اجتماعی

حضور بموقع گشت پلیس مشهد برای دستگیری زورگیران | تغییر لباس هم متهمان را رستگار نکرد

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۴۶۶۹۳
دو پسر نوجوان هرچند قربانی زورگیری بودند، خودشان را خوش شانس می‌دانستند. حضور بموقع پلیس مشهد سبب نجات آن‌ها از دست زورگیران و دستگیری متهمان شد. دو پسر نوجوان هرچند قربانی زورگیری بودند، خودشان را خوش شانس می‌دانستند. حضور بموقع پلیس مشهد...

به نقل از شهرآرانیوز؛ دو پسر نوجوان هرچند قربانی زورگیری بودند، خودشان را خوش شانس می‌دانستند. آن‌ها از ایستگاه متروی غدیر خارج شده بودند و سلانه سلانه به سمت خیابان فداییان اسلام می‌رفتند که هفت پسر نوجوان و جوان راهشان را بستند. این افراد چند دقیقه قبل هم با آن‌ها چشم در چشم شده و انگار آن‌ها را تعقیب کرده بودند. خیلی زود جدال لفظی بین آن‌ها شروع شد که دو نوجوان از جمع دوستانشان جدا شدند و جلوتر آمدند و با بهانه گیری بیخود و بی جهت، با این پسر‌ها درگیر شدند.

یکی از مهاجمان دست انداخت و گردن بند یکی از پسر‌ها را از دور گردنش پاره کرد؛ دیگری نیز کاپشن زردرنگ چرمی پسر بعدی را به زور از تنش درآورد و خودش پوشید. آن‌ها دست بردار این پسر‌های بی پناه نبودند و‌ می‌خواستند گوشی و دیگر وسایل همراهشان را به زور بگیرند که ناگهان پدیدارشدن نوری، همچون معجزه، دو پسر نوجوان را نجات داد.

متهمان با مشاهده این نور از یکدیگر جدا شدند و پا به فرار گذاشتند. دو پسر نوجوان سر چرخاندند و متوجه شدند خودروی گشت پلیس از پشت سر، به آن‌ها نزدیک می‌شود. پسر‌ها که بغض گلویشان را گرفته بود، به سوی پلیس رفتند. در حالی که هیچ رد و نشانی از متهمان در خیابان دیده نمی‌شد، آن‌ها با اشاره به یک طرف خیابان به مأموران توضیح دادند که هفت پسر راهشان را بسته و با تهدید سلاح سرد آن‌ها را خفت کرده‌اند. با اعلام این موضوع به سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، دستورات تخصصی صادر شد و گروهی دیگر از مأموران این کلانتری، برای پشتیبانی از همکارانشان راهی محل شدند.

کاپشنی که متهم را لو داد

در ادامه دو مال باخته نوجوان، سوار خودروی گشت پلیس شدند تا در خیابان متهمان را شناسایی کنند و هم زمان مشخصات متهمان را برای مأموران بازگو کردند: «آ ن‌ها هفت نفر بودند، اما دو نفرشان جلو آمدند که یکی قدبلند و آن یکی لاغر بود و کاپشن تنش کرده بود. آن‌ها با چاقو داشتند وسایل ما را به زور می‌گرفتند و دست بردار هم نبودند که خدا شما را رساند.»

اظهارات شاکیان در حالی ادامه داشت که مأموران متوجه پرسه زنی پسر نوجوانی در پیاده رو شدند. یکی از مأموران پلیس با اشاره به این فرد از دو نوجوان پرسید: «این پسر با آن‌ها نبود؟» پسر‌ها از شیشه خودروی پلیس به پسر نوجوان نگاه کردند، این فرد کاپشنی پت و پهن و سورمه‌ای به تن داشت؛ همین موضوع موجب شد آن‌ها جواب رد به پلیس بدهند.

اما مأموران با تجربه‌تر از آن بودند که حرف مال باختگان را قبول کنند؛ پلیس که به نوع پوشش پسر در پیاده رو مشکوک شده بود، از خودرو پیاده شد و جلوی فرد مشکوک را گرفت. در حالی که مأموران از او پرس وجو می‌کردند، یکی از افسران کاپشن سورمه‌ای مظنون را کنار زد و متوجه شد که یک کاپشن زرد رنگ چرمی از زیر به تن دارد.

کاپشنی که یکی از مال باخته‌ها آن را شناخت و به پلیس موضوع را اعلام کرد. با دستگیری متهم، مأموران او را به خودروی گشت منتقل کردند و از شاکیان خواستند به کلانتری بیایند.

دستگیری زود هنگام متهمان

متهم که دیگر راهی برای انکار نداشت، مأموران را به آدرس محلی هدایت کرد که با همدستش در آنجا قرار گذاشته بود. مأموران پس از حضور در محل با متهم قدبلندی که دو مال باخته مشخصاتش را داده بودند، مواجه شدند. مأموران این متهم نوجوان را نیز در عملیاتی ضربتی دستگیر کردند و هر دو متهم را به کلانتری انتقال دادند.

شاکیان در مواجهه با متهمان هویت هر نفر را شناسایی کردند، اما نوجوان‌های دستگیر شده منکر هرگونه جرمی بودند. نخستین متهم که رضا نام داشت، با رد اتهاماتش مدعی شد: اصلا نمی‌دانم شاکیان درباره چه صحبت می‌کنند. من داشتم از خیابان عبور می‌کردم که دیدم مرد جوان غریبه‌ای با «نیمچه» آن‌ها را تهدید می‌کند. اما در پاسخ به این سؤال که چرا کاپشن مال باخته نزد او پیدا شده است، سکوت کرد.

پلیس مشهد، متهمان را حین سوزاندن کابل‌های سرقتی دستگیر کرد

در ادامه حتما بخوانید پلیس مشهد، متهمان را حین سوزاندن کابل‌های سرقتی دستگیر کرد

ما قصد دفاع از شاکیان را داشتیم!

متهم دوم نیز که امیر نام داشت، اتهاماتش را انکار کرد. او در اظهاراتی مدعی شد: من و دوستانم در مترو شاکیان را دیدیم که با افرادی کل کل می‌کردند. بعد از آن هم که درگیری شد، دوستم، رضا، جلو رفت. به او گفتم نرو، شر می‌شود، اما گوش نکرد. بعد از آن متوجه شدیم گردن بند شاکیان گم شده است. دو نفر از دوستانم رضا و مصطفی، برای پس گرفتن گردن بند جلو رفتند که یکی از سارقان روی دوستان من چاقو کشید. او به دوستانم حمله ور شد و سپس فرار کرد. بعد از آن بود که ما هم به اشتباه دستگیر شدیم.

هرچند متهمان جرائم خود را منکر می‌شدند، با توجه به مستندات موجود، پرونده آن‌ها تکمیل شد و به دادگاه اطفال و نوجوانان منتقل شدند.