار و حقوق مصرف‌کنندگان تعادل برقرار کند. مسئله اینجاست که آیا چنین ارزیابی جامعی انجام شده یا قرار است بار دیگر با یک تصمیم کلی، هزینه‌های جانبی آن نادیده گرفته شود؟

اختلاف وزارت صمت و بانک مرکزی؛ دو نگاه متفاوت به واردات

یکی از بخش‌های مهم این ماجرا، اختلاف دیدگاه میان نهادهای مسئول است. در صورتی که گزارش‌های مربوط به مخالفت وزارت صمت با توقف واردات و تلاش رئیس کل بانک مرکزی برای محدود کردن آن تأیید شود، این اختلاف نشان می‌دهد که حتی در داخل دولت نیز درباره نحوه مواجهه با واردات خودرو اتفاق نظر وجود ندارد.

از یک سو، وزارت صمت مسئول سیاست‌گذاری صنعتی، تنظیم بازار و اجرای مقررات مرتبط با واردات خودرو است. از سوی دیگر، بانک مرکزی وظیفه مدیریت منابع ارزی و کنترل تعهدات ارزی کشور را بر عهده دارد. طبیعی است که این دو نهاد در شرایط محدودیت منابع، اولویت‌های متفاوتی داشته باشند؛ اما تفاوت نگاه نباید به تصمیماتی منجر شود که بدون ارزیابی مشترک و بررسی آثار آن بر بازار اتخاذ می‌شوند.

اگر بانک مرکزی معتقد است منابع ارزی باید از واردات خودرو به سمت کالاهای ضروری هدایت شود، لازم است مبنای این تصمیم را با ارقام روشن ارائه کند. در مقابل، وزارت صمت نیز باید بتواند با تکیه بر اطلاعات مربوط به منشأ ارز، میزان واردات، درآمدهای دولت و وضعیت بازار، آثار توقف واردات را توضیح دهد.

در چنین شرایطی، موضوع نباید به اختلاف میان دو دستگاه تقلیل پیدا کند. تصمیم نهایی باید بر اساس داده‌های قابل بررسی، قوانین موجود و آثار اقتصادی آن اتخاذ شود. در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که سیاست ارزی به ابزاری برای متوقف کردن یک مسیر قانونی تبدیل شود؛ مسیری که برای بازگشت آن به بازار، سال‌ها زمان و هزینه صرف شده است.

سایه انحصار بر بازار خودرو؛ چه کسانی از توقف واردات سود می‌برند؟

در بازار خودروی ایران، هر بار که واردات محدود یا متوقف می‌شود، موضوع انحصار و تعارض منافع نیز دوباره مطرح می‌شود. دلیل آن روشن است: کاهش رقابت خارجی می‌تواند موقعیت تولیدکنندگان داخلی و عرضه‌کنندگان محدود بازار را تقویت کند و در مقابل، انتخاب‌های مصرف‌کنندگان را کاهش دهد.

در بازاری که عرضه خودروهای داخلی و مونتاژی با محدودیت‌های خاص خود همراه است، ورود خودروهای خارجی می‌تواند دست‌کم بخشی از فشار رقابتی را افزایش دهد. حتی اگر حجم واردات در مقایسه با کل بازار چندان زیاد نباشد، حضور محصولات متنوع‌تر می‌تواند بر انتظارات خریداران، قیمت‌گذاری و جایگاه محصولات موجود اثر بگذارد. از همین رو، توقف واردات ممکن است به نفع مجموعه‌هایی تمام شود که از کاهش رقابت آسیب کمتری می‌بینند یا در بازار داخلی از موقعیت تثبیت‌شده‌ای برخوردارند.

این موضوع به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که تصمیم احتمالی برای توقف و ممنوعیت واردات، نتیجه دخالت یا فشار یک گروه خاص است. برای چنین ادعایی به شواهد مشخص، اسناد یا اطلاعات قابل اتکا نیاز داریم. با این حال، نمی‌توان احتمال وجود تعارض منافع را نیز نادیده گرفت. در اقتصادی که بازار خودرو سال‌ها با محدودیت واردات مواجه بوده، هر تصمیمی که رقابت را کاهش دهد باید از منظر منافع گروه‌های مختلف و پیامدهای آن برای مصرف‌کننده بررسی شود.

پرسش اساسی این است که آیا پیش از تصمیم‌گیری درباره توقف واردات، آثار آن بر رقابت، قیمت‌ها و منافع بازیگران بازار بررسی شده است؟ آیا روشن است که چه گروه‌هایی از کاهش عرضه خودروهای خارجی منتفع می‌شوند و مصرف‌کننده چه هزینه‌ای خواهد پرداخت؟ شفافیت در این زمینه می‌تواند مانع از آن شود که یک تصمیم اقتصادی، حتی بدون اثبات وجود فشارهای پشت‌پرده، به تقویت ساختارهای انحصاری منجر شود.

اگر قرار است سیاست‌گذار درباره آینده واردات تصمیم بگیرد، باید پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها داشته باشد؛ زیرا نتیجه نهایی سیاست‌های محدودکننده را بیش از همه می‌توان در میزان انتخاب خریداران، سطح رقابت و شرایط قیمت‌گذاری بازار مشاهده کرد.

تجربه دولت روحانی؛ ممنوعیت موقت چگونه چند سال ادامه پیدا کرد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل نگرانی درباره توقف واردات خودرو، تجربه ممنوعیت قبلی است. در سال ۱۳۹۷ و در دوره دولت حسن روحانی، واردات خودرو در پی محدودیت‌های ارزی و سیاست‌های مدیریت منابع ارزی متوقف شد. تصمیمی که در فضای آن زمان با شرایط اضطراری اقتصاد توجیه می‌شد، به محدودیتی چندساله تبدیل شد و بازار خودرو برای مدت طولانی از واردات رسمی خودروهای جدید محروم ماند.

این تجربه یک هشدار جدی برای سیاست‌گذاران امروز است: ممنوعیتی که در ابتدا موقت معرفی می‌شود، لزوماً در همان بازه زمانی باقی نمی‌ماند. وقتی مسیر واردات بسته می‌شود، بازگشت به شرایط قبلی به تغییر مقررات، فراهم شدن منابع، رفع موانع اجرایی و ایجاد دوباره زیرساخت‌های تجاری نیاز دارد. به همین دلیل، حتی یک توقف کوتاه‌مدت نیز می‌تواند پیامدهایی فراتر از مدت اعلام‌شده داشته باشد.

در دوره ممنوعیت قبلی، بازار خودروهای خارجی با محدود شدن عرضه مدل‌های جدید مواجه شد و خودروهای موجود، به‌ویژه در بخش‌هایی که جایگزین مستقیم نداشتند، از شرایط رقابتی معمول فاصله گرفتند. در چنین فضایی، قیمت خودروهای وارداتی بیش از آنکه صرفاً از عرضه و تقاضای طبیعی تأثیر بگیرد، به محدودیت ورود، انتظارات بازار و شرایط معاملات وابسته شد.

اکنون نیز اگر توقف و ممنوعیت واردات با عنوان «تا اطلاع ثانوی» مطرح شود، این نگرانی وجود دارد که تصمیمی که قرار است موقتی باشد، در عمل به محدودیتی طولانی تبدیل شود. تجربه گذشته نشان داده است که برای بازگرداندن واردات، صرف اعلام پایان ممنوعیت کافی نیست؛ اجرای مقررات، ثبت سفارش، تخصیص ارز، حمل‌ونقل و ترخیص خودرو همگی باید دوباره در مسیر عملیاتی قرار بگیرند.

به همین دلیل، اگر سیاست‌گذار واقعاً قصد دارد واردات را به‌طور موقت محدود کند، باید زمان‌بندی، معیارهای پایان محدودیت و شرایط بازگشت به روال عادی را از ابتدا مشخص کند. عبارت «تا اطلاع ثانوی» نمی‌تواند جایگزین یک برنامه روشن و پاسخ‌گو باشد.

قانون واردات خودرو در مجلس تصویب شده است؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟

یکی دیگر از ابعاد مهم این موضوع، جایگاه قانونی واردات خودرو است. دور جدید واردات خودرو صرفاً بر اساس یک تصمیم اجرایی یا سیاست مقطعی دولت شکل نگرفته، بلکه در چارچوب قانون ساماندهی صنعت خودرو و احکام مرتبط در قوانین بودجه، مسیرهای قانونی مشخصی برای آن در نظر گرفته شده است. در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ نیز تکالیفی درباره اختصاص منابع ارزی برای واردات خودرو و نحوه اجرای آن تعیین شده بود.

از این منظر، اگر قرار باشد واردات خودرو به‌طور کامل و برای مدتی نامشخص متوقف شود، باید مبنای قانونی این تصمیم به‌روشنی مشخص شود. آیا قرار است صرفاً تخصیص ارز دولتی محدود شود یا تمام مسیرهای قانونی واردات، از جمله واردات با ارز شخصی و منابع غیردولتی، نیز متوقف خواهند شد؟ این دو موضوع از نظر حقوقی و اجرایی یکسان نیستند و نمی‌توان بدون بررسی مقررات مربوط، توقف یکی را معادل ممنوعیت دیگری دانست.

اگر تصمیم احتمالی با احکام مصوب مجلس تعارض داشته باشد یا اجرای تکالیف قانونی را مختل کند، مجلس باید به موضوع ورود کند. نمایندگان می‌توانند از ابزارهای نظارتی خود برای مطالبه توضیح از بانک مرکزی و وزارت صمت استفاده کنند و روشن سازند که تصمیم مورد بحث بر اساس کدام اختیار قانونی اتخاذ شده است. همچنین لازم است میزان اجرای تکالیف قانونی واردات خودرو و دلایل هرگونه عقب‌ماندگی در این زمینه بررسی شود.

البته تصویب قانون واردات خودرو به این معنا نیست که دولت و بانک مرکزی در هیچ شرایطی اختیار تنظیم سیاست‌های ارزی یا اعمال محدودیت‌های قانونی را ندارند. مسئله این است که هر محدودیتی باید مستند به قانون، متناسب با شرایط و قابل ارزیابی باشد. اگر یک تصمیم اجرایی عملاً مسیر پیش‌بینی‌شده در قانون را مسدود کند، بررسی نسبت آن با مصوبات مجلس ضروری خواهد بود.

در نهایت، مجلس باید مشخص کند که آیا توقف واردات خودرو واقعاً یک اقدام ضروری برای مدیریت بحران ارزی است یا اینکه می‌توان با اصلاح شیوه تأمین ارز، تعیین اولویت‌های شفاف و نظارت دقیق‌تر، هم نیازهای اساسی کشور را تأمین کرد و هم از توقف کامل واردات جلوگیری کرد.

بازار خودرو بار دیگر در انتظار تصمیمی پرهزینه

توقف واردات خودرو به بهانه تأمین ارز دارو، در نگاه نخست ممکن است تصمیمی قابل دفاع به نظر برسد؛ اما برای ارزیابی آن باید به چند پرسش اساسی پاسخ داده شود. چه میزان از ارز واردات خودرو مستقیماً از منابع تحت مدیریت بانک مرکزی تأمین می‌شود؟ توقف واردات چه مقدار منابع ارزی آزاد می‌کند؟ سهم درآمدهای گمرکی و مالیاتی این بخش در محاسبات دولت چقدر است؟ و مهم‌تر از همه، آیا محدود کردن واردات واقعاً به بهبود وضعیت بازار خودرو و افزایش رفاه مصرف‌کنندگان منجر خواهد شد؟

پاسخ به این پرسش‌ها بدون انتشار آمار دقیق و بررسی مستقل امکان‌پذیر نیست. آنچه مشخص است، توقف واردات می‌تواند علاوه بر محدود کردن انتخاب خریداران، برنامه شرکت‌های واردکننده را مختل کند، درآمدهای مرتبط با این فعالیت را تحت تأثیر قرار دهد و رقابت را در بازاری که از انحصار و محدودیت عرضه آسیب دیده است، کاهش دهد.

از طرف دیگر، تجربه ممنوعیت واردات در سال ۱۳۹۷ نشان می‌دهد که سیاست‌های موقت ممکن است برای سال‌ها ادامه پیدا کنند. بنابراین، نمی‌توان تنها به این دلیل که محدودیت جدید قرار است تا اطلاع ثانوی برقرار باشد، از کنار پیامدهای بلندمدت آن عبور کرد.

در این میان، اختلاف احتمالی میان وزارت صمت و بانک مرکزی نیز ضرورت شفافیت را دوچندان می‌کند. اگر قرار است واردات متوقف شود، دلایل اقتصادی و حقوقی آن باید روشن باشد و اگر راهکارهای کم‌هزینه‌تری برای تأمین ارز دارو وجود دارد، پیش از اتخاذ تصمیمی فراگیر باید مورد بررسی قرار گیرند.

واردات خودرو نباید به قربانی همیشگی سیاست‌های مقطعی تبدیل شود. اگر تأمین دارو در اولویت است، باید منابع ارزی آن با برنامه‌ریزی دقیق تأمین شود؛ اما این اولویت نباید بدون محاسبه هزینه‌ها، ارزیابی منشأ ارز و بررسی آثار رقابتی بازار، به ابزاری برای حذف یک مسیر قانونی تبدیل شود. در نهایت، مجلس و نهادهای نظارتی باید اطمینان حاصل کنند که تصمیم درباره آینده واردات خودرو بر پایه داده‌های شفاف، اختیارات قانونی مشخص و منافع عمومی گرفته می‌شود، نه صرفاً با تکیه بر یک توجیه کلی ارزی.

تجربه سال‌های گذشته برای بازار خودرو به‌اندازه کافی پرهزینه بوده است. تکرار همان مسیر، بدون ارائه شواهد روشن درباره ضرورت و اثربخشی آن، می‌تواند بار دیگر مصرف‌کننده ایرانی را با انتخاب‌های محدودتر، رقابت کمتر و بازاری غیرقابل پیش‌بینی‌تر روبه‌رو کند.

در نهایت باید گفت که آقای پزشکیان! قرار بود دولت شما مسیر را برای اصلاح اقتصاد و پایان دادن به تصمیمات پرهزینه و مقطعی هموار کند؛ اما حالا به نظر می‌رسد بار دیگر قرار است واردات خودرو قربانی تصمیمات ارزی شود. این بار هم بهانه آشنا است؛ ارز نداریم و باید منابع موجود را به واردات دارو اختصاص دهیم. بهانه‌ای که در ظاهر نمی‌توان با اصل آن مخالفت کرد، اما وقتی پای جزئیات به میان می‌آید، پرسش‌های جدی شکل می‌گیرد. مگر بخش مهمی از واردات خودرو با ارز اشخاص و منابع غیردولتی انجام نمی‌شود؟ مگر دولت از محل حقوق ورودی و مالیات خودروهای وارداتی درآمد کسب نمی‌کند؟ پس چگونه توقف واردات خودرو قرار است به راه‌حل اصلی مدیریت منابع ارزی تبدیل شود؟

آقای رئیس‌جمهور! اگر قرار باشد هر بار که اقتصاد با محدودیت ارزی مواجه می‌شود، واردات خودرو اولین قربانی باشد، پس تکلیف وعده ثبات در سیاست‌گذاری و پایان دادن به تصمیمات مقطعی چه می‌شود؟ نگران‌کننده‌تر آنکه در این میان، گزارش‌هایی از مخالفت وزارت صمت با توقف واردات و تلاش بانک مرکزی برای محدود کردن آن مطرح شده است. اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند، باید پرسید چرا سیاستی که می‌تواند آینده بازار خودرو، حقوق مصرف‌کنندگان و حتی درآمدهای دولت را تحت تأثیر قرار دهد، باید به تصمیم یک نهاد ارزی گره بخورد؟

تجربه ممنوعیت واردات در سال ۱۳۹۷ هنوز از حافظه بازار خودرو پاک نشده است؛ تصمیمی که با شرایط آن روز توجیه شد، اما سال‌ها ادامه پیدا کرد و هزینه‌اش را مصرف‌کننده ایرانی پرداخت. آقای پزشکیان، اگر قرار باشد همان مسیر دوباره تکرار شود، مسئولیت پیامدهای آن با چه کسی خواهد بود؟