سیاسی

بیم‌ها و امیدهای یک توافق موقت/ مذاکرات ایران و آمریکا در سایه تبادل آتش به نتیجه می‌رسد؟

تاریخ انتشار: کد خبر: ۲۸۳۴۲
باوجود تبادل آتش چندباره میان ایران و آمریکا در خلیج فارس، سیگنال‌های دیپلماتیک از واشنگتن و تهران نشان‌دهنده تداوم مذاکرات برای دستیابی به یک تفاهم اولیه است. با این حال، فاصله عمیق انتظارات، اصرار ایران بر پایان جامع جنگ در لبنان، اختلافات...

خبرکده، امیرمحمد حسینی: بامداد چهارشنبه، آسمان خلیج فارس بار دیگر شاهد تلاقی موشک‌ها و پهپاد‌ها بود. تبادل آتشی که در آن، سپاه پاسداران در پاسخ به حملات فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به نفتکش‌های مرتبط با ایران، به کویت، اربیل و بحرین حمله کرد.

با این وجود، در همان ساعاتی که آژیر‌های خطر در کویت و بحرین به صدا درمی‌آمدند و جزیره قشم شاهد انفجار‌های ناشی از حملات آمریکا بود، واشنگتن و تهران سیگنال‌های متفاوتی را روانه پایتخت‌ها می‌کردند.

این یعنی، همزمان با تبادل آتش در میانه آتش‌بس، هیچ‌یک از طرفین تمایلی به یک جنگ تمام‌عیار ندارند، اما در عین حال، توانایی ترسیم خط پایان قطعی برای این تقابل نیز دشوار شده است.

پالس‌های ترامپ درباره توافق

در بحبوحه این تنش‌های نظامی، سخنان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در یک پادکست رسانه‌ای، ابعاد جدیدی از معمای مذاکرات را فاش کرد.

ترامپ با نام بردن مستقیم از آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، تأکید کرد که او صددرصد در روند گفت‌و‌گو‌ها دخیل است و تصمیم نهایی را صادرمی‌کند. ترامپ سپس ابراز تمایل کرد که با رهبر ایران دیدار کند. ادعایی که در تناقض کامل با تهدیدات و ادعا‌های قبلی او بود.

ترامپ با ادعایی مبنی بر پذیرش اولیه ایران برای عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای تلاش کرد تا خود را در مذاکرات پیروز جلوه دهد. این در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی ایران بار‌ها تاکید کردند که در تفاهم اولیه جنگ، هیچ بحثی از برنامه هسته‌ای نیست و این موضوع به مراحل بعدی موکول می‌شود.

گره کور هسته‌ای و فاصله عمیق انتظارات

در سوی دیگر، اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در کنگره، به روشنی تفاوت بنیادین در دیدگاه‌های دو طرف را آشکار می‌کند.

روبیو از احتمال توافق در کوتاه‌مدت سخن می‌گوید، اما شروط واشنگتن را سخت و مشروط می‌داند؛ از لزوم بازگشایی فوری و بی‌قیدوشرط تنگه هرمز گرفته تا حذف اورانیوم با غنای بالا.

در مقابل، نگاه تهران به این معامله کاملاً متفاوت است. برای جمهوری اسلامی ایران، هرگونه مصالحه هسته‌ای یا گشایش در تنگه هرمز باید با رفع دائمی تحریم‌های اقتصادی، برچیده شدن محاصره دریایی و تضمین عدم تجاوز همراه باشد.

برخی تحلیل‌گران بر این باورند که ترامپ به دنبال یک تفاهم‌نامه کوتاه مدت یا یک توافق موقت است تا از آن به عنوان یک برگ برنده سیاسی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و رویداد‌های بین‌المللی نظیر جام جهانی بهره‌برداری کند؛ استراتژی خاصی که پس از تثبیت موقعیت سیاسی، دست واشنگتن را برای حملات نظامی جدید باز می‌گذارد.

 لبنان و اختلاف در جبهه واشنگتن-تل‌آویو

یکی دیگر از پیش‌شرط‌های اصلی تهران، پیوند زدن هرگونه آتش‌بس به توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها، به‌ویژه لبنان است. ایران تأکید دارد که نمی‌توان در خلیج فارس به تفاهم رسید در حالی که ماشین جنگی اسرائیل در جنوب لبنان و بیروت به پیشروی خود ادامه می‌دهد.

در این میان، نشانه‌هایی از اختلاف نظر میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به چشم می‌خورد. در حالی که ترامپ به دلیل هزینه‌های اقتصادی، بحران انرژی و قیمت نفت تمایل دارد بحران خلیج فارس و تنگه هرمز را سریع‌تر حل‌وفصل کند. اما نتانیاهو تداوم وضعیت جنگی را برای بقای سیاسی خود حیاتی می‌بیند و حتی ممکن است از جنگی طولانی با ایران نیز استقبال می‌کند. این گسست راهبردی باعث شده تا آمریکا نتواند تضمین‌های منطقه‌ای لازم را به تهران ارائه دهد و در نتیجه، تصمیم‌گیری نهایی درباره تفاهم‌نامه بار دیگر به تعویق بیافتد.

موانع جنگ؛ از جام جهانی تا انتخابات میان‌دوره‌ای

اکنون زمان به نفع هیچ‌کدام از طرفین پیش نمی‌رود. از یک سو نزدیک شدن به رویداد جهانی جام جهانی فوتبال و از سوی دیگر انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، ترامپ را تحت فشار قرار داده تا ثبات را به بازار انرژی بازگرداند. چراکه پیامد‌های جنگ با ایران اقتصاد اروپا و حتی اقیانوسیه را در بر گرفته است.

بسته ماندن تنگه هرمز به عنوان شریان اصلی انتقال نفت جهان، اگرچه تاکنون منجر به پیش‌بینی‌های آخرالزمانی قیمت بشکه‌ای ۴۰۰ دلار نشده، اما استمرار آن می‌تواند نرخ تورم را در ایالات متحده تحریک کند. به همین دلیل، وزیر خارجه آمریکا مدعی است که هیچ کشوری، حتی چین و روسیه، از مسدود ماندن این آبراه حمایت نمی‌کنند. ادعایی که البته اماواگر‌های بسیار دارد، اما نیاز آمریکا به بازشدن دوباره تنگه هرمز را نشان می‌دهد.

واشنگتن در تلاش است تا با استفاده از اهرم محاصره دریایی و فشار‌های نقطه‌ای، تهران را در موقعیت ضعف قرار داده و وادار به پذیرش امتیازات مکتوب کند، اما اصرار ایران بر مواضع راهبردی خود، این بازه زمانی را به یک میدان جنگ فرسایشی دیپلماتیک تبدیل کرده است.

تفاهم شکننده یا بن‌بست پایدار؟

تعویق یک‌هفته‌ای تصمیم‌گیری از سوی ترامپ نشان‌دهنده آن است که روند تحولات علیرغم خوش‌بینی‌های اولیه، به سختی پیش می‌رود. اما فرصت یک هفته‌ای نیز خیلی زود سر رسیده و بعید نیست که دوباره مذاکرات در تعلیق ادامه پیدا کند.

واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که آمریکا و متحدان او در منطقه به جز اسرائیل، تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار جدید در خاورمیانه ندارد و ایران نیز نمی‌خواهد که دارایی‌های نظامی خود را دوباره در نبرد فرسوده کند. به ویژه آنکه اقتصاد ایران حتی قبل از جنگ نیز با چالش‌های متعددی مواجه بود.

بنابراین، همچنان محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، دستیابی به یک تفاهم شکننده و موقت است؛ نوعی آتش‌بس ناتمام که ممکن است موقتاً قفل تنگه هرمز را باز کند و دسترسی‌های محدودی به دارایی‌های ایران بدهد، اما ریشه‌های اصلی بحران شامل برنامه هسته‌ای را دست‌نخورده باقی خواهد گذاشت.

با این حال، اگر چرخ دنده‌های دیپلماسی تحت تأثیر حملات گسترده‌تر اسرائیل به لبنان یا اشتباه محاسباتی در تبادل آتش میان سنتکام و سپاه از کار بیافتد، تعلیق فعلی می‌تواند به سرعت جای خود را به یک انفجار بزرگ‌تر در منطقه بدهد. جایی که دیگر کانال‌های میانجی‌گری و دیپلماسی به سادگی قادر به مهار آن نخواهند بود.