علیاکبر مصطفیپور، معاون مالی و اداری صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها گفت: همواره تأکید کردهام که منابع صندوق متعلق به نسلهای مختلف اعضای آن است و مدیریت این منابع قبل از هر چیز یک مسئولیت امانتداری است. بازنشسته باید اطمینان داشته باشد که تصمیمات مالی و سرمایهگذاری صندوق با نگاه کوتاهمدت اتخاذ نمیشود و منافع بلندمدت اعضا در مرکز تصمیمگیری قرار دارد. ما باید از مدیریت واکنشی فاصله بگیریم و به سمت مدیریت آیندهنگر حرکت کنیم؛ مدیریتی که مبتنی بر داده، محاسبات اکچوئری، تحلیل ریسک، شفافیت و پاسخگویی باشد.
گفتوگو با علیاکبر مصطفیپور، معاون مالی و اداری صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها در پی می آید:
سؤال: برای شروع، تصویری از صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها و جایگاه آن در نظام بازنشستگی کشور ارائه میکنید؟
صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها یکی از صندوقهای فعال در قلمرو بیمههای اجتماعی و نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی کشور است که مأموریت اصلی آن، تأمین و پرداخت مستمری و ارائه خدمات به جامعه تحت پوشش خود در شبکه بانکی کشور است.
اما اگر بخواهیم با نگاه امروز به صندوقهای بازنشستگی نگاه کنیم، دیگر نمیتوان مأموریت آنها را صرفاً به دریافت کسور و پرداخت مستمری محدود کرد. یک صندوق بازنشستگی در واقع یک نهاد مالی بیننسلی است که باید منابع امروز را بهگونهای مدیریت کند که بتواند تعهدات چند دهه آینده خود را نیز ایفا کند.
بنابراین مفاهیمی نظیر پایداری مالی، تعادل اکچوئری، مدیریت دارایی و بدهی، مدیریت نقدینگی، سرمایهگذاری حرفهای، کنترل ریسک، حکمرانی شرکتی، شفافیت و پاسخگویی، امروز جزء ارکان اصلی مدیریت صندوقهای بازنشستگی هستند.
سؤال: آقای مصطفی پور چرا موضوع صندوقهای بازنشستگی در سالهای اخیر در دنیا تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است؟
صندوقهای بازنشستگی تقریباً در همه کشورهای دنیا با یک مسئله اساسی روبهرو هستند؛ مردم عمر طولانیتری دارند، نرخ باروری در بسیاری از کشورها کاهش پیدا کرده و نسبت جمعیت سالمند به جمعیت در سن کار در حال افزایش است.
نتیجه این تحولات آن است که در بسیاری از نظامهای بازنشستگی، تعداد افرادی که مستمری دریافت میکنند نسبت به کسانی که حق بیمه یا کسور بازنشستگی پرداخت میکنند افزایش مییابد.
این مسئله بهویژه برای نظامهای مبتنی بر پرداخت جاری یا PAYG بسیار مهم است؛ زیرا بخش قابل توجهی از تعهدات بازنشستگان امروز از محل پرداختهای نسل شاغل تأمین میشود.
در مقابل، افزایش امید به زندگی را نباید صرفاً یک «مشکل» تلقی کرد؛ افزایش طول عمر یکی از دستاوردهای مهم توسعه انسانی است. مسئله اصلی این است که ساختار اقتصادی و مالی صندوقها باید با این تحول جمعیتی تطبیق پیدا کند.
به همین دلیل در کشورهای مختلف، اصلاح سن و شرایط بازنشستگی، افزایش دوره اشتغال، توسعه بازنشستگیهای مکمل، افزایش پسانداز بلندمدت، متنوعسازی سرمایهگذاریها و تقویت حکمرانی صندوقها در دستور کار قرار گرفته است.
سؤال: مهمترین مزیت صندوقهای بازنشستگی برای اقتصاد و جامعه چیست؟
صندوق های بازنشستگی حداقل سه کارکرد مهم دارند :
نخست، کارکرد اجتماعی؛ یعنی ایجاد امنیت درآمدی برای فرد پس از پایان دوران اشتغال و کاهش ریسک فقر در دوران سالمندی.
دوم، کارکرد بیننسلی، به این معنا که بخشی از درآمد دوران اشتغال برای تأمین زندگی دوران بازنشستگی سازماندهی میشود.
و سوم، کارکرد اقتصادی و سرمایهگذاری. صندوقهای بازنشستگی در بسیاری از کشورهای دنیا از بزرگترین سرمایهگذاران نهادی هستند. منابع بلندمدت این صندوقها در صورت مدیریت حرفهای میتواند به تأمین مالی بنگاهها، بازار سرمایه، پروژههای زیرساختی و رشد اقتصادی کمک کند. بنابراین صندوق بازنشستگی سالم، هم یک نهاد اجتماعی است و هم یک سرمایهگذار بلندمدت و اثرگذار در اقتصاد.
سؤال: برای ارزیابی سلامت یک صندوق بازنشستگی باید به چه شاخصهایی توجه کرد؟
ارزیابی صندوق با یک شاخص امکانپذیر نیست. باید مجموعهای از شاخصهای مالی، جمعیتی، اکچوئری و سرمایهگذاری همزمان بررسی شود. یکی از مهمترین آنها نسبت پشتیبانی، یعنی نسبت بیمهپردازان یا کسورپردازان به مستمریبگیران است.
شاخص دیگر نرخ جایگزینی است؛ یعنی مستمری فرد چه نسبتی از درآمد دوران اشتغال او را پوشش میدهد. در کنار این دو، باید نرخ بازده واقعی سرمایهگذاریها، جریان نقدی صندوق، ارزش روز داراییها، ساختار سررسید تعهدات، هزینههای اداری، میزان تمرکز پرتفوی، ریسک نقدشوندگی، ریسک بازار، ریسک اعتباری و نتایج مطالعات اکچوئری نیز بررسی شود.
من معتقدم یکی از مهمترین شاخصها، کسری یا مازاد اکچوئری است. صورتهای مالی وضعیت امروز صندوق را نشان میدهند، اما مطالعات اکچوئری به ما میگویند با مفروضات مشخص، تعهدات آینده صندوق چه وضعیتی خواهد داشت.
سؤال: مهمترین چالش صندوقهای بازنشستگی ایران را چه میدانید؟
بخشی از چالشهای ما مشابه روندهای جهانی و بخشی نیز مختص ساختار اقتصادی ایران است.
تغییر ساختار جمعیت، کاهش نسبت پشتیبانی در تعدادی از صندوقها، افزایش دوره دریافت مستمری و تغییرات بازار کار از مسائل ساختاری هستند. اما در اقتصاد ایران، تورم مزمن نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. صندوق باید بتواند ارزش واقعی داراییهای خود را در بلندمدت حفظ کند، در حالی که همزمان تعهدات مستمری نیز تحت تأثیر افزایش سطح عمومی قیمتها قرار میگیرند.
موضوع دیگر، عدم تطابق کامل میان برخی تصمیمات مربوط به مزایا و تعهدات با منابع مالی پایدار آنهاست. هر تصمیمی که تعهد بلندمدتی برای یک صندوق ایجاد میکند، باید قبل از اجرا آثار اکچوئری آن مشخص شود وابستگی بعضی صندوقها به منابع بودجه عمومی، پایین بودن نسبت پشتیبانی، بازده نامتناسب برخی داراییها، تمرکز سرمایهگذاری، بنگاهداری غیرحرفهای و ضعف احتمالی در نظام حکمرانی نیز از موضوعاتی هستند که در سطح نظام بازنشستگی کشور باید مورد توجه قرار گیرند.
سؤال: در چنین شرایطی مزیت صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها چیست؟
نخست، جامعه تحت پوشش صندوق عمدتاً از یک صنعت مشخص یعنی صنعت بانکداری شکل گرفته است. این ویژگی امکان شناخت بهتر جامعه بیمهشده، سوابق خدمتی و اطلاعات مالی و محاسباتی را فراهم میکند.
دوم، ارتباط ساختاری صندوق با بانکهای عضو و امکان پیگیری نظاممند مطالبات و تعهدات اکچوئری بانکهاست.
سوم، برخورداری صندوق از پرتفوی سرمایهگذاری و شرکتهای فرعی و وابسته است که بخشی از منابع لازم برای ایفای تعهدات بلندمدت صندوق را ایجاد می کند.
از سوی دیگر، ظرفیت بالای تخصص مالی، حسابداری، سرمایهگذاری و مدیریت ریسک در شبکه بانکی کشور میتواند پشتوانهای برای حرکت صندوق به سمت مدیریت حرفهایتر باشد.
سؤال: نقش سرمایهگذاری در آینده صندوق چقدر جدی است؟
بسیار جدی است، اما یک نکته را نباید فراموش کنیم: هدف صندوق بازنشستگی صرفاً کسب «بیشترین بازده» نیست، بلکه دستیابی به بازده متناسب با ریسک و تعهدات صندوق است.
ممکن است یک سرمایهگذاری بازده اسمی بالایی داشته باشد، اما نقدشوندگی آن پایین باشد یا ریسک آن با ساختار تعهدات صندوق تناسب نداشته باشد.
بنابراین پرتفوی صندوق باید از منظر بازده، ریسک، نقدشوندگی، تمرکز، افق سرمایهگذاری و همبستگی داراییها بهصورت یکپارچه مدیریت شود.
تنوعبخشی نیز اهمیت زیادی دارد. وابستگی بیش از اندازه به یک صنعت، یک طبقه دارایی یا تعداد محدودی شرکت میتواند ریسک صندوق را افزایش دهد.
سؤال: آقای دکتر مصطفی پور جنابعالی به عنوان معاون مالی واداری صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها بفرمایندکه شفافیت و گزارشگری مالی در صندوقهای بازنشستگی چه نقشی دارند؟
شفافیت برای صندوق بازنشستگی یک انتخاب نیست؛ بخشی از مسئولیت امانتداری است.
ذینفع صندوق باید بداند منابع چگونه مدیریت میشود، داراییها در چه بخشهایی سرمایهگذاری شده، عملکرد سرمایهگذاریها چگونه بوده و وضعیت تعهدات صندوق چیست. به همین دلیل ارتقای کیفیت گزارشگری مالی، تهیه صورتهای مالی جداگانه و تلفیقی، انتشار اطلاعات و حرکت به سمت گزارشهای مدیریتی و تحلیلی را ضروری میدانیم.
گام بعدی نیز میتواند توسعه گزارشگری پایداری باشد. امروز در مدیریت صندوقهای بزرگ دنیا، ریسکهای محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی یا ESG بهتدریج در کنار ریسکهای مالی مورد توجه قرار گرفتهاند؛ زیرا برخی از این ریسکها میتوانند در بلندمدت بر ارزش داراییها و توان ایفای تعهدات صندوق اثرگذار باشند.
سؤال: در حوزه مدیریت ریسک، مهمترین ریسکهای یک صندوق بازنشستگی چیست؟
ریسک صندوق بازنشستگی چندبعدی است.
ریسک اکچوئری، ریسک نقدینگی، ریسک بازار، ریسک اعتباری، ریسک تمرکز سرمایهگذاری، ریسک تورم، ریسک عملیاتی، ریسک فناوری اطلاعات و ریسکهای حاکمیت شرکتی از مهمترین موارد هستند.
حتی ریسک طول عمر نیز اهمیت دارد؛ یعنی اگر متوسط طول عمر مستمریبگیران بیش از مفروضات محاسبات اکچوئری افزایش پیدا کند، ارزش فعلی تعهدات صندوق افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل مدیریت ریسک نباید صرفاً یک واحد سازمانی باشد؛ باید بخشی از فرآیند تصمیمگیری صندوق باشد.
سؤال: با توجه به مسئولیت شما در حوزه مالی و اداری، اولویت اصلی این معاونت چیست؟
اولویت ما ایجاد انضباط و شفافیت مالی و فراهم کردن اطلاعات قابل اتکا برای تصمیمگیری ارکان صندوق است.
بودجهریزی، مدیریت نقدینگی، صورتهای مالی، وصول مطالبات، مدیریت منابع و مصارف، سرمایه انسانی و نظامهای اطلاعاتی باید در نهایت به یک هدف مشترک منتهی شوند: افزایش توان صندوق برای ایفای پایدار تعهدات خود در قبال اعضا و بازنشستگان.
در این نگاه، معاونت مالی صرفاً واحد ثبت رویدادهای گذشته نیست؛ باید بتواند آینده را نیز مدلسازی کند. بودجه، جریان نقدی، سناریوهای تورمی، مطالبات، سرمایهگذاریها و تعهدات باید به زبان عدد تبدیل شوند تا مدیریت بتواند پیش از وقوع مسئله، آثار تصمیمات مختلف را مشاهده کند.
سؤال: اگر بخواهید آینده مطلوب صندوقهای بازنشستگی ایران را در چند محور خلاصه کنید، چه مواردی را نام میبرید؟
من چند محور را اساسی میدانم:
حکمرانی حرفهای و استقلال تصمیمات اقتصادی؛ مطالعات اکچوئری منظم و الزام به بررسی آثار بلندمدت تصمیمات؛ مدیریت یکپارچه دارایی و بدهی؛ سرمایهگذاری حرفهای و متنوع؛ کاهش بنگاهداری غیرضروری؛ ارتقای شفافیت و گزارشگری؛ مدیریت جامع ریسک؛ توسعه زیرساختهای داده و فناوری اطلاعات؛ و در نهایت توجه همزمان به کفایت مستمری و پایداری مالی صندوق. این دو مفهوم باید در کنار هم دیده شوند. صندوقی که از نظر مالی پایدار باشد اما نتواند سطح مناسبی از امنیت درآمدی برای بازنشسته ایجاد کند، به هدف اجتماعی خود نرسیده است؛ همانطور که افزایش تعهدات بدون پیشبینی منابع پایدار نیز در بلندمدت به زیان همان بازنشستگان خواهد بود.
سؤال: جناب آقای علی اکبر مصطفی پور سخن پایانی شما با بازنشستگان و اعضای صندوق چیست ؟
من همواره تأکید کردهام که منابع صندوق متعلق به نسلهای مختلف اعضای آن است و مدیریت این منابع قبل از هر چیز یک مسئولیت امانتداری است. بازنشسته باید اطمینان داشته باشد که تصمیمات مالی و سرمایهگذاری صندوق با نگاه کوتاهمدت اتخاذ نمیشود و منافع بلندمدت اعضا در مرکز تصمیمگیری قرار دارد. ما باید از مدیریت واکنشی فاصله بگیریم و به سمت مدیریت آیندهنگر حرکت کنیم؛ مدیریتی که مبتنی بر داده، محاسبات اکچوئری، تحلیل ریسک، شفافیت و پاسخگویی باشد.
هدف نهایی روشن است: صندوقی توانمند، شفاف و پایدار که بتواند تعهدات خود را نسبت به نسل امروز و نسلهای آینده بهموقع و با اطمینان ایفا کند.این نگاه، از نظر من، مهمترین مسئولیت حرفهای مدیران صندوقهای بازنشستگی است.
