این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که موضوع معوقات بازنشستگان از ابتدای سال به یکی از مطالبات جدی این قشر تبدیل شده است. مابهالتفاوت ناشی از افزایش حقوق و دیرکرد در بارگذاری احکام جدید، موجب شد پرداختهای مربوط به ماههای نخست سال با تأخیر مواجه شود و بازنشستگان ماهها در انتظار دریافت مطالبات خود بمانند.
ماجرای پرداخت معوقات فروردین، نمونهای روشن از همین روند فرسایشی است. وزارت تعاون اعلام کرده بود پرداخت معوقات از ۹ شهریورماه آغاز میشود و وزیر رفاه نیز بابت تأخیر ایجادشده از بازنشستگان عذرخواهی کرد.
اما فاصله زمانی میان ایجاد طلب و آغاز پرداخت، مسئله اصلی بازنشستگان است. در واقع، مبلغی که باید در ابتدای سال و همزمان با اجرای احکام جدید در اختیار مستمریبگیر قرار میگرفت، به ماههای بعد منتقل شد؛ در شرایطی که هزینههای زندگی، درمان، مسکن و کالاهای اساسی برای بازنشستگان منتظر نمیماند.
گزارشهای منتشرشده در شهریورماه نیز نشان داد که روند پرداخت معوقات فروردین بصورت تدریجی و براساس حروف الفبا پرداخت شد، اما معوقات اردیبهشت همچنان در انتظار تعیین تکلیف قطعی قرار دارد.
مسئله اینجاست که با ورود پرونده فروردین به مرحله پرداخت، انتظار میرفت تکلیف اردیبهشت نیز بدون فاصله زمانی مشخص شود؛ اما اکنون بازنشستگان با وعدهای مواجهاند که زمان اجرای آن مهر یا حتی آبان اعلام شده است.
این یعنی اگر وعده جدید عملی شود، بخشی از مطالبات مربوط به اردیبهشتماه عملاً پس از گذشت حدود نیمسال به دست بازنشستگان خواهد رسید؛ موضوعی که از منظر معیشتی اهمیت زیادی دارد.
از طرفی، مطالبه بازنشستگان فقط «واریز پول» نیست؛ آنها خواهان پرداخت بهموقع و قابل پیشبینی حقوق و مزایا هستند. تأخیر چندماهه در پرداخت مابهالتفاوت حقوق، عملاً قدرت خرید مبلغ معوقه را نیز کاهش میدهد؛ زیرا بازنشستهای که باید این مبلغ را برای هزینههای جاری زندگی، دارو، درمان یا بدهیهای خود مصرف کند، نمیتواند هزینههای چند ماه قبل را با قیمتهای چند ماه قبل پرداخت کند.
راهکاری که وزیر رفاه درباره استفاده از «کیف پول حقوق بازنشستگان» مطرح کرده، در صورت اجرای دقیق میتواند یک تغییر مهم در فرآیند پرداخت باشد؛ چراکه هدف اعلامشده، جلوگیری از طولانیشدن فرآیند و پرداخت مطالبات در یک روز است.
اما پرسش اصلی بازنشستگان این است که مشکل اصلی پرداخت معوقات، فرآیند بانکی است یا تأمین منابع؟
اگر مسئله صرفاً انتقال وجه و فرآیند بانکی باشد، کیف پول میتواند بخشی از مشکل را حل کند؛ اما اگر منابع مالی برای پرداخت مطالبات بهموقع تأمین نشده باشد، تغییر ابزار پرداخت بهتنهایی نمیتواند مشکل را برطرف کند.
از همین منظر، وعده «پرداخت در یک روز» زمانی برای بازنشستگان اطمینانبخش خواهد بود که ابتدا منبع مالی و تاریخ قطعی پرداخت مشخص شود.
در ماههای گذشته، بازنشستگان بارها بر پرداخت معوقات و اصلاح روند پرداخت تأکید کردهاند. حتی در گزارشهای اخیر نیز فعالان صنفی، علاوه بر معوقات، بر افزایش مزایای مزدی و ترمیم قدرت خرید بازنشستگان تأکید کردهاند.
بنابراین اکنون مسئله از یک «معوقه حقوقی» فراتر رفته و به موضوع اعتماد و پیشبینیپذیری معیشت بازنشستگان تبدیل شده است.
بازنشستهای که چند ماه برای دریافت طلب خود منتظر میماند، با هر وعده جدید یک سؤال مشخص دارد: دقیقاً چه روزی پول به حساب من میآید؟
اکنون توپ در زمین وزارت رفاه و بانک رفاه است؛ اگر سازوکار جدید بتواند وعده پرداخت یکروزه را عملی کند، میتواند بخشی از انتقادها نسبت به فرآیند طولانی پرداخت معوقات را کاهش دهد. اما اگر «مهر یا آبان» نیز به یک وعده زماندارِ بدون پرداخت تبدیل شود، مسئله معوقات از یک مشکل مالی به یک بحران اعتماد در نظام پرداخت مستمری تبدیل خواهد شد.
بازنشستگان امروز بیش از هر چیز یک پاسخ روشن میخواهند: معوقه اردیبهشت دقیقاً چه روزی پرداخت میشود؟
