به نقل از برنا ، خرید ۳۲۱ تن طلا توسط بانکهای مرکزی در سهماهه سوم، افزایش ۴۲ درصدی تقاضای این نهادها و ثبت ذخایر تاریخی ۴ هزار و ۲۵۶ تنی صندوقهای ETF نشان میدهد طلا بیش از آنکه صرفاً کالایی برای مصرف یا معامله کوتاهمدت باشد، به ابزاری راهبردی برای مدیریت ریسک و حفظ ارزش داراییها در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
تغییر نقشه تقاضای طلا، پولهای بزرگ جای خریداران خرد را گرفتند
بازار جهانی طلا در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ تصویری متفاوت از رفتار سرمایهگذاران به نمایش گذاشت. حجم تقاضای جهانی با کاهش یکدرصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل به یکهزار و ۳۶۹ تن رسید، اما ارزش دلاری این تقاضا با رشد ۲۲ درصدی به ۱۸۸ میلیارد دلار افزایش یافت.
این اختلاف میان حجم و ارزش، یک پیام اقتصادی مهم دارد؛ افزایش قیمت طلا باعث شده ارزش معاملات حتی در شرایط کاهش مقدار خرید نیز رشد کند. به بیان دیگر، بازار طلا از نظر ارزش مالی بزرگتر شده، اما این رشد لزوماً به معنای افزایش مصرف و خرید فیزیکی نیست.
اتفاق مهمتر در سمت تقاضا رخ داده است. برخلاف دورههایی که خانوارها و سرمایهگذاران خرد با خرید سکه، شمش و مصنوعات طلا موتور اصلی بازار بودند، اکنون بخش مهمی از تقاضا از سوی بانکهای مرکزی و صندوقهای سرمایهگذاری تأمین میشود. ترکیب خریداران تغییر کرده و نهادهایی که با افق بلندمدت و ملاحظات سیاست پولی تصمیم میگیرند، نقش پررنگتری در بازار پیدا کردهاند.
بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی و سایر نهادهای رسمی در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ حدود ۳۲۱ تن طلا به ذخایر خود اضافه کردند؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۲ درصد افزایش داشته و بالاترین خرید فصلی از سهماهه چهارم سال ۲۰۲۴ محسوب میشود. مجموع خرید این نهادها از ابتدای سال تا پایان سپتامبر نیز به ۶۷۵ تن رسیده است.
این ارقام نشان میدهد تقاضای رسمی برای طلا صرفاً واکنشی مقطعی به افزایش قیمت نیست، بلکه بخشی از تغییر راهبرد ذخایر ارزی کشورهاست؛ راهبردی که بر تنوعبخشی داراییها، مدیریت ریسک و کاهش وابستگی به یک نوع دارایی ذخیرهای استوار شده است.
چین و لهستان در صدر خریداران، رقابت پنج کشور برای افزایش ذخایر طلا
بررسی عملکرد پنج کشور چین، لهستان، قزاقستان، ازبکستان و جمهوری چک نشان میدهد افزایش ذخایر طلا به یکی از محورهای مهم سیاستهای پولی در اقتصادهای مختلف تبدیل شده است.
چین در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ با خرید ۶۳ تن طلا در جایگاه نخست خریداران رسمی قرار گرفت. بانک مرکزی این کشور با تداوم خرید طلا تلاش کرده است ترکیب ذخایر خود را متنوعتر کند. اهمیت این سیاست از آن جهت است که چین بهعنوان یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان، در مدیریت ذخایر ارزی و کاهش ریسکهای مالی بینالمللی به دنبال افزایش سهم داراییهای غیرارزی است.
لهستان با خرید ۴۰ تن طلا در رتبه دوم قرار گرفت. این کشور که طی سالهای اخیر برنامه افزایش ذخایر طلای خود را دنبال کرده، در سهماهه دوم نیز ۵۱ تن خریداری کرده بود. ادامه این روند نشان میدهد طلا در سیاست ذخایر لهستان جایگاهی فراتر از یک دارایی سرمایهگذاری پیدا کرده و به بخشی از راهبرد امنیت اقتصادی این کشور تبدیل شده است.
قزاقستان نیز در سهماهه سوم ۱۴ تن به ذخایر طلای خود اضافه کرد. برخورداری از ظرفیت معدنی و تولید طلا، این کشور را در موقعیتی قرار داده است که بتواند از منابع داخلی برای تقویت ذخایر رسمی استفاده کند.
ازبکستان با خرید ۱۴ تن دیگر در جایگاه بعدی قرار گرفت. این کشور نیز به دلیل برخورداری از منابع معدنی و جایگاه طلا در ساختار اقتصادی خود، طی سالهای اخیر توجه ویژهای به مدیریت ذخایر این فلز داشته است.
جمهوری چک نیز پنج تن طلا به ذخایر خود اضافه کرد. اگرچه میزان خرید این کشور در مقایسه با چین و لهستان کمتر است، اما نسبت به اندازه ذخایر اولیه آن قابل توجه محسوب میشود. خرید پنج تن در سهماهه سوم معادل حدود ۶ درصد ذخایر طلای این کشور در ابتدای فصل بوده است.
مجموع خرید اعلامشده این پنج کشور به ۱۳۶ تن میرسد. البته این رقم مربوط به خریدهای ناخالص گزارششده این کشورهاست و با رقم خالص تقاضای رسمی بانکهای مرکزی تفاوت دارد؛ زیرا در محاسبه خالص، فروش طلا از سوی سایر بانکهای مرکزی نیز لحاظ میشود.
نکته مهم آن است که طبق برآورد شورای جهانی طلا، حدود ۶۳ درصد تقاضای رسمی این بخش در سهماهه سوم در آمارهای عمومی کشورها منعکس نشده است. بنابراین، آمار خریدهای اعلامشده تنها بخشی از تحرکات واقعی بانکهای مرکزی را نشان میدهد.
تفاوت راهبرد پنج کشور با دارندگان بزرگ ذخایر طلا
برای درک بهتر تحولات بازار باید میان کشورهایی که از گذشته ذخایر طلای بزرگی در اختیار داشتهاند و اقتصادهایی که در سالهای اخیر به افزایش ذخایر خود روی آوردهاند، تفاوت قائل شد.
آمریکا، آلمان و ایتالیا از جمله دارندگان بزرگ ذخایر رسمی طلا در جهان هستند و بخش مهمی از جایگاه آنها به ذخایر تاریخی بازمیگردد. در مقابل، چین و لهستان در سالهای اخیر با خریدهای جدید تلاش کردهاند سهم طلا را در ساختار داراییهای رسمی خود افزایش دهند.
در واقع، رقابت اصلی تنها بر سر میزان طلای موجود در خزانه بانکهای مرکزی نیست؛ مسئله مهمتر، میزان وابستگی ذخایر ملی به داراییهای ارزی مختلف و توانایی اقتصادها برای مقابله با بحرانهای مالی و سیاسی است.
این تفاوت نشان میدهد سیاست خرید طلا در جهان یک الگوی واحد ندارد. برخی کشورها به دنبال حفظ جایگاه تاریخی خود هستند و برخی دیگر با خرید مستمر، در حال بازسازی ترکیب ذخایر ارزی و افزایش سهم داراییهای فیزیکیاند.
صندوقهای طلا دوباره رکورد زدند، ۲۱۱ تن ورود سرمایه در سه ماه
در کنار بانکهای مرکزی، صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلای فیزیکی نیز در سهماهه سوم نقش مهمی در تغییر مسیر بازار ایفا کردند.
این صندوقها پس از خروج سرمایه در سهماهه دوم، بار دیگر با ورود سرمایه مواجه شدند و در مجموع ۲۱۱ تن طلا به داراییهای خود افزودند. به این ترتیب، مجموع ذخایر طلای صندوقهای ETF به رکورد تاریخی ۴ هزار و ۲۵۶ تن رسید.
بازگشت سرمایه به صندوقهای طلا نشان میدهد
سرمایهگذاران نهادی و صاحبان سرمایههای بزرگ همچنان طلا را ابزاری برای پوشش ریسک و متنوعسازی پرتفوی میدانند.
تفاوت رفتار این دو گروه از اهمیت بالایی برخوردار است. سرمایهگذار خرد معمولاً به قیمت لحظهای، قدرت خرید و امکان نقدشوندگی توجه میکند، اما صندوقهای بزرگ و بانکهای مرکزی با افق زمانی بلندتر، ریسکهای کلان اقتصادی، سیاستهای پولی و تحولات ژئوپلیتیکی را در تصمیمهای خود لحاظ میکنند.
سرمایهگذاران خرد عقب نشستند، افت ۱۹ درصدی خرید شمش و سکه
در سمت دیگر بازار، رفتار سرمایهگذاران حقیقی با بانکهای مرکزی و صندوقهای سرمایهگذاری تفاوت محسوسی داشته است. تقاضای جهانی برای شمش و سکه در سهماهه سوم ۲۰۲۶ با کاهش ۱۹ درصدی به ۲۶۸ تن رسید.
این کاهش نشان میدهد افزایش قیمتها و نبود اطمینان نسبت به مسیر آینده بازار، بخشی از خریداران خرد را به موضع انتظار وادار کرده است. سرمایهگذاران در شرایطی که قیمت طلا در سطوح بالایی قرار دارد، برای ورود به بازار با احتیاط بیشتری تصمیم میگیرند.
با این حال، رفتار بازار چین متفاوت بود و تقاضای شمش و سکه در این کشور با رشد هفتدرصدی همراه شد. این موضوع نشان میدهد حتی در شرایط افزایش قیمتها، تمایل به نگهداری طلای فیزیکی در برخی اقتصادها همچنان وجود دارد.
بازار جواهرات زیر فشار قیمتها، کاهش ۱۷ درصدی تقاضای جهانی
یکی از بخشهایی که بیشترین تأثیر را از افزایش قیمت طلا پذیرفته، صنعت جواهرات است. تقاضای جهانی جواهرات در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ با افت ۱۷ درصدی به ۳۱۳ تن رسید؛ ضعیفترین عملکرد سهماهه سوم در مجموعه دادههای تاریخی شورای جهانی طلا.
این کاهش از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا طلا علاوه بر نقش سرمایهای، ماده اولیه یکی از صنایع مهم اشتغالزا و صادراتمحور جهان است. افزایش قیمت مواد اولیه، هزینه تولید مصنوعات طلا را بالا برده و قدرت خرید مصرفکنندگان را محدود کرده است.
تغییر الگوی خرید نیز یکی از پیامدهای این وضعیت بوده است. مصرفکنندگان به سمت مصنوعات سبکتر، کموزنتر و در برخی بازارها با عیار پایینتر حرکت کردهاند. به این ترتیب، حتی اگر ارزش دلاری معاملات افزایش یابد، حجم واقعی مصرف و تولید میتواند کاهش پیدا کند.
ارزش دلاری تقاضای جهانی جواهرات با وجود افت حجمی به حدود ۴۳ میلیارد دلار رسید. این موضوع بار دیگر نشان میدهد افزایش ارزش معاملات لزوماً به معنای رونق واقعی بازار نیست و باید میان ارزش مالی فروش و حجم واقعی مصرف تفاوت قائل شد.
هوش مصنوعی به کمک تقاضای صنعتی طلا آمد
در میان بخشهای مختلف بازار، فناوری و صنعت الکترونیک عملکرد متفاوتی داشتهاند. تقاضای جهانی طلا در بخش فناوری با رشد سهدرصدی به ۸۵ تن رسید؛ بالاترین سطح فصلی از سهماهه چهارم سال ۲۰۲۱ تاکنون.
در این میان، مصرف طلا در صنعت الکترونیک با افزایش پنجدرصدی به ۷۲ تن رسید. توسعه تجهیزات الکترونیکی، قطعات پیشرفته و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی از عوامل حمایتکننده این روند بودهاند.
طلا به دلیل رسانایی الکتریکی مناسب، مقاومت در برابر خوردگی و قابلیت اطمینان در اتصالات حساس، در بخشهایی از تجهیزات الکترونیکی و فناوریهای پیشرفته کاربرد دارد. گسترش مراکز داده، تجهیزات پردازشی و سامانههای هوش مصنوعی میتواند در بلندمدت تقاضای صنعتی این فلز را تقویت کند.
این بخش از بازار از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا برخلاف تقاضای سرمایهای که ممکن است با تغییر انتظارات نرخ بهره و قیمتها نوسان کند، مصرف صنعتی طلا به توسعه فناوری و نیازهای واقعی زنجیره تولید نیز وابسته است.
تولید معادن رکورد زد، اما بازیافت طلا کاهش یافت
در سمت عرضه نیز بازار با دو روند متفاوت مواجه شد. تولید معادن طلا در سهماهه سوم ۲۰۲۶ با رشد سهدرصدی به یکهزار و ۷۱ تن رسید و بالاترین میزان تولید ثبتشده برای این فصل را به ثبت رساند.
در مقابل، بازیافت طلا با وجود افزایش قیمتها هشت درصد کاهش یافت و به ۳۱۴ تن رسید؛ پایینترین سطح از سهماهه چهارم سال ۲۰۲۳ تاکنون.
این اختلاف رفتاری از منظر اقتصاد عرضه قابل توجه است. انتظار میرود افزایش قیمت طلا، دارندگان مصنوعات و طلای دستدوم را به فروش داراییهای خود ترغیب کند، اما کاهش بازیافت نشان میدهد این رابطه همیشه مستقیم نیست. انتظارات افزایشی و تمایل به نگهداری دارایی میتواند عرضه طلای دستدوم را محدود کند.
در مجموع، عرضه جهانی طلا با کاهش یکدرصدی به یکهزار و ۳۶۹ تن رسید. بنابراین، با وجود ثبت رکورد تولید معادن، افزایش عرضه از مسیر استخراج نتوانسته کاهش بازیافت را بهطور کامل جبران کند.
چرا بانکهای مرکزی به طلا علاقهمند شدهاند؟
افزایش خرید طلا از سوی بانکهای مرکزی را نمیتوان صرفاً با رشد قیمت این فلز توضیح داد. این رفتار ریشه در تغییر نگاه سیاستگذاران پولی به مفهوم امنیت ذخایر دارد.
در ساختار سنتی مدیریت ذخایر، ارزهای معتبر و اوراق قرضه دولتی سهم قابلتوجهی داشتند. اما تحولات سالهای اخیر، از تنشهای ژئوپلیتیکی گرفته تا نوسانات بازار اوراق و افزایش نگرانی درباره بدهی دولتها، اهمیت تنوعبخشی را افزایش داده است.
طلا برخلاف اوراق قرضه، تعهد پرداخت یک دولت یا مؤسسه مالی دیگر نیست و به همین دلیل میتواند در شرایط افزایش ریسک اعتباری و سیاسی، نقش متفاوتی در سبد ذخایر ایفا کند.
البته طلا نیز بدون ریسک نیست. نوسان قیمت، هزینه نگهداری، نبود درآمد بهرهای و دشواری نقدشوندگی در برخی شرایط، از محدودیتهای این دارایی محسوب میشوند. به همین دلیل، سیاست منطقی بانکهای مرکزی معمولاً بر ترکیبی از ارز، اوراق و طلا استوار است، نه جایگزینی کامل سایر داراییها با فلز زرد.
آینده بازار طلا، سه نیروی متضاد در برابر یکدیگر
چشمانداز بازار طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ به تعامل سه عامل اصلی وابسته است.
نخست، سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بزرگ و بهویژه مسیر نرخ بهره آمریکاست. افزایش نرخ بهره و بازده اوراق میتواند هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا ببرد و بخشی از تقاضای سرمایهای را محدود کند.
دوم، تحولات ژئوپلیتیکی و نگرانی درباره وضعیت مالی دولتهاست. افزایش تنشهای سیاسی، بیثباتی اقتصادی و نگرانی درباره پایداری بدهی عمومی میتواند تقاضا برای داراییهای امن را تقویت کند.
سوم، رفتار بانکهای مرکزی و صندوقهای سرمایهگذاری است. اگر خرید رسمی طلا و ورود سرمایه به ETFها ادامه پیدا کند، این دو گروه میتوانند بخشی از ضعف تقاضای جواهرات و خرید فیزیکی سرمایهگذاران خرد را جبران کنند.
شورای جهانی طلا نیز در ارزیابی خود اعلام کرده است که چشمانداز بازار تا پایان سال تحت تأثیر نیروهای متضاد قرار دارد. از یک طرف، افزایش نرخ بهره و انتظارات متغیر تورمی میتوانند مانع رشد قیمت شوند و از طرف دیگر، ریسکهای ژئوپلیتیکی و فشارهای بازارهای مالی ممکن است تقاضا برای طلا را افزایش دهند.
طلا از دارایی خانوارها به ابزار راهبردی اقتصادها تبدیل شد
مجموع تحولات بازار جهانی طلا در سهماهه سوم ۲۰۲۶ یک واقعیت مهم را آشکار میکند: بازار طلا دیگر فقط با رفتار خریداران سکه و جواهرات یا معاملات روزانه سرمایهگذاران خرد تعریف نمیشود.
وقتی بانکهای مرکزی در یک فصل ۳۲۱ تن طلا خریداری میکنند، صندوقهای سرمایهگذاری به رکورد ۴ هزار و ۲۵۶ تن ذخیره میرسند و همزمان تقاضای جواهرات ۱۷ درصد و خرید شمش و سکه ۱۹ درصد کاهش مییابد، مشخص است که ساختار تقاضا در حال تغییر است.
مقایسه چین، لهستان، قزاقستان، ازبکستان و جمهوری چک نیز نشان میدهد افزایش ذخایر طلا به سیاستی مهم میان اقتصادهای متفاوت تبدیل شده است؛ سیاستی که با هدف کاهش ریسک، متنوعسازی داراییها و تقویت پشتوانه مالی دنبال میشود.
برای اقتصاد ایران نیز این تحولات از دو منظر اهمیت دارد. نخست، ضرورت توجه به جایگاه طلا در مدیریت داراییهای خانوار و حفظ ارزش سرمایه در برابر تورم و نوسانات ارزی و دوم، ظرفیت صنعت داخلی طلا و جواهر برای تبدیل تقاضای سرمایهای به تولید، اشتغال و ارزش افزوده.
در چنین شرایطی، صرف افزایش قیمت طلا نمیتواند نشانه رونق اقتصادی این بازار تلقی شود. معیار مهمتر، ترکیب تقاضا، میزان سرمایهگذاری مولد، ظرفیت تولید و توانایی اقتصادها در تبدیل داراییهای ارزشمند به پشتوانه توسعه است.
