احسان جنابی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا با اشاره به ارسال نخستین محموله گازوئیل روسیه به مقصد آمریکا به بررسی ابعاد و زوایای پیدا و پنهان تعاملات و تحولات انرژی میان ایالات متحده و روسیه پرداخت و افزود: تاریخچه همکاریها و تعاملات انرژی میان ایالات متحده آمریکا و روسیه، مسیر پیچیده و پرنوسانی را طی کرده که همواره با تحولات ژئوپلیتیکی گستردهتر در هم آمیخته است.
وی یادآور شد: در دوران جنگ سرد، بهرغم رقابتهای ایدئولوژیک، تبادلات فنی محدود و حضور غیرمستقیم در بازارهای جهانی انرژی وجود داشت، اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰، دورهای از همکاریهای گستردهتر آغاز شد؛ جایی که شرکتهای آمریکایی در پروژههای انرژی روسیه سرمایهگذاری کرده و هر ۲ کشور وانمود میکردند که در پی ایجاد ثبات در بازار جهانی انرژی و انتقال فناوری هستند.
جنابی اظهار داشت: با این حال، از اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی و با افزایش استفاده روسیه از انرژی به عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی، این روابط به تدریج دچار تنش شد و نگرانیهای آمریکا در خصوص امنیت انرژی اروپا و پایبندی روسیه به تعهدات تامین انرژی افزایش یافت؛ در نهایت، با تشدید بحرانهای ژئوپلیتیکی اخیر، به ویژه پس از جنگ در اوکراین و اعمال تحریمهای گسترده علیه بخش انرژی روسیه، تعاملات به رقابتی شدید و تلاش برای کاهش وابستگی متقابل تبدیل شده است.
به عقیده وی این تحولات نشان میدهد که انرژی همواره محور اصلی و استراتژیک در روابط دوجانبه این ۲ بازیگر مهم جهانی بوده و هست.
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی گفت: با این حال، پیشنهاد همکاریهای جدید انرژی به روسیه، از یک سو برگرفته از کاهش ذخایر سوخت بهویژه گازوئیل در اروپا و از سوی دیگر ابراز نارضایتی اروپا از رویکرد آمریکا در قبال امنیت انرژی جهان است. لذا آمریکا با کنار گذاشتن مواضع قبلی خود در قبال روسیه، درصدد ساماندهی بازار انرژی است ولو اینکه این ساماندهی دستوپا شکسته و مقطعی باشد تا بتواند وانمود کند که نقش پررنگی در معادلات انرژی جهان دارد و اروپا را از نگرانی نجات دهد.
اهداف آمریکا از تعدیل تحریمها
وی خاطرنشان کرد: کاهش یا تعدیل تحریمهای انرژی علیه روسیه از سوی ایالات متحده با اهداف استراتژیک متمرکز بر ابعاد انرژی جهانی دنبال میشود. در وهله نخست، واشنگتن به دنبال مهار نوسانات شدید قیمتی در بازارهای جهانی نفت و گاز است تا از تشدید تورم و ضربه به اقتصادهای مصرفکننده، به ویژه در اروپا و ایالات متحده، جلوگیری کند.
جنابی ادامه داد: این رویکرد همچنین با هدف حفظ جریان پایدار انرژی به ویژه برای متحدان اروپایی که کماکان به منابع نفتی و گازی روسیه وابسته هستند، طراحی شده است تا از بحرانهای جدیتر انرژی در قاره سبز جلوگیری و از وابستگی بیش از حد به سایر تولیدکنندگان بزرگ نفت نیز کاسته شود. بنابراین، تصمیمات مربوط به تحریمهای انرژی روسیه بیش از آنکه فقط ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی باشد، به عنوان اهرمی برای تنظیم دقیق پویاییهای پیچیده عرضه و تقاضای انرژی جهانی و حفظ منافع اقتصادی و ژئواستراتژیک آمریکا محسوب میشود.
این تحلیلگر اضافه کرد: طی دهههای اخیر، توافقات مشترک و جامع انرژی بین آمریکا و روسیه کمتر به شکل رسمی و بیشتر تحت تاثیر رقابتهای بازار جهانی و ملاحظات ژئوپلیتیکی شکل گرفته است. ظهور آمریکا به عنوان صادرکننده عمده گاز طبیعی مایع (LNG)، رقابت شدیدی را با گاز خط لوله روسیه در بازارهای اروپایی ایجاد کرده، که به طور مستقیم بر سهم بازار، مسیرهای عرضه و راهبردهای قیمتگذاری تاثیر گذاشته است.
وی اذعان داشت: این رقابت نه فقط شامل تامین گاز، بلکه شامل نفوذ بر قیمتگذاری جهانی نفت از طریق همکاریهای غیررسمی در قالب اوپک پلاس و تلاشها برای کنترل مسیرهای راهبردی انرژی نیز میشود که به طور پیوسته بر پویایی عرضه و تقاضا تاثیرگذار بوده؛ بنابراین، تعامل انرژی بین این ۲ بازیگر مهم نه بر پایه توافقات مشترک، بلکه بیشتر بر محور رقابت بر سر سهم بازار، امنیت عرضه و نفوذ بر قیمتهای جهانی در یک چشمانداز انرژی پویا و اغلب پرچالش شکل گرفته است.
جنابی توضیح داد: در دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شاهد دورهای از تعامل و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در بخش انرژی روسیه بودیم که با هدف تثبیت بازارهای جهانی نفت و گاز و انتقال فناوری صورت گرفت؛ این همکاریها اغلب در قالب توافقات تجاری و سرمایهگذاریهای مستقیم و نه معاهدات رسمی دولتی و با هدف بهرهبرداری از منابع عظیم روسیه و ادغام آن در اقتصاد جهانی شکل گرفت.
وی تاکید کرد: با این حال، از اواسط دهه ۲۰۰۰ و بهویژه با تحولات ژئوپلیتیکی نظیر بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴ و جنگ ۲۰۲۲، ماهیت این روابط به سمت رقابت فزاینده بر سر در اختیار گرفتن بازارهای انرژی اروپا و اعمال محدودیتها و تحریمهای گسترده از سوی آمریکا علیه بخش انرژی روسیه تغییر یافت که در میان آنها میتوان به تحریم پروژههای خط لوله مانند نورد استریم ۲ اشاره کرد.
چارچوب پیچیده و پویای همکاریها
این تحلیلگر بین المللی انرژی گفت: تعاملات انرژی بین ایالات متحده و روسیه در چند دهه اخیر، همواره در چارچوبی پیچیده و پویا، متاثر از تحولات ژئوپلیتیک، بازارهای جهانی انرژی و رقابتهای راهبردی شکل گرفته است. در ابتدا، این روابط بیشتر بر اساس منطق عرضه و تقاضای جهانی و نقش روسیه به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و گاز و ایالات متحده به عنوان یک مصرفکننده عمده شکل گرفت که گاهی با همکاریهای موردی در زمینه امنیت عرضه نیز همراه بود.
جنابی افزود: با این حال، با تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک، بهویژه پس از تحولات اوکراین و الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ و همچنین انقلاب شیل در آمریکا که این کشور را به یک تولیدکننده و صادرکننده عمده انرژی تبدیل کرد، ماهیت این تعاملات به تدریج از همکاریهای صرف تجاری به ابزاری برای اعمال نفوذ و رقابت راهبردی تغییر یافت.
وی یادآورشد: تحریمهای ایالات متحده علیه بخش انرژی روسیه، با هدف کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه و تضعیف توان مالی مسکو، به یکی از محورهای اصلی این تعاملات تبدیل شد، در حالی که روسیه نیز تلاش کرد به متنوعسازی بازارهای صادراتی خود به سمت شرق اقدام کند.
این تحلیلگر اظهارکرد: جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، این روند را به اوج خود رساند و منجر به قطع کامل تعاملات انرژی مستقیم و اعمال محدودیتها و سقف قیمت بر نفت و گاز روسیه از سوی ائتلاف غربی شد. بدین ترتیب، تعاملات انرژی میان واشنگتن و مسکو از یک بستر اقتصادی و تجاری، به صحنهای برای رقابت ژئوپلیتیک و ابزاری در راستای منافع امنیتی و راهبردی طرفین بدل شده است.
بازتاب جهانی تعاملات انرژی و تاکید بر نقش روسیه در تامین امنیت انرژی
جنابی خاطر نشان کرد: تاریخچه تعاملات انرژی میان ایالات متحده آمریکا و فدراسیون روسیه در ادوار گذشته، همواره بازتابی عمیق و ملموس در پویایی بازارهای جهانی انرژی داشته است. در دوران جنگ سرد، رقابتهای ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک میان این ۲ بازیگر، به طور مستقیم و غیرمستقیم، بر قیمت نفت، سیاستهای تولید و توزیع انرژی و امنیت عرضه جهانی تاثیر میگذاشت.
وی ادامه داد: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه به عنوان یکی از بزرگترین تامینکنندگان نفت و گاز به اروپا ظهور کرد و هرگونه تنش یا همکاری میان واشنگتن و مسکو، بلافاصله در قالب نوسانات قیمتی، تغییر در مسیرهای عرضه و تصمیمات سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی جهان منعکس میشد. این روابط پیچیده و اغلب پرتنش، همواره به عنوان یک متغیر کلیدی در شکلدهی به ساختار و عملکرد بازارهای بینالمللی انرژی، به ویژه در بخش نفت و گاز، عمل کرده و نااطمینانیهایی را در عرضه و تقاضا ایجاد کرده است.
این تحلیلگر بین المللی انرژی و نفت تاکید کرد: در پی بروز بحران انرژی در اروپا و تلاشها برای تضمین ثبات عرضه، این پرسش مطرح میشود که آیا هرگونه اتکای احتمالی ایالات متحده به روسیه برای تامین سوخت قاره سبز، با اعطای امتیازات و رفع محدودیتها، میتواند نشانهای از چالشهای راهبردها و محدودیتهای واشنگتن در مدیریت این بحران تلقی شود؟ این سناریو، در صورت تحقق، نه فقط بیانگر پیچیدگیهای عمیق بازار جهانی انرژی و وابستگی متقابل کشورهاست، بلکه از دشواریهای تحمیل تحریمهای موثر بر بازیگران اصلی این بازار بدون ایجاد پیامدهای ناخواسته نیز پرده برمیدارد.
جنابی اعلام کرد: با وجود تلاشهای گسترده برای کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه و اعمال فشارهای اقتصادی بر مسکو، واقعیتهای زیرساختی و ظرفیتهای جایگزین کوتاهمدت، توانایی واشنگتن را در ارائه راهحلهای سریع و جامع محدود ساخته است؛ از این رو، هرگونه گشایش در روابط با روسیه در حوزه انرژی، میتواند نه تنها به عنوان یک گام عملگرایانه برای تثبیت بازارهای جهانی و جلوگیری از بحران عمیقتر در اروپا تلقی شود، بلکه به طور ضمنی، اذعان به نقش غیرقابل انکار روسیه در تامین امنیت انرژی منطقه و جهان است.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر این تعامل میتواند نمایانگر محدودیتهای ابزارهای فشار دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا باشد. بدین ترتیب، چنین رویکردی، بیش از آنکه نماد عجز کامل باشد، نشاندهنده لزوم بازنگری در اولویتهای راهبردی و اذعان به واقعیتهای ژئواکونومیک جهانی در مواجهه با چالشهای پیچیده و چندوجهی انرژی است.
تاثیر تعامل روسیه و آمریکا بر قیمت انرژی
این تحلیلگر نفت و انرژی با بیان اینکه تعاملات انرژی میان ایالات متحده و روسیه، به رغم تنشهای ژئوپلیتیکی موجود، پتانسیل قابل توجهی برای کمک به تعادل بازارهای جهانی انرژی دارد، توضیح داد: این پتانسیل اغلب از جایگاه محوری هر ۲ کشور به عنوان تولیدکنندگان و صادرکنندگان بزرگ نفت و گاز طبیعی، به ویژه گاز طبیعی مایع (LNG) از سوی آمریکا و گاز خط لوله از سوی روسیه، نشات میگیرد؛ همکاری یا حتی رویکردهای هماهنگ در مدیریت عرضه و تقاضا، به ویژه در شرایط بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، میتواند نوسانات قیمتی را کاهش داده و امنیت عرضه را در سطح بینالمللی تضمین کند.
وی اظهار داشت: استمرار چنین تعاملاتی به مجموعهای از شرایط بستگی دارد که شامل کاهش قابل توجه تنشهای ژئوپلیتیکی و بازگشت به یک بستر دیپلماتیک و سازنده برای گفتوگوهای استراتژیک انرژی، درک متقابل منافع اقتصادی مشترک در ثبات بازارها، حتی با وجود رقابتهای تجاری و راهبردی، ایجاد سازوکارهای شفاف و قابل اعتماد برای تبادل اطلاعات و هماهنگیهای غیررسمی در سطوح فنی و کارشناسی، به دور از ملاحظات سیاسی حاد و پایبندی به اصول بازار آزاد و عدم استفاده ابزاری از انرژی در منازعات بینالمللی می شود.
جنابی یادآور شد: در مجموع، اگرچه ظرفیت همکاری برای ثباتبخشی به بازارهای انرژی وجود دارد، تحقق و تداوم آن به تغییرات اساسی در چشمانداز روابط ژئوپلیتیکی و اولویتبندی منافع مشترک بر اختلافات راهبردی منوط خواهد بود.
این تحلیلگر تصریح کرد: همکاریهای انرژی بین ایالات متحده و روسیه در مقاطع مختلف تاریخی، نقشی محوری در شکلدهی به بازار جهانی و ثبات قیمتهای انرژی ایفا کرده است.
وی خاطرنشان کرد: این تعاملات، که اغلب شامل رایزنیها درباره عرضه و تقاضا، ذخایر راهبردی و توسعه منابع میشد، به خصوص در دوران رونق صادرات نفت و گاز روسیه، در تعدیل نوسانات و اطمینان از جریان پایدار انرژی به بازارهای جهانی سهم بسزایی داشت.
جنابی ادامه داد: با این حال، تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، به ویژه پس از بحران اوکراین، این همکاریها را به شدت کاهش داده و در عمل به حالت تعلیق درآورده است؛ این تغییر رویکرد، با ایجاد نااطمینانی در عرضه و تغییر مسیر جریانهای انرژی، به طور مستقیم به افزایش بیثباتی و نوسانات صعودی در قیمتهای جهانی نفت و گاز دامن زده است.
به عقیده وی، کاهش یا فقدان این همکاریها نه تنها بر روابط دوجانبه بین آمریکا و روسیه، بلکه بر ساختار و پویایی بازار جهانی انرژی اثرگذار بوده و به زعم مصرفکنندگان انرژی، در نهایت بر ثبات قیمتها تاثیری عمیق و منفی گذاشته است.
