همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: عرفان خسروی، دیرینهشناس و جانورشناس، در پیامی که در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده، از این یافته خبر داده است. او در گفتوگو با همشهری درباره دلایل خودداری از انتشار جزئیات توضیح داد: هنوز بررسیهای علمی درباره ردپاهای تازهشناساییشده به پایان نرسیده است. انتشار شتابزده اطلاعات و نتیجهگیریهایی که هنوز ارزیابی تخصصی نشدهاند، ممکن است به برداشتهای نادرست از اهمیت و ماهیت یافتهها منجر شود. از سوی دیگر، اعلام جزئیات محل کشف و هویت افرادی که این آثار را شناسایی کردهاند، میتواند امنیت محوطه و اشخاص مرتبط با آن را در برابر تخریبکنندگان آثار طبیعی، سودجویان و قاچاقچیان فسیل به خطر بیندازد.
خسروی که یکی از پژوهشگران ردپاهای تازهشناساییشده است، تاکید کرد: برخلاف آنچه ممکن است از اخبار ثانویه و خبرسازیهای منتشرشده برداشت شود، او کاشف این ردپاها نیست و صرفا برنامهریزی پژوهشی را بر عهده دارد که درباره این یافته در حال انجام است.
او با اشاره به اینکه تاکنون در حدود ۱۰ تا ۱۱ نقطه از ایران ردپاهای دایناسورها شناسایی یا گزارش شده و در برخی از این مناطق مجموعههایی شامل چندین ردپا وجود دارد، توضیح داد که تجربه پژوهشهای پیشین نشان داده است اعلام محل دقیق کشف و هویت یابندگان، پیش از تکمیل بررسیها و فراهمشدن شرایط لازم برای حفاظت از محوطه، میتواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد.
خسروی در توضیح مخاطرات حفاظت از آثار فسیلی گفت: انتشار پیام او در شبکه اجتماعی ایکس، که با هدف جلب حمایتهای مالی کوچک برای این پژوهش علمی صورت گرفته بود، توجه افرادی را نیز جلب کرد که در پی یافتن محل کشف و احتمالا بهرهبرداری شخصی از آن هستند. به گفته او، این مسئله تازگی ندارد و پژوهشگران دیرینهشناسی مهرهداران در ایران نزدیک به سه دهه است که با مشکلات مشابهی روبهرو هستند.
او توضیح داد که گاهی افراد بهاشتباه تصور میکنند وجود فسیل در یک منطقه نشانهای از وجود گنج یا اشیای ارزشمند مدفون است. گروهی دیگر نیز ممکن است با هدف فروش فسیلها به محوطههای طبیعی آسیب بزنند. این در حالی است که چنین آثاری بخشی از میراث طبیعی کشور به شمار میروند و حفاظت از آنها اهمیت علمی و عمومی دارد. مسئولیت قانونی نهادهای متولی حفاظت از این آثار نیز مستقل از انتشار نتایج پژوهش است.
دشواری تامین هزینههای پژوهش
خسروی در توضیح مشکلات مالی پژوهشهای دیرینهشناسی گفت: بررسی ردپاهای دایناسورها، برخلاف تصور عمومی، تنها به پیدا کردن یک اثر و عکسگرفتن از آن محدود نمیشود. مطالعه چنین محوطهای مستلزم حضور چند پژوهشگر در محل، صرف چندین روز برای بررسی میدانی، نقشهبرداری از ردپاها، اندازهگیری ویژگیهای آنها و ثبت دقیق اطلاعات است.
به گفته او، یکی از بخشهای مهم این پژوهش، ثبت ساختار سهبعدی ردپاهاست. شکل و عمق فرورفتگیها و جزئیات تماس پا با بستر رسوبی میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه حرکت جانور و برهمکنش پا با رسوبات در اختیار پژوهشگران قرار دهند. برای ثبت این اطلاعات میتوان از روشهایی مانند فتوگرامتری و، در صورت مناسببودن شرایط حفاظتی و فنی، قالبگیری از سطح ردپاها استفاده کرد. انجام این فعالیتها به تجهیزات، مواد مصرفی، نیروی پژوهشی و امکانات میدانی نیاز دارد و طبیعتا هزینهبر است.
خسروی توضیح داد که در گذشته قسمتی از هزینه این پژوهشها از محل اعتبارات دانشگاهی و حمایتهای پژوهشی تأمین میشد و در اغلب موارد نیز پژوهشگران شخصا بیشتر هزینهها را پرداخت میکردند؛ اما اکنون تأمین مالی به این شیوهها بسیار دشوارتر شده است.
او افزود که فاصله میان توان مالی شخصی پژوهشگران و هزینههای واقعی تحقیقات میدانی چنان افزایش یافته که دیگر نمیتوان مانند گذشته به منابع شخصی اتکا کرد. به همین دلیل، پژوهشگران ناچارند راههای دیگری برای تأمین هزینهها، از جمله جذب حامیان مالی و مشارکت داوطلبانه علاقهمندان به علم، جستوجو کنند.
وقتی کسی ردپایی پیدا میکند، چه باید کرد؟
این دیرینهشناس در پاسخ به پرسشی درباره سازوکار شناسایی و بررسی آثار فسیلی در کشور و اینکه فرد یابنده باید موضوع را به چه نهاد یا مجموعهای اطلاع دهد، توضیح داد: در عمل، معمولا فردی که اثری را پیدا میکند، ابتدا موضوع را با اشخاص مورد اعتماد خود در میان میگذارد. اگر این اطلاعات به دست افراد سودجو یا فروشندگان غیرمجاز فسیل نیفتد، ممکن است در نهایت به پژوهشگری برسد که در زمینه مربوط فعالیت میکند و توانایی بررسی علمی یافته را دارد. متأسفانه با وجود سالها فرهنگسازی هنوز بسیاری از افرادی که با چنین آثاری روبهرو میشوند، یا به امید کشف گنج و رسیدن به ثروت آنها را کتمان میکنند، یا آثار طبیعی یافتهشده سر از کلکسیونهای شخصی درمیآورند. در عوض افراد زیادی هم مدام از متخصصان فسیلشناس درباره کشف گنج پرسوجو میکنند و عدهای هم سنگهای بیارزش را به عنوان فسیل به دیگران نشان میدهند و به اصطلاح خود را فسیلشناس تجربی (اما در حقیقت خیالاتی) مینامند.
خسروی درباره نخستین اقدام پژوهشگران پس از دریافت چنین گزارشی گفت: نخستین وظیفه پژوهشگر، بررسی اصالت و ماهیت اثر است. باید احتمال داد که نمونه گزارششده اصلا ردپای فسیلی نباشد، ساختگی باشد یا به نمونهای تعلق داشته باشد که پیشتر شناسایی و مطالعه شده است. پس از بررسیهای اولیه و در صورت تأیید اصالت و اهمیت علمی اثر، مراحل مستندسازی و پژوهش تخصصی آغاز میشود.
او تاکید کرد که هدف پژوهشگران از بررسی ردپاهای دایناسورها، ثبت و مطالعه اطلاعات علمی آنهاست، نه خارجکردن آثار از محل کشف. به گفته او، پژوهشگران قصد ندارند چیزی را از محوطه جدا کنند یا بهعنوان یادگاری بردارند. از سوی دیگر، جابهجایی صخرهای چنددهتنی بدون تخریب آن، حتی با ماشینآلات سنگین امکانپذیر نیست. بااینحال، بزرگی و وزن صخره به معنای مصونبودن آن از تخریب نیست و همواره عدهای هستند که مذبوحانه تلاش میکنند تکهای از آن را بهعنوان یادگاری از دنیای دایناسورها جدا کنند.
سرنوشت ردپاهای قدیمی دایناسورها در ایران
خسروی با اشاره به سرنوشت برخی از آثار پیشین گفت: یکی از نخستین مجموعههای ردپای دایناسورها در ایران در اواخر دهه ۱۳۴۰ شناسایی و در اوایل دهه ۱۳۵۰ گزارش شد و تا حدود سی سال بعد هم سرجایش بود، اما با گسترش پدیدههایی مثل فسیلشناسهای خیالاتی و گردشگری غیرمسئولانه و داستانپردازیهای دروغین، بخشی از آثار آن در سالهای بعد آسیب دید یا تخریب شد.
او توضیح داد که در مواردی، ردپاها شکسته و قطعات آنها پراکنده یا ناپدید شدهاند، بیآنکه بتوان با اطمینان درباره انگیزه عاملان تخریب اظهارنظر کرد. این تجربه نشان میدهد که حتی آثار فسیلی موجود بر صخرههای بزرگ نیز ممکن است بر اثر مداخلات انسانی از بین بروند.
خسروی تاکید کرد که از همین رو، اطلاعرسانی درباره یافتههای تازه باید با ملاحظات حفاظتی همراه باشد و انتشار موقعیت دقیق محوطهها نباید خطر تخریب یا دسترسی غیرمجاز به آنها را افزایش دهد.
چرا نباید درباره یافتههای تازه شتابزده اظهارنظر کرد؟
خسروی با تاکید بر ضرورت رعایت ملاحظات حرفهای در اطلاعرسانی درباره یافتههای علمی گفت: تا زمانی که بررسیهای مربوط به ردپاهای تازه تکمیل نشده است، نباید درباره هویت جانوران ایجادکننده ردپاها، سن زمینشناختی لایههای حاوی آنها، ویژگیهای مسیرهای حرکتی یا دیگر جزئیات علمی اظهارنظر قطعی کرد.
او توضیح داد که انتشار شتابزده اطلاعات پیش از چاپ مقاله علمی و گردآوری شواهد کافی و ارزیابی تخصصی، میتواند برداشتهای نادرست و انتظارات غیرواقعبینانهای ایجاد کند.
به گفته او، حتی تشخیص اینکه یک فرورفتگی واقعا ردپای دایناسور است یا نه، و اینکه در صورت تأیید، به چه گروهی از دایناسورها تعلق دارد، ممکن است مستلزم مطالعات دقیق ریختشناختی، زمینشناختی و مقایسهای باشد. بنابراین پیش از تکمیل پژوهش نمیتوان درباره این موارد با قطعیت سخن گفت.
مستند «اتنبرو و دایناسور غولپیکر» با حضور سر دیوید اتنبرو در سال ۲۰۱۶، پیش از انتشار توصیف رسمی دایناسوری ساخته شد که بعدها با نام علمی Patagotitan mayorum معرفی شد. او توضیح داد که این جانور در آن مستند و در زمان معرفی عمومی، بهعنوان یکی از مدعیان عنوان بزرگترین دایناسور شناخته میشد، اما برآوردهای مربوط به ابعاد و جرم آن در پژوهشهای بعدی مورد بررسی و بازنگری قرار گرفت و این موضوع که مورد تاکید اتنبرو هم قرار گرفته بود، در عمل نادرست از آب درآمد. به گفته خسروی، این نمونه نشان میدهد که حتی درباره کشفیات مهم و واقعی نیز ممکن است پیش از تکمیل مطالعات، ادعاهایی مطرح شود که بعدها نیازمند اصلاح یا دقیقترشدن باشند.
اهمیت انتشار نتایج در نشریات علمی
خسروی در پایان با اشاره به ضرورت انتشار نتایج پژوهش در نشریات علمی داوریشده گفت: پژوهشگران پس از گردآوری و تحلیل دادهها، نتایج خود را در قالب مقالهای علمی به یک نشریه تخصصی ارائه میکنند. سردبیر نشریه، در صورت مناسبدانستن مقاله برای بررسی، آن را برای داوران متخصص میفرستد تا روشها، شواهد، تحلیلها و نتیجهگیریهای آن را ارزیابی کنند.
او توضیح داد که شیوههای مختلفی برای داوری علمی وجود دارد و گاهی حتی هویت داوران نامشخص است و پنهان میماند. آنچه اهمیت دارد، ارزیابی تخصصی شواهد و استدلالهای پژوهش است.
خسروی تاکید کرد که خبررسانی عمومی، هرچند برای آگاهی جامعه از یافتههای علمی اهمیت دارد، نمیتواند جایگزین پژوهش تخصصی و ارزیابی علمی نتایج شود. به همین دلیل، درباره مجموعه تازهشناساییشده ردپاهای دایناسورها نیز اولویت فعلی، حفاظت از محوطه، ثبت اطلاعات و تکمیل بررسیهای علمی است.
