به نقل از برنا/ هنوز آفتاب به قلهها نرسیده که کوله و بیسیمش را برمیدارد و راهی کوه و دشت میشود؛ جایی میان سکوت جنگل و صدای گلوله، میان جادههای طولانی و پاسگاههای دورافتاده. باید مراقب جان طبیعت باشد، حتی وقتی امنیت خودش تضمینشده نیست؛ با تجهیزاتی فرسوده، حقوقی که کفاف زندگی را نمیدهد و خستگیای که گاهی تا خانه و کنار خانواده هم رهایش نمیکند. در روز ملی محیطبان، نگهبانان طبیعت از گوشهوکنار ایران، از دشواریهای شغلی میگویند که با عشق به طبیعت آغاز میشود و با مسئولیتی بزرگ در قبال زندگی و آینده زمین ادامه مییابد.
خدمت به طبیعت با امنیتی که تضمین نمیشود
نزدیک به سه دهه از عمرش را در جنگلها و کوهستانهای غرب کشور گذرانده است. برایش محیطبانی فقط مراقبت از گونههای جانوری و مقابله با شکار غیرمجاز نیست؛ مواجهه مداوم با خطراتی است که گاهی تا مرز از دست دادن جان پیش میروند. میگوید درگیری با متخلفان، بهویژه افرادی که سلاح دارند، بخشی از واقعیت روزمره این شغل است؛ اما حمایتهای پس از حادثه، متناسب با خطرات میدان نیست. این محیطبان از جراحتی میگوید که در جریان درگیری با یک شکارچی متخلف در بدن دارد. از ساچمههایی که در تنش مانده و دشواریهایی که پس از آن تحمل کرده. او میگوید دشواری کار فقط به درگیریهای میدانی محدود نمیشود. پس از هر حادثه، محیطبان باید در مسیرهای قضایی نیز از عملکرد خود دفاع کند و برای توضیح جزئیات مأموریت، بارها در دادگاه حاضر شود. این محیطبان میگوید اثبات شرایط استفاده از سلاح در مناطق دورافتاده، جایی که معمولا شاهدی جز همکاران محیطبان وجود ندارد، به یکی از نگرانیهای جدی نیروهای حفاظتی تبدیل شده است. نیروها هنگام مواجهه با متخلف مسلح، ناچارند در چند لحظه درباره حفظ جان خود و همکارانشان تصمیم بگیرند؛ اما پیامدهای حقوقی این تصمیمها ممکن است مدتها ادامه پیدا کند. از نگاه او، بازنگری در قوانین، حمایت قضایی مؤثر و رسیدگی سریعتر به پروندههای محیطبانان، از ضرورتهای این حرفه است.
تجهیزات فرسوده در برابر مأموریتهای پرخطر
محیطبان ۲۸ سالهای که ۸ سال از عمرش را در دشتهای شرقی ایران سپری کرده، از کمبود امکاناتی میگوید که گاهی انجام سادهترین مأموریتها را دشوار میکند. به گفته او، برخی سلاحهای مورد استفاده نیروها قدمتی بیش از سابقه کارشان دارند و در مواقع حساس ممکن است دچار اختلال شوند؛ مشکلی که در مواجهه با شکارچیان مسلح میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
تجهیزات حفاظتی و ابزار مورد نیازشان نیز، آنطور که او توضیح میدهد، متناسب با شرایط کار در کوه و دشت نیستند. وزن زیاد این تجهیزات، جابهجایی در مسیرهای طولانی را دشوار میکند. خودروها و موتورسیکلتهای فرسوده، هزینههای تعمیر و سوخت آن هم بخش دیگری از دشواریهای این شغل است.
کمبود نیروی انسانی نیز فشار مضاعفی بر محیطبانان وارد کرده است. این محیطبان میگوید در پاسگاه محل خدمتش، شش نفر محیطبان لازم است، اما فقط سه محیطبان وجود دارند. همین باعث شده شیفتهای کاریشان بیش از اندازه مقرر باشد و فشار کاری بیشتری تحمل کنند.
او با اشاره به گستردگی مناطق تحت حفاظت محل خدمتش، تأکید میکند که وقتی شمار نیروها با وسعت عرصههای طبیعی تناسب نداشته باشد، هم کیفیت حفاظت کاهش پیدا میکند و هم فشار کاری بر افراد افزایش مییابد.
۲۵ سال خدمت، با حقوقی که کفاف زندگی را نمیدهد
در جنوب ایران، محیطبانی در آستانه تکمیل آخرین سالهای سابقه کاری خود است. اما حاصل این سابقه هنوز امنیت اقتصادی لازم برای زندگی خانوادهاش را فراهم نکرده است.
او توضیح میدهد که حقوق محیطبانان با توجه به نوع استخدام، سابقه خدمت و شرایط کاری متفاوت است. دریافتی ماهانهاش، با وجود سالها تجربه و مسئولیتهای سنگین، کفاف یک ماه خرج خانه را نمیدهد. از سوی دیگر، شیفتهای طولانی کار فرصت برای داشتن شغل دوم باقی نمیگذارد تا بتواند هزینههای زتدگی خانواده ۴نفرهشان را تامین کند.
دریافتی ماهانه او کمتر از ۴۰ میلیون تومان است و میگوید رساندن این پول به قبض آب و برق و گاز و درمان و دهها مورد دیگر که نیاز یک زندگی ساده است، کافی نیست.
خستگیهایی که درمان نمیشوند
محیطبان ۴۰ سالهای که ۲۰ سابقه خدمت در مناطق شمالی کشور دارد، از روزهایی میگوید که کار در طبیعت جای خود را به تجربههای پرتنش میدهد. او از صدای تیراندازی و احتمال مواجهه با متخلفان مسلح و سختی طبیعت دشت و کوه میگوید که بخشی از نگرانیهای همیشگی محیطبانهاست.
او میگوید تعداد محدود نیروهای مستقر در پاسگاه باعث میشود مسئولیت حفاظت از منطقه بر دوش افراد کمی قرار بگیرد. در برخی مأموریتها، فاصله محیطبان با فرد متخلف به چند متر میرسد؛ موقعیتی که نیازمند تمرکز، آمادگی و توان تصمیمگیری سریع است. تکرار این شرایط، در کنار نگرانی از وقوع حادثه، فشار روانی قابل توجهی ایجاد میکند.
اما سختیهای این شغل با پایان مأموریت تمام نمیشود. این محیطبان توضیح میدهد که برنامه کاری آنها شامل ۲۴ ساعت خدمت و ۴۸ ساعت استراحت است؛ با این حال، فاصله زیاد محل خدمت تا خانه، فرصت استراحت واقعی را از بین میبرد. او گاهی برای رسیدن از خانه به پاسگاه یا بازگشت از آن، ساعتها در جاده است تا به خانه برسد. زمانی که میتوانست صرف بازیابی توان جسمی و دیدار با خانواده شود.
دوری از خانواده، مواجهه مستمر با خطر و تجربه درگیریهای روزانه، به گفته او، بر وضعیت روحی بسیاری از همکارانش اثر میگذارد. با این حال، محیطبانان به خدمات روانشناسی و رواندرمانی متناسب با شرایط شغلی خود دسترسی ندارند؛ خدماتی که میتواند به آنها در مدیریت استرس، کنار آمدن با تجربههای دشوار و پیشگیری از فرسودگی شغلی کمک کند.
او معتقد است همانطور که برای حفاظت از محیطبانان به تجهیزات ایمنی و امکانات عملیاتی نیاز است، سلامت روان آنها نیز باید جدی گرفته شود. از نگاه او، دسترسی به مشاوران متخصص، حمایت پس از حوادث پرتنش و در نظر گرفتن شرایط روحی نیروها در برنامهریزی شیفتها، میتواند بخشی از فشارهای این شغل را کاهش دهد.
روز محیطبان، فرصتی برای شنیدن صدای حافظان طبیعت
حفاظت از طبیعت به حضور نیروهایی وابسته است که در شرایط دشوار، از زیستگاهها و حیاتوحش مراقبت میکنند، اما استمرار این مأموریت، بدون توجه به نیازهای شغلی و انسانی آنها دشوار خواهد بود. تأمین تجهیزات استاندارد، بهبود حقوق و مزایا، رسیدگی به وضعیت بیمه و بازنشستگی، حمایت قضایی و فراهم کردن خدمات روانشناختی، مطالبات صنفی نیستند؛ بخشی از الزامات حفاظت مؤثر از سرمایههای طبیعی کشورند.
