آدولف هیتلر به هنرهای تجسمی علاقهای وسواسگونه داشت و معتقد بود اغلب آثار بزرگ هنری را هنرمندان آلمانی خلق کردهاند. یکی از نقاشیهایی که توجه او را به خود جلب کرد، تابلوی «اخترشناس» اثر یوهانس ورمیر بود. هیتلر چنان مجذوب این اثر شد که ادعا کرد ورمیر، نقاش هلندی، اساساً هنرمندی آلمانی بوده است.
به گزارش خبرکده به نقل از فرادید؛؛ هنگامی که نازیها پاریس را اشغال کردند و به جمعآوری آثار هنری پرداختند، این تابلو را که متعلق به خانواده روچیلد (خاندان ثروتمند و سرشناس یهودی) بود مصادره کردند. هیتلر میخواست آن را به اثر شاخص موزه فوهرر در لینتس تبدیل کند. اما با سقوط رایش سوم، نیروهای متفقین این نقاشی را از معدنی نمکی در اتریش بیرون آوردند.
علاقه نازیها نسبت به یوهانس ورمیر
هیتلر که خود هنرمندی ناکام بود و در ورود به مدرسه هنر پذیرفته نشده بود، علاقهای شدید به مطالعه هنرهای تجسمی داشت. او شیفته استادان عصر طلایی نقاشی هلند بود، اما برای تصاحب دستاوردهای آنان، هویت قومیشان را به سود ایدئولوژی خود بازتعریف میکرد. هیتلر ادعا میکرد هلندیها ریشه ژرمنی دارند و از این طریق میکوشید میراث هنری آنها را بخشی از میراث آلمان جلوه دهد.

او بهویژه مجذوب توانایی یوهانس ورمیر در بازنمایی نور و همچنین موضوعات آثارش بود. نقاشیهای ورمیر، بهعنوان یکی از استادان بزرگ نقاشی هلند، عمدتاً در مالکیت افراد بسیار ثروتمند یا موزهها قرار داشتند. برای نخبگان نازی، تملک یکی از آثار باقیمانده این نقاش نشانهای مهم از منزلت و قدرت به شمار میرفت.
مصادره مجموعه روچیلد در پاریس
در سال ۱۹۴۰، نازیها به فرانسه حمله کردند و این کشور را به اشغال خود درآوردند. نیروهای آلمانی وارد پاریس شدند و شهر را تحت سلطه گرفتند. غارت موزهها و اموال ثروتمندترین خانوادههای فرانسه، از جمله خانواده روچیلد، یکی از اولویتهای هیتلر بود.
تابلوی «اخترشناس» در مالکیت این خانواده قرار داشت. عملیات سازمانیافته مصادره آثار هنری ارزشمند را نهادی نازی به نام ستاد عملیاتی رایخسلایتر روزنبرگ انجام میداد. پس از آنکه نیروهای نازی تابلو را تصاحب کردند، علامت کوچکی از صلیب شکسته را روی آن ثبت کردند.
موزه برنامهریزیشده لینتس
هیتلر قصد داشت در شهر لینتس اتریش، زادگاه مورد علاقهاش، موزهای هنری با عنوان «موزه فوهرر» تأسیس کند؛ موزهای که قرار بود مجموعهای کمنظیر از آثار هنری را در خود جای دهد.
او چنان به تابلوی «اخترشناس» علاقه داشت که آن را برای مجموعه خصوصی خود نگه داشت و اجازه نداد هرمان گورینگ، یکی از بلندپایهترین رهبران نازی و از غارتگران عمده آثار هنری، آن را تصاحب کند.
علاقه هیتلر به این تابلو تنها به مهارت ورمیر در بازنمایی موضوع اثر محدود نمیشد. او تصور میکرد این نقاشی میتواند ابزاری تبلیغاتی برای نمایش برتری فکری آلمانیها باشد؛ برداشتی که با ایدئولوژی ملیگرایانه رژیم نازی پیوند داشت.
پنهانسازی در معادن نمکی آلتآوسه
نازیها آثار فرهنگی و تاریخی اروپا را بهطور گسترده غارت کردند و با تشدید بمبارانهای متفقین، برای حفاظت از این غنائم آنها را به مکانهای دور از دسترس منتقل کردند. شماری از آثار هنری ارزشمند به معادن نمکی اتریش، از جمله معدن آلتآوسه، انتقال یافتند.

رهبران نازی نمیخواستند این آثار به دست متفقین بیفتند. در چارچوب دستورهایی که برای نابودی برخی مخفیگاهها در صورت شکست آلمان صادر شده بود، قرار بود معادن نیز تخریب شوند تا آثار نگهداریشده در آنها به دست دشمن نرسند.
بااینحال، گروهی که مأمور اجرای عملیات تخریب معدن آلتآوسه بود، مأموریت خود را عملی نکرد. در نتیجه، آثار هنری پنهانشده در این معدن از نابودی نجات یافتند.
«مردان آثار تاریخی» عنوانی است که به گروهی از متخصصان و نیروهای وابسته به متفقین داده میشد. مأموریت آنها شناسایی، بازیابی و بازگرداندن آثار هنری و اشیای فرهنگی مفقودشده در جریان جنگ جهانی دوم بود. این فعالیتها در چارچوب برنامه آثار تاریخی، هنرهای زیبا و بایگانی متفقین انجام میشد که در سال ۱۹۴۵ شکل گرفت.
این گروه تابلوی «اخترشناس» را در معدن نمکی اتریش پیدا کرد و آن را به خانواده روچیلد در فرانسه بازگرداند.
این تابلو تا امروز نیز علامت صلیب شکسته را در پشت بوم خود حفظ کرده است؛ نشانی از زمانی که بهعنوان بخشی از آثار هنری غارتشده به تصرف نازیها درآمده بود.
