به نقل از ایسنا، اینکه چرا گذشته برای امروز ما تصمیم میگیرد، موضوعی است که باید به آن توجه کرد، چرا که هزینههای هدررفته، هزینههایی هستند که در گذشته پرداخت کردهایم و دیگر قابل بازگشت نیستند. از نظر منطقی این هزینهها نباید در تصمیمگیری درباره آینده نقشی داشته باشند، اما در عمل اینطور نیست. مثلا ممکن است سالها در شغلی بمانیم که برایمان مناسب نیست، فقط چون فکر میکنیم اگر آن را رها کنیم، زمان و انرژیای که گذاشتهایم «هدر رفته» محسوب میشود.
دلیل اینکه رهاکردن مسیر برایمان سخت است، به این برمیگردد که ما همیشه تصمیمهایمان را صرفا براساس منافع آینده نمیگیریم، بلکه احساساتی مثل پشیمانی، گناه و ترس از شکست نیز روی تصمیمهایمان اثر میگذارند؛ مثلا ادامه یک اشتباه، آسانتر از تغییر مسیر به نظر میرسد و ما رهاکردن یک مسیر را شبیه «پذیرفتن شکست» میبینیم، حتی گاهی برای توجیه هزینههای گذشته، ممکن است هزینههای بیشتری در آینده صرف کنیم.
برای رسیدن به یک تصمیم بهتر، میتوانیم از خودمان یک سوال ساده بپرسیم اینکه «اگر امروز برای اولین بار با این انتخاب روبهرو میشدم، با توجه به اطلاعاتی که اکنون دارم، باز هم آن را انتخاب میکردم؟» اگر پاسخ «نه» است، هزینههای گذشته نباید ما را مجبور به ادامه دادن کنند. بهجای اینکه بپرسیم «تا الان چقدر برای این تصمیم هزینه کردهام؟» باید بدانیم گاهی برای اینکه هزینههای قبلی را «هدر رفته» نبینیم، در نهایت پول، زمان و انرژی بیشتری را هدر میدهیم.
البته باید به یاد داشت که رهاکردن همیشه هم درست نیست. ادامه دادن مسیر نیز همیشه اشتباه محسوب نمیشود و گاهی با توجه به شرایط فعلی، ادامهدادن همچنان بهترین انتخاب است. مهم این است که دلیل ادامهدادن، صرفا این نباشد که «تا اینجا آمدهام، پس باید ادامه بدهم» بهتر است از خودمان بپرسیم «از این نقطه به بعد، چه چیزی به دست میآورم و چه چیزی از دست میدهم؟» چرا که معیار سنجش انتخابها، باید شرایط و منافع آینده باشد، نه هزینههای گذشته.
