توسعه هنرستان‌ها بدون زیرساخت ممکن نیست؛ وقتی دانش‌آموز پشت درِ هنرستان می‌ماند! – خبرکده
اجتماعی

توسعه هنرستان‌ها بدون زیرساخت ممکن نیست؛ وقتی دانش‌آموز پشت درِ هنرستان می‌ماند!

تاریخ انتشار: کد خبر: ۱۱۷۰۱۶
عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی با انتقاد از سیاست توسعه هنرستان‌ها بدون تأمین زیرساخت‌های لازم، تأکید کرد: وقتی خانواده‌ای برای ثبت‌نام فرزندش به هنرستان... عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی با انتقاد از سیاست توسعه هنرستان‌ها بدون تأمین زیرساخت‌های لازم، تأکید...

به نقل از خبرنگار گروه جامعه آنا، توسعه آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش سال‌هاست در شمار سیاست‌های مورد تأکید نظام آموزشی کشور قرار دارد؛ سیاستی که قرار است از یک‌سو مسیر ورود دانش‌آموزان به دانشگاه را متنوع‌تر کند و از سوی دیگر، با تربیت نیروی انسانی ماهر، پیوند میان آموزش و بازار کار را تقویت کند. با این حال، تحقق این هدف تنها با تعیین سهمیه پذیرش دانش‌آموزان در رشته‌های فنی و حرفه‌ای امکان‌پذیر نیست و پیش از هر تصمیمی، باید به ظرفیت واقعی هنرستان‌ها، امکانات آموزشی و توان تربیت نیروی متخصص توجه کرد.

در شرایطی که از یک طرف بر ضرورت افزایش سهم آموزش‌های مهارتی و هدایت دانش‌آموزان به هنرستان‌ها تأکید می‌شود و از طرف دیگر، خانواده‌ها ممکن است هنگام ثبت‌نام فرزندان خود با محدودیت ظرفیت مواجه شوند، این پرسش جدی مطرح است که آیا زیرساخت‌های موجود پاسخگوی سیاست‌های توسعه‌ای آموزش‌وپرورش هستند؟

علی مهدوی، عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا با اشاره به معضل کمبود ظرفیت هنرستان‌ها، توسعه این مراکز بدون فراهم کردن امکانات موردنیاز را رویکردی اشتباه دانست و گفت: اینکه آموزش‌وپرورش بدون فراهم کردن زیرساخت‌های لازم، صرفاً به دنبال توسعه سنواتی و فشار برای ورود دانش‌آموزان به هنرستان‌هاست، رویکردی اشتباه است.

وقتی مقصد مهارتی دانش‌آموزان، ظرفیت پذیرش ندارد

یکی از چالش‌های مهم در مسیر توسعه آموزش‌های مهارتی، فاصله میان سیاست‌های اعلامی و امکانات اجرایی مدارس است. هدایت دانش‌آموزان به رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای زمانی می‌تواند به نتیجه مطلوب برسد که هنرستان‌ها از ظرفیت پذیرش کافی، کارگاه‌های مجهز، ابزار‌های آموزشی متناسب با رشته‌های تحصیلی و هنرآموزان متخصص برخوردار باشند؛ در غیر این صورت، افزایش تقاضا برای ورود به این مراکز الزاماً به معنای افزایش دسترسی دانش‌آموزان به آموزش باکیفیت نخواهد بود.

مهدوی با اشاره به تجربه خانواده‌هایی که برای ثبت‌نام فرزندان خود به هنرستان‌ها مراجعه می‌کنند، افزود: وقتی خانواده‌ای برای ثبت‌نام فرزندش به هنرستان مراجعه می‌کند و با پاسخ «ظرفیت نداریم» مواجه می‌شود، یعنی ما در برنامه‌ریزی دچار شکاف شده‌ایم.

این مسئله نشان می‌دهد که توسعه آموزش‌های فنی را نمی‌توان صرفاً در قالب افزایش تعداد دانش‌آموزان ورودی به این رشته‌ها تعریف کرد. اگر ظرفیت پذیرش متناسب با تقاضای دانش‌آموزان افزایش نیابد، سیاست هدایت تحصیلی ممکن است در مرحله اجرا با مانع روبه‌رو شود و بخشی از دانش‌آموزان علاقه‌مند نتوانند در رشته موردنظر خود ادامه تحصیل دهند.

از سوی دیگر، ظرفیت هنرستان فقط به تعداد کلاس‌ها و صندلی‌های موجود محدود نمی‌شود. آموزش مهارتی با آموزش نظری تفاوت دارد و کیفیت آن به میزان دسترسی دانش‌آموزان به تجهیزات، امکان تمرین عملی، فضای کارگاهی و آموزش زیر نظر نیروی متخصص وابسته است. بنابراین، حتی اگر ظرفیت ثبت‌نام افزایش پیدا کند، بدون تأمین این امکانات نمی‌توان از تحقق کامل اهداف آموزش مهارتی سخن گفت.

عبور از غول کنکور با بخشنامه و آمار ممکن نیست

مهدوی در بخش دیگری از سخنان خود، تبدیل هنرستان‌ها به یکی از مقاصد اصلی دانش‌آموزان را راهکاری برای کاهش تمرکز بر کنکور و تقویت بازار کار دانست؛ هدفی که تحقق آن مستلزم تغییر نگاه به آموزش‌های مهارتی است.

وی با اشاره به ضرورت فراهم کردن امکانات موردنیاز هنرستان‌ها تأکید کرد: برای اینکه بتوانیم غول کنکور را از سر راه دانش‌آموزان برداریم و بازار کار را رونق دهیم، باید هنرستان‌ها را به مقصد اصلی دانش‌آموزان تبدیل کنیم. اما این کار نیازمند تجهیزات، کارگاه و نیروی متخصص است.

به گفته این عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی، صرف سیاست‌گذاری عددی درباره اینکه چه درصدی از دانش‌آموزان باید در چه رشته‌هایی تحصیل کنند، بدون پشتوانه زیرساختی نمی‌تواند مشکلات کشور را برطرف کند.

این نکته، یکی از محور‌های اساسی در ارزیابی سیاست‌های توسعه هنرستان‌هاست؛ چراکه افزایش سهم آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای زمانی ارزشمند خواهد بود که به افزایش کیفیت یادگیری، کسب مهارت‌های واقعی و آمادگی دانش‌آموزان برای ورود به بازار کار منجر شود.

اگر دانش‌آموزی وارد رشته‌ای مهارتی شود، اما به تجهیزات متناسب با آن رشته دسترسی نداشته باشد یا آموزش عملی کافی دریافت نکند، صرف حضور او در هنرستان نمی‌تواند تضمین‌کننده کسب مهارت باشد. در چنین شرایطی، ممکن است آمار‌های مربوط به هدایت تحصیلی تغییر کند، اما فاصله میان توانمندی فارغ‌التحصیلان و نیاز‌های بازار کار همچنان باقی بماند.

از این منظر، توسعه هنرستان‌ها باید از یک برنامه صرفاً کمی فراتر برود و با برنامه‌ریزی برای تأمین تجهیزات، ارتقای کیفیت آموزش عملی، تربیت و جذب هنرآموزان متخصص و به‌روزرسانی امکانات آموزشی همراه شود.

هنرستان بدون کارگاه، آموزش مهارتی بدون مهارت

کارگاه در هنرستان، صرفاً فضایی جانبی برای تکمیل آموزش‌های نظری نیست؛ بخش مهمی از فرایند یادگیری در رشته‌های فنی و حرفه‌ای در همین محیط شکل می‌گیرد. دانش‌آموز باید بتواند آموخته‌های خود را در عمل به کار بگیرد، با ابزار‌های تخصصی آشنا شود و برای مواجهه با مسائل واقعی محیط کار آمادگی پیدا کند.

به همین دلیل، تجهیز هنرستان‌ها باید متناسب با رشته‌های تحصیلی و نیاز‌های واقعی هر منطقه انجام شود. فراهم کردن امکانات یکسان و بدون توجه به تفاوت رشته‌ها و شرایط بازار کار محلی، لزوماً به تربیت نیروی انسانی متناسب با نیاز‌های اقتصادی منجر نمی‌شود.

همچنین توسعه ظرفیت پذیرش باید با وضعیت فضای آموزشی و امکانات عملی هر هنرستان تناسب داشته باشد. افزایش تعداد دانش‌آموزان در شرایطی که تجهیزات کافی وجود ندارد، می‌تواند فرصت تمرین عملی هر دانش‌آموز را کاهش دهد و کیفیت آموزش را تحت تأثیر قرار دهد.

نیروی انسانی متخصص نیز ضلع دیگری از این معادله است. تجهیزات پیشرفته، بدون حضور هنرآموزانی که توانایی آموزش کار با آنها را داشته باشند، نمی‌توانند به‌تنهایی هدف آموزش مهارتی را محقق کنند. بنابراین، برنامه توسعه هنرستان‌ها باید به‌صورت هم‌زمان به فضای آموزشی، امکانات کارگاهی و تأمین نیروی انسانی توجه کند.

در چنین چارچوبی، مسئله اصلی تنها ساخت هنرستان‌های جدید نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که این مراکز از امکانات لازم برای ارائه آموزش باکیفیت برخوردارند و دانش‌آموزان پس از پایان تحصیل، مهارت‌هایی متناسب با رشته خود کسب می‌کنند.

جهاد تجهیز هنرستان‌ها؛ مسئولیتی فراتر از آموزش‌وپرورش

عضو شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی، راه برون‌رفت از معضل کمبود ظرفیت و امکانات هنرستان‌ها را شکل‌گیری یک عزم ملی دانست و گفت: امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به دانش‌آموختگان مهارتی نیاز دارد. برای این منظور، باید یک جهاد برای تکمیل و تجهیز هنرستان‌ها در کشور راه بیفتد.

این پیشنهاد بر ضرورت مشارکت مجموعه‌ای از نهاد‌ها در توسعه آموزش‌های مهارتی تأکید دارد. اگرچه آموزش‌وپرورش متولی اصلی سیاست‌گذاری و اداره مدارس است، اما تأمین همه نیاز‌های زیرساختی هنرستان‌ها، به‌ویژه در حوزه تجهیزات تخصصی و فناوری‌های موردنیاز رشته‌های فنی، می‌تواند به مشارکت مجموعه‌های دیگر نیز نیاز داشته باشد.

مهدوی در همین زمینه، کمک خیرین مدرسه‌ساز، همراهی سازمان‌های مرتبط با نیاز به نیروی انسانی ماهر و اتخاذ تصمیمات قاطع در هیئت دولت را از راهکار‌های تحقق این هدف برشمرد.

وی افزود: این امر با کمک خیرین مدرسه‌ساز، همراهی سازمان‌های مرتبط که نیازمند نیروی انسانی ماهر هستند و تصمیمات قاطع در هیئت دولت امکان‌پذیر است.

ورود خیرین به حوزه تجهیز و تکمیل هنرستان‌ها می‌تواند در کنار ساخت فضا‌های آموزشی، بخشی از نیاز‌های عملی این مراکز را نیز پوشش دهد. از سوی دیگر، سازمان‌ها و مجموعه‌هایی که برای فعالیت‌های خود به نیروی انسانی ماهر نیاز دارند، می‌توانند در شناسایی نیاز‌های مهارتی، پشتیبانی از آموزش‌های عملی و کمک به فراهم شدن تجهیزات متناسب با رشته‌های موردنیاز نقش‌آفرینی کنند.

با این حال، مشارکت این مجموعه‌ها زمانی اثربخش خواهد بود که در قالب برنامه‌ای مشخص و هماهنگ انجام شود؛ برنامه‌ای که در آن، نیاز‌های هر منطقه و هنرستان شناسایی شود، اولویت‌های تجهیز مشخص باشد و منابع مالی و امکانات به‌صورت هدفمند به مراکز نیازمند اختصاص یابد.

آینده شغلی دانش‌آموزان از مسیر زیرساخت می‌گذرد

توسعه هنرستان‌ها تنها موضوعی مرتبط با ساختار آموزش‌وپرورش نیست؛ این مسئله با آینده تحصیلی و شغلی دانش‌آموزان و همچنین نیاز‌های بازار کار ارتباط مستقیم دارد. آموزش مهارتی باکیفیت می‌تواند مسیر‌های متنوع‌تری پیش روی دانش‌آموزان قرار دهد و امکان کسب تخصص‌های کاربردی را برای آنان فراهم کند، اما این هدف بدون برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری متناسب محقق نمی‌شود.

مهدوی با تأکید بر آثار فراهم شدن زیرساخت‌های لازم گفت: اگر زیرساخت فراهم باشد، هم رغبت دانش‌آموزان به رشته‌های فنی افزایش می‌یابد و هم آینده شغلی آنها تضمین خواهد شد.

البته فراهم شدن زیرساخت، شرط ضروری توسعه آموزش مهارتی است، اما تضمین اشتغال فارغ‌التحصیلان به عوامل دیگری نیز بستگی دارد؛ از جمله تناسب رشته‌های تحصیلی با نیاز‌های بازار کار، کیفیت آموزش عملی، ارتباط هنرستان‌ها با محیط‌های واقعی کار و امکان به‌روزرسانی مهارت‌ها متناسب با تحولات فناوری.

از این رو، برنامه‌ریزی برای توسعه هنرستان‌ها باید با شناخت دقیق‌تری از نیاز‌های اقتصادی و مهارتی کشور همراه شود تا دانش‌آموزان نه‌تنها امکان ورود به این مراکز را داشته باشند، بلکه پس از پایان تحصیل نیز از مهارت‌های موردنیاز برای فعالیت حرفه‌ای برخوردار باشند.

در نهایت، مسئله توسعه هنرستان‌ها را نمی‌توان به افزایش ظرفیت ثبت‌نام یا تعیین سهم آموزش‌های فنی در نظام آموزشی تقلیل داد. تا زمانی که کمبود فضای آموزشی، تجهیزات کارگاهی و نیروی متخصص برطرف نشود، افزایش تقاضا برای ورود به هنرستان‌ها ممکن است همچنان با محدودیت‌های اجرایی مواجه باشد.

آنچه مهدوی بر آن تأکید می‌کند، ضرورت عبور از سیاست‌گذاری عددی و حرکت به سمت تأمین زیرساخت‌های واقعی آموزش مهارتی است؛ مسیری که تحقق آن به برنامه‌ریزی منسجم آموزش‌وپرورش، مشارکت خیرین، همراهی نهاد‌های نیازمند نیروی انسانی ماهر و تصمیم‌گیری مؤثر در سطح دولت وابسته است.

هنرستان زمانی می‌تواند به مقصدی جذاب و مؤثر برای دانش‌آموزان تبدیل شود که ورود به آن به معنای دسترسی به آموزش باکیفیت، امکانات عملی و مهارت‌های قابل استفاده در بازار کار باشد؛ در غیر این صورت، تأکید بر توسعه آموزش‌های مهارتی، بدون فراهم کردن مقدمات لازم، بیش از آنکه راه‌حل باشد، صورت مسئله را به آینده موکول خواهد کرد.